Realxsnake
Відкрити в Telegram
Extreme Music For Extreme People 🐍⛧ 📺 YouTube: https://www.youtube.com/@realxsnake/ ⛧ Group https://t.me/+-S8Vv_RydmdkN2Q0 🩸 Discord https://discord.gg/38QHjSkQC 🐍 Official Merch (US / EU) https://my-store-10de79f.creator-spring.com/
Показати більше3 829
Підписники
+1324 години
+817 днів
+15430 день
Архів дописів
3 829
آخر آهنگ میگه که تمام عمرش دنبال چیزهایی دویده که در نهایت فقط براش درد آوردن. تنها امیدش اینه که وقتی خودش هم مرد، همهی این کارها حداقل برای یه چیزی بوده باشن.
3 829
کورس دوباره برمیگرده به همون تقدیمنامه؛ به رفیقهاش، سرنگهاشون، جامعهای که از یادشون برد و امیدی که داره بچههاشون از همون سرنوشت فرار کنن.
بین این تکرارها، یه گروه دیگه رو هم خطاب قرار میده: مردهایی که مرگش رو میخواستن، سعی کردن هلش بدن سمت قبر خودش و اون قسم خورده هیچوقت نذاره برنده بشن.
3 829
بعد از اون تقدیمنامهی اول، شعر بیشتر میره توی ذهن خود راوی.
از سالهایی حرف میزنه که خودش رو فدا کرده، شبهایی که خواب نداشته و مسیری که برای خودش هم تبدیل شده به یه جور عادت مخرب. میگه گذر زمان ازش یه آدم بیاحساس ساخته، ولی اینطور نبوده که هیچ زخمی روش نذاره.
زنده موندنش رو هم نتیجهی نجات دادن خودش میدونه. میگه از بازیای که کرده خجالت نمیکشه، چون همون بازی همهچیز رو بهش داده. دیگه اعتقادی براش نمونده، چون خودش خودش رو نجات داده و حالا فکر میکنه به هیچچیز دیگهای احتیاج نداره.
3 829
قبل از اینکه حتی اولین ریف شروع بشه، Landon خیلی واضح میگه این آهنگ برای کیه:
برای رفیقهایی که سرنگ توی دستشون بود؛ آدمهایی که جامعه حذفشون کرد و تنها امیدی که براشون مونده اینه که بچههاشون به همون سرنوشت دچار نشن.
3 829
بعضیها Forgotten رو از اول تا آخر یه مرثیه برای آدمهایی میدونن که اعتیاد از بین بردتشون.
3 829
به گفتهی خودش، Forgotten دربارهی آدمهاییه که بیسروصدا دارن عذاب میکشن، ولی هیچ کمک و امکاناتی در اختیارشون نیست.
حتی خودش هم انتظار نداشته این آهنگ تا این حد با شنوندهها ارتباط بگیره. Forgotten بعداً تبدیل شد به یکی از ترکهای موردعلاقهی خود گروه برای اجرای زنده.
اما Landon هیچوقت اسم کسی رو نیاورده و نگفته آهنگ دقیقاً برای یه دوست مشخص نوشته شده. تأیید نکرده که هر قسمت از شعر هم دربارهی یه اتفاق واقعی و مشخصه.
3 829
آهنگ دو بار مستقیماً آدمهای مشخصی رو خطاب قرار میده.
بار اول، Landon رو به رفیقهایی حرف میزنه که مواد رو با سرنگ تزریق میکردن؛ آدمهایی که جامعه انگار کامل از یادشون برده بود. حتی آرزو میکنه بچههای اونها بتونن از همون سرنوشتی که پدر و مادرهاشون رو بلعیده فرار کنن.
بار دوم، میره سراغ آدمهایی که آرزوی مرگش رو داشتن و سعی کردن خردش کنن.
3 829
ترک A Solitary Reign پنجمین ترک از شش ترک آلبومه.
بعد از قطعهی کوتاه Spijt میاد و مستقیم وارد ترک پایانی، یعنی Diaken میشه؛ آهنگی که خودش حول تشخیص سرطان پسر خردسال Colin و روند درمانش نوشته شده.
یعنی دو تا از شخصیترین دردهای آلبوم پشت سر هم قرار گرفتن:
از دست دادن مادر یکی از اعضا و ترس یه پدر از دست دادن فرزندش.
3 829
کل مسیر آهنگ بیشتر شبیه شکل حرکت سوگه تا ساختار معمول ورس و کورس.
یه فکر یا خاطره بارها تکرار میشه، هر بار سنگینتر میشه، بالاخره از کنترل خارج میشه و منفجر میشه؛ بعد دوباره فروکش میکنه، بدون اینکه واقعاً حل شده باشه.
اوج آهنگ فقط خشم نیست.
یه ترکیب از عصبانیت، فروپاشی، درماندگی و شاید یه ذره پذیرفتن واقعیته
3 829
آخر آهنگ هم غم از مرگ یه نفر مشخص فراتر میره و میرسه به تمام آدمها و چیزهایی که راوی توی زندگیش دوست داشته.
«برای تمام چیزهایی که زمانی اهمیت داشتن؛ برای تمام کسانی که زمانی دوست داشتن.»آهنگ از مرگ یه مادر مشخص شروع میشه، ولی آخرش دیگه فقط دربارهی Paulette نیست. مرگ اون نقطهی شروع این غمه، آهنگ کمکم تبدیل میشه به مرثیهای برای تمام آدمهایی که یه روز دوستشون داشتیم و حالا دیگه کنارمون نیستن.
