uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`

Kanalga Telegram’da o‘tish

"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا می‌خوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot https://www.instagram.com/ophelia0100?stkn=MWg1Y2MwaWNiMXQ3ag==

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
412
Obunachilar
-124 soatlar
-147 kun
+1430 kun
Postlar arxiv
سیاهی و گودرفتگیِ زیر چشمانش هر روز بیشتر می‌شد و می‌گفت: «اما رنج‌هایی هستند که زبان را فلج می‌کنند و رازهایی که همواره خواب را از پلک‌های خسته می‌ربایند.»

زندگی همین است. ‏در چهل سالگی ‏با زخمی که از بیست سالگی ‏در قلب‌ خودمان جا گذاشته‌ایم ‏آرام آرام می‌میریم.
-‏باریش بیچاکچی

Dele Deevuneh Viguen.mp33.90 MB

"و ما سخت‌جانیم؛ شب را با خونِ جگر به صبح می‌رسانیم، و صبح، باز به زندگی تن می‌دهیم."

Repost from Hiraeth
✨
+1
✨

‏هر‌کسی به اندازه ضربه‌هایی که خورده، تنهایی‌اش را محکم‌تر بغل کرده است.
آلبر کامو

"بارها ناامیدت می‌کنند؛ آن‌قدر که یک روز دیگر دلیلی برای ماندن پیدا نمی‌کنی. می‌روی، و تازه از همان‌جا محاکمه‌ات آغاز می‌شود. داستان را از جایی روایت می‌کنند که خودشان بی‌گناه به نظر برسند؛ از رنج‌هایی که به تو داده‌اند چیزی نمی‌گویند، از شب‌هایی که تو را ذره‌ذره به مرزِ رفتن رسانده‌اند، هیچ. فقط رفتنت را به خاطر می‌سپارند و واکنشت را مدرکِ محکومیتت می‌کنند. و ناگهان، در روایتِ آن‌ها، تو می‌شوی مقصر؛ آدمِ سنگدل، ناسپاس و سراپا بدِ قصه."

Sattar - Gole Kaghazi.mp38.74 MB

Repost from N/a
Marg E Ghoo Habib.mp35.75 MB

می‌آیم، به تنهایی می‌نوشم، به تنهایی می‌خندم، به تنهایی می‌گریم، به تنهایی می‌روم، به تنهایی...
-عباس کیارستمی

اگر چنل هنری (نویسندگی، نقاشی، تکست و...) دارید، این پیام رو فوروارد کنین، پست موردعلاقم از چنلتون رو فوروارد کنم.🤍

همه چیز کشف شده است، جز چگونه زیستن.
دوزخ، ژان پل سارتر