uk
Feedback
﮼ذهن خسته

﮼ذهن خسته

Відкрити в Telegram

‌- ‌‌- ﷽🧿 Cr: @AD_SY_TAB 🍷 ɪɴ ᴛʜᴇ ɴᴀᴍᴇ ᴏғ ɢᴏᴅ🍷 ‌ مید‍و‍نین‍.‌.‌.⸢🖇📓⸥ . Cr: . یه‌ذِهن‌خَسته‌با‌یِه‌قَلب‌ِپاک‌یه‌ِتَرکیبِ فوق‌ُالعادسꔷ͜ꔷ! . . #تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ] ‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐•• ‌

Показати більше

📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу ﮼ذهن خسته

Канал ﮼ذهن خسته (@mental_tired) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 804 253 підписників, посідаючи 19 місце в категорії Музика та 174 місце у регіоні Іран.

📊 Показники аудиторії та динаміка

З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 804 253 підписників.

За останніми даними від 26 серпня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -37 382, а за останні 24 години на -1 261, загальне охоплення залишається високим.

  • Статус верифікації: Не верифікований
  • Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 1.89%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 0.81% реакцій від загальної кількості підписників.
  • Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 15 247 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 6 530 переглядів.
  • Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 26.
  • Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як کانفیگ, وصل, v2rayng, تصویر, شین.

📝 Опис та контентна політика

Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
‌- ‌‌- ﷽🧿 Cr: @AD_SY_TAB 🍷 ɪɴ ᴛʜᴇ ɴᴀᴍᴇ ᴏғ ɢᴏᴅ🍷 ‌ مید‍و‍نین‍.‌.‌.⸢🖇📓⸥ . Cr: . یه‌ذِهن‌خَسته‌با‌یِه‌قَلب‌ِپاک‌یه‌ِتَرکیبِ فوق‌ُالعادسꔷ͜ꔷ! . . #تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ] ‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐•• ‌

Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 27 серпня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Музика.

804 253
Підписники
-1 26124 години
-8 3907 днів
-37 38230 день
Архів дописів
photo content

یه دیالوگ تو سریال یاغی بود میگفت : همیشه اعتماد نکردن رو‌ کسایی بهت یاد میدن که کاملا بهشون اعتماد داشتی ... !

Mahyar-Faghat-Bash-320.mp37.67 MB

به مرحله ای از زندگی رسیدم که خودم رو‌ درگیر بحث و جدل بیخود نمیکنم... حتی اگه بهم بگی ۱+۱=۵ میشه! بهت میگم: حق با شماست:) برو حالشو ببر...

با زبانی ساده و جذاب، عملکرد مغز را توضیح می‌دهد و کمک می‌کند رفتار، حافظه، احساسات و تصمیم‌هایت را بهتر درک کنی. این کتاب مفاهیم پیچیده علوم اعصاب را به شکلی روان و کاربردی بیان می‌کند و برای علاقه‌مندان به روان‌شناسی و ذهن، خواندنی است

