uk
Feedback
طلوع

طلوع

Відкрити в Telegram

اینجا خونه‌ی منه... ناشناس من: https://t.me/XBCHATBot?start=sec-bdhidebijg

Показати більше
608
Підписники
+924 години
+17 днів
-130 днів
Архів дописів
تو مرا آزردی... که خودم کوچ کنم از شَهرت، تو خیالت راحت!! میروم از قلبت، میشوم دورترین خاطره در شب‌هایت تو به من میخندی! و به خود میگویی: باز می‌آید و میسوزد از این عشق ولی... برنمی‌گردم، نه! میروم آنجا که دلی بهر دلی تب دارد... عشق زیباست و حرمت دارد...
سهراب سپهری

گفتم واس تو تجربه اس برا من اخرین امیده گفتم این سری نشه این زخمه دیگه خوب نشه :))

من هیچ وقت سیگار نکشیدم اما هر وقت اهنگ‌های احمدکایا رو گوش میدم حس میکنم یه پیرزن ۶۰ ساله‌ام که از آوار غم های زیادش یکی یکی سیگار هارو دود می‌کنه @Tol0e

اجازه دهید داستان نامعلوم و بدون هیچ پایانِ مشخصی تمام شود گاهی هیچ‌کس در هیچ داستانی مقصر نیست!

دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست تو مرا باز رساندی به یقیـــنم کافیست قانعم! بیشتر از این چه بخواهم از تو؟ گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیم... گاهی از دور، تورا خوب ببینم کافیست! آسمانی! تو درآن گستره خورشیدی کن من همینقدر که گرم است زمینم کافیست من همینقدر که با حال و هوایت گه گاه برگی از باغچه‌ی شعر بچینم کافیست فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز که همین شوق مرا خوب ترینم، کافیست...
محمدعلی بهمنی

چرا هنوز ادامه داری؟... @Tol0e

به قیمت تجربه کردن هم حتی بعضی دردهارو نباید تجربه کرد !

تورو با یه دنیا عوض نمیکنم جونم به جونته @Tol0e

و در نهایت اگر اندوهت آنقدر زیاد شد که حرف زدنت برایت دشوار به سمت من بیا تا در کنار هم سکوت کنیم

تنها آغوشِ تو مونده غیر از اون هیچ.... @Tol0e

راهکارتون برای کنترل اضطراب چیه ؟ حس میکنم دارم رد میدم کلا 🚶🏻‍♀🫩 https://t.me/XBCHATBot?start=sec-bdhidebijg

برای فرار از خیابان به خانه برمی‌گشت ولی به محض ورود به چهار دیواریش باز دوست داشت به خیابان بازگردد رنج می‌برد که چرا به هیچ‌جا تعلق ندارد. -اریک امانوئل اشمیت

بیا بیا که دل از هرچه بود و هست گذشت بگو اگر هنوز هم تو را وفایی هست...

چه روزها که بدونِ تو می‌رود اما ... @Tol0e

بیا بیا که دل از هرچه بود و هست گذشت بگو اگر هنوز هم تو را وفایی هست...

چه روزها که بدونِ تو می‌رود اما ... @Tol0e

من هرکاری که دوست داشتم بقیه برام بکنن رو با تمام وجود برای همه کردم، همدردی کردم، امید دادم، ذوق کسی رو نکشتم، وقتی نیاز داشتم تنهاشون نذاشتم، برای کوچکترین چیزا قدردانی کردم و سعی کردم با حرفا و کارام حس بدی ندم من همیشه در حد توانم سهم خودمو ادا کردم حتی وقتی هیچ برگشتی نگرفتم، هر چند دوست داشتم این جاده گاهی دوطرفه می‌بود. - مهدی عطریان

برای آن‌ها 🕊 @Tol0e

و او خوب که به راه‌های تو در تو نگاه کرد حکایت آدمی را دید که در راه یگانه‌ی حیات از ابد به ازل راه می‌سپارد و در دل آن راه معنایی می‌جوید و در بی‌کران هستی هر یک راهی بود پیچ در پیچ، ‌گاه‌‌‌‌ رها شده در هیچ و‌گاه خطی ممتد که پایانش باغ و سایه سار درخت و چشمه آبی بود در سنگلاخ" -قسمتی از فیلم جاده‌های کیارستمی @Tol0e