uz
Feedback
«پایا، Paya»

«پایا، Paya»

Kanalga Telegram’da o‘tish

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
323
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+17 kun
-830 kun
Postlar arxiv
کوثر هیچگاه نمی توانی به مرگ فکر کنی. بیبین اینها به تو امید بسته‌اند و چگونه تو با تمام کردن خود امید آنها را از بین می بری؟
کوثر هیچگاه نمی توانی به مرگ فکر کنی. بیبین اینها به تو امید بسته‌اند و چگونه تو با تمام کردن خود امید آنها را از بین می بری؟ #گفتگوـباـخودم

پناهگاه من در دفتر👁️
پناهگاه من در دفتر👁️

بخه‌وه ده‌ردت له گیانم🖤

sticker.webp0.26 KB

حریر ماه

Repost from Memory Tracks.
Ovozli xabar00:49

کوثر ادامه بده به مرگ فکر نکن ادامه بده و جامعه مرد سالار را به حرفش گوش نکن، خواهشاً ادامه بده

اندیشیدن به مرگ خودش کشنده است.

مثلا قرار بود کلی حرف بزنم از این دیدار حالا زبانم ساکت است

امروز خانه که برمیگشتم دل و گرده و روح خودم را آنجا گذاشته آمدم. هر لحظه آه می کشیدم، هر لحظه نفس پیچ می شدم... هی زندگی هی زندگی چرا چرا زبان های ما اینگونه بند است چرا

و حاصل دیدار رزما...
و حاصل دیدار رزما...

Repost from گل سوری
photo content
+4

هنر دستان مادر.
هنر دستان مادر.

در رستورانت کاکایم نشسته بودیم، بچه کاکایم آمد از جا برخاستم و احوال پرسی کردیم. بعد آنها را معرفی کردم که پیتر و پاف و کمیل بودن. بعد برایشان گفتم:« he is also my dad's friends son/ او همچنان پسر دوست پدرم است» مردی بلغاری (پیتر) گفت: who is he? He is your ex boyfriend?/ کیست او؟ او دوست پسر سابقت است ؟ مه گفتم: Noooo! وبا نی گفتن مه دیگران هم متوجه شدن موضوع چیست گفتن: ،no no she doesn't have boyfriend / نه نه او دوست پسر ندارد. ماجرایی جالبی بود 😁😂

در این دو هفته اخیر دو ماجراجویی داشتم

می بینم که حضرت رزما نیست

و ختم کار شاگردان تایم صبح
و ختم کار شاگردان تایم صبح

یک قسم احساس بیهوده‌گی می کنم چون یک کتاب «بختیار علی/ غروپ پروانه» را نتوانستم تا هنوز تمام کنم از بس کار زیاد است