3 829
میرسیم به یکی از سنگینترین جملههای شعر:
«من زخم قدیمی تو هستم.»اولین برداشتی که میشه ازش داشت، زایمانه. فرزند از بدن مادر به دنیا اومده و تولدش واقعاً با درد و زخم همراه بوده. پس راوی انگار داره به مادرش میگه: «من همون زخمیام که از روز تولدم تا آخر عمر با خودت حمل کردی.» ولی جمله فقط دربارهی زخم جسمی نیست. فرزند میتونه از یه نظر زخم همیشگی مادر هم باشه؛ نه چون وجودش چیز بدیه، بلکه چون عشق و درد خیلی وقتها از هم جدا نیستن. وقتی یکی رو با تمام وجودت دوست داری، از همون لحظه به بعد میتونه عمیقاً زخمت هم بکنه.
3 829
شعر شروع میشه:
«توی چشمهات فاصله میبینم.»این جمله با تغییر کوچیکی چند بار برمیگرده؛ یه بار در زمان حال و یه بار شبیه یه خاطره: «توی چشمهات فاصله دیدم. بعد راوی از مادرش میخواد براش بخونه تا خوابش ببره. طبیعتاً اولین چیزی که به ذهن میرسه لالاییه؛ همون کاری که مادر وقتی بچه بودی انجام میداد تا آرومت کنه و بخوابونتت. ولی حالا کسی که این درخواست رو میکنه دیگه بچه نیست. یه مرد بزرگساله که داره مادرش رو از دست میده
3 829
اسم A Solitary Reign رو میشه چیزی شبیه «حکمرانی در تنهایی» یا «فرمانرواییِ تنها» ترجمه کرد.
کنار هم قرار گرفتن این دو کلمه یه تضاد تلخ میسازه.
Reign معمولاً حس قدرت و فرمانروایی میده؛ یه دوره که توش کنترل یه قلمرو دست توئه، حتی اگه اون قلمرو خیلی کوچیک و شخصی باشه. ولی Solitary تمام آدمهای اون قلمرو رو حذف میکنه و تو رو تنها میذاره.
اینجا با یه مدل فرمانروایی طرفیم که هیچکس دلش نمیخواد نصیبش بشه: صاحب زندگیای شدی که دیگه اون آدمی که قبلاً باهات شریکش بود، توش حضور نداره.
ترک A Solitary Reign خودِ سوگه:
یه قلمرو شخصی و ناخواسته که بعد از مرگ عزیزت به ارث میبری و مجبوری تنهایی توش زندگی کنی.
3 829
فاصلهی زیادی از اون مصاحبه نگذشته بود که Paulette به سرطان مبتلا شد و فقط چند ماه بعد از دنیا رفت.
مرگ اون تبدیل شد به یکی از اصلیترین دردهایی که پشت Mass VI و مخصوصاً A Solitary Reign قرار گرفت.
البته هیچ مدرکی وجود نداره که صدای واقعی Paulette یا بخشی از مصاحبهش داخل آهنگ استفاده شده باشه. اون گفتوگو بیشتر جرقهی احساسی ترک بود؛ چیزی که بعد از مرگش معنای خیلی سنگینتری پیدا کرد.
پس این آهنگ قرار نیست صدای Paulette رو بازسازی کنه یا داستان زندگیش رو خطبهخط تعریف کنه.
این آهنگ واکنش گروه به نبودن اونه.
مرثیهای که از یه فقدان واقعی شروع شد، ولی قرار نبود فقط برای یه خانواده باقی بمونه.
Colin دربارهی موزیکویدیوی ترک گفته بود:
«قصیدهای برای مادر؛ ساختهشده به دست یک مادر.»یعنی با اینکه ریشهی آهنگ به مرگ مادر Bjorn برمیگرده، هدفش فقط تعریف کردن داستان شخصی اونها نیست. آهنگ برای همهی مادرها و برای هرکسیه که با ترس از دست دادن مادرش یا با جای خالیش زندگی کرده.
3 829
مرثیهی Amenra
«A Solitary Reign»
ترک A Solitary Reign پنجمین ترک آلبوم Mass VI از Amenraـه؛ آلبومی که ۲۰ اکتبر ۲۰۱۷ منتشر شد. خود ترک هم بسته به نسخهای که گوش میدید، حدود ۹ دقیقه طول میکشه.
واضحترین توضیح دربارهی ریشهی این ترک رو خود Colin داده.
قبل از اینکه Amenra نوشتن Mass VI رو شروع کنه، اعضای گروه تصمیم گرفته بودن بخشی از آلبوم رو به مادرهاشون اختصاص بدن. برنامهشون این بود که مادر هرکدوم از اعضا رو به استودیو بیارن و باهاشون دربارهی زندگی، عشق، مادر بودن، پسرهاشون، پیر شدن، درد و مرگ حرف بزنن.
میخواستن ببینن آیا میشه بخشی از اون گفتوگوها رو وارد آلبوم کرد یا نه.
اما وقت کم آوردن و نتونستن با مادر همهی اعضا مصاحبه کنن. تنها کسی که فرصت شد باهاش حرف بزنن Paulette، مادر درامر گروه، Bjorn Lebon، بود.
Paulette توی اون مصاحبه دربارهی پسرش حرف زد؛ دربارهی اینکه یه زمانی نزدیک بوده از دستش بده و دربارهی تمام شادیها و دردهایی که توی زندگی تجربه کرده بود.
بعد اتفاقی افتاد که Colin بعدها گفت تقریباً شبیه یه پیشگویی بود.
