uk
Feedback
آینده ی کودکان :بساز از حالا

آینده ی کودکان :بساز از حالا

Відкрити в Telegram

کانالی برای رشد و پرورش کودکان سالم ارتباط با من: @EliAta20

Показати більше
478
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
+230 день
Залучення підписників
червень '26
червень '26
+5
в 0 каналах
травень '26
+7
в 0 каналах
Get PRO
квітень '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
березень '26
+2
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+12
в 1 каналах
Get PRO
січень '26
+3
в 1 каналах
Get PRO
грудень '25
+8
в 1 каналах
Get PRO
листопад '25
+14
в 1 каналах
Get PRO
жовтень '25
+14
в 1 каналах
Get PRO
вересень '25
+10
в 1 каналах
Get PRO
серпень '25
+14
в 1 каналах
Get PRO
липень '25
+15
в 1 каналах
Get PRO
червень '25
+22
в 3 каналах
Get PRO
травень '25
+9
в 1 каналах
Get PRO
квітень '25
+14
в 2 каналах
Get PRO
березень '25
+14
в 1 каналах
Get PRO
лютий '25
+21
в 2 каналах
Get PRO
січень '25
+23
в 2 каналах
Get PRO
грудень '24
+21
в 1 каналах
Get PRO
листопад '24
+13
в 2 каналах
Get PRO
жовтень '24
+14
в 2 каналах
Get PRO
вересень '24
+11
в 3 каналах
Get PRO
серпень '24
+18
в 1 каналах
Get PRO
липень '24
+14
в 2 каналах
Get PRO
червень '24
+15
в 1 каналах
Get PRO
травень '24
+16
в 1 каналах
Get PRO
квітень '24
+8
в 1 каналах
Get PRO
березень '24
+22
в 2 каналах
Get PRO
лютий '24
+32
в 2 каналах
Get PRO
січень '24
+23
в 1 каналах
Get PRO
грудень '23
+18
в 1 каналах
Get PRO
листопад '23
+12
в 1 каналах
Get PRO
жовтень '23
+20
в 1 каналах
Get PRO
вересень '23
+21
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+15
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+29
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+38
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+3
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+4
в 0 каналах
Get PRO
березень '23
+14
в 0 каналах
Get PRO
лютий '23
+24
в 0 каналах
Get PRO
січень '23
+8
в 0 каналах
Get PRO
грудень '22
+11
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+8
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '22
+6
в 0 каналах
Get PRO
вересень '22
+4
в 0 каналах
Get PRO
серпень '22
+9
в 0 каналах
Get PRO
липень '22
+1
в 0 каналах
Get PRO
червень '22
+2
в 0 каналах
Get PRO
травень '22
+5
в 0 каналах
Get PRO
квітень '22
+7
в 0 каналах
Get PRO
березень '22
+8
в 0 каналах
Get PRO
лютий '22
+9
в 0 каналах
Get PRO
січень '22
+22
в 0 каналах
Get PRO
грудень '21
+6
в 0 каналах
Get PRO
листопад '21
+6
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '21
+14
в 0 каналах
Get PRO
вересень '21
+20
в 0 каналах
Get PRO
серпень '21
+8
в 0 каналах
Get PRO
липень '21
+20
в 0 каналах
Get PRO
червень '21
+6
в 0 каналах
Get PRO
травень '21
+254
в 0 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
17 червня0
16 червня+1
15 червня0
14 червня0
13 червня0
12 червня0
11 червня0
10 червня+1
09 червня0
08 червня+1
07 червня0
06 червня+1
05 червня0
04 червня0
03 червня0
02 червня0
01 червня+1
Дописи каналу
2
Немає тексту...
