uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

﮼ذهن خسته

﮼ذهن خسته

Відкрити в Telegram

‌- ‌‌- ﷽🧿 Cr: @AD_SY_TAB 🍷 ɪɴ ᴛʜᴇ ɴᴀᴍᴇ ᴏғ ɢᴏᴅ🍷 ‌ مید‍و‍نین‍.‌.‌.⸢🖇📓⸥ . Cr: . یه‌ذِهن‌خَسته‌با‌یِه‌قَلب‌ِپاک‌یه‌ِتَرکیبِ فوق‌ُالعادسꔷ͜ꔷ! . . #تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ] ‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐•• ‌

Показати більше

📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу ﮼ذهن خسته

Канал ﮼ذهن خسته (@mental_tired) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 763 502 підписників, посідаючи 20 місце в категорії Музика та 189 місце у регіоні Іран.

📊 Показники аудиторії та динаміка

З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 763 502 підписників.

За останніми даними від 08 жовтня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -27 408, а за останні 24 години на -503, загальне охоплення залишається високим.

  • Статус верифікації: Не верифікований
  • Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 1.68%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 0.74% реакцій від загальної кількості підписників.
  • Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 12 823 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 5 628 переглядів.
  • Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 1.
  • Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як کانفیگ, وصل, v2rayng, تصویر, شین.

📝 Опис та контентна політика

Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
“‌- ‌‌- ﷽🧿 Cr: @AD_SY_TAB 🍷 ɪɴ ᴛʜᴇ ɴᴀᴍᴇ ᴏғ ɢᴏᴅ🍷 ‌ مید‍و‍نین‍.‌.‌.⸢🖇📓⸥ . Cr: . یه‌ذِهن‌خَسته‌با‌یِه‌قَلب‌ِپاک‌یه‌ِتَرکیبِ فوق‌ُالعادسꔷ͜ꔷ! . . #تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ] ‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐•• ‌”

Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 09 жовтня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Музика.

763 502
Підписники
-50324 години
-5 5597 днів
-27 40830 днів
Архів дописів
� نام فیلم: «پشتِ ثانیه‌ی صفر» | Behind Second Zero ژانر: علمی‌تخیلی، معمایی، تریلر روان‌شناختی، فلسفی کارگردان: کریستوفر نولان خلاصه داستان: سال ۲۳۵۶، دانشمندان متوجه پدیده‌ای غیرممکن می‌شوند: در هر ساعت از شبانه‌روز، یک ثانیه وجود دارد که هیچ دوربینی قادر به ثبت آن نیست. این پدیده را «ثانیه‌ی صفر» می‌نامند. «لیا مور»، فیزیکدانی که روی این اختلال زمانی تحقیق می‌کند، متوجه می‌شود در طول آن یک ثانیه، تمام انسان‌های روی زمین برای مدت کوتاهی از سیستم‌های ثبت زمان ناپدید می‌شوند. اما یک شب، دوربین آزمایشگاه موفق می‌شود چیزی را در آن لحظه ثبت کند: خودِ لیا، ایستاده در اتاقی که هنوز ساخته نشده است. او تصویر را بررسی می‌کند و متوجه می‌شود روی دیوار اتاق جمله‌ای نوشته شده: «وقتی این را می‌خوانی، دیگر اولین بار نیست.» لیا شروع به تحقیق می‌کند و کم‌کم متوجه می‌شود هر بار که «ثانیه‌ی صفر» اتفاق می‌افتد، بخشی از جهان تغییر می‌کند؛ یک ساختمان، یک خاطره، یک رابطه و حتی گاهی یک انسان. بدتر اینکه فقط لیا متوجه این تغییرات می‌شود. تا اینکه یک روز عکس قدیمی‌ای پیدا می‌کند که در آن خودش در کنار گروهی از دانشمندان ایستاده؛ دانشمندانی که طبق تمام مدارک رسمی، بیست سال پیش از تولد لیا ناپدید شده‌اند. لیا به حقیقتی terrifying می‌رسد: شاید «ثانیه‌ی صفر» لحظه‌ای نیست که زمان متوقف می‌شود. بلکه لحظه‌ای است که جهان تصمیم می‌گیرد کدام نسخه از واقعیت را ادامه دهد. و شاید تمام زندگی لیا فقط یکی از نسخه‌هایی باشد که هنوز حذف نشده است

