uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

‌تحلیل‌ هیبریدی بازار سرمایه

‌تحلیل‌ هیبریدی بازار سرمایه

Відкрити в Telegram

به امید آنکه آنانکه نباید باشند نباشند.

Показати більше
5 198
Підписники
+124 години
Немає даних7 днів
+1130 днів
Архів дописів
بامزه‌تر شد. در جواب گفتند اشتباه تایپی بوده و عدم صدور فاکتور غیررسمی از مزایای رقابتی شرکته. خلاصه اگر شرکت دارید بدونید عدم صدور فاکتور غیررسمی از مزیت‌های رقابتی شماست. مجدد خطاب به اون سیاه‌نمایانی که می‌گن این مملکت امکانات تفریحیش کمه و مایه‌ی نشاط نداره باید بگم شیم آن یو با این همه سیاه‌نمایی

شفاف سازی.pdf

این رو دوستی در توئیتر اشاره کرده بود و خیلی بدیع و بامزه بود گفتم حیفه نبینید. شرکت سیم و کابل تبریز صدور فاکتور غیر رسمی رو
این رو دوستی در توئیتر اشاره کرده بود و خیلی بدیع و بامزه بود گفتم حیفه نبینید. شرکت سیم و کابل تبریز صدور فاکتور غیر رسمی رو از مزایای رقابتی شرکت اعلام کرده. کجا این رو اعلام کرده؟ بله در امیدنامه. مخاطب امیدنامه کیه؟ بورسی‌ها. بعد به دروغ می‌گن مردم تو این کشور امکانات تفریحی ندارند. :)

مهران از بچه‌های جوون و خیلی خوب و دقیق بازاره و توصیه می‌کنم حتماً بخونیدش.

بحثی این روزها در میان فعالان بازار سرمایه شکل گرفته است که می‌گویند با افزایش ۵ تا ۱۰ درصدی نرخ بهره بدون ریسک در شرایطی که تورم بالای ۹۰٪ است، این افزایش آن‌قدر برای بازار سهام اثر منفی ندارد. در این پست، سه دلیل برای رد این ادعا عرض می‌کنم: ۱- افزایش نرخ بهره بدون ریسک، به عنوان مؤثرترین جزء نرخ تنزیل مورد نیاز، باعث رشد بیشتر این نرخ شده و در نهایت P/E تعادلی بازار را کاهش می‌دهد. ۲- اثر رشد نرخ بهره در همه صنایع یکسان نیست. در شرایط فعلی اقتصاد، دوره وصول مطالبات هم در کنار افزایش درآمدها می‌تواند افزایش یابد. برخی صنایع به واسطه دوره وصول مطالبات بالا، بسیار به دریافت تسهیلات بانکی یا تأمین مالی از بازار بدهی متکی هستند؛ بنابراین این صنایع در معرض آسیب‌پذیری بیشتری قرار دارند. ۳- در ماه‌های اخیر شاهد رشد بازار سهام بوده‌ایم و در حال حاضر P/E گذشته‌نگر بازار به حوالی ۱۰.۱ واحد رسیده است. رشد قیمت سهام باعث کاهش نرخ تنزیل ضمنی (بازده مورد انتظار بازار) می‌شود. در شرایط عادی و تعادل بازار، دو نرخ تنزیل ضمنی و مورد نیاز تقریباً با هم برابر هستند؛ اما با افزایش نرخ بدون ریسک، نرخ تنزیل مورد نیاز افزایش یافته و از طرف دیگر افزایش قیمت سهام باعث کاهش نرخ تنزیل ضمنی شده است. بنابراین از آنجایی که بازار همیشه در حال تعدیل به سمت تعادل هست، بازار باید از طریق تغییر قیمت، این دو را به هم نزدیک نگه دارد. یک نکته اضافی و مهم: از دلایل افزایش عرضه سهام توسط حقوقی‌ها (بازار اولیه و ثانویه) همین کاهش نرخ تنزیل ضمنی است که هزینه تأمین مالی یک سری شرکت‌ها را کاهش داده است. به عبارتی، سرمایه‌گذاران وقتی در بورس (بازار ثانویه) سهمی را می‌خرند و قیمت آن را بالا می‌برند، عملاً به شرکت‌ها می‌گویند: «الان می‌توانید با هزینهٔ خیلی کم پول جمع کنید.» @financial_data7

