Saved Messages
الذهاب إلى القناة على Telegram
دیوانه نپرهیزد؛ t.me/BChatPlusBot?start=sc-Xi7DxAhCqN6t
إظهار المزيد2 449
المشتركون
-324 ساعات
-97 أيام
+47830 أيام
أرشيف المشاركات
2 449
با کوچیکترین تلاطمها همهی امید و انگیزهای که ذره ذره جمع کردهم پخش و پلا میشن
2 449
Repost from ندانستم
چهجوری بگم؛ اینجوری راحتترم که خبر کمتری باشه ازم. قبلا اینطوری نبودم. دوست داشتم دیده شم. به کل دنیا بگم که منم هستم. اما الان قبل از اینکه طرف مقابل شروع به صحبت کنه توی ذهنم مکالمه احتمالیم رو باهاش مرور میکنم و ترجیح میدم صحبت نکنم. حکم میدم به سکوت و لبخند.
2 449
کسی که حتی سابقهی ادارهی یک دِه رو هم نداشته، نمیتونه ادارهی قوهی اجرایی کشور رو به عهده بگیره. حالا شما هی بگو نه آدم خوبیه! آدم خوب دنبال جایگاهی که تخصصش رو نداره، میره ؟!
2 449
و اگر من برای همهی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت. فقط میخواستم عزیزِ تو باشم. عزیزِ تو بودن، انگار عزیزِ خدا بودن بود
2 449
Repost from Saved Messages
اگه امشب هم بگذره و نتونم این اندوه رو به کلمه تبدیل کنم، دیگه مطمئن نیستم بخوام به شفای نوشتن باور داشته باشم.
2 449
بچهها از کانالهای خیلیاتون لفت دادم، اگر مایل بودین دوباره این زیر برام بفرستین
2 449
بچهها از کانالهای خیلیاتون لفت دادم، اگر مایل بودین دوباره برام بفرستینشون
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-228793-RbbVJuK
2 449
چهارشنبهها بعد از کار یه جلسهی جالب داریم، این هفته با این عنوان بود که چرا بهم فیدبک نمیدیم؟ چه چیزی مانع از اعلام نظر ما میشه؟
یکی از بچهها بلند شد گفت چون حوصلهی بحث نداریم :)))))) زیبا و دقیق و قانعکننده✅
2 449
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم، شروع کردم به ترک کردن چیزهایی که سالم نبودند.
آدمها، مشاغل، عادات و اعتقاداتی که مرا کوچک و حقیر نگه میداشت را کنار گذاشتم. قبلا فکر میکردم این کار به معنای وفادار نبودن است اما در واقع، به معنای دوست داشتن خود است
2 449
Repost from نـــــــگــــــاهــــ
حکایت خیلی چیزا تو زندگی من حکایت هنوز و هرگزه. یعنی خیلی چیزا رو هنوز به دست نیوردم و شاید هرگز به دست نیازم. خیلی چیزا هنوز تموم نشدهن شاید هرگز تموم نشن. خیلی مسائل هنوز حل نشدهن و ممکنه هرگز حل نشن. خیلی حسها هنوز نرفتهن و مممکنه هرگز نرن.
2 449
آغوش تو را برای تمام رنجهایم برمیگزیدم، اگر تو بزرگترین زخم زندگیام را بر من نزده بودی
2 449
آغوش تو را برای تمام رنجهایم انتخاب میکردم، اگر تو بزرگترین زخم زندگیام را بر من نزده بودی
2 449
چیزی نبود که درموردت ندونم، ولی جا خوردم.
تا حالا جا خوردی عزیزم؟ اینکه بیهوا و یکهو، یه چیزی جلوی راهت رو بگیره و زمینت بزنه و وقتی سر برمیگردونی صورت یک آشنا رو ببینی؟!