بر پایه‌ی اصول ساده اما عمیق نوشته شده است؛ نویسنده نشان می‌دهد که زندگی بهتر نتیجه‌ی تصمیم‌های کوچک و روزانه است، نه تغییرات بزرگ و غیرممکن. با خواندن آن، یاد می‌گیری چگونه ذهن خود را از الگوهای محدودکننده آزاد کنی و به جای واکنش‌های ناخودآگاه، انتخاب‌های آگاهانه داشته باشی

‏خوشم میاد از این محبت های کوچیک، نوازش کردن پوست دست، گرفتن بازو تو شلوغی، نگاه های اطمینان بخش، یه نوشته کوتاه روی میز، بازی با انگشت ها، دلیل های کوچولویی برای زنده موندن.

photo content

8483077810.mp313.27 MB

به نظرم اگر هنوز متوجه نشدید که هرکی به پارتنرتون بی احترامی میکنه، در اصل به شما بی احترامی کرده و نظرتون اینه چون اون فرد با شخص شما مشکلی نداره، پس شما باهاش اوکی هستید، یا پارتنرتون آدم اشتباهیه یا شما اون فرد اشتباهی هستید!

� نام فیلم: «آخرین انسانی که خواب دید» | The Last Human Who Dreamed ژانر: علمی‌تخیلی، معمایی، تریلر روان‌شناختی، فلسفی کارگردان: دنی ویلنوو خلاصه داستان: سال ۲۳۷۸. انسان‌ها دیگر خواب نمی‌بینند. دانشمندان با حذف مرحله‌ی خواب عمیق، توانسته‌اند مغز انسان را به شکلی کنترل کنند که هیچ‌کس کابوس، رؤیا یا خاطره‌ی مبهمی نداشته باشد. جامعه‌ای آرام و کاملاً قابل پیش‌بینی شکل گرفته است. «سامان»، متخصص مغز، تنها کسی است که هنوز خواب می‌بیند. اما یک شب، خواب عجیبی می‌بیند: شهری خالی، آسمانی کاملاً سیاه و میلیون‌ها انسان که بی‌حرکت ایستاده‌اند و به یک ساختمان سفید خیره شده‌اند. صبح روز بعد، سامان متوجه می‌شود ساختمانی که در خواب دیده، واقعاً در شهر وجود دارد؛ ساختمانی که هیچ‌کس جز خودش نمی‌تواند آن را ببیند. او وارد ساختمان می‌شود و در اتاقی زیرزمینی، هزاران صفحه‌ی نمایش پیدا می‌کند. روی هر صفحه، زندگی یکی از انسان‌های شهر در حال پخش است. اما تصاویر مربوط به آینده هستند. در میان آن‌ها، تصویر خودش را می‌بیند؛ نشسته در همان اتاق، در حالی که به دوربین نگاه می‌کند و می‌گوید: «اگر این را می‌بینی، یعنی هنوز نفهمیده‌ای که بیدار نیستی.» سامان شروع می‌کند به شک کردن به تمام واقعیت اطرافش. خیابان‌ها، آدم‌ها، خاطرات کودکی‌اش و حتی خانواده‌اش. تا اینکه حقیقتی عجیب‌تر آشکار می‌شود: این دنیا واقعیت نیست؛ آخرین رؤیای جمعی انسان‌هاست، رؤیایی که قرن‌هاست ادامه دارد. و سامان تنها کسی نیست که هنوز خواب می‌بیند. او تنها کسی است که دارد از خواب بیدار می‌شود. حالا باید تصمیم بگیرد: اگر بیدار شدن به معنای نابودی دنیایی باشد که میلیون‌ها انسان در آن زندگی می‌کنند، آیا حقیقت واقعاً ارزش بیدار شدن دارد؟ اگر یک رؤیا برای میلیاردها انسان واقعی‌تر از حقیقت باشد، کدام‌یک را باید واقعیت نامید؟

+: اون برگشته؛ به نظرت میتونه مرهم زخم هام بشه؟ -: آه ویلیام. قاتل همیشه به محل جرم بر میگرده. تا اگه مقتول زنده مونده بود اینبار کارو تموم کنه.