32
3
کودکی در شیفت کاری در نشست «کارت قرمز به کار کودک» ابعاد پنهان کار کودک در ایران بررسی شد. نیلوفر حامدی، خبرنگار گروه جامعه روزنامه شرق ۲۵ خرداد ۱۴۰۵  «کارت قرمز به کار کودک»؛ این عنوان نشستی بود که شنبه، 23 خردادماه در مؤسسه رحمان برگزار شد. به مناسبت 12 ژوئن که روز جهانی مبارزه با کار کودک نام‌گذاری شده است، موضوع حق کودکی برای کودکان و کار شایسته برای بزرگسالان بررسی شد. «طاهره پژوهش»، رئیس هیئت‌مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان، «قمر تکاوران»، پژوهشگر اجتماعی و «پریسا والنتینا پویان»، مدیرعامل مؤسسه یاریگران کودکان کار پویا، سخنرانان این پنل بودند و «سمانه علوی» از اعضای هیئت‌مدیره انجمن حمایت از حقوق کودک نیز دبیری این نشست را بر عهده داشت. از آنجا که کار کودک صرفا یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه نشانه‌ای از نقض زنجیره‌ای حقوق کودک محسوب می‌شود، اهمیت این موضوع در وضعیت فعلی جامعه ایرانی بر کسی پوشیده نیست. در شرایط امروز ایران، عواملی مانند فقر ساختاری، انواع نابرابری‌ها، مهاجرت، بحران‌های اجتماعی و معیشتی و ضعف در نظام‌های حمایتی و نظارتی، کودکان را بیش از پیش در معرض آسیب‌های جدی قرار داده است. این نشست فرصتی شد تا با بررسی ابعاد مختلف کار کودک، بار دیگر بر مسئولیت مشترک دولت، نهادهای آموزشی و بهداشتی، جامعه مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد در تحقق حقوق کودکان تأکید شود. گزارش کامل را در لینک زیر بخوانید: لینک گزارش @thefuturechildren
29
4
تغیر تراز فقر از مطلق به شدید از اواسط دهۀ ۱۳۹۰ به‌تدریج نشانه‌های عمومی‌شدن فقر در ایران آشکار شد و از سال ۱۳۹۸ به‌سرعت گسترش پیدا کرد. هم به‌دلیل تحریم‌ها و هم روندی از سیاست‌های اقتصادی بخش زیادی از لایه‌های طبقۀ متوسط در بالای چسبیده به آستانۀ فقر انباشته شده بود، و دو جهش در نرخ فقر در فاصله‌ای کوتاه عملاً بسیاری از این بخش آستانه‌ای را به زیر کشید. از اواخر دهۀ ۱۳۹۰ فقر شدید نیز روند افزایشی یافت، اما شوک سال ۱۴۰۱ عملاً مسیر جابجایی تراز فقر را باز کرد. به‌رغم افزایش ۶۰درصدی حداقل دستمزد در سال ۱۴۰۵، پیش‌بینی می‌شد که با تداوم تورم خوراکی‌ها حداکثر تا پایان بهار کل دستمزد کفاف تأمین سبد غذایی موردنیاز یک خانوار ۳ نفره را ندارد. داده‌های اردیبهشت‌ماه مرکز آمار ایران نشان می‌دهد که عملاٌ پیش از پایان بهار این اتفاق افتاده است. اما باز اگر همین روند تورمی خوراکی‌ها ادامه یابد، ولو آنکه هیچ کمبودی در تأمین و عرضه پیش نیاید، در سال ۱۴۰۵ به احتمال زیاد خط فقر شدید (وضعیتی که کل هزینۀ خانوار کفاف تأمین سبد غذایی -استاندارد وزارت بهداشت- را نمی‌دهد) به