گلسیب
Kanalga Telegram’da o‘tish
گاهی او شعر میگوید و گاهی شعر او را.
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
247
Obunachilar
+724 soatlar
+327 kunlar
+3230 kunlar
Postlar arxiv
248
بعضی آدمها هرچقدر بیشتر صحبت میکنن آدم بیشتر محتاجِ شنیدنشون میشه، یکی از اونها آقای رشید کاکاونده، من سیر نمیشم از شنیدن حرفهاش.
248
+8
محض سرگرمی، در حال عکس گرفتن از جزئیاتِ اتاق ریحانه بودم، وسطاش شک کردم که نکنه تو ست فیلمبرداری فرندزم؟
248
عزیزم میشه لطفاً لوکیشن بدی از جایی که هستی تا سریع خودم رو برسونم؟ چون:
هرجا تو باشی باغهای توت آنجاست، دریا و نان و معدنِ یاقوت آنجاست، آباش شراب و پارهٔ مهتاب ناناش؛
هرجا تو باشی خوشبهحالِ مردمانش!
1:07
248
اصلاً هرکسی به عمق این فحاشیها فکر کنه نمیتونه بیانش کنه، کلمهی «مادر» رو چطوری کنارِ اونجور کلمهها میشه قرار داد؟ مثلا مادر فلان؟ مادر چی؟ مادر عشق، مادر زندگی، مادر دار و ندار!
248
این آهنگ رو که گوش میدم یاد این دو بیت شعری که نوشتم میفتم:
«مانند غزالی ز فرار از پی صیاد
هر سوی دویدم نبرم دین و دل از یاد
آخر که زدی تیر کمان را به مرادت
گفتی که تفو بر تو و این لحمِ جَمادت»
248
Repost from نباید ساکت میماندیم
یکی از نشونههای بزرگسالی اینه که کمتر دربارهی بقیه اظهارنظر میکنی چون همیشه یه صدایی توی سرت میگه " خودت کی هستی که بخوای بقیه رو قضاوت کنی؟".
248
روزی که خونهای برای من باشه، در حالی که نور آفتاب خوابیده روی فرشش و عطرِ چای دارچینی و کلوچهها توی هواش داره میلوله، قطعاً اون لحظه علیرضا افتخاری داره پخش میشه.
248
دلا یاران سه قسمند گر بدانی
زبانی اند و نانیاند و جانی
به نانی نان بده از در برانش
محبت کن به یاران زبانی
ولیکن یارِ جانی را نگه دار
به پایش جان بده تا میتوانی
248
یکی از دلایلی که بچهها رو زیاد بغل میکنم اینه که وقتی روی شونهم خوابشون میبره و سنگینیِ اون اندک وزنشون رو میندازن روم، احساس میکنم در عوضش بارِ تمام غصههام از روی دوشم برداشته میشه.