در مورد مصوبه‌ی پالایشی دوستانی که با جدیت بیشتری دنبال می‌کردند نظر دادند و تقریباً تصویر کلی روشنه که چیه. در کلیت ولی دو نکته رو می‌شه به عنوان هایلایت ماجرا اشاره کرد. یکی اینکه اگرچه با این بند شرایط اضطرار سقف کرک گذاشتند ولی سقف خیلی کوتاهی نیست و بعد هم در کل حالت جیب‌زنی شدید مثل سابق نداره. این قسمت دوم البته بسته به این خواهد بود که بر خلاف عهد موعودشون خرگوش جدیدی از کلاه سیاهشون بیرون نیارن. این استقبال سبز بازار از این ماجرا هم بیشتر از هر چیزی پاسخ به این عدم جیب‌زنی بزرگه تا مقداری کم و زیاد شدن سود و سقف این چیزها.

من می‌فهمم که رفقای بورسی تمایل دارند از یک زاویه‌ی مشخصی ماجرا رو ببینند و اشکالی هم نداره و خودم هم درست یا غلط عمده‌ی موارد همین شکلی هستم ولی بد نیست گاهی از نگاه دیگران هم به موضوع نگاه کنیم.

‏یک سوال ساده از دوستان بورسی پرسیدم که مبنای اعتماد شما به صندوق‌های طلا چیه؟ و برام واکنش‌ها جالب بود و بنظرم میاد همون مشکلاتی که ما در ابتدای ساختن صندوق‌های طلای بورسی داشتیم و‌ بسیاری از فعالان بازار سهام ایران جلوی ما وایمیستادن امروز هم درسی نگرفتن و همون حرف‌ها رو میزنند. ‏سوال اصلی چیه؟ ما چطور اعتماد میکنیم به یک پلتفرم؟ این پلتفرم میتونه صندوق‌های طلای بورسی باشه یا پلتفرم‌های آنلاین فروش طلای آب شده. ‏در نظر داشته باشید شما در صندوق طلای بورسی مشتق دوم طلا رو دارید میخرید نه خود طلا رو. یعنی چی؟ یعنی یونیت‌های صندوق دارند در بازار ثانویه بین فعالین بازار معامله میشه نه خود طلا! خود صندوق با دارایی‌هاش چیکار میکنه؟ اونم طلا نمیخره. اونم گواهی سپرده‌ی مبتنی بر شمش طلا از بورس کالا میخره. تمام پولش هم‌معمولا نمیخره. ی بخش خیلی کوچیکش ممکنه نقد باشه. حالا ما اعتماد کردیم به بورس کالا که به اندازه‌ی گواهی‌های فروخته شده به صندوق‌ها رفته شمش طلا گرفته. (که ایشالله درسته) ولی چیزی نیست که به راحتی قابل راستی آزمایی باشه مگر اینکه نهادی غیر دولتی و غیر ذینفع بیاد انبار طلای بورس کالا رو آدیت کنه و با پرتفوی صندوق‌ها و سایر خریداران گواهی سپرده عین به عین مطابقت بده. ‏همین نگرانی در پلتفرم‌های طلای آب شده حاکمه. در فقره‌ی طلای آب شده اولا محصول فروخته شده طلای ۱۸ عیاره نه NAV صندوق. دوما در اینجا خود کالا در حال خرید و فروشه. یعنی شما طلا رو از طلا فروش میخری و به همون طلا فروش میفروشی (سر همین هم ذیل بورس نرفت) و عملا معاملات ثانویه نداره. حالا این موضوع چند ساله حاکمه؟ چند ده سال. طلا فروش‌ها بین خودشون روزانه تا ۲۰ تن معاملات تلفنی دارند و طلای آب شده‌ی آنلاین و حتی طلای بورسی روی هم کسر کمی از کل حجم معاملات روزانه طلا رو تشکیل میدهند. حال این فرآیند آنلاین شده مشکل چیه؟ چه شکلی میشه به اینها اعتماد کرد؟ ‏نکته‌ی اول اینه که کسانی که تو مقیاس کار میکنند مجبورند حتی اگر نظارتی نباشه برای نگهداشتن کسب و کارشون الزاماتی رو ایجاد بکنند چون به راحتی زمین میخورند. من فرض اولم اینه که یک برند معتبر احتمالا خالی فروشی نمیکنه مثل بورس کالا، صرافی‌های رمز ارز معتبر، پلتفرم‌های طلای آنلاین معتبر چون در معرض ریسک بسیار زیادی قرار میگیره. اما در مورد سکوهای طلا آنلاین حداقل تا جایی که من اطلاع دارن حداقل چند نهاد نظارتی که هیچ کدوم هم اون یکی رو قبول نداره مشغول نظارت هستند و تعدد اینها گاها مسئله ایجاد کرده. آیا احتمال سو استفاده از این پلتفرم‌ها هست؟ بله. آیا این اتفاق در اینجا فقط محتمله رخ بده قطعا خیر. ما در بورس هم شاهد بسته شدن صندوق‌های طلا بودیم و دارایی هزاران کاربر بلاک شد و در اینجا هم شاهدیم که حداقل یک پلتفرم معتبر تاخیر در تسویه داشته که امیدوارم کار بدتر نشه. چون اعتماد مردم از بین بره ساختنش خیلی طول میکشه و همه ضرر میکنند.