بالاترین میزان خود در سه چهار دهۀ اخیر می‌رسد و وارد محدودۀ ۱۵ درصد می‌شود. باید توجه داشت که حدود دو دهه قبل، فقر مطلق در چنین محدوده‌ای بود، اما با شوک‌های پیاپی به‌ویژه در یک دهۀ اخیر، تراز فقر در حال جابجایی است و این یعنی برنامه‌های حمایتی هیچ تأثیری در مهار و کاهش فقر ندارند و صرفاً می‌توانند تاحدی بر شدت و شکاف فقر اثر بگذارند. علاوه‌براین، سازوکارهای طبیعی حمایتی نیز بیش‌ازپیش فرسوده و ناتوان می‌شوند. اگر در تابستان و هم‌زمان با فصل جابجایی مستأجران، اجارۀ مسکن هم با شوک همراه باشد، پیامدهای بلندمدت تغییر تراز فقر بسیار جدی‌تر خواهد بود. در دو دهۀ اخیر یکی از شدیدترین شوک‌ها به فقر شدید در سال ۱۴۰۱ رخ داد و بر اساس برآوردهای وزارت تعاون، کار، و رفاه اجتماعی طی یکسال بیش از ۲ میلیون نفر به جمعیت زیر خط فقر شدید اضافه شد؛ از حدود ۵.۷ به ۷.۸ میلیون نفر. اجرای طرح کالابرگ از سال ۱۴۰۲ تاحدی از میزان فقر شدید کاست، هرچند نرخ فقر شدید همچنان بیش از ابتدای سال ۱۴۰۱ ماند. برآورد می‌شود که در صورت تداوم تورم خوراکی‌ها جمعیت زیر خط فقر شدید در پایان سال ۱۴۰۵ به ۱۲.۷ تا ۱۴.۴ میلیون نفر برسد. @Omidi_Reza @thefuturechildren
26
5
🎒 سنگین‌ترین بار روی دوشتان چیست؟ 🔸 ادامه از مطلب قبل 👆👆، بخش ۲ از ۲ کارت بعدی می‌گفت هر جا می‌روم اول راه خروج را پیدا می‌کنم. همیشه احساس می‌کنم ممکن است اتفاق بدی بیفتد. کارت بعدی درباره پدر و مادری بود که هر شب دعوا می‌کردند و آرامش خانه را از بین برده بودند. کارت بعدی از دختری بود که همه فکر می‌کردند زندگی فوق‌العاده‌ای دارد، اما شب‌ها در اتاقش گریه می‌کرد و هیچ‌کس خبر نداشت. هرچه جلوتر می‌رفتم، حقیقت بیشتری از دل کاغذها بیرون می‌آمد. یکی از ترسش از آینده نوشته بود. دیگری از تنهایی. یکی احساس می‌کرد هرگز برای خانواده‌اش کافی نیست. دیگری اعتراف کرده بود که هر روز نقش آدم خوشحال را بازی می‌کند، در حالی که از درون خسته و فرسوده است. به آخرین کارت رسیدم. کاغذ را باز کردم و چند ثانیه فقط به آن نگاه کردم. روی آن نوشته شده بود: دیگر نمی‌دانم برای چه باید ادامه بدهم. فقط منتظرم چیزی یا کسی دلیلی برای ماندن به من بدهد. کلمات در گلویم گیر کرد. کارت را آرام تا کردم و دوباره داخل کوله گذاشتم. وقتی سرم را بالا آوردم، کلاس دیگر شبیه یک ساعت قبل نبود. پسر ورزشکار کلاس سرش را پایین انداخته بود و اشک‌هایش را پاک می‌کرد. دختری که همیشه ساکت بود، دست همکلاسی کناری‌اش را گرفته بود. چند نفر بی‌صدا گریه می‌کردند. دیگر کسی به گروه‌ها و تفاوت‌ها فکر نمی‌کرد. نه شاگرد اولی وجود داشت، نه شاگرد ضعیفی. نه محبوب‌ترین دانش‌آموز و نه منزوی‌ترین. فقط چند جوان بودند که هرکدام زخمی