`°𝑶𝒑𝒉𝒆𝒍𝒊𝒂°`
Kanalga Telegram’da o‘tish
"سایه ابهامی حزین" جایی برای نگه داشتن خاطرات و افکارم یادداشت های روزانه یک روح (بیشترِ آنچه اینجا میخوانی، از ذهن و قلمِ خودِ من گذشته است.) _کپی نکنید @OpheliaWhisperBotbot
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
406
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+127 kun
+1030 kun
Postlar arxiv
405
تفنگهای پر برای شلیک به مغز های پر ساخته شدهاند و مغزهای خالی برای پر کردن این تفنگها!
-فریدریش نیچه
405
Repost from مَهدیس.
‹📮فور کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید›
یه گوشه از دنیای اسکین کر برای تو برای مراقبت، لطافت و حالِ خوب.🧴🪄
405
Repost from هَسْتیـشِناسی
شروع بعضی محاکمهها شاید با ما نبوده باشد؛
اما ادامهدادنشان چرا...
سالها بعد، وقتی دیگر هیچ قاضیای روبهرویمان ننشسته،هیچ حکمی در دستمان نیست و هیچ دادگاهی در کار نیست،باز هم خودمان را به همان جایگاه متهم برمیگردانیم و پرونده را دوباره باز میکنیم.
زندگی شاید یکبار ما را محکوم کرده باشد؛
اما ما میتوانیم تا سالها، هر روز، همان حکم را دوباره برای خودمان صادر کنیم.»
— هَسْتیـشِناسی
405
آدمی است دیگر؛
تمام داشته ها و نداشته هایش بندِ
حوصلهاش است، حوصله که نداشته باشد،
حتی ممکن است از آدم بودن استعفا دهد.
- حسین پناهی
405
"نیاز به یک خبر خوب دارم؛ از آن خبرهایی که با شنیدنشان، برای چند لحظه میانِ ناباوری و خوشحالی معلق میمانی؛ اتفاقی شیرین و دور از انتظار، آنقدر دور از باور که مدام از خودت میپرسی: «واقعاً اتفاق افتاد؟»"
405
من لش و تنبل هستم. اشتباهی بدنیا آمدهام. مثل چوب دو سر گهی، از اینجا مانده و از آنجا رانده. از همۀ نقشههای خودم چشم پوشیدم، از عشق، از شوق، از همه چیز کناره گرفتم. دیگر در جرگۀ مُردهها بشمار میآیم!
-صادق هدایت
405
"فکر میکنم ذهنم دیگر توان گذشته را ندارد. زمانی میتوانستم ساعتها در میان صفحات یک کتاب غرق شوم و با اشتیاق، جملهبهجمله پیش بروم؛ اما حالا خواندن حتی یک پاراگراف طولانی برایم دشوار است. چشمهایم روی کلمات میلغزند و ذهنم پیش از رسیدن به پایان جمله، خسته میشود. شاید دیگر مسئله بیعلاقگی به کتابها نباشد؛ شاید ذهنم آنقدر از فکر کردن، تحلیل کردن و تحمل کردن خسته شده که دیگر جایی برای خواندن و لذت بردن باقی نمانده است."
405
"و در نهایت، روحهای زخمخورده، پس از جستوجوی فراوان برای یافتن آرامش در دیگران، شکستخورده به خانه بازمیگردند؛ به کارهای روزمره پناه میبرند و از ارتباط فرار میکنند. پردهها را با میخ به دیوار میکوبند و امیدوارند این انزوا هرگز خدشهدار نشود."
405
Repost from - حنآیاو .
- یکی از پستهای جدید + این پیام فوروارد کنید 🥐.
تا پست مورد علاقم ازتونو بزارم اینجا
و رندم برای چند نفرتون استارز بزنم.
