uz
Feedback
امیر نوشت :)

امیر نوشت :)

Kanalga Telegram’da o‘tish

بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...

Ko'proq ko'rsatish
Eron147 627Toif belgilanmagan
257
Obunachilar
+124 soatlar
+197 kunlar
+3730 kunlar
Postlar arxiv
شوالیه: اگر همه‌چیز روزی فراموش شود، چه ارزشی دارد که زندگی کنیم؟ مرگ: ارزش زندگی، در ماندگار بودنش نیست... در واقعی بودنش اس
شوالیه: اگر همه‌چیز روزی فراموش شود، چه ارزشی دارد که زندگی کنیم؟ مرگ: ارزش زندگی، در ماندگار بودنش نیست... در واقعی بودنش است. 🎬 The Seventh Seal 1957

حقیقت تلخ این هست که دستگاه اطلاعاتی چه در سپاه قدس چه در سازمان اطلاعات سپاه و چه وزارت اطلاعات ضربه سنگینی خورده و سرپا شدنش هم کار یک روز و دو روز نیست متعدد نیروهای توانمند دستگاه اطلاعاتی ترور شدند که نخبه‌های سیستم ضدجاسوسی و نفوذ و... بودند خیلی‌هاشون یکتا مردانی بودند که غیر قابل جایگزین‌اند یکی از دلایل تعلل در پاسخگویی یا عدم اثرگذاری حملات کور شدن دستگاه اطلاعاتی ماست تعلل مسئله انتقام رو فقط در متهم کردن دستگاه دیپلماسی نبینید... مشکل ما با دستگاه دیپلماسی اینه که همون چیزی که هم داریم داره میده بره یا مسئله انتقام رو داره اخته می‌کنه یا حمله به خاک رو داره نرمالیزیشن می‌کنه، دروغگویی‌های متعددشون به مردم هر چه که هست دستگاه دیپلماسی در مدیریت افکار عمومی فشل محضه

photo content

Repost from ویــــژ
حال نوبت به بیرون انداختن #مهدی_رسولی از قطار انقلاب رسیده است. با سرعت بیرونش کنید. تند تند تحلیل مَن دَرآوردی ردیف کنید. به
حال نوبت به بیرون انداختن #مهدی_رسولی از قطار انقلاب رسیده است. با سرعت بیرونش کنید. تند تند تحلیل مَن دَرآوردی ردیف کنید. به فلان جناح و فرد او را بچسبانید. دایره انقلاب را آنقدر تنگ کنید که حتی مهدی رسولی هم در آن جا نشود! با این دست فرمان خودتان هم روزی از قطار پیاده میشوید. این چه جریان خطرناکی است که خود را حق مطلق می داند و هرکس یک کلمه با آنان زاویا داشته باشد کنارش می زنند، تمام زحمات فرد را نادیده می گیرند و حکم صادر می‌کنند. بس کنید. در میانه جنگ نیروها را حفظ کنید. ✍علیرضا زادبر پ.ن:این حرف زادبر حرف دل منم بود، در مورد اشتباه محاسباتی مسئولین و رهنمود‌های امام شهید در مورد مذاکره و نقد وضعیت موجود متعدد نوشتیم، قضیه از این قراره که دیشب توی حرم مردم یک پشت شعار مرگ بر سازشگر دادن ولی یک جایی داشت تبدیل میشد به مرگ بر فلان مسئول مهدی رسولی کنترل می‌کنه این قضیه رو حالا برخی بزرگواران از سر غیرت انقلابی یا کم‌عقلی بهش انواع برچسب مثل حجتیه‌ای زدن! همین مونده بود به مهدی رسولی بگیم حجتیه مهدی رسولی اهل لجبازی نیست وگرنه مطیعی رو همینجوری ها دادیم توی دایره لجبازی. ✍ امیرحسین فردین‌پور @viiijh

