uk
Feedback
شعر؛

شعر؛

Відкрити в Telegram

ᐝ𖥧𖥣。

Показати більше
309
Підписники
-124 години
-27 днів
+930 день
Архів дописів
گفتم به پیری رسم و توبه کنم. آنقدر جوان مرد و یکی پیر نشد

خوش به حال همه‌ی دور و بری هایت، آه کاش بین من و تو نسبت کوتاهی بود

شرم میگفت نگاهت نکنم گفتم چشم عشق میخواست ببیند نظری دعواشد

Pepperoni Bomrani, Rouzbeh Esfandarmaz, Sardar Sarmast.mp34.15 MB

گر چه این شهر شلوغ است ولی باور کن آن چنان جای تو خالی ست صدا می‌پیچد.

در دشت توهم جهتی نیست معین مارا چه نیاز است بدانیم کجاییم؟

من آن بودم که میدادم به هر پرسش دو صد پاسخ کنون گر نام من پرسی جوابش را نمیدانم

هرچه پل پشت سرم هست خرابش بنما تا به فکرم نزند از ره تو برگردم

عشق سخت است و هضمش مرد میخواهد کودکان غذای تلخ را تف میکنند

همه دیدند مرا، تو سرت گرم که بود؟

پسری گم شده در موی فرممم

شهر موهای تو گم کرده مرا در دل خویش آگهی کن :پسری گم شده در موی فرم

کجا رسد به تو مکتوب گریه الودم؟ که باد هم نبرَد کاغذی که نم دارد

بیدردم اگر نم به دل جام گذارم. از من خبر دوری این راه مپرسید. چندان نفسم نیست که پیغام گذارم، شد سرمه ز دشواری این ره نفس برق صائب چه درین دشت بلا گام گذارم؟

photo content

Rakoob-Naya Dige -musicdel.ir 128 (1) (1).mp36.18 KB

Rakoob-Naya Dige -musicdel.ir 128 (1).mp36.18 KB

«اگر با کسی که به تو خیلی نزدیک است کاری کنی که تنها و گوشه گیر شود تو فقط کار بدی کردی؛ جسدی پیدا نشده اما کار بدی کردی عزیزم.» هادی پاکزاد