uk
Feedback
شعر؛

شعر؛

Відкрити в Telegram

ᐝ𖥧𖥣。

Показати більше
304
Підписники
-324 години
-27 днів
Немає даних30 днів
Архів дописів
گر به قسمت قانعی، بیش و کمِ دنیا یکی‌ست تشنه چون یک جرعه خواهد، کوزه و دریا یکی‌ست

من به عنوان زنی مردستیز که به لطف پدرم در لغتنامه‌مان؛ بودنِ مرد همان نیستی و زندگی با مرد هم‌معنی ویرانی بود، ناگهان فهمیدم که از آن حالت بینیت خوشم می‌آمد. قوزش ایرانی بود. تو که از قشر همان مردانی، تو چه میفهمی از این فاجعه‌ی انسانی.

Sange Saboor Mohsen Chavoshi.mp36.42 MB

Shab فرامرز اصلانی ـ شب Faramarz Aslani.m4a3.64 MB

اووووووو نداریم باهم حرفی

Adam Barfi Parsalip, Rudebeny.mp32.56 MB

جز وصل تو دل به هرچه بستم، توبه بی یاد تو هرجا که نشستم، توبه

چه اهمیتی دارد به حماقتی که مرتکب شده ام همه ی دنیا بخندند، ولی تو نخواهی خندید.

عمر😔🙏

همر چیه؟

با چه تفسیری گمان کردی جدایی ساده بود؟ همر من در پای دل کندن ز تو بر باد رفت

Dang-Show-Khata-Kardam-320.mp39.50 MB

با تو نمی دوم اگر به تو نمی رسم اگر اگر اگر اگر اگر جوانیم رفته سفر مصریست در مسیر راه،که می کشاندم به چاه کج شده آسمان ما من دستم نمی رسد به ماه...

photo content

در فرو بند که در من دیگر رغبتی نیست به دیدار کسی

گفتم به پیری رسم و توبه کنم. آنقدر جوان مرد و یکی پیر نشد

خوش به حال همه‌ی دور و بری هایت، آه کاش بین من و تو نسبت کوتاهی بود