بابونه
Kanalga Telegram’da o‘tish
Ko'proq ko'rsatish
Mamlakat belgilanmaganToif belgilanmagan
240
Obunachilar
-124 soatlar
-67 kun
-1330 kun
Postlar arxiv
239
«هرچه که تو را اندوهگین و آشفته میکند را به دست پروردگار مهربان بسپار. و سلام بر کسی که قبل از هرچیز، مهمترین دارییاش یعنی قلبش را به خدا سپرد»
🤍
239
گرچه آدم در آن لحظات سخت دوام مى آورد
اما بعدها هر اتفاق ساده اى برايش بهانه ای برای گریه هاى طولانى مى شود.
239
گاهی نامهها ناتمام میمانند؛
حرفِ آخری که باید، گفته نمیشود. شادی، عشق، غم و حتی خشمی که باید ابراز شود، بیصدا میماند…
گاهی آخرین لحظهها اینگونه پایان مییابند؛ همانقدر سریع که بادها قاصدکها را در آسمان به پرواز درمیآورند…
اما او ایستاده بود، دقیقاً همانجا،
هنوز در همان لحظه…
ایستاده بود با کلماتی که هرگز بر زبان نیامد، با اندوهی که آنزمان تابِ تحملش نبود، با اشکهایی خاموشکه فریاد میکشیدند…
ایستاده بود با زخمهایی عمیق که دیده نشد. مانده بود با دردی بزرگ، یا شاید خشمی جانکاه…
و آخر،روزی نامهها ناتمام میمانند…
239
Repost from بهرام هیمه
اگر شروع شود جنگ غرب با چین چه
اگر که تک به تک مردم فلسطین.... چه؟
جهان به زیر لگدهای مرد مجنونیست
نیفتد او اگر از خرّ خویش پایین چه؟
به تانگهای شما خیرهام که میلهیشان
اگر به سمت خراسانیان غمگین.... چه؟
غم تمام جهان در اتاق تو جمع است
بمان تو را بکشد گریه، بهتر از این چه؟
غم تو را چه کند تابلوی دیوارت
غم تو را به گل سرخ پشت کلکین چه؟
جواب هیچ دعایی نیامدهست هنوز
الهی آمین! اما الهی آمین چه؟!
هیمه
239
Repost from از فرزندانِ سرگردانِ آدم
تو زخمهای مرا دیدهای و میدانی
کدام زخمِ مرا بیشتر نمک بزنی
فائزه دباغیان
239
آدمها در سرنوشتِ دنیا مثل قطره بارانند؛
بعضیهایشان روی خاک و گودال گِل میافتند و بعضی روی گلبرگی از گُل...
239
Repost from [.Aviothic.]
میخندم
همینطور میخندم اما
دلم شاد نمیشود،
چون شب
که اینهمه ستاره روشناش نمیکند.
- معین دهاز
