V e n u S i a n🪴
Kanalga Telegram’da o‘tish
دنباله رَو آرامش Violin🎻& ballet🩰 @VenSamBoT:حرف
Ko'proq ko'rsatishMamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
237
Obunachilar
-524 soatlar
-57 kun
Ma'lumot yo'q30 kun
Postlar arxiv
Repost from ʟ ɪ ʟ ɪ ᴜ ᴍ
هر بار که ترانهای برایت سرودم قومم بر من تاختند که چرا برای میهن شعر نمیسرایی؟
و آیا زن چیزی به جز وطن است؟
نزار قبانی
+3
مه یک جور های سوپرایز شدم فکر نمی کردم که هر دو خاطرهام در گندمین نشر شود.😭💗💗💗
از خوشحالی نشر خاطرات مکتب کلمات ره گم کردیم نمیدانم چگونه بیان کنم خوشحال خود ره
شما فقط برین خاطرات ره بخوانید.
حتمماااااا!!!!!
Repost from ما هیچ، ما نگاه :]
امروز با انتشار هفتاد خاطره و هفتاد صدا در گندمین، دلم گرم است و لبخندی پررنگی بر چهره دارم. به قول دوستی، بعد از دیدن این مجموعه «شادپرک» شدهام؛ و گمان میکنم این بهترین توصیف برای حسی باشد که امروز دارم. برای تجربهی چنین شادی و دلگرمیای، از بهشت و فرح عزیز سپاسگزارم؛ دو انسان مهربان و نازنینی که گندمین با عشق، تلاش و همت آنها چنین زیبا و دوستداشتنی شکل گرفته است. برای قلبهای بزرگ و روحهای لطیفشان احترام عمیقی قائلم و آرزو میکنم سالهای سال شاهد رشد، شکوفایی و گستردهتر شدن گندمین باشم.
Repost from TheGandomin
https://gandomin.com/4658/
فصلنامهٔ گندمین در نخستین شمارهٔ خود، هفتاد خاطره از لحظههای مکتب دختران در افغانستان را ثبت کرده است؛ خاطراتی که نوشتنشان برای شماری اشک خوشحالی و برای برخی اشک ناراحتی به همراه داشت و یادآور ناتمام ماندن فصل رشد، بالندهگی و آگاهی بود.
این هفتاد خاطره متعلق به یک نسل، یک دوره و یا منطقهای خاص نیست؛ بلکه این فصلنامه، پیوند نسلها و جغرافیای افغانستان است؛ از نسل دهههای ۳۰ و ۴۰ که راه مکتب را باز کردند تا نسل امروزی که در سال ۱۴۰۴ خورشیدی، با ممانعتها، مکتب را پشت صفحات کمپیوتر و دنیای مجازی تعقیب میکنند.
ناگفته نماند که ما این خاطرات را بدون صنفبندی و درجهبندی از نگاه قوت قلم و پختهگی، و تنها بهمنظور حمایت از قلم، صدا و خاطرههای دختران و زنان، به نشر رساندهایم.