پنهان با خود حمل می‌کردند. گفتم این چیزی است که همه ما با خودمان حمل می‌کنیم. سپس زیپ کوله را بستم و ادامه دادم: از امروز این کوله همین‌جا می‌ماند، روی دیوار این کلاس. هر وقت وارد این اتاق شدید، یادتان باشد که لازم نیست بار همه چیز را تنهایی به دوش بکشید. زنگ مدرسه به صدا درآمد. معمولاً بچه‌ها با شنیدن زنگ با عجله از کلاس بیرون می‌رفتند، اما آن روز هیچ‌کس بلند نشد. چند لحظه بعد آرام‌آرام وسایلشان را جمع کردند و به سمت در رفتند. اتفاقی افتاد که هرگز فراموش نمی‌کنم. اولین دانش‌آموزی که از کنار کوله رد شد، مکث کرد و دستش را روی آن گذاشت. بعد رفت. دانش‌آموز بعدی هم همین کار را کرد. بعدی هم. و بعدی هم. تک‌تک آن‌ها هنگام خروج لحظه‌ای به کوله دست زدند؛ انگار می‌خواستند به هم بگویند می‌فهممت، می‌بینمت، تنها نیستی. آن روز مهم‌ترین درسی بود که در تمام سال‌های معلمی‌ام داده بودم. نه درباره تاریخ، نه درباره جنگ‌ها و نه درباره سیاست. بلکه درباره انسان بودن. ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که همه سعی دارند قوی به نظر برسند. همه بهترین لحظه‌های زندگی‌شان را نمایش می‌دهند و کمتر کسی از بارهایی حرف می‌زند که در سکوت حمل می‌کند. همین سکوت است که آدم‌ها را از درون فرسوده می‌کند. آن شب ایمیلی دریافت کردم که موضوعی نداشت. در آن نوشته شده بود: امروز پسرم بعد از سال‌ها مرا در آغوش گرفت. برای اولین بار درباره ترس‌ها و فشارهایی که تحمل می‌کرد حرف زد. گفت احساس کرده کسی واقعاً او را دیده است. ما تصمیم گرفته‌ایم برای کمک گرفتن اقدام کنیم. ممنونم. سال‌ها گذشته است و آن کوله هنوز روی دیوار کلاس من آویزان است. برای آدم‌های غریبه فقط یک کوله‌پشتی کهنه و بی‌ارزش به نظر می‌رسد، اما برای ما یادآور یک حقیقت بزرگ است؛ اینکه هر انسانی بارهایی دارد که دیده نمی‌شوند. زن جوانی که در صف نانوایی ایستاده، پیرمردی که با همه بحث می‌کند، نوجوانی که در اتوبوس هدفون در گوشش گذاشته است؛ همه در حال حمل کردن چیزی هستند که شما از آن خبر ندارید. برای همین کمی مهربان‌تر باشید، کمی کمتر قضاوت کنید و گاهی از آدم‌های اطرافتان بپرسید: این روزها چه باری روی دوشت هست؟ شاید همان سؤال ساده، زندگی کسی را نجات دهد. #تجربه_نگاری #مشاوره #زمزمه_محبتی #والدگری #پرورشی #فرهنگی #مدرسه @TeacherasLLL @thefuturechildren
22
6
