uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

Saved Messages

Saved Messages

Відкрити в Telegram

دیوانه نپرهیزد؛ t.me/BChatPlusBot?start=sc-Xi7DxAhCqN6t

Показати більше
2 449
Підписники
-324 години
-97 днів
+47830 днів
Архів дописів
با کوچیک‌ترین تلاطم‌ها همه‌ی امید و انگیزه‌ای که ذره ذره جمع کرده‌م پخش‌ و پلا میشن

Repost from ندانستم
چه‌جوری بگم؛ اینجوری راحت‌ترم که خبر کمتری باشه ازم. قبلا اینطوری نبودم. دوست داشتم دیده شم. به کل دنیا بگم که منم هستم. اما الان قبل از اینکه طرف مقابل شروع به صحبت کنه توی ذهنم مکالمه احتمالیم رو باهاش مرور می‌کنم و ترجیح میدم صحبت نکنم. حکم میدم به سکوت و لبخند.

ریشه داری توو قلب‌م، تولدت مبارک 🩶

کسی که حتی سابقه‌ی اداره‌ی یک دِه رو هم نداشته، نمی‌تونه اداره‌ی قوه‌ی اجرایی کشور رو به عهده بگیره. حالا شما هی بگو نه آدم خوبیه! آدم خوب دنبال جایگاهی که تخصص‌ش رو نداره، می‌ره ؟!

و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت. فقط می‌خواستم عزیزِ تو باشم. عزیزِ تو بودن، انگار عزیزِ خدا بودن بود

گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سر آید

03) Simply Three - Circles.mp37.80 MB

photo content

Repost from Saved Messages
اگه امشب هم بگذره و نتونم این اندوه رو به کلمه تبدیل کنم، دیگه مطمئن نیستم بخوام به شفای نوشتن باور داشته باشم.

بچه‌ها از کانال‌های خیلیاتون لفت دادم، اگر مایل بودین دوباره این زیر برام بفرستین

بچه‌ها از کانال‌های خیلیاتون لفت دادم، اگر مایل بودین دوباره برام بفرستین‌شون https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-228793-RbbVJuK

چهارشنبه‌ها بعد از کار یه جلسه‌ی جالب داریم، این هفته با این عنوان بود که چرا بهم فیدبک نمیدیم؟ چه چیزی مانع از اعلام نظر ما میشه؟ یکی از بچه‌ها بلند شد گفت چون حوصله‌ی بحث نداریم :)))))) زیبا و دقیق و قانع‌کننده✅

وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم، شروع کردم به ترک کردن چیزهایی که سالم نبودند. آدم‌ها، مشاغل، عادات و اعتقاداتی که مرا کوچک و‌ حقیر نگه می‌داشت را کنار گذاشتم. قبلا فکر می‌کردم این کار به معنای وفادار نبودن است اما در واقع، به معنای دوست داشتن خود است

عشق و نیاز به نجات‌ داده ‌شدن رو باهم اشتباه نگیر عزیزم

نیاز به نجات داده شدن و عشق رو، باهم اشتباه نگیر عزیزم

حکایت خیلی چیزا تو زندگی من حکایت هنوز و هرگزه. یعنی خیلی چیزا رو هنوز به دست نیوردم و شاید هرگز به دست نیازم. خیلی چیزا هنوز تموم نشده‌ن شاید هرگز تموم نشن. خیلی مسائل هنوز حل نشده‌ن و ممکنه هرگز حل نشن. خیلی حس‌ها هنوز نرفته‌ن و مممکنه هرگز نرن.

اما عزیز من دوست داشتن دلیل کافی برای دست زدن به حماقت نیست

آغوش تو را برای تمام رنج‌هایم برمی‌گزیدم، اگر تو بزرگ‌ترین زخم زندگی‌ام‌ را بر من نزده بودی

آغوش تو را برای تمام رنج‌هایم انتخاب می‌کردم، اگر تو بزرگ‌ترین زخم زندگی‌ام‌ را بر من نزده بودی

چیزی نبود که درموردت ندونم، ولی جا خوردم. تا حالا جا خوردی عزیزم؟ اینکه بی‌هوا و یک‌هو، یه چیزی جلوی راهت رو بگیره و زمینت بزنه و وقتی سر برمیگردونی صورت یک آشنا رو ببینی؟!