`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`
Kanalga Telegram’da o‘tish
"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا میخوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot https://www.instagram.com/ophelia0100?stkn=MWg1Y2MwaWNiMXQ3ag==
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
406
Obunachilar
-524 soatlar
-177 kun
-330 kun
Postlar arxiv
407
Repost from ࣪ •𝑃𝑒𝑛𝑒𝑙𝑜𝑝𝑒•݁𖦹
این پیام + پست مورد علاقتون رو از اینجا فور کنید قشنگترین پستتون رو فور کنم اینجا🧚🏻🍓
407
"دریچهی حسرتِ قلبش که باز میشد، به این فکر میکرد که برای چه چیزهایی حیف شده است؛ و هیچ جوابی، از سنگینیِ حسرتهایش کم نمیکرد."
407
Repost from بیست هزار فرسنگ زیر دریا
✨این پیام+این پست رو فور بزنین؛ یک پست مشخص کنید فور بزنم اینجا باهم ببینیم🪲✨
407
"من اما معجزهی هزار و یک شب را در قصهها پیدا نکردم؛
در یک کلمه دیدمش، در یک نگاه، در چشمهایش؛
جایی که تمام افسانهها در برابرش کوتاه میآمدند."
407
این تنهایی مرا اذیت میکند، میخواهم امشب با تو چند کلمه صحبت بکنم... چون وقتی که به تو نامه مینویسم، مثل این است که با تو حرف میزنم... اگر در این کاغذ "تو" مینویسم مرا ببخش... اگر میدانستی درد روحی من تا چه اندازه زیاد است! روزها چقدر دراز است؛ عقربک ساعت آنقدر آهسته و کند حرکت میکند که نمیدانم چه بکنم... آیا زمان بهنظر تو هم اینقدر طولانی است...
-صادق هدایت
407
Repost from بعد از هفتمِ فوریه.
این پیام رو فورکنید؛ سبزترین عکسی که گرفتید رو مشخص کنید فور کنم اینجا(به مورد علاقه هامم استارز بدم🌟)
407
"روزگار چنان بر من سخت میگیرد که حتی نمیتوانم از آنچه بر من میگذرد، با مادرم حرف بزنم؛ بعضی دردها را باید در سکوت به دوش کشید، بهویژه وقتی میدانی سنگِ صبورت، خودش آنقدر خسته است که تابِ شنیدنِ غمِ تو را ندارد."