🎒 سنگین‌ترین بار روی دوشتان چیست؟ 🌱️️️️️️ این متن را دوستی برایم فرستاده است. به اشتراک می‌گذارم ولی نویسنده را نمی‌شناسم. 🔆 درِ کلاس را قفل کردم. صدای چرخیدن کلید در سکوت ناگهانی کلاس پیچید و توجه همه را جلب کرد. بیست‌وپنج دانش‌آموز سال دوازدهم به من خیره شدند. چند نفر هنوز نیمه‌پنهان مشغول نگاه کردن به صفحه موبایل‌هایشان بودند و نور آبی نمایشگر روی صورت‌های خسته‌شان افتاده بود. آرام گفتم گوشی‌ها را جمع کنید؛ نه روی حالت سکوت، خاموششان کنید. غرولند کوتاهی در کلاس پیچید، اما بالاخره همه گوشی‌ها را کنار گذاشتند. سی سال بود که تاریخ درس می‌دادم. در این مدت نسل‌های زیادی را دیده بودم؛ نوجوان‌هایی که با امید و آرزو وارد کلاس می‌شدند و دنیا را پیش روی خود می‌دیدند. اما این نسل فرق داشت. چیزی در نگاهشان بود که مرا نگران می‌کرد؛ نوعی خستگی عمیق، انگار قبل از آنکه زندگی را شروع کنند، از آن خسته شده بودند. روی میزم یک کوله‌پشتی قدیمی قرار داشت. رنگش پریده بود، بندهایش ساییده شده بود و گوشه‌هایش شکل اولیه خود را از دست داده بودند. یک ماه بود که هر روز آن را به کلاس می‌آوردم و هیچ‌کس توجهی به آن نداشت. برای دانش‌آموزان فقط یک وسیله کهنه و بی‌ارزش بود، اما من می‌دانستم سنگین‌ترین چیزی است که در تمام مدرسه وجود دارد. آن روز کوله را برداشتم و وسط کلاس روی یک صندلی گذاشتم. صدای برخوردش با صندلی باعث شد چند نفر سرشان را بالا بیاورند. گفتم امروز قرار نیست درباره انقلاب مشروطه یا جنگ جهانی حرف بزنیم. بعد از کشوی میزم یک دسته کارت سفید بیرون آوردم و بین همه پخش کردم. وقتی آخرین کارت را روی میز یکی از دانش‌آموزان گذاشتم، رو به کلاس ایستادم و گفتم سه قانون داریم. اول اینکه هیچ‌کس اسمش را نمی‌نویسد. دوم اینکه هیچ شوخی‌ای در کار نیست. سوم اینکه هر چیزی می‌نویسید باید حقیقت داشته باشد. سپس ادامه دادم: روی این کارت بنویسید سنگین‌ترین باری که این روزها روی دوشتان است چیست. یکی از پسرهای کلاس که همیشه در تیم فوتبال مدرسه بازی می‌کرد و معمولاً شوخ‌طبع بود، دستش را بالا برد و پرسید یعنی درس‌ها و امتحان‌ها؟ لبخند کوتاهی زدم و گفتم نه. منظورم چیزی است که شب‌ها خوابتان را می‌گیرد. ترسی که به کسی نگفته‌اید. فشاری که تحمل می‌کنید. غمی که پنهانش کرده‌اید. چیزی که هر روز با خودتان حمل می‌کنید. کلاس در سکوت فرو رفت. فقط صدای کولر از گوشه اتاق شنیده می‌شد. چند دقیقه هیچ‌کس چیزی ننوشت. همه منتظر بودند دیگری شروع کند. بعد دختری که همیشه شاگرد اول کلاس بود، خودکارش را برداشت و شروع به نوشتن کرد. پس از او نفر کناری و بعد بقیه. کم‌کم همه سرهایشان را پایین انداختند و تنها صدای حرکت خودکارها روی کاغذ شنیده می‌شد. وقتی نوشتن تمام شد، یکی‌یکی جلو آمدند. کارت‌هایشان را تا کردند و داخل کوله انداختند. هیچ‌کس حرفی نمی‌زد. فضا شبیه مراسم اعترافی خاموش بود. وقتی آخرین کارت داخل کوله افتاد، زیپش را بستم و دستم را روی آن گذاشتم. گفتم شما هر روز همدیگر را می‌بینید. یکی را با معدلش می‌شناسید، یکی را با ظاهرش، یکی را با