در مورد چند ماه آینده چند نکته رو باید توجه کنیم. خیلی‌ها معتقدند بخش سخت ماجرا رد شده. من متأسفانه خیلی موافق نیستم و به نظرم هم سطح تنش محتمله بیشتر بشه و هم وضع اقتصادی در داخل پیچیده‌تر و سخت‌تر. وضعیت انبار کالاهای صنعتی هرگز تا این حد پیچیده نبوده و اگر سریعاً گشایشی نشه ممکنه دکمه‌ی پنیک‌مود زودتر زده بشه. بعضی کالاهای واسط صنعتی که دور از چشم عامه‌ی مردم هستند در بیست روز گذشته تا دو برابر هم افزایش قیمت داشتند و تازه هنوز موجودی بازارها صفر صفر هم نیست و این وضع حاکم شده. اگر مدیریت نشه این وضع اوضاع بازار کالایی به سرعت می‌تونه از کنترل خارج بشه. بر خلاف بورس که هنوز درگیر دامنه نوسان و حجم مبناست بازار کالاهای خاص وارداتی صنعتی در یک روز سی درصد نوسان داشته این مدت. فروش شرکت‌ها و بهای تمام‌شده‌شون رو باید با دقت بررسی کرد. نمی‌شه نسخه‌ی کلی نوشت و هر صنعت و شرکتی داستان خودش رو داره و ممکنه شرکتی بر خلاف تصور در پایان سال عملکرد غیرمتعارف کم یا زیادی گزارش کنه ولی در کل چالش‌های پیش روی شرکت‌ها در ماه‌های پیش‌رو بسیار پیچیده‌تر از ماه‌های گذشته خواهد بود. امکان تأخیر در راه‌اندازی پروژه‌های توسعه‌ای یا حتی اورهال‌های طولانی‌تر از حالت عادی و تعطیلی‌های نامعمول رو باید وزن بیشتری داد. در شرایط فعلی حتی اگر به من کمترین با اطمینان خبر بدن که ریال تا اخر سال امن‌ترین دارایی خواهد بود هم ترجیح می‌دم ریسک بازدهی کمترم رو بپذیرم و زیاد نقد نباشم. اینکه در برابر نقد نبودن چه ترکیب دارایی‌ای داشته باشیم البته سووال درستیه که جواب آسونی نداره. در این شرایط کاش این سازمان بورس مقداری دست از محاصره تنگه‌ی بازار برداره و دامنه و حجم مبنا رو رها کنه.

