uk
Feedback
دریچه ای به سمت نور

دریچه ای به سمت نور

Відкрити в Telegram

اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور و یک #دریچه که از آن به ازدحامِ کوچهء خوشبخت بنگرم #فروغ_فرخزاد

Показати більше
2 710
Підписники
+124 години
Немає даних7 днів
-2830 день

Триває завантаження даних...

Залучення підписників
липень '26
липень '26
+13
в 0 каналах
червень '26
+28
в 4 каналах
Get PRO
травень '26
+7
в 0 каналах
Get PRO
квітень '26
+1
в 0 каналах
Get PRO
березень '26
+2
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+18
в 2 каналах
Get PRO
січень '26
+47
в 0 каналах
Get PRO
грудень '25
+240
в 3 каналах
Get PRO
листопад '25
+289
в 21 каналах
Get PRO
жовтень '25
+173
в 1 каналах
Get PRO
вересень '25
+178
в 9 каналах
Get PRO
серпень '25
+208
в 4 каналах
Get PRO
липень '25
+307
в 5 каналах
Get PRO
червень '25
+93
в 4 каналах
Get PRO
травень '25
+287
в 2 каналах
Get PRO
квітень '25
+394
в 5 каналах
Get PRO
березень '25
+235
в 62 каналах
Get PRO
лютий '25
+104
в 103 каналах
Get PRO
січень '25
+423
в 58 каналах
Get PRO
грудень '24
+461
в 124 каналах
Get PRO
листопад '24
+429
в 4 каналах
Get PRO
жовтень '24
+602
в 4 каналах
Get PRO
вересень '24
+489
в 5 каналах
Get PRO
серпень '24
+289
в 5 каналах
Get PRO
липень '24
+124
в 120 каналах
Get PRO
червень '24
+136
в 102 каналах
Get PRO
травень '24
+205
в 110 каналах
Get PRO
квітень '24
+365
в 196 каналах
Get PRO
березень '24
+57
в 70 каналах
Get PRO
лютий '24
+38
в 4 каналах
Get PRO
січень '24
+41
в 4 каналах
Get PRO
грудень '23
+32
в 3 каналах
Get PRO
листопад '23
+42
в 6 каналах
Get PRO
жовтень '23
+350
в 3 каналах
Дата
Залучення підписників
Згадування
Канали
08 липня0
07 липня+2
06 липня+1
05 липня+2
04 липня+1
03 липня+3
02 липня+2
01 липня+2
Дописи каналу
انسان گیاه نیست و بهار زندگی‌اش تکرار نمی‌شود. 📚آسیا تورگنیف (ترجمه‌ی سروش حبیبی)
انسان گیاه نیست و بهار زندگی‌اش تکرار نمی‌شود. 📚آسیا تورگنیف (ترجمه‌ی سروش حبیبی)