روان‌کاوی وجودی سارتر کمک می‌کنه بفهمی شخصیتت نتیجه‌ی انتخاب‌ها و آزادی خودته، نه صرفاً ناخودآگاه. این کتاب مسئولیت‌پذیری، اضطراب و معنای زندگی رو به‌صورت عمیق بررسی می‌کنه. خوندنش یعنی روبه‌رو شدن صادقانه با خودت و الگوهای رفتاری‌ت

اگه الان کف دریا ته درم، چشم و می‌بندم و می‌رم به گذشتم. برا اون خاطره ها می‌زنه قلبم. نمیاد هیچ کی ولی منتظرم من

هنوزم چشمای تو.mp31.97 MB

� نام فیلم: «نسخه‌ی خاموش» | The Silent Version ژانر: علمی‌تخیلی، معمایی، تریلر روان‌شناختی، فلسفی کارگردان: کریستوفر نولان خلاصه داستان: سال ۲۳۱۲، بشر به فناوری‌ای دست پیدا کرده که می‌تواند یک دقیقه از آینده را قبل از وقوع آن ثبت کند. اما یک روز، دستگاهی در یک آزمایشگاه متروکه فعال می‌شود و تنها یک تصویر را ثبت می‌کند: اتاقی سفید، یک صندلی خالی و ساعتی که روی ۰۳:۱۷ متوقف شده است. محقق جوانی به نام «الیاس وِین» مأمور می‌شود بفهمد این تصویر مربوط به چه زمانی است. مشکل از جایی شروع می‌شود که هر بار تصویر بازسازی می‌شود، جزئیات آن تغییر می‌کند؛ ابتدا صندلی جابه‌جا می‌شود، سپس یک در ظاهر می‌شود و در نهایت، شخصی روی صندلی دیده می‌شود. الیاس چهره‌ی آن شخص را نمی‌شناسد. تا اینکه متوجه می‌شود چهره متعلق به خود اوست. اما عجیب‌تر اینکه تمام سوابق تاریخی نشان می‌دهند الیاس در آن تاریخ، هفده سال قبل از تولدش مرده است. او برای کشف حقیقت وارد آزمایشی می‌شود که مرز میان گذشته، آینده و خاطرات انسان را از بین می‌برد. و کم‌کم به یک احتمال وحشتناک می‌رسد: شاید آینده قرار نیست اتفاق بیفتد؛ شاید آینده از قبل اتفاق افتاده و حال، فقط خاطره‌ی آن است

آدم‌ها گِله می‌کنن، چون مایل‌ان چیزی رو بفهمن و ترمیم کنن. «در گِله‌کردن، میل به آشتی» هست. اما وقتی دیگه نمی‌رنجم، معنیش این نیست که قوی شدم بلکه معنیش اینه که چیزی به پایان رسیده و «من دیگه اینجا نیستم»!

چشم‌هایش رمانی از بزرگ علوی است که داستانی رازآلود و عاشقانه را با فضای سیاسی و اجتماعی زمانه‌اش درهم می‌آمیزد. این کتاب با روایت جست‌وجوی هویت یک زن و رمزگشایی از رابطه‌اش با یک نقاش مبارز، یکی از آثار مهم ادبیات داستانی معاصر ایران به شمار می‌آید

گرون‌ترین درسای زندگیتو از ارزون‌ترین آدما یاد می‌گیری.

یاد بگیرید ساکت بمانید چرا که... همه در تیم شما نیستند!!

