مارکوپوریو
Відкрити в Telegram
”پوریا ترابی“ مجموعه آثار یک عکّاس و فیلمبردار مستند و سرباز معلّم بازنشسته ابتدایی زندگی یک مستند است، فقط باید دوربینت را همیشه آماده نگه داری.
Показати більше1 877
Підписники
+624 години
+537 днів
+12330 день
Архів дописів
1 877
سید علی صادقی میگفت: آسید ابوالحسن اصفهانی یک دستوری میداد
برای محبت به حضرت صاحب الزمان :
صبح به صبح از در خانه میای بيرون یه سلام
به حضرت بقیة الله بده و حتما یه حاجت بخواید ازشون .
حاجت مخصوص همون روز یا کارتون...
بهشون گفتن چه ربطی به محبت داره این بحث حاجت که ما میخوایم یه چیزی گیر ما میاد
آقا گفت: حداقل میفهمیم که یه کسی هست
یه دستی بالا سرته .
من به یه کسی گفتم قسم به همین منبر امام حسین شخصی گم کرده بود ۱۵ سال ارتباط نداشت پیداش کرد تو خیابون پیروزی یکدفعه ای ..
1 877
جسارتاً بعد از اینکه ماشینتون رو پارک کردید، حتماً از چند زاویه از خود ماشین و اطرافش عکس بگیرید.
لوکیشن گوشی رو هم روشن بذارید تا روی اطلاعات عکس ثبت بشه.
موقع برگشت ممکنه هوا تاریک شده باشه و پیدا کردن ماشین سخت بشه؛ این عکسها و لوکیشن به کارتون میان.
1 877
کاش نذر مایع دستشویی رو هم باب کنیم.
خیلی از سرویسهای بهداشتی توی مسیر تا رسیدن به مرز از ابتداییترین امکانات، مثل مایع دستشویی، محرومن.
1 877
Repost from مارکوپوریو
یکی از نکته هایی که دوستان یادآوری کردن:
احتمال تاول زدن کف پا بسیار زیاد هست.
بنا به تجربه ام چند راه به ذهنم میرسه که میگم خدمت تون:
۱) حنا بذارید. نیم ساعت تو حموم بمونه کفایت میکنه، اما بعضی ها میپیچن توی پلاستیک و میذارن شب تا صبح بمونه. هر چقدر بیشتر بمونه تیره تر میشه و بیشتر جذب پوست میشه و پوست کلفت تر میشه و احتمال تاول کمتر میشه.
۲) پاهاتون رو توی مسیر زود زود بشورید. حتی میتونی با هر وضو گرفتن یه بار بشوری و خشک کنی و مجدد جوراب بپوشی.
۳) دمپایی همراه تون باشه. گاهی کفش گاهی دمپایی پوشیدن باعث میشه پاتون هم کمتر خسته شه.
۴) من شبا تو موکب کف پام رو وازلین میزنم و میخوابم، صبح هم که میخوام حرکت کنیم باز وازلین میزنم و جوراب میپوشم. پوست مرطوب میمونه.
