میخواهم زنده بمانم
Kanalga Telegram’da o‘tish
روزمرگیهای یک جنگجوی تنها و مغلوب. 🦋🍂🪷🪴🐋🥑🪐🌙🌧🌂🌊🪶🎧📚 http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
551
Obunachilar
+224 soatlar
+117 kun
+8630 kun
Postlar arxiv
Here I go again, it's time for me to fade away.
I'm out of here I go again, I've lost the game
And no one is to blame...
خواهم که به خلوتکدهای از همه دور
من باشم و من باشم و من باشم و من...
_مهدی اخوانثالث
پنهونکاری از من خوشگله؟! کجای کاری عزیزم! اضطراب من اونقدر بالاست که قبل از اینکه تو فکرتو عملی کنی، همه چیو برام مجسم کرده و تو در نهایت فقط یکی از فکرهای منو تایید میکنی.
فکر میکنم داستان همهی آدم بدها توی انیمیشن ها و فیلمها هم همینو میخواد بهمون بگه. که همه محصول یه جامعه هستیم، اما هیچوقت قرار نیست انتقام رنجی که چشیدیم رو از بقیه بگیریم.
چیه این شب! که به همه چیز یه روی دیگه، یه وزن دیگه میده. یهو به خودت میای و میبینی دردی که فکر میکردی ازش عبور کردی، جوری روی دلت سنگینی میکنه که با یه ضربهی آروم از پا میافتی.
زندگی گاهی اونقدر غیرقابل پیشبینی و پرابهامه که تو به نیتِ یخ در بهشت میری بیرون، اما با بستنی قیفی از بستنی فروشی برمیگردی. متوجه منظورم میشی؟
یه وقتهایی کلی برای چیزی تلاش میکنی، اما نمیشه و تو مجبور میشی انتخابت رو تغییر بدی و سعی کنی لذتهای انتخاب جدیدت رو پیدا کنی.
نوشته بود: "من اون حرفتو هضم کردم و باهاش کنار اومدم ولی الان وسط فکرام دوباره بهش برخوردم و دیدم تو کتم نرفته."
جنابِ اردیبهشتی، منم همینطور...
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
تو مجموعِ اتفاقاتی که برات افتاده نیستی؛ تو کسی هستی که از بین همهی اون اتفاقها عبور کرده. معنای تو با چیزهایی که برات اتفاق افتاده تعریف نمیشه. یه اتفاق بد، یک تجربهی بده، نه اینکه تو آدم بدی باشی.
