ch
Feedback
﮼ذهن خسته

﮼ذهن خسته

前往频道在 Telegram

‌- ‌‌- ﷽🧿 Cr: @AD_SY_TAB 🍷 ɪɴ ᴛʜᴇ ɴᴀᴍᴇ ᴏғ ɢᴏᴅ🍷 ‌ مید‍و‍نین‍.‌.‌.⸢🖇📓⸥ . Cr: . یه‌ذِهن‌خَسته‌با‌یِه‌قَلب‌ِپاک‌یه‌ِتَرکیبِ فوق‌ُالعادسꔷ͜ꔷ! . . #تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ] ‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐•• ‌

显示更多

📈 Telegram 频道 ﮼ذهن خسته 的分析概览

频道 ﮼ذهن خسته (@mental_tired) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 805 024 名订阅者,在 音乐 类别中位列第 19,并在 伊朗 地区排名第 174

📊 受众指标与增长动态

невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 805 024 名订阅者。

根据 26 八月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -37 382,过去 24 小时变化为 -1 261,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 1.89%。内容发布后 24 小时内通常能获得 0.81% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 15 247 次浏览,首日通常累积 6 530 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 26
  • 主题关注点: 内容集中在 کانفیگ, وصل, v2rayng, تصویر, شین 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
‌- ‌‌- ﷽🧿 Cr: @AD_SY_TAB 🍷 ɪɴ ᴛʜᴇ ɴᴀᴍᴇ ᴏғ ɢᴏᴅ🍷 ‌ مید‍و‍نین‍.‌.‌.⸢🖇📓⸥ . Cr: . یه‌ذِهن‌خَسته‌با‌یِه‌قَلب‌ِپاک‌یه‌ِتَرکیبِ فوق‌ُالعادسꔷ͜ꔷ! . . #تبلیغات با بهترین #بازدهی : [ @AMEOOaW ] ‌‌‌•• 🎧🖤📀🔐•• ‌

凭借高频更新(最新数据采集于 27 八月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 音乐 类别中的关键影响点。

804 814
订阅者
-1 26124 小时
-8 3907
-37 38230
帖子存档
یکی از غم انگیزه ترین جمله ها بی شک جمله ایه که هاروکی موراکامی تو رمانش کافکا درکرانه نوشته: ‏«باید بپذیری که برخی افراد برای همیشه در قلبت جا خواهند داشت بدون اینکه جایی در زندگیت داشته باشند.»

عسل میگه:
عسل میگه:

‏باور کنید داشتن یه شریک همراه و همدل، آستانه تلاش و پشتکار آدما رو بالا می‌بره. از یه جایی به بعد سختی‌ها و مشکلات رو نمیشه تحمل کرد؛ جز بخاطر یک آدم. اگه داریش دو دستی بچسبش... ❤️

Amir-Tataloo-Hesse-Mamooli-256.mp37.15 MB

نام فیلم: «شهرِ آخرین خواب» (The City of the Final Dream) ژانر: علمی‌تخیلی، تریلر روان‌شناختی، معمایی، فلسفی کارگردان: کریستوفر نولان ⸻ خلاصه داستان: سال ۲۲۴۹. بشر برای فرار از جنگ‌ها و بحران‌های زمین، شهری عظیم در زیر اقیانوس ساخته است؛ شهری که تمام ساکنانش هر شب وارد یک خواب مشترک می‌شوند تا بتوانند خاطرات و احساسات خود را با یکدیگر به اشتراک بگذارند. اما یک شب، میلیون‌ها نفر در خوابشان یک مکان ناشناخته را می‌بینند. «آرمان رِیس»، مهندس سیستم خواب، متوجه می‌شود این مکان در هیچ نقشه‌ای وجود ندارد؛ با این حال، تمام ساکنان شهر جزئیات یکسانی از آن به یاد دارند. او شروع به تحقیق می‌کند و می‌فهمد این مکان در واقع بخشی از یک شهر قدیمی روی سطح زمین است؛ شهری که طبق تاریخ رسمی، ۲۰۰ سال قبل از بین رفته. اما عجیب‌تر اینکه در خواب‌ها، مردم آن شهر هنوز زنده‌اند. آرمان کم‌کم متوجه می‌شود خواب مشترک فقط یک شبیه‌سازی نیست. مردم داخل خواب، واقعاً در حال زندگی کردن هستند. و هر شب که ساکنان شهر زیر اقیانوس می‌خوابند، بدون اینکه بدانند، چند ساعت از زندگی خود را در دنیایی دیگر ادامه می‌دهند. اما یک سؤال باقی می‌ماند: کدام جهان واقعی است؟ در پایان، آرمان متوجه می‌شود که شاید شهر زیر اقیانوس هم بخشی از همان خواب باشد… و تمام بشریت مدت‌هاست در خوابی مشترک گرفتار شده است. ⸻ تم فیلم: اگر نتوانی تفاوت بین خواب و واقعیت را تشخیص بدهی، چه چیزی ثابت می‌کند که زندگی فعلی‌ات واقعی است؟ و اگر دنیای واقعی دردناک باشد، آیا بیدار شدن همیشه انتخاب درستی است؟