زد زیر میز رفت دو خط زد ، خدا نخواست من هم صبور و لال نگفتم چرا نخواست هی فکر میکنم نکند کم گذاشته ام هی آه میکشم که چه کردم مرا نخواست آتش به خانه، آن همه دیوار لُخت داشت یک قاب از قدم زدن ما دوتا نخواست قفلی قطور را به قفس زد آوازهای آخرمان را رها نخواست تو یا رقیب یا که زبانم به قلم، خدا طبعا در این میانه یکی از شما نخواست #حامد_عسکری‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌

آینده! یکی از روایت‌هایی که از سفر جا ماند، این بود که بارها خانواده‌هایی را با سه یا چهار فرزند می‌دیدم. اینکه خانواده‌های مذهبی چنین در تکاپوی تربیت نسل هستند، واقعاً خوشحالم می‌کند؛ به‌ویژه در شرایطی که بخش ضدمذهب جامعه سگ و گربه پروری میکند. از دیدن این صحنه‌ها خوشحال می‌شوم که دست‌کم نسل آینده‌ای با تربیت مذهبی در حال رشد و افزایش است.

آمدی بر سر قبرم، نشد از قبر درآیم تازه فهمیدم این بند کفن فلسفه دارد #کاظم_بهمنی

_

فارغ مرا ز رهگذر صبح و شام کن کار مرا به گردش چشمی تمام کن بگشای صفحه‌ای دگر از دفتر جمال بیتی فزون بر این غزل ناتمام کن ای یادگار ساقی کوثر اباالحسن(ع) گاهی نظر به جانب این تشنه‌کام کن ای حکمران کشور دل با کرشمه‌ای زیر و زبر قرار دل خاص و عام کن بنمای ره به مُلک رضا، جان خسته را مرغ رمیده را به شکر خنده رام کن اینک هزار دست تمنّا گشوده بین دست کرم گشاده به رسم کرام کن دارالشّفای آتش و آب است این سرای سوز دل مرا به نمی التیام کن دیری است زاشیانه جدا مانده‌ای «امین» غربت بس است رو سوی آن کوی و بام کن دانم که مستمند و تهیدست و بی‌کسی از بارگاه فیض رضا(ع) توشه وام کن و آنجا که آمد و شد خیل ملائک است کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن #شهید_سیدعلی_خامنه‌ای

سیدعلی خامنه‌ای لحظه‌ای فدا شد که در خیابان فریاد برآمد «حسرت یک زندگی معمولی».

کاش امشب رو توی خونه تنها نبودم

ــ

.
.

دیگر رسید لحظه ی فردای بی علی پوچیم و هیچ ما پس از این ، ” ما ” ی بی علی مُرغ از قفس پرید ندا داد جبرئیل اینک شما و وحشتِ دنیای بی علی #محسن_کاویانی

نظرتون درباره روایت نویسی این سفر چی بود؟ اگر خوبه تا توی اربعین هم تکرارش کنم
Anonymous voting

نظرتون درباره روایت نویسی این سفر چی بود؟
Anonymous voting

Haj Mahmood Karimi - Koja Mikhaye Beri (320).mp312.77 MB

داغِ پدر! در مسیر بازگشت به شیراز هستیم. توقف کوتاهی کرده‌ایم برای ناهار؛ به خاطر گرسنگی و کمی هم تشنگی، سرگیجه و سردرد اذیتم می‌کند. غم عجیبی روی سینه‌ام سنگینی می‌کند. یاد لحظاتی افتادم که کودکی خردسال بودم. پدرم به سوگ پدر نشسته بود. همه برای عرض تسلیت آمده بودند. خانه شلوغ بود، خیلی شلوغ. هرچه می‌گذشت و به شب نزدیک‌تر می‌شدیم، خانه خلوت‌تر می‌شد. نیمه‌شب که شد، همه رفتند؛ همه... حتی مادرم هم که خستگیِ پذیرایی از مهمان‌ها امانش را بریده بود، رفت تا از خواب تمنای جان تازه‌ای کند. در آخر، نیمه‌شب ماند، پدر ماند و تنهاییِ بعد از داغِ پدر.