«پایا، Paya»
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
323
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
-830 أيام
أرشيف المشاركات
323
کوثر هیچگاه نمی توانی به مرگ فکر کنی. بیبین اینها به تو امید بستهاند و چگونه تو با تمام کردن خود امید آنها را از بین می بری؟
#گفتگوـباـخودم
323
کوثر ادامه بده به مرگ فکر نکن ادامه بده و جامعه مرد سالار را به حرفش گوش نکن، خواهشاً ادامه بده
323
امروز خانه که برمیگشتم دل و گرده و روح خودم را آنجا گذاشته آمدم.
هر لحظه آه می کشیدم، هر لحظه نفس پیچ می شدم...
هی زندگی هی زندگی چرا چرا زبان های ما اینگونه بند است چرا
323
در رستورانت کاکایم نشسته بودیم، بچه کاکایم آمد از جا برخاستم و احوال پرسی کردیم.
بعد آنها را معرفی کردم که پیتر و پاف و کمیل بودن.
بعد برایشان گفتم:« he is also my dad's friends son/ او همچنان پسر دوست پدرم است»
مردی بلغاری (پیتر) گفت: who is he? He is your ex boyfriend?/ کیست او؟ او دوست پسر سابقت است ؟
مه گفتم: Noooo!
وبا نی گفتن مه دیگران هم متوجه شدن موضوع چیست گفتن: ،no no she doesn't have boyfriend / نه نه او دوست پسر ندارد.
ماجرایی جالبی بود 😁😂
323
یک قسم احساس بیهودهگی می کنم چون یک کتاب «بختیار علی/ غروپ پروانه» را نتوانستم تا هنوز تمام کنم از بس کار زیاد است