2
استاد بانو ژاله آموزگار چرا رمان می‌خونم؟
استاد بانو ژاله آموزگار چرا رمان می‌خونم؟
40
3
"‌در غرب، رویاها برای تبدیل شدن به حقیقت بنا می‌شوند‌‌‌ و‌‌ در‌ شرق رویاها برای فرار از حقیقت!" به همین دلیل جغرافیا خودِ سرن
"‌در غرب، رویاها برای تبدیل شدن به حقیقت بنا می‌شوند‌‌‌ و‌‌ در‌ شرق رویاها برای فرار از حقیقت!" به همین دلیل جغرافیا خودِ سرنوشته!  📚#ابلوموف ✍#ایوان_گونچاروف
29
4
گوشه‌گیری اگر موقت باشد .. برای اندیشه ارزشمند است ... چرا که مجبورش می‌کند که در خود فرو رود .. اما به شرطی که از آن بیرون بیاید ! تنهایی رنگ بزرگ منشانه‌ای دارد .. اما برای کسی که در وی نیروی آن نیست که بتواند خود را از آن بیرون بکشد ، کشنده است ! باید با زندگی زمان خود را اگر چه پرهیاهو و ناپاک باشد ، زندگی کرد ... ✍🏼#رومن_رولان 📚#ژان_کریستف
27
5
در وصف آزادی همانقدر بگویم که هیچ کدام از حروفش به هم وابسته نیستند ... #مسعود_کیمیایی
در وصف آزادی همانقدر بگویم که هیچ کدام از حروفش به هم وابسته نیستند ... #مسعود_کیمیایی
38
6
این چشمها چشمهای من شاهد حقیقت های زیادی بودند . شاهد سختی های زیادی در کشور من بودند . یک بار یکی از رزمنده ها که یکی از چشم
این چشمها چشمهای من شاهد حقیقت های زیادی بودند . شاهد سختی های زیادی در کشور من بودند . یک بار یکی از رزمنده ها که یکی از چشمهایش را از دست داده بود به من گفت برای دیدن هدف فقط یک چشم کافی ست . و برای هشت سال من با یک چشم به مرگ نگاه می کردم.حالا دیگر هیچ چیز مرا نمی ترساند. هیچ چیز حیرت زده ام نمی کند من نهایت آن رادیده ام. من می خواهم صحنه هایی را به تو نشان دهم که مثل سیلی به صورتت بخورد می توانی نگاه نکنی می توانی خاموش کنی مي تواني هويت خود را پنهان كني، مثل قاتل ها.اما نمی توانی جلوی حقیقت را بگیری. هیچ کس نمی تواند. #کاوه_گلستان ۱۷ تیر ماه زادروز_کاوه گلستان عکاس، خبرنگار و فیلمبردار
45
7
بدفهمی زمانِ حالْ محصول گریزناپذیر جهل نسبت به گذشته است. مارک بلوخ
بدفهمی زمانِ حالْ محصول گریزناپذیر جهل نسبت به گذشته است. مارک بلوخ
64
8
آن‌ها نام خود را بر سنگ‌ها و میدان‌ها حک می‌کنند تا جاودانه شوند، اما پایان کارشان همیشه یکسان است: مردم نام آن‌ها را از کتاب‌ها پاک می‌کنند و تاریخ از آن‌ها تنها به عنوان یک دوره طاعون یاد می‌کند که سرانجام درمان شد. #چنگیز_آیتماتوف روزی به درازای قرن
78
9
قورباغه توی کلاس وَرجهِ وُرجِه می‌کرد. آقای افتخاری گفت: قاسم! این قورباغه را از کلاس بینداز بیرون قاسم گفت: آقا اجازه؟ ما از قورباغه می‌ترسیم آقای افتخاری گفت: ساسان! تو این قورباغه را بینداز بیرون ساسان گفت: آقا اجازه؟ ما هم می‌ترسیم آقای افتخاری گفت: بچه ها! کی از قورباغه نمی‌ترسد؟ من گفتم: آقا اجازه؟ ما نمی‌ترسیم آقای افتخاری گفت: کیف و کتابت را بردار و گمشو از کلاس برو بیرون، گمان می‌کنم که محمود مَرا لو داده باشد؛ و گرنه آقای افتخاری از کجا می‌دانست که من قورباغه را به کلاس آوردم...؟! #منوچهر_احترامی از قدیمی‌ترین نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان، خالق مجموعهٔ کارهای «حسنی نگو یه دسته‌گل» و... (زاده ۱۶ تیر ۱۳۲۰ تهران -- درگذشته ۲۲ بهمن ۱۳۸۷ تهران) نویسنده و طنزپرداز