تعداد دنبال‌کننده‌هایش در فضای مجازی. اما حقیقت آدم‌ها اینجاست؛ داخل همین کوله. نفس عمیقی کشیدم و ادامه دادم: حالا این نوشته‌ها را بلند می‌خوانم و تنها وظیفه شما گوش دادن است. نه حدس زدن، نه خندیدن، نه نگاه کردن به اطراف. فقط گوش دادن. اولین کارت را باز کردم. خطی لرزان و نامرتب داشت. روی آن نوشته شده بود که پدرم چند ماه است بیکار شده. هر صبح لباس می‌پوشد و از خانه بیرون می‌رود تا همسایه‌ها نفهمند. ساعت‌ها در ماشین می‌نشیند و وانمود می‌کند سر کار است. می‌ترسم خانه‌مان را از دست بدهیم. سکوت کلاس سنگین‌تر شد. کارت بعدی را برداشتم. روی آن نوشته شده بود که هر روز می‌ترسم مادرم دوباره داروهایش را بیش از حد مصرف کند. چند بار فکر کرده‌ام دیگر زنده نیست. از ترس خوابم نمی‌برد. هیچ‌کس تکان نخورد. همه به کوله خیره شده بودند. 🔹 بخش ۱ از ۲. ادامه در مطلب بعدی 👇👇 @TeacherasLLL @thefuturechildren
23
7
یک خانواده در گوئلف استان انتاریو پس از دریافت کمک‌های مردمی موفق شد برای پسر ۷ ساله خود به نام ماتئو وندرمیر یک دستگاه اسکلت رباتیک (اگزواسکلتون) تهیه کند؛ فناوری‌ای که به او کمک می‌کند دوباره توان راه رفتن را تجربه کند. ماتئو با یک بیماری شدید قلبی به دنیا آمد و در سال ۲۰۲۲ و در سن ۴ سالگی، پس از یک عارضه پزشکی در جریان عمل جراحی اورژانسی دچار فلج شدن شد. مادر او می‌گوید دیدن دوباره توانایی قدم برداشتن فرزندش در خانه برای خانواده بسیار احساسی و امیدبخش بوده است. خانواده پس از آشنایی با شرکت Trexo Robotics که توسط دو فارغ‌التحصیل دانشگاه واترلو در میسیساگا تأسیس شده، تصمیم گرفتند این دستگاه را تهیه کنند. اما هزینه بالای این فناوری باعث شد آن‌ها در ماه مارس یک کمپین جمع‌آوری کمک مالی در سایت GoFundMe راه‌اندازی کنند. هدف اولیه این کمپین ۴۵ هزار دلار بود. با انتشار داستان خانواده در رسانه‌ها، در کمتر از ۲۴ ساعت هدف مالی محقق شد و در نهایت بیش از ۵۲ هزار دلار جمع‌آوری شد. مبلغ اضافه نیز برای جلسات فیزیوتراپی تخصصی کنار گذاشته شده است. به گفته والدین، استفاده از این دستگاه نه تنها به تقویت عضلات کمک می‌کند، بلکه اعتمادبه‌نفس کودک را نیز افزایش داده است. آن‌ها امیدوارند ماتئو بتواند به مرور در خانه و حتی فضاهای عمومی مانند باغ‌وحش و آکواریوم نیز با کمک این فناوری حرکت کند. خانواده وندرمیر همچنین از حمایت گسترده مردم قدردانی کرده و می‌گویند این کمک‌ها امکان تجربه دوباره حرکت و استقلال نسبی را برای فرزندشان فراهم کرده است. @thefuturechildren
37
8
Немає тексту...
34
9
Немає тексту...
39
10
Немає тексту...
39
11
+6
Немає тексту...
50
12
Немає тексту...
41
13
Немає тексту...
54
14
Немає тексту...
