Z
Kanalga Telegram’da o‘tish
آیا کلمات هم به اندازه ما عذاب میکشند؟
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
913
Obunachilar
-1024 soatlar
-787 kun
-15430 kun
Postlar arxiv
913
در گوشه نشینی و تاریکی جوانی او بیهوده گذشته بود بدون خوشی، بدون شادی، بدون عشق. از همه کس و از خودش بیزار. آیا چقدر از مردمان گاهی خودشان را از پرندهای که در تاریکی شب نالهها میکشد گمگشتهتر و آوارهتر حس میکنند؟
سه قطره خون، صادق هدایت
913
قلبتان میسوزد، وقتی قلبمان را سوزاندید.
زمانه هیچ ادعایی را بیابتلا و هیچ خطایی را بیبلا رها نمیکند.
913
من نمیدانم
که چرا میگویند: اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لالهٔ قرمز دارد؟
چشمها را باید شست، جور دیگر باید دید.
واژهها را باید شست،
واژه باید خودِ باد،
واژه باید خودِ باران باشد.
سهرابسپهری
913
به زورِ زر نتوان آفتاب را پوشاند
سپیده از نفسِ روشنِ سحر خیزد
زمستان رود و باز هم بهار آید
شکوفه بر سرِ هر شاخسار آویزد
ضد
913
گر ظلم هزار پرده بر افکار تنیدهست
در سینهٔ شب، آتشِ آگاه نمیرد
تاریخ پُر از یادِ بزرگانِ نجیب است
فریادِ حق از سینهٔ حقخواه نمیرد
ضد
913
به زورِ تیغ نپاید بنایِ تختِ ستم
که ریشه در دلِ مردم زند بهارِ قلم
هزار پرده اگر ظلم بر حقیقت بست
ز بانگِ فکر فرو ریزد آن حصارِ عدم
