گلسیب
رفتن به کانال در Telegram
گاهی او شعر میگوید و گاهی شعر او را.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
437
مشترکین
+624 ساعت
-17 روز
+9530 روز
آرشیو پست ها
438
اینکه کسی مراقبت باشه تا زمین نیفتی، ارزشمنده. اما ارزشمندترین بخشِ حضورِ کسی، مربوط به زمانیه که زمین میافتی و جای یادآوریِ سقوطت، دنبال مقصر گشتن، و قضاوت و سرزنش، دستت رو میگیره، خاکِ زانوت رو میتِکونه و کمک میکنه دوباره بلند شی.
438
من اینطور برداشت کردم که چون tea بهترینه و ما خیلی دوستش داریم، آدمهای همهچیز تموم رو میگن tea هستن، بازم نمیدونم.
438
+1
به عنوان کسی که در بچگی بهجای چیدن گل از شاخهش، بهش عشق میورزیدم، و با وجود تیغهاش، دستم رو میانداختم دور گردنش، این دنیا زیادی باهام بیرحمه.
438
من رنگِ موردِ علاقهٔ مشخصی ندارم و تقریباً همهی رنگهارو در جای خودشون دوست دارم. اما اگر قرار بود فقط حقِ انتخابِ یک رنگ رو داشته باشم، بیهیچ تردیدی همیشه انتخابم «سفید» بوده. باورم نمیشه که این رنگ اینهمه ظرافت، آرامش و زیبایی رو در خودش جا داده، معشوقهٔ من در رنگهاست.
438
زندگیم برای کامل بودن به تو نیاز داره. مثلِ یه پازلِ هزارتیکه که با گم شدنِ حتی یک تیکه، هیچوقت کامل نمیشه. مثلِ کتابی که هرچقدر هم قطور باشه، اگر چند صفحهی آخرش کَنده شده باشه، کسی با خیالِ راحت ورقش نمیزنه. مثلِ درختی که جایی روییده باشه که هیچوقت نوبتِ بهار بهش نرسه. زندهست، اما انگار فرصتِ شکوفه دادن و کامل شدن ازش گرفته شده. مثلِ پیانویی که چندتا از کلیدهای اصلیش گم شده باشه. هنوز صدا داره، اما ملودی هیچوقت کامل از آب درنمیاد. مثلِ نقاشیای که رنگِ آخرش هیچوقت روی بوم نَشینه. قشنگ هست، اما انگار همیشه یکچیزی کَمه. مثل پنجرهای که منظرهی قشنگی پشتش نباشه. پنجرهست، اما انگار برای باز شدن دلیلی نداره. در نهایت هم مثلِ زندگی بدونِ تو. زندگیه، اما چیزی درونش همیشه منتظرِ گمشدشه. نفس کشیدنه، اما فقط برای ادامه دادنه.
438
تو برای من مثل درختی میمونی که هرچقدر هم الان بیبرگ و بیجون باشی، ایمان دارم روزی بهارِ تو میاد و دوباره شکوفه میدی، زیباتر از همیشه.
438
هرچقدر هم سن بالاتر میره، ریشهی رفتارهایی که کاشتیم در دلِ خاک عمیقتر میشه و از بین بردنشون سختتر. هرچند که هیچوقت برای کاشتنِ بذرهای تازه دیر نیست، اما اگر عادت و رفتار نادرستی رو شناختید، پیش از اونکه که ریشهش تمامِ باغِ شخصیتتون رو در بر بگیره، ریشهکَنِش کنید.