یکی از درس‌هایی که آدمیزاد در اثر تجربه ممکنه به دست بیاره اینه که با طوفان نباید جنگید. چراغی را که ایزد برفروزد هر آنکس پف کند ریشش بسوزد به زبان بورسی‌ها با ترند باید همراهی کرد. وقتی بازار از نظرتون گرونه و نه خیلی گرون کلا بیرون نایستید و خلاف جهت شمشیر نزنید. دنبال اصلاح سبد و خریدن سهم بهتر و البته مطمئن‌تر باشید تا ریسکی‌تر. وقتی بازار از نظرتون خیلی گرونه هم شروع کنید به کمتر کردن وزن سهام. چیزی که فروشش ممکنه سخت بشه رو کمتر کنید و چست و چابک‌تر ببنید. به سیاق بهلول و خرقه، نون و جو و سرکه. در این معادله خرقه حمایت نهادیه و نون و جو و سرکه سهام کم‌تعدادتر و خوش‌خریدارتر و کاهش اعتبار و این داستان‌ها که اگر اتفاقی افتاد تغییر مسیر کم‌هزینه‌تری داشته باشید. در حالت دوم قاعدتاً باید چشم از بازار و نقدینگی در حال چرخش و جنس بازیگران فعال و تحرکاتشون برندارید. جنس کاری من کمی کندتر از این مدل دنبال‌ کردن لحظه‌‌ای بازاره ولی هیچ‌وقت هم نخواستم اونی باشم که تنهایی و در سمت مخالف اتوبان با وسپا گاز می‌ده به امیدی که بقیه یچرخن و اون اول باشه. اونی که در سمت مخالف می‌رونه ولو در اشتباه هم که باشه اگر حدی از سرعت و تعقل رو داشته باشه گاهی از وسپاسواری که شبانه در تاریکی در سمت درست بوده ولی کند و به هزار زحمت طی مسیر می‌کنه سریعتر به مقصد می‌رسه.

آقا با توجه به اینکه طبق معمول در ذوب خر داغ می‌کنند و بوی کباب نیست قطعا و این شرکت عزیز و عزیزان فعال در اون توانایی دارند از هر حالتی زیان بیرون بکشن توصیه می‌کنم حواستون به بازی تکراری داغش کن فرو کن در ذوب باشه. حالا موارد دیگه‌ای هم قطعا وجود داره ولی این یکی چون گل‌درشته و تهش هم ضعیف‌ترین‌ها زیر بارش می‌مونن گفتم تذکر مجدد بدم.

