میخواهم زنده بمانم
Kanalga Telegram’da o‘tish
روزمرگیهای یک جنگجوی تنها و مغلوب. 🦋🍂🪷🪴🐋🥑🪐🌙🌧🌂🌊🪶🎧📚 http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
355
Obunachilar
-324 soatlar
-37 kunlar
-330 kunlar
Postlar arxiv
خطاب به خودم:
تا کی میخوای منتظر بمونی که شاید روزی کسی پیدا بشه و تو رو همونطور که هستی بپذیره و دوستت داشته باشه؟ خودت کم کسی نیستی! تو به عشق خودت لایقتری!
Repost from غرق در افکار
#ماه در دل تنهایی من، تنها کسیست که هر شب میآید، بیآنکه قول ماندن بدهد...
نیاز دارم بغل بشم! نیاز دارم به بوسیده شدن!
مستقل بودن و تنهایی دویدن و یکنفره جلو بردنِ همهچیز، به معنای سنگ بودن نیست! نگو اون قویه طوریش نمیشه! طوریم میشه! طوریم شده!
نیاز دارم نازم کشیده بشه! نیاز دارم با نوازش، زمختی روحم رو نرم کنی! نیاز دارم بگی دوستت دارم. بلند!
نیاز دارم بگی قربونت برم! طوری که حرف (ر) تشدید داشته باشه! نیاز دارم بگی قشنگ شدی. بگی جون بابا! از همین حرفهایی که بقیه پُزِ شنیدنش رو میدن!
من همهی زندگیمو دویدم! میونِ این همه مدلِ دلبر؛ من یه مدلِ سادهی نابلدِ دلنَبَرَم! اما تو ببین منو! بذار حس نکنم کمام! بذار حس نکنم لای غبارِ جنگِ زندگی، گمشدم و فراموش! بذار باورکنم بعد از این همه سختی، سزاوار دوست داشته شدنام.
_علی سلطانی
Repost from ابریکوچولو☁️
هنوزم ته دلم باور دارم یه روزایی از راه میرسن که همهی خستگیهای این روزا رو جبران میکنن. فعلا امیدمو لابهلای ابرها، عطر چای و جملههای قشنگ کتابا پیدا میکنم.
اگر مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک( PCOS) هستید ،
لطفا چند دقیقه وقت بذارید و این پرسشنامه رو پر کنید.مشارکت شما کمک بزرگی به پژوهش روانشناختی دوست من و در نهایت به زنان خواهد کرد.
پاسخ های شما کاملا محرمانه است و نیازی به درج اطلاعات هویتی نیست.
پیشاپیش از همکاریتون خیلی ممنونم🌷
https://survey.porsline.ir/s/LheHFVHX
Repost from آن؛
«من را امروز باید بفهمید؛
زیرا که من کتاب نیستم
من اگر بمیرم،
دیگر کسی نمیتواند مرا بخواند.
مجبورم تا وقتی که زندهام،
فهمیده شوم.»
- اُعوز آتای؛ فارسیِ سیامک تقیزاده.
| آن؛ نشسته در بهمن.
و من هم کاملا اتفاقی اون روز رو.
و فکر میکنم به سوال اخوان اونجا که میگه: ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟
و میدونم که نیست اما نگاهِ من و نگاهِ تو که از شوق گیر میکنه به زلف آسمون، شاید.
ممنونم ازت و ببخشید که دیر دارم پاسخ میدم
فقط اگر در درون خودم محبت و نوازش وجود میداشت، نوازش تو میتوانست کمکم کند. اما در درون من از اینها هیچ خبری نیست. اگر غرق میشدم، فقط به خودم نگاه میکردم، اما برای نجات خودم یک انگشت هم تکان نمیدادم.
[قطره اشکی در اقیانوس؛ مانس اشپربر؛ روشنک داریوش]