نمیدونم آدم درستی هستم یا نه؛ ولی اینو خوب میدونم جوری زندگی کردم که احتیاجی به نقاب نداشته باشم و همیشه خودم بودم! گاهی غمگینِ غمگین، گاهی شادِ شاد. گاهی در مسیر تکامل، گاهی در مسیر سقوط، گاهی موفق و بی نقص، گاهی پر از اشتباه و ناپخته! در نهایت همیشه با پذیرفتن درونی و ذهنیه این نکته که من کامل نیستم خودم بودم و هیچوقت تظاهر به چیزی که نیستم نکردم.

� نام فیلم: «کسی که فردا نبود» | The Man Who Had No Tomorrow ژانر: علمی‌تخیلی، معمایی، تریلر روان‌شناختی، فلسفی کارگردان: دنی ویلنوو خلاصه داستان: سال ۲۲۹۴. فناوری جدیدی ساخته شده که می‌تواند یک روز از آینده‌ی هر انسان را پیش از وقوع مشاهده کند. «آرین»، یکی از اولین افرادی است که برای آزمایش این فناوری انتخاب می‌شود. او وارد دستگاه می‌شود و تصویر فردای خودش را می‌بیند؛ در خانه‌اش بیدار می‌شود، صبحانه می‌خورد و به محل کارش می‌رود. همه‌چیز عادی است. به جز یک چیز: در تمام تصاویر، هیچ‌کس آرین را نمی‌بیند. دوربین‌ها او را ثبت می‌کنند، صداها از کنار او عبور می‌کنند و مردم بدون اینکه متوجه حضورش باشند از کنارش می‌گذرند. آرین تصور می‌کند دستگاه خراب شده، اما روز بعد اتفاقاً همان تصاویر شروع به تحقق می‌کنند. او تلاش می‌کند روند اتفاقات را تغییر دهد، اما هر تصمیمی که می‌گیرد، بخشی از تصاویر آینده را دقیق‌تر می‌کند. در نهایت متوجه می‌شود دستگاه آینده‌ی او را نشان نداده است. بلکه آخرین روزی را نشان داده که ذهن خودش هنوز وجود داشته است. آرین می‌فهمد سال‌ها قبل، بدون اینکه بداند، در یک پروژه‌ی مخفی از ذهن انسان نسخه‌برداری شده و آنچه اکنون «خودش» می‌نامد، در واقع نسخه‌ای است که هیچ‌کس از وجودش خبر ندارد. حالا تنها سؤال باقی‌مانده این است: اگر هیچ‌کس نتواند وجود تو را به یاد بیاورد، آیا هنوز می‌توانی بگویی که وجود داشته‌ای؟

این کتاب از اون کتاب‌هاست که به‌جای اینکه فقط اطلاعات بده، وادارت می‌کنه درباره خودت فکر کنی. دور و برش می‌چرخه که آدم‌ها معمولاً دنبال موفقیت، پول، رابطه یا سرگرمی می‌رن، ولی تهش خیلی وقت‌ها این سؤال می‌مونه که «خب که چی؟»؛ این کتاب دقیقاً همین خلأ رو جدی می‌گیره و کمک می‌کنه بفهمی معنا برای هر کسی ممکنه از یه چیز متفاوت بیاد: از عشق، از کمک کردن، از ساختن، از تجربه کردن، یا حتی از تحمل سختی‌ها. یه خوبی مهمش اینه که نصیحتی و شعاری نیست؛ بیشتر شبیه یه گفت‌وگوی عمیقه که هم آروم می‌کنه هم تلنگر می‌زنه. اگر این روزها حس می‌کنی ذهنت شلوغه، یا گاهی با خودت می‌گی «من دارم دقیقاً برای چی تلاش می‌کنم؟»، این کتاب می‌تونه خیلی به دلت بشینه.

قبل از اخلاق خوب و شخصیت جذاب و غنی بودن بهترین و واجب ترین صفتی که یه انسان میتونه داشته باشه؛ «امن» بودنه! امن باشیم برای هم❤️