uz
Feedback
my soul...

my soul...

Kanalga Telegram’da o‘tish

https://t.me/SendHarfBot?start=976aba209475

Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
202
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-17 kunlar
-130 kunlar
Postlar arxiv
ولی ما هیچوقت اونجوری که دلمون میخواست زندگی نکردیم، همیشه اونجوری زندگی کردیم که مجبور بودیم..

تو رفتی و دلم غمین شد..mp35.92 KB

از۹۸ به بعد هیچی مث سابق نشد.

میدانم زندگی میگذرد، میدانم دردهایمان کمرنگ میشود. ولی عزیز من جوانیمان را از که پس بگیریم؟

نه عزیزم خوب نیستم؛ ترسیده و نا امیدم و به تازگی فهمیدم میتوانم دق کنم ولی همچنان زنده بمانم...

Repost from N/a
غریبگی نکن نکن غریبگی عزیز من! اینجا خاورمیانه است و هر کجای خاک را بِکَنی دوستی، عزیزی، برادری... بیرون می‌زند.

به امید نور هر چند دور 🌱

مارا چه شد ؟ خنده های از ته دلمان کجا رفت ؟ امید و آرزوهایمان چه شدند ؟ ودر این میان خود ما چه شدیم ؟

زندگی بعضی وقتا یادش میره ما هم آدمیم ، نه کوه.

‏بلاتکلیفی، جنایتی بود برای روح و روانمون.

این زندگی قبلا دردناک بود، اخیرا وحشتناک شده.

خداروشکر به اون مرحله از زندگی رسیدم که عین پیرمرد ، پیرزنا ، میرم توی پارک میشینم روی نیمکت و به جلوم خیره میشم .

یه زمانی اسفند قشنگترین ماه سال بود پر از تکاپو و حس زندگی .. بوی تمیزی .عید و بهار الانو نبینید که دیگه هیچکس حس و حال نداره ....

کاش یه پروانه بودم و فقط یه هفته زنده میموندم.

این کاربر از انسان بودن خسته شده.

photo content

خنده‌ها کم شدند، آرزوها کمرنگ و ما؛ تبدیل شدیم به کسی که قرار نبود باشیم.

بعضی روزها دلم می‌خواهد روی پیشانی‌ام بنویسم: «دارم برای زنده ماندن، آرام ماندن و عبور از طوفان‌های درونم می‌جنگم؛ لطفا زخمی دیگر بر روی زخم‌هایم اضافه نکنید.»