312
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+97 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
312
بیدردم اگر نم به دل جام گذارم.
از من خبر دوری این راه مپرسید.
چندان نفسم نیست که پیغام گذارم،
شد سرمه ز دشواری این ره نفس برق
صائب چه درین دشت بلا گام گذارم؟
312
«اگر با کسی که به تو خیلی نزدیک است کاری کنی که تنها و گوشه گیر شود تو فقط کار بدی کردی؛ جسدی پیدا نشده اما کار بدی کردی عزیزم.»
هادی پاکزاد
312
تو را چه به زخم؟
بانوی ازگیل ها
تنها نسبت تو با خون باید پرتقال خونی های باران خورده ی شهسوار باشد.
312
رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده شب مانده است و با شب تاریکی فشرده کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو ؟ شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟
