en
Feedback
‌تحلیل‌ هیبریدی بازار سرمایه

‌تحلیل‌ هیبریدی بازار سرمایه

Open in Telegram

به امید آنکه آنانکه نباید باشند نباشند.

Show more
4 887
Subscribers
-224 hours
No data7 days
+7230 days
Posts Archive
حالا ماجرا محدود به این هم نخواهد موند. با ادامه محاصره و پرداخت هزینه‌های بالاتر نسبت به رقبا بهای تمام‌شده‌ی محصولات صادراتی پایین‌دستی کشور که عمدتاً به عراق و کشورهای اطراف می‌رفتن هم در مقایسه با کشورهای رقیب شدیداً افزایش پیدا می‌کنه و عملاً صادرات قبلی به این کشورها هم تقریبا نشدنی می‌شه. حتی وقفه‌‌‌ی کوتاه‌مدت و عدم حضور موقتی در مارکت صادراتی هم آسیب‌های جدی در پی داره و از قضا این دسته مشاغل اشتغال بیشتری هم نسبت به خود شرکت‌های مادر بالادستی ایجاد می‌کنند. در خریدن سهم اگر تمایل به حضور در بازار سهام دارید به سهام شرکت‌هایی که اجزای اصلی تولیدشون از مواد اولیه‌ی داخلی تشکیل شده و مشکل تأمین مواد به قیمت خیلی بالاتر از نرم سابق ندارند توجه ویژه‌تری کنید.

اگر یک دلیل فقط لازم دارید که مطمئن بشید این حالت فعلی نمی‌تونه ادامه داشته باشه به این نکته توجه کنید که هزینه‌ی واردات یک تن کالای غیر معاف از محاصره از چین داره به میانگین دلاری فروش هر تن کالای صادراتی ما می‌رسه. به بیان ساده‌تر با صادرات هر تن کالا به طور تقریبی اون مقدار دلار می‌گرفتیم که الان فقط می‌تونیم باهاش کرایه‌‌ی واردات یک تن کالا از چین رو بدیم. باز یک عده که هرگز عدد نفهمیدند و نخواهند فهمید معتقدند اگر دریا بسته‌ست اشکالی نداره زمینی و با قطار یا از ترکیه جنس میاریم.

به قول فرنگی‌ها must listen باید در نظر گرفتش.

«چین در عصر جدید»، یک مجموعه پادکست هشت قسمتی بر اساس کتابی به همین اسمه. ایده کتاب اینه که چین، دیگه اون چین سابق نیست و بر خلاف گذشته که «کارخونه» دنیا بود، می‌ره که تبدیل بشه «بزرگ‌ترین بازار مصرف» دنیا، یا بر خلاف گذشته که تو سیاست خارجی درونگرا بود، می‌ره که برونگرا بشه. این کتاب روندهای بنیادین چین رو بررسی می‌کنه و از دریچه این روندها، فرصت‌های ده سال آینده چین رو معرفی می‌کنه و معتقده این فرصت‌ها انقدر بزرگ هستن که «چین» باید در راس استراتژی هر شرکت بین‌المللی باشه. به زودی اولین اپیزود از هشت اپیزود پادکست «چین در عصر جدید» منتشر می‌شه و می‌تونید اون روز در همه پلتفرم‌های پخش پادکست گوش کنید. برای شنیدن پادکست‌های قبلی هم می‌تونید تو پلتفرم مورد علاقه‌تون، «گراز وال استریت» رو جست و جو کنید. @amuyesal

