مردی نشسته در ایوان؛
Kanalga Telegram’da o‘tish
پلیلیست شما؛ https://t.me/ourplaylists1 گوش شنوایم برای شما؛ @Mardineshastadarivanbot
Ko'proq ko'rsatishEron108 004Toif belgilanmagan
850
Obunachilar
+224 soatlar
-237 kun
-14130 kun
Postlar arxiv
«زیبایی را برای چه میخواهم؟ من فقط دلم میخواهد به آن مرحله از رشد روحی برسم که بتوانم هر موضوعی را در خودم حل کنم و برای من احتیاج به -کلمه- بیمعنی شود؛ بتوانم زندگی را مثلِ یک گیاهِ زهری میانِ انگشتهایم بفشارم و خرد کنم.»
• نامه از فروغ فرخزاد به پرویز شاپور
و اگر تو را از دست بدهم، چیزهای زیادی در من ویران خواهد شد، و میدانم که غبار روزها بر زخم خواهد نشست، اما به همان اندازه میدانم که مانند سایر زخمهای تنم خواهد بود: هر بار که باد بر آن بوزد ملتهب میشوند.
غسان کنفانی|تپشهای شیدایی
Repost from N/a
«آیا آنقدر مرا دوست داری که بتوانم در مقابلت ضعیف باشم؟»
_آلن دوباتن
کتاب به او فرصت گریختن از نوعی زندگی را میداد که هیچگونه رضایت خاطری از آن نداشت.
بار هستی|میلان کوندرا
«داستان تازه، ۱۸۷۷»
اثر وینسلو هومر
The New Novel, 1877
By Winslow Homer
آیا این خواست توست که نقش و خیال تو در شبهای خسته و خستهکننده پلکهای سنگین مرا باز نگهدارد؟
ویلیام شکسپیر|غزلهای عاشقانه
چرا این تصویر شما که روی بالکن ایستادهاید و به دوردستها خیره شدهاید و احساس تنهایی میکنید از مغزم بیرون نمیرود؟
۱۵ اکتبر۱۹۰۲ مسکو، نامه از الگا کنیپر به آنتوان چخوف
