uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

دومآن.

دومآن.

Kanalga Telegram’da o‘tish

داروساز/ از من، رو به هرکسی که می‌خواند.

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
264
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-37 kun
-2330 kun
Postlar arxiv
دیگر حوصله سختی‌ها را نداشت. میل عجیبی به گریز پیدا کرد، به ندیدن، ندانستن، رفتن برای همیشه.

یه کانالو تو یاهست نشون نمیداد. زدم کانال یابی شه دوباره. مامانم ذوق کرده و حس میکنه خیلی حرکت خفنی زدم و تو همه چی استعداد دارم. شغل دوممو پیدا کردم، نصاب خواهم شد 🙂‍↕️

حس می‌کنم مدت‌هاست سقوط می‌کنم و به زمین نمی‌رسم. یه پایانِ بی‌پایان.

اگه دستات در حال یخ زدن باشن، آب سرد بهت احساس گرما میده.

(تم تلگراممو عوض کنم)

وقتشه یه تنوعی به زندگیم بدم.

تم تلگراممو عوض کنم

وقتشه یه تنوعی ب زندگیم بدم

تم تلگراممو عوض کنم

وقتشه یه تنوعی ب زندگیم بدم

نه اینکه ندانم با کندن این گور، ناچار به جستن جنازه خواهم شد. می‌خواستم این کابوس مبهم و تکرارشونده، چهره‌ی حقیقی‌اش را به من نشان دهد؛ زیرا جنگیدن با یک دشمن صادق، بسیار شرافتمندانه‌تر است. — هَسْتی‌ـشِناسی

هر چه در پى‌اش بدوى، از تو مى‌گريزد. آرام كه بگيرى، مى‌آيد. گاهى هم نمى‌آيد، اما تو آرام گرفته‌ای.

هیچ رنجی کشنده‌تر از این نیست که لبریز از توانایی باشی، اما به تماشای هدر رفتن خودت بنشینی.

انقد سنگین محل کارشو استاک کردم که مدیر فروششون بهم ریکوئست داده.

من به تنهایی معتاد بودم. اگر هر روز کمی با خلوت نمی‌کردم، مثل این بود که ضعیف‌تر می‌شدم. چیزی نبود که به آن افتخار کنم؛ اما وابسته‌اش شده بودم. تاریکی داخل اتاق برایم مثل نور آفتاب بود.

photo content

چشمت سیاه بود، مثل آیندمون، مثل ایران بود؛

photo content

دستم به زخم‌های خودم هم نمی‌رسد.