به نظر با توجه به اتفاقات روزهای گذشته این سناریو که چند روز پیش در موردش نوشتیم در حال تحققه. به قول خیابانی با مداد یادداشت می‌کنیم تفاهم موقت در بحث آتش‌بس یک تا دو ماهه برقرار شده تا ببینیم خودکاری می‌شه یا نه. ترامپ البته قبل‌تر هم تفاهمی کرده که بخش مهمیش اجرایی نشده ولی ازش بیرون نزده. به اصطلاح صلح بزرگ غزه نه هنوز به کل اهدافش طبق چیزی که بیان‌ شده بود رسیده و نه بخش‌هایی که محقق شده در اون چارچوب زمانی گفته‌شده بوده. با این حساب اینجا هم ضمامتی نیست زمان‌بندی کاملاً دقیقی رعایت باشه هرچند حدس می‌زنم (اگر این تفاهم کلی و در حد آتش‌بس موقت اجرایی بشه امروز یا فردا) زیر صد روز پرده‌ی بعدی رونمایی بشه. به نظر در صورت رعایت مفاد تفاهم بازار تشنه‌ی انرژی در دنیا نفسی بکشه. در صورت دو ماهه بودن حداقل 500 میلیون بشکه نفت و گاز قابل توجهی وارد بازار جهانی خواهد شد. اروپا در فصل پر کردن مخازن گازش قرار داره و در آمریکا و اروپا همچنین فصل تعطیلات تابستانی در راهه که به خاطر جام جهانی امسال تشدید هم خواهد شد. در مورد جام جهانی خود فوتبال در آمریکا ورزش چندان محبوبی نیست و در معادلات اساسی طرفین چنان وزنی نداره که تصمیمات اساسی جنگ یا صلح رو با اون تنظیم کنند ولی خب حواشی دورش زیاده و از این جهت آرامشی برای برخی فراهم می‌کنه. باز چیزی که قطعی و مشخصه این تفاهم نیم‌بند در داخل اگرچه بازارهایی مثل سهام رو خوشحال خواهد کرد و تابستان سخت رو قابل‌تحمل‌تر، از ابهام کلی که اقتصاد با اون درگیر کم نخواهد کرد. با عدم همکاری امارات خرید از چین هم به راحتی قبل نیست و شصت روز هم برای خرید، حمل و رسوندن کالا به ایران در مقدار قابل توجه زمان زیادی نیست. در سمت مقابل ولی نفتکش‌های پر از نفت آماده خروج از تنگه هستند و مشروط به اجرای دقیق گشایش قابل توجهی در بازار انرژی محسوب خواهد شد. چیز دیگری که در این جنگ برای بار چندم مشخص شد برآوردهای غیر دقیق مؤسسات محل مشاوره‌ آمریکایی‌ها در مورد ایران بود. بعضی عددهایی که این‌ها در مورد ایران می‌دادن مصداق اون حرف بورسی‌ها بود که ما اونهمه که ضرر کردیم اصلاً اولش پول نداشتیم. یا ترکیدن چاه‌های نفت طی فلان روز و خیلی برآوردهای غلط دیگه. واقعاً امیدوارم به نحوی کشور از این بحران بلاتکلیفی که عین موریانه بنیاد کشور رو می‌خوره خارج بشه و بتونیم یک‌بار هم که شده زندگی نرمال رو تجربه کنیم ولی متأسفانه همون طوری که اسمش روشه موقته. موقت.

آدم نمی‌دونه با این اخبار بخنده یا گریه کنه. چه روزگاری رو داریم تجربه می‌کنیم. چه روزگاری.

رسماً ابلاغ شد: واردات و حمل مواد پتروشیمی با کولبری آزاد شد https://www.instagram.com/p/DYjnDHnA09U/?igsh=aWFweWdhNGowNGp0