برای دوستان زیادی سووال شده که بازار تا کجا این شکلی می‌ره و آیا 99 تکرار شده و اگر شده کجای اون سالیم. اردیبهشت یا تیر 99؟ اول اینکه شباهت‌هایی بین امسال و 99 وجود داره. بازار نشون داده هر وقت دولت سعی کنه بورس رو داغ کنه و همزمان کسب‌وکارهای عادی مردم به دلیلی از حالت نرمال خارج شده باشن معاملات سهام رونق بیشتری می‌گیره. 99 کرونا بود و امسال این تعلیق جنگی. در هر دو کیس هم دولت مشخصاً تمایل به حمایت شدید داره به نیت‌های مختلف. 99 نرخ بهره ولی شدیداً پائین بود و امسال شدیداً بالاست هرچند نرخ بهره‌ی حقیقی منفیه کماکان. در سمت مقابل دولت با تمام فشارهای جنگی سعی کرده دخالت دستوری رو تا جای ممکن کمتر کنه و دست‌اندازی شبانه به سود شرکت‌ها نکنه. روالی که در دولت قبلی به صورت جدی و دوره‌ای تکرار می‌شد و اعتماد به نفس بازار برای خرید رو شدیداً گرفته بود. حالا تا جایی که این رویه باشه و سودها بالاتر یا به اندازه محقق بشه چراغ بورس هم روشن می‌مونه. گذشته از همه‌ی این حرف‌ها و اینکه بازار باید اصلاح کنه یا نه و چه و چه بدون در نظر گرفتن اینکه آیا چند ماه دیگه وضع زیرساخت و ممکلت چیه در مقام مقایسه بد نیست اشاره کنیم در حد فاصل خرداد تا مرداد 99 شرکت‌هایی بودند که به صورت دلاری ده برابر مارکت دلاری امروزشون قیمت خورده بودن. منظورم این نیست که باید امروز ده برابر بشن دلاری که معتقدم اون روزها بازار خصوصاً سهام کوچک و متوسط حباب عجیبی گرفته بود نسبت به واقعیت‌های اقتصادی ممکلت و امروز ممکنه شرکتی ارزون یا گرون باشه ولی در کلیت بازار حباب خیلی عجیبی دیده نمی‌شه. می‌مونه بحث ریسک شدیدی که کل مملکت رو گرفته و تشخیص خروجی حتی چند ماه آینده رو سخت می‌کنه. من کماکان ترجیحم گرفتن بازدهی معقول با ریسک متعادله تا ریسک‌پذیری خیلی زیاد. برای خودم بامزه‌ترین اتفاقی که طی تمام سالهای کاریم افتاده رو دارم تجربه می‌کنم. از جنگ قبلی من برای خودم سناریویی‌هایی از وقایع پیش رو داشتم که هرچقدر در بخش پیش‌بینی وقایع نسبتا با اون چیزی که اتفاق افتاد نزدیک بود از نظر پیش‌بینی روند بورس کاملاً خطا کردم. مثلاً مطلقا نه در دوره پائیز سال گذشته و نه رفتار بعد از جنگ بورس مطابق با انتظارم نبود و هر دو بار مجبور شدم یا تأخیر واکنش نشون بدم. ولی خوشبختانه وقتی به بازده ابتدای 1404 تا امروز نگاه می‌کنم تصور می‌کنم از بهترین عملکردهای ممکن رو با کمترین ریسک و کمترین زحمت داشتم. کماکان هم توصیه‌م به خودم و شما همینه. خیلی درگیر جزئیات نشید و با تصویر بزرگتر و با ریسک‌پذیری معقول بازارها رو وزن کنید و تعصب بیجا نداشته باشید. درگیر fomo و هیجانات مثبت و منفی لحظه‌‌ای هم نشید.

یه کانال تلگرامی امروز جایی دیدم با اسم آلودگی هوا و تعطیلی مدارس یا چنین چیزی. همین کانال که خود اسمش و وجودش تا حد زیادی اوضاع مملکت رو نشون می‌ده یه مطلبی نوشته به نقل از فلان کسک در بهمان جا که ما خیلی وضعمون خوبه و اون طرف مقابل دیگه کارش زاره. صد هزار سال تنهایی هزار هزار سال تنهایی