72
10
دم خودمان گرم که با اینکه معلقیم و تقریبا در قعر ناامیدی و اندوه به سر می‌بریم؛ همچنان عطرمان را می‌زنیم و لباس خوبمان را می‌
دم خودمان گرم که با اینکه معلقیم و تقریبا در قعر ناامیدی و اندوه به سر می‌بریم؛ همچنان عطرمان را می‌زنیم و لباس خوبمان را می‌پوشیم و کافه‌مان را می‌رویم و مهربان مانده‌ایم. دم‌مان گرم که جوری آبروداری می‌کنیم که کسی شک نمی‌کند چقدر بلاتکلیفیم و حال‌مان خوب نیست! ما خوش‌پوش‌ترین و خوش‌بوترین و لاکچری‌ترین به فنارفتگان تاریخیم… #نرگس_صرافیان_طوفان
68
11
داستان ستارهٔ دریایی صبح روزی پس از طوفان، پیرمردی در امتداد ساحل قدم می‌زد. در دوردست، کسی را دید که حرکاتش شبیه رقصیدن بود.
داستان ستارهٔ دریایی صبح روزی پس از طوفان، پیرمردی در امتداد ساحل قدم می‌زد. در دوردست، کسی را دید که حرکاتش شبیه رقصیدن بود. هرچه نزدیک‌تر شد، متوجه شد که آن شخص، دختر جوانی است که ستاره‌های دریایی را یکی‌یکی از روی شن‌ها برمی‌دارد و با ملایمت به دریا پرتاب می‌کند. پیرمرد پرسید: «دخترم، چرا ستاره‌های دریایی را به دریا می‌اندازی؟» دختر پاسخ داد: «خورشید طلوع کرده، جزر دریا در حال عقب‌نشینی است، و اگر آن‌ها را به آب برنگردانم، خواهند مرد.» پیرمرد گفت: «اما دخترم، مگر نمی‌بینی که این ساحل کیلومترها امتداد دارد و هزاران ستارهٔ دریایی روی آن افتاده‌اند؟ تو که نمی‌توانی تغییری ایجاد کنی.» دختر جوان با احترام به حرف او گوش داد، سپس خم شد، ستارهٔ دریایی دیگری را برداشت و آن را به دریا انداخت و گفت: «برای همین یکی، تفاوت ایجاد شد.» اقتباس‌شده از داستان اصلی نوشتهٔ Loren Eiseley زندگی، یک رقص است.
68
12
سوفی گفت: «من همیشه پیش خودم فکر می‌کردم اگر عشق بو داشته باشه، حتماً بوی نون تازه می‌ده...» #کاترین_راندل 📚بام نشینان
سوفی گفت: «من همیشه پیش خودم فکر می‌کردم اگر عشق بو داشته باشه، حتماً بوی نون تازه می‌ده...» #کاترین_راندل 📚بام نشینان
72
13
روباه و خروس شنیدم که خروسی بود جهان‌ گردیده و دام‌ های مکر، دریده. روزی پیرامُن ده به تماشای بوستانی می‌ گشت، بانگی بکرد. روباهی در آن حوالی بشنید. طمع در خروس کرد و به حرصی تمام دوید تا به نزدیک خروس رسید. خروس از بیم بر دیوار جست. روباه گفت از من چرا می‌ ترسی، پادشاه وقت فرموده است که هیچ‌ کس مبادا بر کس بیداد کند، چنان که کبوتر هم آشیانه‌ عقاب باشد و سگ در پوستین روباه نیفتد. خروس در میانه‌ سخن او گردن دراز کرد و سوی راه می‌ نگرید. روباه گفت چه می‌ نگری؟ گفت جانوری می‌ بینم که از جانب این دشت می‌ آید، با دم و گوش‌ های بزرگ، چنان می‌ آید که باد به گردش نرسد. روباه را از این سخن، سنگ نومیدی در دندان آمد، ناپروا و سراسیمه پناهگاهی می‌ طلبید. خروس گفت بیا تا بنگریم که این حیوان باری کیست؟ روباه گفت این علامات که تو شرح می‌ دهی، دلیل آن می‌ کند آن سگ تازی است و مرا از دیدار او خرمی نباشد. خروس گفت پس نه تو می‌ گویی که پادشاه ندا در داده است که کس را بر کس دشمنی نرسد. روباه گفت بلی، اما امکان دارد که این سگ نشنیده باشد. مرزبان نامه سعدالدین وراوینی
72
14