در مورد شرایط سیاسی و تحولات نظامی امثال ما به جبر زمانه مجبوریم در مورد این چیزها فکر کنیم و بدونیم و تحلیل کنیم. این متلکی که عده‌ای به مردم می‌اندازند که حالا تا فلان شد همه تحلیل‌گر جنگی شدن به غایت مسخره‌ست. مردم تحلیل‌گیر متخصص امور نظامی نیستند و جز به عنوان حرفه یا علاقه نباید هم باشند ولی زندگی در این ام‌القرا تبعات این شکلی کم نداشته و نخواهد داشت و به هر شکل ما هم به جبر مجبوریم تا حدی که بتونیم سناریوهای محتمل و تبعات شاخصش رو بدونیم تحلیل کنیم و فضا رو دنبال کنیم. از نظر من مسخره‌ترین سناریو همین فضای نه جنگ نه مذاکره‌ست. قبل جنگ هم معتقد بودم اگرچه مذاکره خیلی غیرمحتمله ولی باز شانسش از نه جنگ نه مذاکره بیشتره و خب نتیجه هم مشخصه. امروز هم تصور نمی‌کنم هیچ یک از سه بازیگر اصلی در کنار امارات ذی‌نفع این حالت باشند و اصلا بعیده چنین حالت شکننده‌ای به صورت طولانی توان ادامه داشته باشه. جنگ معامله نیست که دو طرفش با حس رضایت از برد خارج بشن. مشکل اصلی در وضعیت فعلی اینه که طرف غربی به دلایل متعدد حاضر نیست هزینه‌ی درگیری زمینی گسترده رو بپذیره و ج‌.ا هم اگرچه خسارت‌های قابل توجهی در ابعاد مختلف دیده با توجه به اینکه هدف طرف مقابل رو سرنگونی قطعی و سریع می‌دیده و این امر محقق نشده قائل به نوعی پیروزی است. برای ج‌ا توضیح دادن هسته‌ای و موشکی و محور به نحو دلخواه آمریکا مشکل بنیادین حساب می‌شه و برای سوال هسته‌‌ی اصلی طرفدارانش در اون شرایط و وقتی که بپرسند اگر موشکی بازدارنده بود و در جنگ پیروز شدیم چرا اون همه خسارت جنگ رو تحمل کردیم و تهش چیزی که طرف غربی می‌خواست رو بهش دادیم؟ و واقعیت اینه که بدون پذیرش شکست چنین سوالی جواب موجهی نخواهد داشت. حالا گذشته از اینکه ترینیتی تنگه، موشکی و کنترل خیابان و تاکوهای پشت‌سرهمی که ترامپ صرف کرده باعث ایجاد این تصور وهم یا هرچیزی در ذهن اینها شده که دست بالاتر رو دارند و با صبر بیشتر می‌توانند نتیجه‌ی دلخواه رو بگیرند. ج‌ا در طول دوران 47 ساله‌ش همیشه درگیر این اشتباهات محاسباتی بوده و به نوعی جایی که مهره‌‌ای هم برای بازی داشته به قدری اورپلی کرده اون مهره رو که از اثربخشی خارجش کرده. احتمالاً تنگه از بین این سه‌گانه خیلی فوری‌تر به اون نقطه برسه. گذشته از این رفتار ترامپ در مدت اخیر هیچ نشانه‌ای از کوتاه‌ آمدن بروز نمی‌ده. حمله به امارات و بستن تنگه اگرچه غافل‌گیری‌هایی ایجاد کرده ولی به هدف اصلی که خاتمه‌ سریع درگیری و پذیرش به زعم ج‌ا حقوق حقه‌ی ج‌ا بوده منجر نشده که حتی منجر به کاهش خواسته‌ها هم نشده. اگر چیزی که از حرف آمریکایی‌ها می‌شنویم با چیزی که در خفا می‌خواهند مغایرت جدی نداشته باشه مسیر فعلی با مذاکره منجر به توافق نهایی نخواهد شد. قاعدتاً این با توافق موقت در کلیات در تضاد نیست. فرض کنید طرف آمریکایی به دلایل تکنیکی و تاکتیکی دنبال وقت‌کشی تا اواخر تیر یا حتی دیرتر باشه و در این حین بتونه با توافق کلی بازارها رو از فشار خارج کته. در این صورت توافقی به صورت شفاهی یا در کلیات اتفاق می‌افته بدون گشایش اساسی و بعد از یکی دو ماه یا چندماه باز با ترتیب دیگه‌ای آش همون آش و کاسه همون کاسه خواهد بود. به هر حال لازمه‌ی خروج از این بن‌بست اساسی یا شکست اساسی یکی از طرفین دعواست یا رسیدن یکی از طرفین به نقطه‌ی شکست و پذیرش شرایط طرف مقابل. متأسفانه تصور من اینه هیچ‌کدام از طرفین در شرایط فعلی در موقعیت پذیرش اون سطح از درماندگی نیستند و این شانس درگیری رو در آینده نزدیک یا کمی دورتر بیشتر می‌کنه. با فرض وقوع سناریوی آخر و با فرض اینکه آمادگی جنگ زمینی گسترده درطرف مقابل دیده نمی‌شه متأسفانه امکان آسیب دیدن بیشتر زیرساخت امکان خیلی بعیدی نیست. کماکان امیدوارم این سناریو محقق نشه و از مسیر دیگری مشکلات مردم حل بشه ولی در مقام مدیریت ریسک ناچاریم به این ماجرا وزن بدیم. اگر فرصتی بود بعدتر در این مورد بیشتر می‌نویسم.