و من الله توفیق
1 877
Repost from مارکوپوریو
❇️ چک لیست اقلام مورد نیاز در سفر:
⚠️ضروری
پاور بانک
شارژر + سه راهی
هندزفری
مدارک شناسایی ( پاسپورت - کارت ملی - ویزا - بلیط )
پول _ کارت بانکی
مسواک ، خمیر و نخ دندان
ملحفه
لباس سبک (لباس زیر ، جوراب)
داروهای مورد نیاز و ضروری
وسایل بهداشتی برای خانم ها
شامپو و صابون
حوله ی سبک
گیره ی لباس
خوراکی خشک و مقوی
کفش راحت و مناسب _ دمپایی
بشقاب ، قاشق ، لیوان
نخ و سوزن
پماد و چسب زخم
کلاه آفتابگیر
پلاستیک فریزر و دسته دار
دستمال کاغذی
مهر و تسبیح
گیره روسری و کلیپس و کش
شانه
ماسک
چفیه نخی
نمک و قند و نبات
سنجاق قفلی
کیسه ی پارچه ای
دستمال مرطوب
ژل ضدعفونی کننده
عینک
بطری آب
مام و عطر
پودر بچه
سنجاق قفلی
ضدتعریق
پماد ضدالتهاب و سوختگی
مایع دستشویی
گاز استریل
------------------------------------------
✅ بهتره همراهتون باشه
پودر ors
ویتامین c
کیف کمری
ساعت
خاکشیر
آبلیمو
عسل
داروهای سنتی
ناخن گیر
بالم لب و کرم دست
خودکار
عرق نعنا
نشاسته و چهارتخم
خاکشیر و ترنجبین
بادبزن
دمپایی
پنبه
آیینه
مام
واکس کفش
کتاب
پنکه دستی
تراول ماگ
دفترچه یادداشت و خودکار
کفی کفش اضافه
گوش پاک کن
ایرپاد
------------------------------------------
📷 اگر عکاس هستید:
دوربین عکاسی
رم به تعداد کافی
سه پایه دوربین
سه پایه موبایل
باتری اضافه
هارد
لپ تاپ
شارژر
موس
لنز اضافه
تجهیزات تنظیف دوربین و لنز
کیف دوربین و رم
سفرتون بیخطر 😇
🐳 @PouriaTorabiPhotography
1 877
Repost from مارکوپوریو
دوستانی که دارن برای اربعین وسیله جمع میکنند
عارضم که من و بچه های کانال
سال پیش
نشستیم فکر هامون رو روی هم گذاشتیم و یه لیست بلند بالا تهیه کردیم
و رسیدیم به یه سری اقلام که اینجا مجدد قرار میدم شون
منتها ۲ نکته:
قرار نیست همه اینارو ببری با خودت سفر
هر آدمی مدل خودشه
بنا به نحوهی مسافرتت، تعداد روزی که هستی و حتی مسیر میتونه به اقلام توی کوله ت اضافه یا کم بشه.
پس نری همه رو تهیه کنی به زور بچپونی توی کوله بعد رفتی بگی چرا اینقدر بار آوردم با خودم!
نکته دوم
در سبک ترین حالت ممکن سفر کن.
1 877
هنوز خستگی سفر بلوچستان از تنم درنرفته، شکر خدا دوباره بار و بندیلم رو بستم و راهی شدم و زدم به جاده...
اربعین ۱۴۴۸، به امید دیدار. 🖤
1 877
بالاخره یه ماشین برامون ایستاد. آچار بهمون داد و شد که بالاخره راه بیفتیم.
پ.ن: این نوری که دستم هست خیلی کاربردی هست.
1 877
اینجا درست وسط برج مراقبت دریایی چابهاره؛ جایی که ۱۱ تا موشک به نماد شهر خورد.
بین این آوارها که راه میرفتی، هر قدم رو باید حسابشده برمیداشتی. میلگرد از سقف آویزون بود، کابلها زیر پا ولو شده بودن و بتنهای شکسته همهجا پخش بود. یه لحظه بیاحتیاطی کافی بود تا خودت هم بخشی از همین خرابهها بشی.
1 877
حراست مجموعه گفت: « مهندس مراقب این تیرآهن ها باش.»
گفتم: «باشه آقا باشه.😒»
۴۰ ثانیه بعد...
با سر رفتم توی میلگردهای آویزون شده از سقف برج مراقبت!
شانس آوردم خورد به کلاهم، عینکم هم کج شد.
1 877
داشتیم میخوابیدیم. یهو صدا اومد. بدو بدو زدیم بیرون، اینقدر عجله ای که یادم رفت باتری دوربین رو چک کنم و از توی شارژر بردارم.
اومدیم یه چرخی زدیم توی محوطه و تهش معلوم شد ازین منور های نورافشانی بوده!
📍 چابهار
