دومآن.
Открыть в Telegram
حاشیهٔ نور/ از من، رو به هرکسی که میخواند. صدایت میرسد: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8334943286
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
330
Подписчики
-124 часа
+77 дней
-1030 день
Архив постов
330
عجب سیرکی است.
همه مان خواهیم مُرد! این مسئله به تنهایی باید کاری کند که یکدیگر را دوست بداریم؛
ولی نمیکند.
ما با چیزهای بیاهمیت و مبتذل کوچک شدهایم.
ما در '' هیچ'' هضم شدهایم.
_چارلز بوکفسکی
330
Repost from هَسْتیـشِناسی
بسیاری از سؤالهایم،
حاصلِ زندگیِ نزیستهام بودند؛
آدم وقتی واقعاً زندگی میکند،
دیگر برای زیستن، اینهمه سؤال نمیپرسد...!
— هَسْتیـشِناسی
330
روحهای عمیق، همانهایی هستند که سختترین نبردها را سکوت کردند و حالا سادهترین زیبایی ها را میپرستند.
330
زندگی بیشتر از آنکه مجموعهای از انتخابها باشد،
مجموعهای از چیزهاییست که انتخاب نکردهای.
با آدمهایی که نماندی،
شهرهایی که نرفتی،
حرفهایی که نگفتی،
و زندگیهایی که میتوانستی داشته باشی؛
اما نداشتی.
_ف.
330
خاطرهها عجیباند؛
نه میشود نگهشان داشت، نه میشود دورشان ریخت.
یک بو، یک آهنگ، گوشهای از یک خیابان کافیست تا سالها را در چند ثانیه به یادت بیاورند.
شاید گذشته نمیخواهد برگردد؛
فقط گاهی میآید مطمئن شود هنوز جایی در تو زنده است.
_ف.
330
آنقدر وسیع بود که زمانی که دیگری اشتباه میکرد، به جای گناهکار دیدن او، در پی فهمیدن حالش میرفت.
330
Repost from هَسْتیـشِناسی
هرچه بیشتر نگاه میکنم، بیشتر به این فکر میکنم که شاید بعضی آدمها با مقدار بیشتری از احساس به دنیا میآیند؛
بیشتر میبینند، بیشتر لمس میکنند، بیشتر درگیر میشوند و شاید عمیقتر از آنچه ظرفیتشان اجازه میدهد، احساس میکنند.
به همین دلیل است که بعضی از آنها به هنر پناه میبرند؛نه لزوماً برای اینکه هنرمند بودن آنها را نجات میدهد،بلکه برای اینکه هنر راهیست برای بیرون ریختنِ چیزی که درونشان بیش از حد زیاد است.
— هَسْتیـشِناسی
330
میگردی، بین فلسفه میگردی، لابهلای ادبیات میگردی، درون سینما میگردی، میان موسیقی میگردی، بلکه فیلسوفی تو را یافته باشد، ادیبی تو را نوشته باشد، فیلمسازی تو را ساخته باشد و موسیقیدانی تو را نواخته باشد.
آدمی تشنه جرعهای درک شدن است؛
میخواهد خودش را بخواند و ببیند و بشنود.
