588
Підписники
+124 години
Немає даних7 днів
-730 днів
Архів дописів
588
ناله مرغ اسیر این همه بهر وطن است
مسلک مرغ گرفتار قفس همچو من است
همت از باد سحر می طلبم گر ببرد
خبر از من به رفیقی که به طرف چمن است
فکری ای هموطنان در ره آزادی خویش
بنمایید که هرکس نکند مثل من است
خانه ای کو شود از دست اجانب آباد
ز اشک ویران کنش آن خانه که بیت الحزن است
جامه ای کو نشود غرقه به خون بهر وطن
بدر آن جامه که ننگ تن و کم از کفن است
جامه زن بتن اولیتر اگر آید غیر
ز آنکه بیچاره در این مملکت امروز زن است
آن کسی را که در این ملک سلیمان کردیم
ملت امروز یقین کرد که او اهرمن است
#عارف_قزوینی
588
به اینایی که هالووین رو جشن گرفتن حسودیم میشه
دلم همچین دغدغه های چرت و کیوتی میخواد
- البته این که هیچکدوم از اطرافیانم تو این فازا نیستن بی تاثیر نیست🚶🏻♀
588
چون سایه مرغان هوا در سفر خاک
آزار به موری نرساندیم و گذشتیم
گر قسمت ما باده و گر خون جگر بود
ما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیم
هر چند که در دیده ما خار شکستند
خاری به دل کس نخلاندیم و گذشتیم
صد تلخ چشیدیم ز هر بی مزه صائب!
تلخی به حریفان نچشاندیم و گذشتیم!
#صائب_تبریزی
588
ناشناسم رو چند وقتی بود برداشته بودم
بعد مدتها
حرفی، سخنی؟🤝
https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-Tal29zcHGA
588
بعد او تشخیص میدهد که چه کاری را باید انجام میداده، و صادقانه از رفتار نادرستش پشیمان میشود و پیش خودش فکر میکند « اگر باز هم فرصتی دست میداد، طوری دیگری عمل میکردم». یک بار دیگر فرصت پیش میآید؛ همان موقعیت تکرار میشود؛ و در کمال حیرتش او باز هم دقیقاً همان کار را انجام میدهد.
- آرتور شوپنهاور | کتاب در باب طبیعت انسان