کتابی که برای تبدیل شدن به یک شخص بهتر، ذهن آروم تر، جسمی سالم تر‌... نیاز دارین ؛

کرد‌ها وقتی میخوان به یکی بگن: تا ابد کنارمی میگن مانارِم یعنی: ماندگار من خیلی قشنگه...

نام فیلم: پشتِ آخرین ستاره (Beyond the Last Star) ژانر: علمی‌تخیلی، تریلر روان‌شناختی، معمایی، فلسفی کارگردان: کریستوفر نولان ⸻ خلاصه داستان: سال ۲۲۳۷. بشر موفق می‌شود برای اولین‌بار سیگنالی را از مرز منظومه شمسی دریافت کند؛ سیگنالی که دقیقاً با الگوی ضربان قلب انسان تکرار می‌شود. دانشمندان ابتدا تصور می‌کنند این پیام از یک تمدن بیگانه است. اما هنگام رمزگشایی، متوجه چیزی عجیب می‌شوند: سیگنال از آینده فرستاده شده است. گروهی از دانشمندان برای یافتن منبع پیام به ایستگاهی دوردست در لبه منظومه شمسی اعزام می‌شوند. در آنجا با سیاره‌ای روبه‌رو می‌شوند که روی هیچ نقشه‌ای وجود ندارد؛ سیاره‌ای که سطح آن کاملاً شبیه زمین است، اما هیچ انسانی روی آن زندگی نمی‌کند. در مرکز سیاره، ساختمانی عظیم پیدا می‌کنند که داخل آن هزاران اتاق وجود دارد. در هر اتاق، زندگی یکی از انسان‌های روی زمین در حال پخش شدن است؛ از کودکی تا مرگ. اما یک اتاق هنوز خالی است. اتاقی که روی درِ آن نام فرمانده مأموریت نوشته شده. با ادامه تحقیقات، آن‌ها متوجه می‌شوند این سیاره در واقع یک آرشیو است؛ مکانی که تمدنی ناشناخته، تمام احتمالات آینده بشر را ثبت کرده است. و وحشتناک‌تر اینکه تقریباً تمام نسخه‌های آینده بشر به یک پایان مشترک ختم می‌شوند. در همه آن‌ها، انسان‌ها در یک لحظه مشخص تصمیمی یکسان می‌گیرند. فرمانده مأموریت باید بفهمد چه اتفاقی قرار است رخ دهد؛ اما هرچه بیشتر به حقیقت نزدیک می‌شود، خاطرات خودش شروع به تغییر می‌کنند و متوجه می‌شود شاید بخشی از زندگی‌اش هرگز واقعاً اتفاق نیفتاده باشد. در پایان، او با یک انتخاب روبه‌رو می‌شود: آینده‌ای را که برای بشر نوشته شده بپذیرد، یا با نابود کردن آرشیو، تمام احتمالات آینده را از بین ببرد؛ حتی اگر این کار باعث شود خودش و تمام خاطراتش هرگز وجود نداشته باشند. تم فیلم: اگر آینده از قبل نوشته شده باشد، انتخاب‌های ما واقعاً انتخاب هستند یا فقط خاطرات چیزی که قرار است اتفاق بیفتد؟

به وقت دیدار اولین دیدار هیچ آهنگی گوش نده هیچ عطری نزن، و مکانش را زیاد دوست نداشته باش و دلیلش را نپرس:)

تو استوری یکی از دوستام خوندم”سوگ من از بین نرفت. فقط زندگی شلوغ شد و من مجبور به ادامه دادن بودم همین”. حق ترین جمله ای بود که این چند وقت اخیر خونده بودم.