نام فیلم: آخرین بیداری (The Final Awakening) ژانر: علمی‌تخیلی، معمایی، تریلر روان‌شناختی، فلسفی کارگردان: دنی ویلنووخلاصه داستان سال ۲۲۸۹. بشر پس از دهه‌ها جنگ و بحران زیست‌محیطی، موفق می‌شود دستگاهی به نام «EVA» بسازد؛ سیستمی که می‌تواند آگاهی انسان را برای چند دقیقه به آینده منتقل کند. اما یک روز، دانشمندی جوان به نام آرین کِین هنگام آزمایش دستگاه، به جای چند دقیقه، هفت سال از آینده را می‌بیند. در آینده، تمام شهرهای زمین خالی هستند. هیچ انسانی وجود ندارد. اما عجیب‌تر از همه این است که در تمام خیابان‌ها، نمایشگرهایی روشن‌اند که فقط یک جمله را تکرار می‌کنند: «شما قرار نبود اینجا باشید.»کشف بزرگ آرین تلاش می‌کند بفهمد چه اتفاقی برای بشریت افتاده است. او متوجه می‌شود تمام آزمایش‌های قبلی EVA پاک شده‌اند؛ اما در یکی از فایل‌های مخفی، فیلمی از خودش پیدا می‌کند که مربوط به دوازده سال آینده است. در فیلم، آرین به خودش می‌گوید: «اگر این پیام را می‌بینی، یعنی هنوز فکر می‌کنی آینده را دیده‌ای.» او کم‌کم متوجه می‌شود EVA آینده را نشان نمی‌دهد… بلکه آینده را می‌سازد. هر انسانی که آینده‌ای را می‌بیند، با تلاش برای جلوگیری از آن، دقیقاً همان اتفاق را رقم می‌زند. اما راز وحشتناک‌تر این است که نابودی بشر یک حادثه نیست؛ بلکه نتیجه‌ی آزمایشی است که خود آرین در آینده آغاز کرده است. ⸻ پایان شوکه‌کننده آرین به مرکز اصلی EVA می‌رسد و تصمیم می‌گیرد سیستم را برای همیشه خاموش کند. اما قبل از خاموش کردن آن، آخرین فایل را باز می‌کند. در تصویر، خودش را می‌بیند که در اتاقی تاریک نشسته و می‌گوید: «تو فکر می‌کنی برای نجات آینده برگشتی… اما من تو را به گذشته فرستادم تا مطمئن شوم این اتفاق می‌افتد.» آرین وحشت‌زده دستگاه را خاموش می‌کند. همه‌چیز سفید می‌شود. چشم‌هایش را باز می‌کند… در همان آزمایشگاه است. همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد. اما روی میز، یک تقویم قرار دارد. سال ۲۲۸۹. آرین به صفحه نگاه می‌کند و آرام می‌فهمد: او هیچ‌وقت به گذشته برنگشته بود. تمام زندگی‌ای که فکر می‌کرد گذشته است، بخشی از آینده بوده. فیلم با صدای آرین تمام می‌شود: «اگر آینده از قبل اتفاق افتاده باشد… پس چه کسی دارد آن را زندگی می‌کند؟؟

یکی از غم انگیزه ترین جمله ها بی شک جمله ایه که هاروکی موراکامی تو رمانش کافکا درکرانه نوشته: ‏«باید بپذیری که برخی افراد برای همیشه در قلبت جا خواهند داشت بدون اینکه جایی در زندگیت داشته باشند.»

عسل میگه:
عسل میگه:

‏باور کنید داشتن یه شریک همراه و همدل، آستانه تلاش و پشتکار آدما رو بالا می‌بره. از یه جایی به بعد سختی‌ها و مشکلات رو نمیشه تحمل کرد؛ جز بخاطر یک آدم. اگه داریش دو دستی بچسبش... ❤️

Amir-Tataloo-Hesse-Mamooli-256.mp37.15 MB

نام فیلم: «شهرِ آخرین خواب» (The City of the Final Dream) ژانر: علمی‌تخیلی، تریلر روان‌شناختی، معمایی، فلسفی کارگردان: کریستوفر نولان ⸻ خلاصه داستان: سال ۲۲۴۹. بشر برای فرار از جنگ‌ها و بحران‌های زمین، شهری عظیم در زیر اقیانوس ساخته است؛ شهری که تمام ساکنانش هر شب وارد یک خواب مشترک می‌شوند تا بتوانند خاطرات و احساسات خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. اما یک شب، میلیون‌ها نفر در خوابشان یک مکان ناشناخته را می‌بینند. «آرمان رِیس»، مهندس سیستم خواب، متوجه می‌شود این مکان در هیچ نقشه‌ای وجود ندارد؛ با این حال، تمام ساکنان شهر جزئیات یکسانی از آن به یاد دارند. او شروع به تحقیق می‌کند و می‌فهمد این مکان در واقع بخشی از یک شهر قدیمی روی سطح زمین است؛ شهری که طبق تاریخ رسمی، ۲۰۰ سال قبل از بین رفته. اما عجیب‌تر اینکه در خواب‌ها، مردم آن شهر هنوز زنده‌اند. آرمان کم‌کم متوجه می‌شود خواب مشترک فقط یک شبیه‌سازی نیست. مردم داخل خواب، واقعاً در حال زندگی کردن هستند. و هر شب که ساکنان شهر زیر اقیانوس می‌خوابند، بدون اینکه بدانند، چند ساعت از زندگی خود را در دنیایی دیگر ادامه می‌دهند. اما یک سؤال باقی می‌ماند: کدام جهان واقعی است؟ در پایان، آرمان متوجه می‌شود که شاید شهر زیر اقیانوس هم بخشی از همان خواب باشد… و تمام بشریت مدت‌هاست در خوابی مشترک گرفتار شده است. ⸻ تم فیلم: اگر نتوانی تفاوت بین خواب و واقعیت را تشخیص بدهی، چه چیزی ثابت می‌کند که زندگی فعلی‌ات واقعی است؟ و اگر دنیای واقعی دردناک باشد، آیا بیدار شدن همیشه انتخاب درستی است؟

