دومآن.
前往频道在 Telegram
داروساز/ از من، رو به هرکسی که میخواند.
显示更多未指定国家未指定类别
264
订阅者
无数据24 小时
-37 天
-2330 天
帖子存档
264
دیگر حوصله سختیها را نداشت.
میل عجیبی به گریز پیدا کرد،
به ندیدن، ندانستن، رفتن برای همیشه.
264
یه کانالو تو یاهست نشون نمیداد.
زدم کانال یابی شه دوباره.
مامانم ذوق کرده و حس میکنه خیلی حرکت خفنی زدم و تو همه چی استعداد دارم.
شغل دوممو پیدا کردم،
نصاب خواهم شد 🙂↕️
264
Repost from هَسْتیـشِناسی
نه اینکه ندانم با کندن این گور، ناچار به جستن جنازه خواهم شد.
میخواستم این کابوس مبهم و تکرارشونده، چهرهی حقیقیاش را به من نشان دهد؛
زیرا جنگیدن با یک دشمن صادق، بسیار شرافتمندانهتر است.
— هَسْتیـشِناسی
264
هر چه در پىاش بدوى، از تو مىگريزد.
آرام كه بگيرى، مىآيد.
گاهى هم نمىآيد، اما تو آرام گرفتهای.
264
هیچ رنجی کشندهتر از این نیست که لبریز از توانایی باشی، اما به تماشای هدر رفتن خودت بنشینی.
264
من به تنهایی معتاد بودم.
اگر هر روز کمی با خلوت نمیکردم،
مثل این بود که ضعیفتر میشدم.
چیزی نبود که به آن افتخار کنم؛
اما وابستهاش شده بودم.
تاریکی داخل اتاق
برایم مثل نور آفتاب بود.