32
15
قتل لیانا دختر ۱۱ ساله خشم فرانسه را برانگیخت و فشار بر دولت را افزایش داد. دولت فرانسه به دنبال مرگ دختر ۱۱ ساله تحت فشار‌های فزاینده قرار گرفته است چون متهم به قتل پیش از این به عنوان مجرم جنسی بارها به پلیس گزارش شده بود. پس از قتل لیانا بیش از ۶۰٬۰۰۰ نفر در تظاهرات در سراسر فرانسه شرکت کردند و خواهان برکناری ژرال دارمنن، وزیر دادگستری فرانسه شدند. خشم مردم به این دلیل بود که مادر دختر ۱۰ ساله‌ای به نام رزا پیش‌تر علیه ژروم بارلا به دلیل چندین مورد آزار جنسی شکایت کرده بود و شواهد پزشکی تأیید می‌کند که او مورد آزار قرار گرفته است، اما با گذشت ۹ ماه اقدامی مؤثر صورت نگرفته بود. پیکر لیانا در مزرعه‌ای در نزدیکی فلورانس پیدا شد و بارلا که پدر دوست او بود بازداشت شد و هرگونه مشارکت در قتل را انکار کرد اما اعتراف کرد او را با اتومبیل خود به استخر شنای محل برده است. بعداً روشن شد نام بارلا در چند پرونده آزار جنسی مطرح بوده است و به همین دلیل وکلای مادر رزا علیه دولت و دارمنن شکایت کرده‌اند. دارمنن ضمن پذیرش «قصور و کوتاهی تکان‌دهنده»، استعفای خود را رد کرده و دستور بازبینی ۷۰ هزار شکایت آزار جنسی کودکان را داده است. سباستین لکورنو، نخست‌وزیر فرانسه هم وعده داده است که سخت‌گیرانه‌تر کردن قانون حفاظت از کودکان در پارلمان در حال بررسی است و در نتیجه متجاوزان زنجیره‌ای از این پس به جای حداکثر ۲۰ سال حبس با حبس ابد مواجه خواهند شد. https://bbc.in/443ofng @thefuturechildren
35
16
+6
Немає тексту...
42
17
بازخوانی شماره 1- خردادماه 1405.pdf
39
18
Немає тексту...
36
19
@thefuturechildren
2
20
🔻🔻 اصول اساسی رشد، یادگیری و تربیت خُردسالان انجمن ملی آموزش کودکان خردسال (NAEYC) اصول اساسی رشد و یادگیری کودک را مبتنی بر یافته‌های پژوهشی در حوزه‌های روان‌شناسی رشد، علوم اعصاب، علوم تربیتی و جامعه‌شناسی تعریف کرده است. این اصول نُه‌گانه راهنمایی مناسب برای طراحی برنامه‌های درسی مؤثر برای دوره خُردسالی هستند. ۱. رشد و یادگیری نتیجه تعامل پویای زیست‌شناسی و محیط است. سال‌های نخست زندگی برای شکل‌گیری مغز اهمیت زیادی دارند و روابط گرم و پاسخگوی بزرگسالان در رشد شناختی، زبانی و اجتماعی نقش مهمی ایفا می‌کنند. در مقابل، استرس مزمن ناشی از فقر، بی‌توجهی یا تجربه‌های آسیب‌زا می‌تواند رشد کودک را مختل کند. با این حال، روابط حمایتی و آموزش باکیفیت می‌توانند آثار منفی این عوامل را کاهش داده و تاب‌آوری کودکان را تقویت کنند. ۲. همه جنبه‌های رشد به یکدیگر وابسته‌اند. سلامت جسمانی، شناختی، رشد زبان و مهارت‌های اجتماعی در تعامل با یکدیگر موجب پیشرفت یادگیری می‌شوند. همچنین کارکردهای اجرایی مانند توجه، حافظه کاری، خودتنظیمی و حل مسئله در تمامی ابعاد رشد و یادگیری نقش اساسی دارند. ۳. بازی برای رشد و یادگیری ضروری است. کودکان از طریق بازی محیط اطراف خود را کشف می‌کنند، مهارت‌های اجتماعی و زبانی را گسترش می‌دهند و توانایی حل مسئله را تقویت می‌کنند. بازی با رشد حافظه، خودتنظیمی، مهارت‌های اجتماعی و موفقیت تحصیلی ارتباط دارد. بازی علاوه بر ایجاد انگیزه و لذت، فرصت خلاقیت و یادگیری مفاهیم جدید را فراهم می‌کند. رویکرد مطلوب