کتابی که برای تبدیل شدن به یک شخص بهتر، ذهن آروم تر، جسمی سالم تر‌... نیاز دارین ؛

کرد‌ها وقتی میخوان به یکی بگن: تا ابد کنارمی میگن مانارِم یعنی: ماندگار من خیلی قشنگه...

نام فیلم: پشتِ آخرین ستاره (Beyond the Last Star) ژانر: علمی‌تخیلی، تریلر روان‌شناختی، معمایی، فلسفی کارگردان: کریستوفر نولان ⸻ خلاصه داستان: سال ۲۲۳۷. بشر موفق می‌شود برای اولین‌بار سیگنالی را از مرز منظومه شمسی دریافت کند؛ سیگنالی که دقیقاً با الگوی ضربان قلب انسان تکرار می‌شود. دانشمندان ابتدا تصور می‌کنند این پیام از یک تمدن بیگانه است. اما هنگام رمزگشایی، متوجه چیزی عجیب می‌شوند: سیگنال از آینده فرستاده شده است. گروهی از دانشمندان برای یافتن منبع پیام به ایستگاهی دوردست در لبه منظومه شمسی اعزام می‌شوند. در آنجا با سیاره‌ای روبه‌رو می‌شوند که روی هیچ نقشه‌ای وجود ندارد؛ سیاره‌ای که سطح آن کاملاً شبیه زمین است، اما هیچ انسانی روی آن زندگی نمی‌کند. در مرکز سیاره، ساختمانی عظیم پیدا می‌کنند که داخل آن هزاران اتاق وجود دارد. در هر اتاق، زندگی یکی از انسان‌های روی زمین در حال پخش شدن است؛ از کودکی تا مرگ. اما یک اتاق هنوز خالی است. اتاقی که روی درِ آن نام فرمانده مأموریت نوشته شده. با ادامه تحقیقات، آن‌ها متوجه می‌شوند این سیاره در واقع یک آرشیو است؛ مکانی که تمدنی ناشناخته، تمام احتمالات آینده بشر را ثبت کرده است. و وحشتناک‌تر اینکه تقریباً تمام نسخه‌های آینده بشر به یک پایان مشترک ختم می‌شوند. در همه آن‌ها، انسان‌ها در یک لحظه مشخص تصمیمی یکسان می‌گیرند. فرمانده مأموریت باید بفهمد چه اتفاقی قرار است رخ دهد؛ اما هرچه بیشتر به حقیقت نزدیک می‌شود، خاطرات خودش شروع به تغییر می‌کنند و متوجه می‌شود شاید بخشی از زندگی‌اش هرگز واقعاً اتفاق نیفتاده باشد. در پایان، او با یک انتخاب روبه‌رو می‌شود: آینده‌ای را که برای بشر نوشته شده بپذیرد، یا با نابود کردن آرشیو، تمام احتمالات آینده را از بین ببرد؛ حتی اگر این کار باعث شود خودش و تمام خاطراتش هرگز وجود نداشته باشند. تم فیلم: اگر آینده از قبل نوشته شده باشد، انتخاب‌های ما واقعاً انتخاب هستند یا فقط خاطرات چیزی که قرار است اتفاق بیفتد؟