روزی سه ملا با هم خربزه می خوردند و فقیری طرف دیگری آنها را نظاره می نمود، برای آنکه هیچ کدام دلشان نمیامد از سهم خود به آن فقیر بدهند، یکی گفت: روایت است از چیز هایی که بخشش آن کراهت دارد یکی انار است و دیگری خربزه. دومی گفت: همچنین روایت است که خربزه را باید آنقدر خورد که خورنده را جواب کند. سومی گفت: و نیز روایت است که هر کس سر از روی خربزه بلند نکند به وزن همان خربزه به گوشتش اضافه می شود. وقتی خربزه تمام شد، باز نتوانستند از پوستش دل کنده برای فقیر بگذارند. باز ذکر روایت شروع شد. یکی گفت: دندان زدن پوست خربزه دندان را سفید و اشتها را زیاد می کند. دومی گفت: پوست خربزه چشم را درشت و رنگ پوست را براق می کند. سومی گفت: دندان زدن پوستِ خربزه تکبر را کم و آدمی را به خدا نزدیک می نماید. و آنقدر دندان زدند و لیف کشیدند تا پوست خربزه را به نازکی کاغذی رساندند. فقیر که همچنان آنان را می نگریست گفت: من رفتم، که اگر دقیقه ای دیگر در اینجا بمانم و به شما ها بنگرم می ترسم با روایات شما، پوست خربزه مقامش به جایی برسد که لازم باشد مردم آن را بجای ورق قرآن در بغل بگذارند و تخمه اش را تسبیح کرده، با آن ذکر یا قدّوس بگویند. ✍#عبید_زاکانی #پیش_به_سوی_آگاهی
86
15
در میان اقلیت قرار داشتن، حتی در اقلیتی تک نفری،نشان جهل و جنون نیست. حقیقت در یک سو قرار دارد و کذب در سویی دیگر،اگر تو به تنهایی جانب حقیقت را بگیری، و در سوی دیگر، در برابر تو همه دنیا قرار داشته باشند، تو دیوانه نیستی. #جورج_اورول رمان : 1984 صفحه:224
75
16
فسادِ بزرگان و مردنِ ضعيفان بی‌سر و صداست، و عكس آن جنجال‌آفرين است! ▪️صادق چوبک/سنگ صبور
94
17
افراد زیادی عقیده دارند که دارایی‌های مادی آن‌ها را شاد خواهد کرد؛ امّا تحقیقات به این نتیجه رسیده‌اند که فراتر از داشتن پول
افراد زیادی عقیده دارند که دارایی‌های مادی آن‌ها را شاد خواهد کرد؛ امّا تحقیقات به این نتیجه رسیده‌اند که فراتر از داشتن پول کافی برای برآورده کردن نیازهای پایه و زندگی بالای خط فقر، پول و دارایی‌های مادی تأثیر خیلی کمی در افزایش شادی دارد. شادترین افراد کسانی هستند که از سلامت جسمانی برخوردارند، احساسات هیجانی مثبتی را تجربه می‌کنند، رابطه‌های اجتماعی مستحکمی دارند و زندگی‌شان معنادار است. آن‌ها حداکثر نیروی بالقوه‌شان را به فعل درمی‌آورند، به‌خوبی از پس تنش‌های روزمره برمی‌آیند، به شکلی پربار کار می‌کنند و در فعالیت‌های محله و شهر و جامعه‌شان مشارکت دارند. 📕 عزت نفس به زبان ساده ✍🏽 #رنی_اسميت #ويويان_هارت
87
18
کجاست سمت حیات؟ من از کدام طرف می‌رسم به یک هدهد؟ و گوش کن که همین حرف در تمام سفر همیشه پنجره خواب را به هم می‌زد #سهراب_سپه
کجاست سمت حیات؟ من از کدام طرف می‌رسم به یک هدهد؟ و گوش کن که همین حرف در تمام سفر همیشه پنجره خواب را به هم می‌زد #سهراب_سپهری
76
19
آدمی اگر هیچ چیز در این دنیا نداشته باشد، باز هم چیزی هست که باید بابت آن هر ثانیه شادی کرد و آن "وجود داشتن" است. وجود داشتن برای عشق ورزیدن به تمام کسانی که ما را در زندگیشان پذیرفته‌اند. 📕 می‌خواهم سهمم را ببخشم ✍🏻 #فردریک_بکمن
89
20
داستان کوتاه حادثه‌ای در پاریس ✍ #گی_دو_موپاسان 🎙 باران کویر
87