آموزشی، استفاده از بازی هدایت‌شده است؛ یعنی معلم فرصت‌های یادگیری را فراهم می‌کند اما کودک همچنان نقش اصلی را در هدایت فعالیت دارد. ۴. الگوهای کلی رشد وجود دارد، اما تفاوت‌های فردی و فرهنگی باید در نظر گرفته شوند. اگرچه مسیرهای کلی رشد شناخته شده‌اند، اما کودکان از نظر سرعت یادگیری، علایق و توانایی‌ها با یکدیگر تفاوت دارند. فرهنگ، زبان و تجربه‌های زندگی نیز بر نحوه رشد و یادگیری تأثیر می‌گذارند. برای مثال، برخی فرهنگ‌ها بر مشاهده و مشارکت در فعالیت‌های روزمره تأکید دارند و برخی دیگر تعامل مستقیم بزرگسال و کودک را مهم می‌دانند. همچنین کودکان دوزبانه و چندزبانه مسیرهای رشدی متفاوتی دارند که باید به عنوان تفاوت و نه ضعف در نظر گرفته شوند. ۵. کودکان از بدو تولد یادگیرندگانی فعال هستند. کودکان از نخستین روزهای زندگی از طریق مشاهده، کاوش، تعامل و تجربه‌های روزمره در حال یادگیری‌اند. آن‌ها برای جهان اطراف خود معنا می‌سازند و یادگیری را به صورت فعال تجربه می‌کنند. حتی نوزادان نیز توانایی تشخیص الگوها و پیش‌بینی رویدادها را دارند. محیط‌های آموزشی باید فرصت‌هایی برای کشف، پرسشگری، آزمایش و تعامل فراهم کنند و معلمان با ایجاد محیطی حمایتگر، یادگیری فعال را تشویق نمایند. ۶. احساس تعلق، هدفمندی و عاملیت، انگیزه یادگیری را افزایش می‌دهد. امنیت جسمانی و روانی، روابط مثبت با معلمان و همسالان و توجه به فرهنگ و زبان خانواده در شکل‌گیری احساس احترام در کودکان نقش دارند. همچنین فرصت انتخاب و مشارکت در فعالیت‌ها، حس عاملیت را تقویت کرده و موجب افزایش اعتمادبه‌نفس و انگیزه درونی می‌شود. ۷. کودکان به صورت یکپارچه و میان‌رشته‌ای یاد می‌گیرند. کودکان مفاهیم را در ارتباط با تجربه‌های واقعی زندگی درک می‌کنند. به همین دلیل آموزش مؤثر باید میان موضوعات مختلف مانند زبان، علوم، ریاضیات، هنر و مطالعات اجتماعی ارتباط برقرار کند. معلمان باید علاوه بر شناخت رشد کودک، از موضوعات درسی و روش‌های آموزش آن‌ها نیز آگاهی داشته باشند. گسترش دانش عمومی و واژگان کودکان از سال‌های نخست زندگی، پایه‌ای مهم برای یادگیری‌های بعدی محسوب می‌شود. ۸. یادگیری زمانی پیشرفت می‌کند که کودکان با چالش‌های مناسب روبه‌رو شوند. یادگیری بهینه زمانی رخ می‌دهد که فعالیت‌ها اندکی فراتر از سطح فعلی توانایی کودک باشد. در این شرایط، از طریق «داربست‌سازی» به کودک کمک می‌شود تا مهارت‌های جدید را کسب کرده و به تدریج مستقل شود. فرصت‌های مکرر برای تمرین، بازاندیشی و کاربرد آموخته‌ها نیز برای تثبیت یادگیری ضروری هستند. فعالیت‌های یادگیری مناسب در عین چالش‌برانگیز بودن، قابل دستیابی هم هستند. ۹. تکنولوژی و رسانه‌های تعاملی می‌توانند در صورت استفاده هدفمند از یادگیری حمایت کنند. فناوری بخشی از زندگی کودکان امروز است، اما استفاده بیش از حد از آن می‌تواند پیامدهای منفی داشته باشد. اما، در صورت استفاده آگاهانه می‌تواند به یادگیری، ارتباط با خانواده‌ها، حمایت از کودکان دارای ناتوانی و تسهیل ارتباط میان زبان‌ها و فرهنگ‌ها کمک کند. با این وجود، فناوری باید مکمل تجربه‌های واقعی، بازی، تعاملات اجتماعی و فعالیت‌های عملی باشد، نه جایگزین آن‌ها. #یادداشت #رشد #کودک https://t.me/eduneuro
40