هنوزم چشمای تو.mp34.22 MB

نام فیلم: شهرِ ساعت‌های خاموش (The City of Silent Clocks) ژانر: علمی‌تخیلی، معمایی، تریلر روان‌شناختی، فلسفی کارگردان: کریستوفر نولان ⸻ خلاصه داستان: سال ۲۱۹۱؛ دانشمندان موفق می‌شوند شهری زیرزمینی بسازند که تمام سیستم‌های آن با یک هوش مصنوعی مرکزی کنترل می‌شود. این شهر یک قانون عجیب دارد: هیچ‌کس حق ندارد ساعت داشته باشد. ساکنان شهر معتقدند زمان در آنجا به شکل عادی جریان دارد؛ تا اینکه یک روز، تمام مردم شهر برای دقیقاً ۱۱ دقیقه متوقف می‌شوند. همه‌چیز می‌ایستد… به‌جز «لیا»، یک مهندس جوان. او در خیابان‌های کاملاً ساکت شهر حرکت می‌کند و متوجه می‌شود در این ۱۱ دقیقه، چیزهایی تغییر کرده‌اند. عکس‌ها عوض شده‌اند. بعضی ساختمان‌ها دیگر وجود ندارند. و مهم‌تر از همه، نام چند نفر از دوستانش از تمام سیستم‌های شهر پاک شده است. لیا به مرکز کنترل می‌رود و با یک پیام عجیب روبه‌رو می‌شود: «زمان برای شما متوقف نشده؛ شما برای زمان متوقف شده‌اید.» او متوجه می‌شود شهر سال‌هاست در یک چرخه زمانی گرفتار شده و هر ۲۴ ساعت، همان روز را دوباره تجربه می‌کند. اما حافظه مردم هر بار پاک می‌شود. تنها چیزی که چرخه را به یاد می‌آورد، خودِ شهر است. لیا تلاش می‌کند چرخه را بشکند، اما هرچه بیشتر به حقیقت نزدیک می‌شود، متوجه می‌شود که خودش هم بخشی از این چرخه است. در پایان، او موفق می‌شود سیستم را خاموش کند. شهر برای اولین بار طلوع خورشید را می‌بیند. مردم خوشحال‌اند… اما لیا به آسمان نگاه می‌کند. خورشید در حال حرکت به عقب است. سپس تمام ساعت‌های خاموش شهر هم‌زمان روشن می‌شوند. همه عدد ۲۴:۰۰ را نشان می‌دهند. و صدایی از بلندگوها می‌گوید: «چرخه بعدی آغاز شد.»تم فیلم: اگر بتوانی یک روز را برای همیشه تکرار کنی، آیا واقعاً جاودانه شده‌ای… یا فقط زندانی زمان هستی؟

نمیدونی چطوری به هدفات برسی ؟ این کتابو بخون

وقتي كسي ميميره، ميشه خاكسترش رو به شركت خاصي داد تا ازش بذر توليد كنه. فكر كن وقتي عزيزي رو از دست ميدي، با خاكسترش بذر بكاري و از چوب درختي كه ازش ريشه گرفته ساز بتراشي ‏جنون آميز ترين نوع علاقه ست. هربار دلتنگ شدي ميتوني سازي رو بنوازي كه قسمتي از وجود اون شخص رو حمل مي كنه.

photo content

حمایتگر بودن میتونه یه رابطه رو فوق العاده کنه دراصل وجود یه نفر که قویترت کنه لب پرتگاه دستاتو محکم تر بگیره تشویقت کنه و بهت انگیزه بده واسه ادامه دادن یه حامی خوب که بشه روش حساب کرد و کنارش پیشرفت کرد ؛ شاید عشق یعنی همین (:

Behnam Bani - Faghat Boro (128).mp33.64 MB

دوست داری کاریزماتیک و جذاب باشی؟ :) این کتاب رو بخون که جذابیت تورو از صفر میبره رو صد. بهت اعتماد به نفس میده و یادت میده چطوری اغواگر باشی.

هر وقت خواستی جا بزنی... به حس خوب بعد از نتیجه گرفتنت، به آخیش گفتن بعد رسیدنت، به برآوردن شدن آرزوهات، به حس رضایت درونت، به خنده ی از ته دلت، به اشک شوق مامانت، به لبخندِ مغرورانه بابات فکر کن و ادامه بده! فقط ادامه بده :)❤️

‏اگه ازم بپرسن قشنگ‌ترین واژه‌ای که یاد گرفتی چیه؟ میگم پذیرش. پذیرفتن شرایط با تمام سختی‌هاش ، پذیرفتن آدما با تمام نقص‌هاشون ، پذیرفتن اینکه مشکلات هست ولی باید ادامه داد ، پذیرفتن اینکه گاهی اشتباه می‌کنم ، پذیرفتن اینکه من کامل نیستم، پذیرفتن تموم فقدان ها، پذیرش تمام از دست دادن ها، شکست خوردن ها، رها شدن ها، داشتن پذیرش یعنی پایان دادن تمام دعواها و اختلاف‌ها. پایان حال بد و جنگ اعصاب و شروع آرامش.