به وقت دیدار اولین دیدار هیچ آهنگی گوش نده هیچ عطری نزن، و مکانش را زیاد دوست نداشته باش و دلیلش را نپرس:)

تو استوری یکی از دوستام خوندم”سوگ من از بین نرفت. فقط زندگی شلوغ شد و من مجبور به ادامه دادن بودم همین”. حق ترین جمله ای بود که این چند وقت اخیر خونده بودم.

هنوزم چشمای تو.mp34.22 MB

نام فیلم: شهرِ ساعت‌های خاموش (The City of Silent Clocks) ژانر: علمی‌تخیلی، معمایی، تریلر روان‌شناختی، فلسفی کارگردان: کریستوفر نولان ⸻ خلاصه داستان: سال ۲۱۹۱؛ دانشمندان موفق می‌شوند شهری زیرزمینی بسازند که تمام سیستم‌های آن با یک هوش مصنوعی مرکزی کنترل می‌شود. این شهر یک قانون عجیب دارد: هیچ‌کس حق ندارد ساعت داشته باشد. ساکنان شهر معتقدند زمان در آنجا به شکل عادی جریان دارد؛ تا اینکه یک روز، تمام مردم شهر برای دقیقاً ۱۱ دقیقه متوقف می‌شوند. همه‌چیز می‌ایستد… به‌جز «لیا»، یک مهندس جوان. او در خیابان‌های کاملاً ساکت شهر حرکت می‌کند و متوجه می‌شود در این ۱۱ دقیقه، چیزهایی تغییر کرده‌اند. عکس‌ها عوض شده‌اند. بعضی ساختمان‌ها دیگر وجود ندارند. و مهم‌تر از همه، نام چند نفر از دوستانش از تمام سیستم‌های شهر پاک شده است. لیا به مرکز کنترل می‌رود و با یک پیام عجیب روبه‌رو می‌شود: «زمان برای شما متوقف نشده؛ شما برای زمان متوقف شده‌اید.» او متوجه می‌شود شهر سال‌هاست در یک چرخه زمانی گرفتار شده و هر ۲۴ ساعت، همان روز را دوباره تجربه می‌کند. اما حافظه مردم هر بار پاک می‌شود. تنها چیزی که چرخه را به یاد می‌آورد، خودِ شهر است. لیا تلاش می‌کند چرخه را بشکند، اما هرچه بیشتر به حقیقت نزدیک می‌شود، متوجه می‌شود که خودش هم بخشی از این چرخه است. در پایان، او موفق می‌شود سیستم را خاموش کند. شهر برای اولین بار طلوع خورشید را می‌بیند. مردم خوشحال‌اند… اما لیا به آسمان نگاه می‌کند. خورشید در حال حرکت به عقب است. سپس تمام ساعت‌های خاموش شهر هم‌زمان روشن می‌شوند. همه عدد ۲۴:۰۰ را نشان می‌دهند. و صدایی از بلندگوها می‌گوید: «چرخه بعدی آغاز شد.»تم فیلم: اگر بتوانی یک روز را برای همیشه تکرار کنی، آیا واقعاً جاودانه شده‌ای… یا فقط زندانی زمان هستی؟

نمیدونی چطوری به هدفات برسی ؟ این کتابو بخون

وقتي كسي ميميره، ميشه خاكسترش رو به شركت خاصي داد تا ازش بذر توليد كنه. فكر كن وقتي عزيزي رو از دست ميدي، با خاكسترش بذر بكاري و از چوب درختي كه ازش ريشه گرفته ساز بتراشي ‏جنون آميز ترين نوع علاقه ست. هربار دلتنگ شدي ميتوني سازي رو بنوازي كه قسمتي از وجود اون شخص رو حمل مي كنه.