چند سال پیش که غفاری همین بازی رو در خودرو راه‌ انداخته بود خیلی‌ها از من چنین سووالی رو میپرسیدند. به همه هم می‌گفتم این ماجرا تهش منجر به بیچارگی عده‌ی زیادی می‌شه و تعداد کمی هم در سال‌های ابتدایی خوش به حالشون می‌شه. یکیشون که ترسیده بود و نرفته بود بخره تا مدتها شاکی بود تو مانع سود کردن من شدی و فلان کسک رفت و فلان شد. ولی وقتی بازی به کف بی‌پایان پهن پانزی رسید خانواده‌ها بودند که بی‌خانمان شدند. زندگی‌ها از هم پاشید. طلاق و افسردگی و نزول طبقه اجتماعی در شرایط تورمی که حتی بدون چنین اشتباهاتی هم جبران کار راحت نیست. گاهی در همین بورس خودمون هم در بازی صف‌‌ بخر صف بفروشی که با خیانت یا جهل و سادگی مدیران بورسی شروع شده و تموم نمی‌شه مردم با همین خیال خام وقتش که شد در می‌ریم یادشون می‌ره درست و غلط رو. یادمون نره که همه سوار یک قایقیم. سودی که حیاتش به وجود خریدار نادان بسته‌ست در بیشتر موارد خودمون و بازارمون و اطرافیانمون رو هم گرفتار خواهد کرد. درگیر معامله‌ای که گسترشش موجب گمراه‌شدن مردم ناآگاه و تحت فشار می‌شه نشیم.

یک پروژه پانزی   از چند ماه گذشته یک پروژه پانزی به نام اپلیکیشن روسی FNDK راه اندازی شده که طی مدت کوتاهی غرب گیلان تا آستارا و بخش‌هایی از اردبیل را درگیر کرده است و اگر عهدنامه‌های گلستان و ترکمنچای نبود کل منطقه قفقاز و گرجستان را در برمی‌گرفت. مردم از کشاورز و بقال و معلم به امید کسب سودهای کلان درآنجا سرمایه گذاری کرده‌اند. افسانه‌های زیادی از کسب ثروت‌های افسانه‌ای به برکت این پروژه در میان مردم رواج پیدا کرده است. ناگفته نماند تعدادی از افراد به من مراجعه کردند و به خوبی توضیح دادم که کلاهبرداری است، آنها هم از من ناامید شده و به سرمایه‌گذاری ادامه در پروژه دادند! شاید گفته شود که سزای مردمان طمعکار همین است. اما حداقل بخشی از واقعیت این است که اکثر مردم کاسه ماستی در دست دارند که این کاسه ماست نه قدرت خریدی به آنها می‌دهد و نه امنیت و آسایشی برایشان ایجاد می‌کند. ته ذهنشان می‌دانند که کلاهبرداری است اما ترجیح می‌دهند به امید دوغ شدن ماست را در دریا بریزند. این مردم سال‌هاست از غول تورم که ساخته دست دولت است شکست می‌خورند. ممکن است سوال پرسیده شود که نهادهای نظارتی کجا هستند؟ بالاخره ریال این سرمایه‌گذاریها اول به حساب‌های ریالی واریز می‌شود. سوال خوبی است.

می‌خواستم مطلبی در مورد بیهودگی این گران‌سازی‌ها به اسم اصلاح فلان و بهمان بنویسم که دیدم نای فکر کردن و نوشتن هم نیست. دیشب باز دیدم این چهره وفاقی‌ انرژی دولت سه راهکار رو به رای مردم گذاشته. هر سه هم در مورد نحوه‌ی گران کردنه. به عبارتی به مردم می‌گه ما که گرون می‌کنیم ولی شما بگید چطوری دوست دارید براتون گرون کنیم. حداقل رفتار صادقانه در زمینه‌ی انرژی کاهش هزینه‌ی خودروی باکیفیته. تا زمانی که خودروی نو و کارکرده با کیفیت با قیمت مناسب نمی‌رسه ایران این رفتارها جیب‌زنیه. اگر صداقت دارید کاری کنید خودروی خوب با قیمت دلاری حدود امارات به ایران می‌رسه. اگر به هر ترتیبی عاجزید یا منافعتون اجازه نمی‌ده هم به قول آقای اولاد گرون کنید ولی ادای مردم‌دوستی و حفاظت از جیب مردم رو در نیارید که این قبا دهه‌هاست که به تن شماها زار می‌زنه.

