uk
Feedback
اقامتگاه کاج و ابر

اقامتگاه کاج و ابر

Відкрити в Telegram

  ֪    🌲🍵⛰️ @pinescloudbot

Показати більше
1 248
Підписники
Немає даних24 години
-77 днів
+3830 день
Архів дописів
Khemjira ┊ 2025
+2
Khemjira 2025

«چله‌شو‌‌»
+5
«چله‌شو‌‌»

₊๑.⊹ ⋆𓍢ִ໋˚
+1
₊๑.⊹ ⋆𓍢ִ໋˚

Repost from midnight tales
یلدای باستانی + رسوم و افسانه‌ها‌ی جالب 🍉
در ایران باستان، زمانی که هنوز شب و روز فقط پدیده‌های طبیعی نبودند بلکه نیروهایی زنده و ارزشمند به شمار می‌رفتند، بلندترین شب سال معنایی فراتر از تاریکی داشت. این شب، شبِ پدید آمدن بود؛ زادروز نوری که باید از دل سیاهی مطلق عبور می‌کرد. ایرانیان پیش‌ از زرتشت باور داشتند که در آخرین شب پاییز، قدرت تاریکی به اوج خود می‌رسد. شبی که اهریمن و نیروهای تاریک آزادانه‌تر در جهان می‌گردند و اگر انسان‌ها تنها بمانند، ممکن است نور را برای همیشه از دست بدهند. به همین دلیل مردم نمی‌خوابیدند و گرد هم می‌آمدند، آتش می‌افروختند و بیدار می‌ماندند تا شاهد لحظه‌ای باشند که سرنوشت تغییر می‌کند. این شب را “یلدا” ‌نامیدند؛ واژه‌ای برگرفته از زبان سریانی به معنای زادروز. • زادروز میترا از دل تاریکی: در باورهای مهرپرستان، در سپیده‌دم پس از این شب، میترا ( ایزد پیمان، روشنایی و خورشید ) متولد می‌شود. تولدی نه در کاخ یا شهر بلکه در سکوت و تاریکی، گویی نور باید ابتدا از دل ظلمت سر برآورد تا شایسته‌ی جهان شود. • نبرد نهایی نور و تاریکی: افسانه‌ها می‌گفتند در بلندترین شب سال نیروهای تاریکی بیشترین قدرت را دارند اما از فردای یلدا روزها بلندتر می‌شوند؛ یعنی نور پیروز شده. • بیداری برای محافظت از نور: مردم باور داشتند اگر در شب یلدا بخوابند یا تنها باشند، تاریکی فرصت نفوذ پیدا می‌کند. برای همین بیدار می‌ماندند، آتش روشن می‌کردند، قصه می‌گفتند و کنار هم می‌نشستند تا نور را زنده نگه دارند. • فال‌گیری به شیوه‌های کهن: پیش از فال حافظِ امروزی، فال‌ها با نشانه‌ها، خواب‌ها و گاه دیوان اشعار کهن انجام می‌شد. فال گرفتن راهی برای کشف تقدیر در آغاز چرخه‌ی نو بود و مردم باور داشتند مرز میان آینده و حال در این شب باریک است. • قصه‌گویی و نقل اسطوره‌ها: شب یلدا زمان روایت داستان‌های کهن بود؛ از نبرد نور و ظلمت گرفته تا سرگذشت پادشاهان و قهرمانان. این روایت‌ها نقش انتقال حافظه‌ی جمعی را داشتند. • یلدا شبِ چشم‌به‌راهی: در برخی روایت‌ها یلدا شبی است که انسان‌ها باید شاهد باشند چون اگر این شب را بیدار بمانند، تولد دوباره‌ی جهان را خواهند دید. خواب‌ماندن در این شب به‌معنای تسلیم شدن به تاریکی تلقی می‌شد. • انار، نماد زندگی: در افسانه‌های کهن دانه‌های انار نماد جان، باروری و تداوم حیات بودند. خوردن انار در یلدا یعنی شریک شدن در نیروی زندگی، درست در شبی که تاریکی قدرت بسیاری دارد. • هندوانه برای فریب سرما: باور عامه‌ی کهن می‌گفت اگر در شب یلدا هندوانه بخوری، سرمای زمستان به تو آسیب نمی‌زد. انگار گرمای تابستان را ذخیره می‌کنی تا از زمستان جان سالم به در ببری. • آجیل مشکل‌گشا: آجیل یلدا ترکیبی نمادین از دانه‌ها بود؛ هر دانه نشانه‌ی برکت و گشایش. مردم باور داشتند خوردنش گره از مشکلات سال آینده باز می‌کند. • نام‌گذاری نوزادان یلدایی: نوزادانی که در این شب به دنیا می‌آمدند گاه نام‌هایی مرتبط با نور، خورشید یا مهر می‌گرفتند چون تولدشان همزمان با “زایش خورشید” بود. • احترام ویژه به سالخوردگان: یلدا شبِ تجربه و حافظه بود. بزرگ‌ترها محور مجلس بودند چون باور داشتند کلام آن‌ها قدرت دور کردن نحسی شب را دارد. • روشن نگه‌داشتن آتش یا چراغ: در برخی مناطق، خاموش شدن چراغ در شب یلدا شگون نداشت. نور، سپرِ خانه در برابر تاریکی تلقی می‌شد.

اون تو روزهای بارونی، بیشتر خودشه.🌧️

1|1 - White Angels - Kwoon (320).mp39.63 MB

1|1 - Put It on Me - Matt Maeson (320).mp38.03 MB

1|1 - Seni Dert Etmeler - Madrigal (320).mp37.40 MB

photo content
+1

🧝🏻‍♀️⭐️
🧝🏻‍♀️⭐️

Repost from آرورالند
‍      .     𓍯    ˚    ₊     Proverbs      ୨    
‍ ུ‌݄ ݃  استفاده از ضرب المثل‌های انگلیسی باعث جذاب‌تر و غنی‌تر شدن کلام میشه. توی این پست کنار همدیگه چندتا ضرب المثل پرکاربرد و پرتکرار انگلیسی رو همراه با معادل های فارسی‌‌ یاد میگیریم.
ᅠೀ   A friend in need is a friend indeed. دوست آن است که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی ᅠೀ   A penny saved is a penny earned. قناعت توانگر کند مرد را. ᅠೀ   All roads lead to Rome. آسمان همه جا یه رنگه. ᅠೀ   Actions speak louder than words. دو صد گفته چون نیم کردار نیست ᅠೀ   All’s well that ends well. شاهنامه آخرش خوشه.

Repost from سبز بمان.
photo content
+1

برایم نوشت:اعوذبالله من‌الشر چشمانت. گفتم: هیچ‌کس به قامتِ تو به دلم ننشسته بود آتشِ عشقِ توست که از دل به نگاهم جاری است وگرنه این یخ‌زدگان کاری جز گریه بلد نبودند قبلِ تو.

photo content

photo content