طلوع
Відкрити в Telegram
https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-Tal29zcHGA اینجا خونهی منه...
Показати більше569
Підписники
+124 години
-47 днів
-1130 день
Архів дописів
570
کسی که از غم و تیمار من نیندیشد
چرا من از غم و تیمار وی شوم بیمار؟
چو دوست جور کند بر من و جفا گوید
میان دوست چه فرقست و دشمن خونخوار؟
- سعدی
570
و البته دیمه اسم یکی از روستاهای بسیار باصفا استان چهارمحال بختیاری هست، پیشنهاد میکنم اگه گذرتون افتاد حتما برید.
و خودمم بسیار دلتنگشم ...
570
هنوز اندکی از نور توی چشم من است
صدای باد هنوز از خروش خشم من است
دوباره بال زدم سنگها به پر که زدید
بله! جوانه زدم بعد هر تبر که زدید
که مانده تکهای از جنگلِ تنومندم
پرندگان من از جای پست بیزارند
که آشیان به بلندای آسمان دارند
اگرچه در دل سرما، اگرچه در دل سوز
ادامه میدهم این راه رفته را و هنوز
صدای چلچله جاریست توی لبخندم
سیاهچالهای از داغ و بغض و اندوهم
جهان حادثه پیوند خورده با روحم
هنوز مانده نفر از سپاه مجروحم
اگرچه خاطرم ابری، هنوز هم کوهم
نمیتوان به سهولت کشید در بندم
بله! پدر به من آموخت رسم دنیا را
به پیش میروم و پس نمیکشم پا را
من ارث بردم از او دل زدن به دریا را
شکستهاند دو پاروی کهنهام اما
تنم به خاک! به خورشید اگر نپیوندم
غلام حلقهبهگوش شما اگر خفه شد
گلوی مردم صاحبعزا اگر خفه شد
به زور سکه و زر هر صدا اگر خفه شد
صدای من خفه اما نمیشود هرگز
طناب دار مگر که شود گلوبندم!
هنوز قهقهه جاریست توی هقهق من
نمردهاند هنوز این دو چشم عاشق من
به گل نشیند اگر هم دوباره قایق من
مصممام که به دریا دوباره دل بزنم
"خلاف آب شنا کردن" ارث فرزندم!
مزدک نظافت
570
«هله نومید نباشی که تو را یار براند
گرت امروز براند نه که فردات بخواند؟
در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا
ز پس صبر، تو را او به سر صدر نشاند
و اگر بر تو ببندد همه رهها و گذرها
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند»
#مولانا
570
ببین که از تو دست نشسته این دل
رهی بجز ره ات نجسته این دل
امید من در این شب سیاهی
به آسمان تو مهر و هم تو ماهی
هر آن زمان که جان من تویی جانان من تویی
شب واهمه ندارد
ستاره گر نیفروزد، ماه اگر نتابد
ستاره گر نیفروزد، ماه اگر نتابد
این چه راهی ست به رویم نهادی
دل ربودی ولی دل ندادی
این چه رازی ست که در دل نهفتی
صدا شدم غم تو را هیچ نگفتی
هیچ نگفتی
هیچ نگفتی
هیچ نگفتی
هیچ نگفتی
هیچ نگفتی
@Tol0e
570
دلتنگی های آدمی را، باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پرستاره نادیده می گیرد
و هر دانهی برفی به اشکی نریخته می ماند.
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است.
از حرکات ناکرده،
اعتراف به عشق های نهان،
و شگفتی های بر زبان نیامده.
در این سکوت
حقیقت ما نهفته است،
حقیقت تو و من....
#مارگوت_بیکل
ترجمه: #احمد_شاملو
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