بنزین را گران کنید! نه به خاطر اینکه باعث مدیریت تقاضا و کاهش مصرف می‌شود، چون نمی‌شود. قبلا هم بارها تجربه کردیم. بعد از افزایش قیمت سال ۹۸ و آن اتفاقات تلخ، تنها آذرماه اندکی کاهش مصرف بود و دی‌ماه به جای قبلی برگشت و رشد ادامه یافت. کرونا بود که باعث کاهش مصرف سال ۹۹ شد. از نظر تئوریک هم گفتیم در نبود یا کمبود یا ضعف جانشینی برای جابه‌جایی با خودرو، افزایش قیمت بنزین، تقاضای جابه‌جایی با خودرو را کم نمی‌کند. نه به خاطر اینکه قاچاق کاهش می‌یابد، چون هم تجربه نشان داد که تاثیری نمی‌گذارد و هم تئوریک نشان دادیم که چگونه کاهش ارز ناشی از کاهش قاچاق، باعث افزایش نرخ ارز بازار غیررسمی می‌شود و باز شکاف قیمت داخل و خارج را برای قاچاق جذاب می‌کند. همینطور بارها گفتیم که اصولا این حجم قاچاق صرفا به صورت سیستمی می‌تواند رخ دهد و از طریق گروههای خاص مدیریت می‌شود. نه به خاطر اینکه عدالت در توزیع یارانه سوخت صورت گیرد که در سرزمین توزیع رانت‌ و امضای طلایی و مجوزفروشی و تراستی‌ها، صحبت از عدالت شوخی تلخی بیش نیست. با یک مجوز تراکم چند صد میلیارد رانت برای برخی ایجاد می‌شود و دنبال چند میلیون بی‌عدالتی هستیم! (قبلا محاسب کردم چقدر میشه) فقط به خاطر این قیمت را افزایش دهید که بیش از یک قرن است ناتوان از حل بحران کسری بودجه هستید! فقط به خاطر اینکه انحصار آب و نفت و بنزین و انرژی و زمین را دارید و می‌توانید ناکارآمدی خود را پشت آب و نفت و بنزین و زمین و انرژی فروشی (بخوانید غارت سرزمین) مخفی کنید. Http://t.me/maolad

در حالیکه فخوز جنگ‌زده در بهار سودکی ساخته ذوب سرافراز قهرمان اصفهان زیان روی زیان گذاشته. اون هم در حالیکه حتی یه شمش‌ساز القایی کوچک مثل فسازان هم بهارش از طلا طلایی‌تر بوده و در اینها حکمتی است برای آنها که می‌اندیشند.

بعد از زدن فولاد وقتی اولین بار تو بورس ورق عرضه عده‌ای از بازاری‌ها نمی‌خریدن با اظهار این نگرانی که شرکت پول رو می‌گیره و معلوم نیست بار رو بده یا نه و پول امروز با چند ماه دیگه خیلی فرقشه. حالا البته فولاد معمولا تحویل می‌ده ولی چنین تجربه‌هایی باعث چنان رفتاری می‌شه. موقع گیر دادن به بازاری و مردم و ... یاد رفتارهای قبلی این شکلی هم باید بود و قضاوت کرد.

📮 #پیام_وارده | امروز بندر امام بیش از ۱۷۰۰ تن گرید ۰۰۷۵ که از برج ۱۱ و ۱۲ پارسال بلاتکلیف بوده رو دستور داده ابطال کنن. حالا باید پرسید چرا ۶ ماه پول رو نگه داشتن؟ میتونستن یا تو همون فروردین ابطال کنن و پول رو پس بدن که تولید کننده ها ضرر نکنن یا از مجتمع‌های زیر مجموعه هلدینگ یه بار جایگزین پیشنهاد بدن یا بارهای ۰۰۳۵ یا ۰۲۰ رو که موجودی انبار بعد از عید داشتن رو به قیمت بالا تو بورس نفروشن و جایگزین بدن. الان پولی که ۶ ماه پیش گرفتن بابت ۲۰ تن رو باهاش نصف اون بار رو هم نمیشه تهیه کرد. @WKPlast | ویکی پلاست