بازار امروز باز شد و به نحوی غیرمنتظره مثبت خوبی هم باز شد. بورس همیشه سرزمین عجایب بوده و کم بالا پائین ندیدیم ازش ولی این مثبت برای من از عجیب‌ترین مثبت‌های بورس حساب می‌شه. استدلال کسانی که به دلایل متعدد معتقد بودند و هستند به دلایل بنیادی بورس باید مثبت باز می‌شد رو می‌دونم ولی واقعیت کماکان درک نمی‌کنم. تغییرات نرخ کالاها که بابت کمیابی و مشکلات انرژی دچار افزایش قیمت دلاری هم شدند و رشد بازارهای دیگه طبیعتاً حس جاماندگی چندساله‌ی بورس رو تشدید کرده و شاید بازار نسبت به ریسک‌ها بی‌تفاوت شده و ترجیح میده بخشی از سرمایه‌ش رو روی کاهش ریسک‌ها شرط ببنده. ولی واقعیت اینه همه‌ی حساب کتاب دوستان بورسی برای تحقق سودهای عالی پیش‌شرط سنگینی داره. نخوردن زیرساخت و کاهش تنش جنگ. اگر به هر نحوی از انحاء این کاهش تنش بدون آسیب دیدن بیشتر زیرساخت‌های اساسی کشور محقق بشه بازاری بهتر از سهام در چند سال آینده نخواهیم داشت یا دست‌کم در بین بهترین بازارها جای مهمی خواهد داشت. ولی واقعیت ماجرا اینه که هیچ نشانه‌ای از کاهش تنش دیده نمی‌شه. افت شدید قدرت خرید همراه با گسترش بیکاری و ورود به تنش‌های اساسی‌تر ناشی از آسیب‌دیدگی بیشتر به زیرساخت در کنار احتمال رسیدن آسیب مستقیم به خود شرکت‌ها همگی ریسک‌هایی هستند که قابل‌چشم‌پوشی نیستند. بدون اسم بردن از شرکت خاصی در نظر بگیرید شرکت الف روی تابلو 300 میلیون دلار با دلار 180 هزار تومنی ارزش دارد و ارزش جایگزینی شرکت 500 میلیون دلار است و سود برآوردی با شرایط موجود حدود 150 میلیون دلار برآورد می‌شود و مشکل تأمین و فروش هم ندارد. از هر نظر برای برای سرمایه‌گذاری کیس جذاب و قابل توجهیه. حالا فرض کنید خدای ناکرده در درگیری مجدد شرکت به نحوی آسیب ببینه که نیاز به سه سالف زمان برای بازسازی و 250 میلیون دلار هزینه بازسازی داشته باشه. درسته که محصول تولیدی شرکت در ادامه شاید حاشیه‌ی سود عجیبی رو تجربه کنه و اگر شرکت آسیب ندیده بود می‌تونست فرضاً به جای 150 میلیون حتی دویست میلیون دلار سالانه سود بسازه و دلار 180 تومنی هم در اثر افزایش ناترازی بشه 300 تومن ولی خب شرکتی نیست که چنین نفعی ببره. در عوض اون هزینه‌ی 250 میلیون دلاری دیگه با دلار 300 تومنی باید تامین بشه. به عبارتی شرکتی که در موقع خرید کلا 54 همت ارزش داشته با اون سطح از آسیب نه تنها سود سالانه‌ی برآوردی رو از دست می‌ده که زیان قابل توجهی بابت دوره‌ی بازسازی تحمل می‌کنه و 75 همت هم به اشکال مختلف بدهی جدید خواهد داشت که باید برای رسیدن به نقطه تولید دوباره با ظرفیت قبلی تقبل کنه. شاید بگید فلانی دچار سوگیری شده و سناریوی خیلی سیاهی رو متصوره. خبر خوب اینه که بله این سناریوی بدبینانه‌ست و برای همه‌ی شرکت‌ها اتفاق نمی‌افته و خبر بد اینه که همین سناریو برای شرکتی در دور قبلی درگیری‌ها اتفاق افتاده. چه در شرکت‌های بورسی و چه شرکت‌های غیربورسی. می‌فهمم که افراد ریسک‌پذیری‌های متفاوتی دارند و می‌فهمم که مدیران دارایی گاهی مجبور به خرید سهم هستند. این جبر هم لزوماً ناشی از تماس فلان مقام یا انگیزه شخصی نیست و گاهی اجبار قانونی و دلایل دیگه باعث این ماجرا می‌شه و خلاصه که قصد ندارم علیه گروه خاصی موضع بگیرم ولی اگر با تمام این ملاحضات قصد خرید سهم دارید این چند نکته رو در نظر بگیرید. ریسک بسته‌شدن شرکت یا بازار رو در مدیریت دارایی‌تون مد نظر داشته باشید. از تک‌سهم شدن شدیداً پرهیز کنید و پورتفوی متنوع‌تری از گذشته بچینید. به شرکت‌هایی که دارایی‌های غیرقابل آسیب بیشتری در سبد دارایی دارند وزن بیشتری بدید. از شرکت‌های در معرض آسیب جدی‌تر بیشتر از قبل دوری کنید. تصور نکنید فلان شرکت من چون محصول مهمی از نظر امنیتی ندارد آسیب نخواهد دید. به دلایل مختلف ممکنه شرکت‌ها آسیب جدی ببینند. خلاصه که امیدوارم این بلایا و بلاهای اصلی از سر کشور به طور دائم رفع بشن ولی یادمون نره که عقل از ریشه‌ی بستنه. اعراب می‌گن اعقلها و توکل. یعنی زانوی شتر رو ببند و بعد دعا کن که شترت راه نیافته بره و در صحرا گم نشه.