438
ویژگیهای خوب، اخلاقِ نیک و ذهنِ سالم، همیشه ارثی نیستن، خیلی اوقات هم کسی نبوده که در کودکی اونها رو به ما یاد بده. برای همین، مهمه بدونیم که اینها کاملاً اکتسابی هستن. هیچکس با مهربونی، صبوری، انصاف یا درکِ درست از شکمِ مادر متولد نمیشه. شخصیت شبیه یک باغی میمونه که هر رفتار در اون شبیه یک دونهست، دونهای که میتونیم اون رو بکاریم، پرورش بدیم و اجازه بدیم ریشه بده و در نهایت بخشی از وجودمون بشه. اینکه ما چه دونهای رو انتخاب میکنیم، تا حد خیلی زیادی به خودِ ما بستگی داره. اما، کاشتن و حاصل دادن پایانِ کار نیست. همونطور که هر گیاهی برای زنده موندن به مراقبت نیاز داره، ویژگیهای خوب هم بدون رسیدگی کمرنگ میشن و حتی ممکنه از بین برن. برای همین، اگر روزی تونستیم شخصیت خودمون رو به سمتِ بهتری هدایت کنیم، یادمون بمونه که نباید تصور کنیم کار تموم شده. –خوب موندن، به اندازهی خوب شدن، تلاش میخواد.– برای همین لازمه که هی رفتارهامون رو بررسی کنیم و هرجا لازم بود، علفهای هرز رو از باغِ وجودمون قیچی کنیم و دوباره بذرِ خوبی بکاریم.
438
«صبحگاهان، شبنم میچکید از گلِ سیب.»
ابتهاج یک تواناییای داشته اونم این بوده که به صورت شخصیسازی شده انگار داشته شعر میگفته، اکثراً میتونن از بین شعرهاش، یک شعرش رو پیدا کنن و بهش احساس تعلق کنن.
438
اصلاً نمیدونم چطور بگم، صدای بلند و داد مانندِ آدمها روانم رو رَنده میکنه، مغزم رو میندازه تو چرخِ گوشت، تمام سیستم عصبی من رو تحت فشار قرار میده.
438
متنفرم از آدمهای دعوایی. از اونهایی که وقتی با کسی حرف میزنن مدام استرس داری نکنه ختم به دعوا بشه، یا وقتی کنارشونی باید حرفهات رو بارها مزهمزه کنی و با نهایت احتیاط به زبون بیاری تا نکنه آتیششون گُر بگیره و صداشون رو بندازن روی سرشون. جداً غیرقابل تحمل و وحشتناکن.
438
«اگر هزار درخت، از کرم دهندم بار
ز بار و برگ ببینم، محبتِ دادار
نه دل به بار سپارم نه دل به شاخهٔ بار
که دل ربوده ز من، باغبانِ خوشکردار
همان که قوتِ لازم به بار و شاخه بداد
همان که آبِ طراوت به ریشهٔ همه داد
همان که خالقِ آب و زمین و حاصل بود
همان که خلقتش ز روزِ ازل، کامل بود
همان که شامِ سیه را به سحر واصل کرد
همان که صبحِ فلک را به شباش مایل کرد
همان که خاکِ بشر آفرید و جانش داد
همان که نورِ خودش را به آسمانش داد
که تویی مبدأ هر حسن و هر هنر دلدار
که نیست در همه عالم، هنر به این مقدار»
-خود سروده.
438
حرکت آرومِ قارهها با نقشهبرداری قابل تشخیص و اندازه گیریه، سالانه فقط چند سانتیمتر جابهجا میشه و مثل رشد ناخن توی یک ماه میمونه.
هیچچیز روی زمین حتی بلندترین کوه دنیا هم همیشه یک ارتفاع ثابت نداره، بخاطر همین ارتفاع قلهها و اینها هرازگاهی دوباره اندازهگیری میشه، چون زمین دائماً در حال تغییره و زلزلههاهم که جداگانه میتونن این تغییر رو بیشتر کنن.
هر نقطه روی زمین یک مختصات جغرافیایی داره که مثل اثر انگشت آدمها میمونه و هیچ دو نقطهای، مختصات جغرافیاییِ یکسانی ندارن و مثل آدرس گاهیاوقات عمل میکنن. یعنی عملا زمین برای پیدا کردنِ هر نقطه از خودش فقط نیاز به چندتا عدد پشت سرهم داره.
438
Repost from قطعاً قهرمانی در کار نیست.
حالا، اینو فوروارد کن و یه چیزی درمورد رشتهت بهمون بگو. 🧘🏻♀
