303
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-630 天
帖子存档
303
«اگر با کسی که به تو خیلی نزدیک است کاری کنی که تنها و گوشه گیر شود تو فقط کار بدی کردی؛ جسدی پیدا نشده اما کار بدی کردی عزیزم.»
هادی پاکزاد
303
تو را چه به زخم؟
بانوی ازگیل ها
تنها نسبت تو با خون باید پرتقال خونی های باران خورده ی شهسوار باشد.
303
رفت آن سوار کولی با خود تو را نبرده شب مانده است و با شب تاریکی فشرده کولی کنار آتش رقص شبانه ات کو ؟ شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟
303
حکایت بارانی بی قرار است
اینگونه که من دوستت میدارم
شوریده وار و پریشان باریدن
بر خزه ها و خیزاب ها
به بیراهه و راه ها تاختن
بی تاب بی قرار دریایی جستن
و به سنگ چین باغ بسته دری
سر نهادن
و تو را به یاد آوردن
چون خونی در دل
که همواره فراموش میشود
حکایت بارانی بی امان است
اینگونه که من دوستت می دارم
现已上线!2025 年 Telegram 研究 — 年度关键洞察 
