Souvenir
Відкрити в Telegram
163
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
Немає даних30 день
Архів дописів
163
اگر ذرهای در آینده پولم به حدی برسه که بتونم مهاجرت کنم اولین کاری که میکنم اینه که برم از اینجا.😭 نمیدونم چلغوز اباد خارج هم از هرجای ایران بهتره.
163
چند روز دیگه میگن ایرانی جماعت اصلا جزو انسانها حساب نمیشه همه چی براش ممنوعه.🙏 کاش زودتر میتونستم فرار کنم از این خراب شده.
163
Repost from Sāvis
چرا بچهدار نشدن زنان برای جامعه وحشتآفرین است؟
در آمریکا امروز از بچهدار نشدن به عنوان یک پدیدهی اواخر قرن بیستمی که با ورود روشهای پیشگیری از بارداری و بحثهای مرتبط با آزادی زنان امکانپذیر شد، صحبت میکنیم. اگر به بسیاری از سیاستمداران و شخصیتهای عمومی گوش دهید، میبینید که بدون فرزند بودن توسط نسل Y (یعنی متولدان اوایل دهه هشتاد تا اواخر دهه نود میلادی) بهعنوان راه دیگری برای فرار از وظیفهمان در قبال جامعه برچسبگذاری شده است. آنطور که پاپ فرانسیس سال گذشته در یک سخنرانی گفت که « امروز شاهد نوعی از خودخواهی هستیم و میبینیم که برخی از مردم تمایلی به بچهدار شدن ندارند.» اما درحالی که زنان جوانتر امروز ممکن است با وجود گزینههای مختلف پیشگیری از بارداری که در گذشته کمتر در دسترس بودند، احساس آزادی بیشتری داشته باشند، تصمیم برخی از زنان برای مادر نشدن چندان جدید نیست. تاریخ پر از زنان بدون فرزند است: در میان زنان سفیدپوست متولدشده در یکسوم پایانی قرن نوزدهم، از هر پنج زن یک نفر بدون بچه بود و این رقم برای زنان سیاهپوست، یک از سه بود. زنان همیشه وضعیت زندگی مادیشان را در هنگام ارزیابی گزینههای باروری در نظر میگرفتهاند و شرایط اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی و سیاسی طیف وسیعی از انتخابهای آنان را شکل داده است. امروز وقتی در نظرسنجیها از زنان پرسیده میشود چرا بچهدار نمیشوید، پاسخ آنها تقریبا ثابت است. آنها شبکههای حمایتی، درآمد کافی و شغل مناسب برای بچهدار شدن ندارند. نگران تاثیرات تغییرات اقلیمی بر نسل بعدی هستند. برخی از آنها تجربههایی غیر از بچهدار شدن برایشان در الویت قرار دارد و برخی نیز به علت ناباروری توانایی بچهدار شدن ندارند. یادآوری این نکته که مادر نبودن برای مدت زمانی رایج بوده از این جهت مهم است که بدانیم زنان بدون فرزند، همیشه بودهاند. همچنین این مساله از این زاویه نیز مهم است که تلاشهای مداوم برای ممنوع کردن حق دسترسی به پایان خودخواسته بارداری و لوازم پیشگیری از بارداری در برخی مواقع به عنوان واکنشهای ضروری به تصمیمات زنان برای محدود کردن تعداد فرزندانشان در نظر گرفته میشود. برای مثال مت شلاپ، رئیس اتحادیه محافظهکاران آمریکا از محدودیتهای سقط خودخواسته جنین نه فقط به دلایل اخلاقی بلکه بخاطر نگرانی از جمعیت آینده آمریکا حمایت میکند. او گفته:« میگویید در این کشور مشکل کاهش نرخ رشد جمعیت وجود دارد و هرساله میلیونها جنین را از طریق قانونی بودن سقط خودخواسته جنین میکشید، اگر سقط جنین کاهش یابد بخشی از این مشکل نیز حل خواهد شد.» (براساس آمار، در سال ۲۰۲۰، بیش از ۶۲۰ هزار سقط خودخواسته جنین در سراسر ایالات متحده انجام شده است.)
پیش از آنکه زنان به روشهای هورمونی کنترل بارداری و یا کلینیکهای برنامهریزی بارداری و همچنین سقط قانونی جنین برای حدود نیمقرن دسترسی داشته باشند، راههایی برای محدود کردن بارداری میشناختند و از آن استفاده میکردند. در روم باستان، زنان از چیزهایی مانند موم زنبور عسل، پارچه آغشته به روغن زیتون یا حتی لیموهای نصفشده برای بستن دهانه رحم خود قبل از رابطه جنسی استفاده میکردند. همچنین از اروپای قرون وسطی تا آمریکای مستعمرهشده، زنان از داروهای گیاهی برای پایان دادن به بارداری ناخواستهشان استفاده میکردند. زنان آمریکایی از همه طبقات و نژادها، در قرن نوزدهم تعداد بارداریهایشان را کاهش دادند بطوریکه که برخی از گروهها در پایان قرن بطور متوسط نصف مادربزرگهایشان در آغاز قرن بچه داشتند. شانزده درصد از زنان سفیدپوست و سیزده درصد از زنان سیاهپوست که در دهه ۱۸۷۰ متولد شدند، بچه نداشتند. از تمامی زنان متولدشده بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۰، بیست درصد هرگز بچه نداشتند. برخی از آنها ممکن است نابارور بوده باشند. برخی ممکن است همجنسگرا بوده و از رابطه جنسی دگرجنسگرا اجتناب کرده باشند، اما نه همه آنها. برخی از آنها و شاید بسیاری از آنان داوطلبانه و آگاهانه از مادرشدن اجتناب کردند. این بدان معنی نیست که در گذشته زنانی که مادر نبودند، انگ و برچسبزنی اجتماعی را تجربه نمیکردند. در سال ۱۹۰۵، پرزیدنت روزولت اعلام کرد که زنان بدون فرزند «از ناخوشایندترین و غیرسالمترین ویژگیهای دنیای مدرن هستند.» همه این فشارها اما نتوانسته است شماری از زنان را از تصمیمشان برای مادرنشدن بازدارد.
163
یه جوری بهشون برمیخوره وقتی میگی بچه نمیخوام بیارم انگار ارث باباشونو خوردی. ببخشید اختیار رحممو ندارم؟ بنظرم برم برش دارم راحت شم.🙏
163
بخدا اگر مامانمم منو به دنیا نمیاورد راضی بودم🙏 و هیچ تغییری هم تو دنیا حس نمیشد پس دنیا نیاز نداره. ایران که اصلا نیاز نداره.
163
پنج شیشتا بچهای که میارم فدای یک ذره ارامشی که قراره تو زندگیم داشته باشم🙏 اره عزیزم میتونی صدام کنی یک زن خودخواه اگر یاد گرفتی زنا ماشین جوجهکشی هستن.
163
ازهیچ چیز کوفتی تو زندگیم مطمعن نیستم جز یک چیز که با تمام وجودم ازش مطمعنم اینه که با تکتک سلولهام هیچوقت دلم نمیخواد بچه بیارم. (و نه نظرم تغییر نمیکنه هر روز دارم ازش مطمعنتر میشم)
163
وقتی دوساعت تمام صدای جیغ بچه تو گوشت بود و به هزارتا روش آروم نشد بعد بیاید ببینم هنوز میتونید بچه اوردن رو رومنتسایز کنید یا نه.
163
و نمیگم مقایسه و ترس اصلا نخواهد بود چرا همیشه در مسیر هست ولی از یه حدی که زیادتر میشه چشمهات به دنبال همون میگرده.
163
تهش همیشه میشه مقایسه و مقایسه و در آخر اگر خیلی بخوای اون ترس رو حلاجی کنی، به این میرسی که "دنیا اصلا به هنر من چه نیازی داره؟که چی؟" و کافیه این سوال رو از خودت بپرسی و تو اون بیهودگی غرق شی، تا هیچوقت دست نبری سمت قلم، هیچوقت ساز رو دستت نگیری، دستهات دیگه رنگ بوم نگیره و بدنت با صدای موسیقی حرکت نکنه و دوربینت احساسات رو ثبت نکنه. کافیه در بیهودگی غرق شی. چون هنر قیام در برابر بیهودگیه. هنر به شکل در آوردن این بیهودگی و نگاه بهش از بیرون هست نه گرفتن و قورت دادنش تا زمانی که بخوای بالا بیاریش و به یه کار معمولی مشغول بشی که یادت بره زمانی هنرمند بودی. فقط کافیه تمام نگاهت پر بشه از مقایسه و ترس تا هیچوقت دیگه رنگ هنرو نبینی و من اینو نمیخوام.