شایعه شده که بورس قراره این هفته باز بشه. فارغ از اینکه طرفدار باز شدن یا نشدنش یا اساساً بسته‌ موندن طولانی‌مدتش هستیم یا نه درک رفتار سازمان واقعاً سخته. اگر منتظر بودید شرایط جنگ تعیین تکلیف بشه که خب مشخصاً نشده. اگر قرار بود بدون تعیین تکلیف باز بشه که خب چرا بستید یا چرا بعد عید بازش نکردید یا چرا دست‌کم بعد آتش‌بس بازش نکردید؟ حالا به فرض که می‌گید آماده‌سازیهایی لازم بوده و زمان نیاز داشتید و این داستان‌ها و ما هم قبول کنیم. اومدید سه شنبه باز کردید 4 شنبه یا جمعه جنگ شروع شد مجدد. تکلیف چیه؟ باز می‌بندید؟ من همیشه مخالف بستن بازار بودم ولی واقعیت با اینکه بسته موندن بازار رو بسیار مخرب می‌دونم در شرایط فعلی فکر می‌کنم قراره بازار دوبار کتکش رو بخوره. پیازش رو هم که البته همگی روزانه داریم در همه‌ی ابعاد صرف می‌کنیم.

دو روز پیش، یکی از سرویس دهندگان به وبسایت موسسه CFA دچار حمله سایبری شد و برای چند ساعتی وبسایت موسسه از دسترس خارج شد. دسترسی روزانه به وبسایت موسسه اهمیت زیادی داره، چون تمام محتوای آموزشی و نمونه سوالات اونجاست. امروز مدیر موسسه به همه کاندیداها ایمیل زد و گفت که این اتفاق ممکنه باعث بهم ریختن تمرکزتون شده باشه، بخاطر همین اگه تو آزمون ماه May شرکت کنید و قبول نشید، می‌تونید در آزمون بعدی رایگان شرکت کنید. یعنی عملا هزینه هزار و خرده‌ای دلاری آزمون رو رایگان کرد. داشتم فکر می‌کردم به اینکه از هزار و خرده‌ای دلار درآمد از هر کاندیدا گذشتند بخاطر قطع دسترسی چند ساعته به وبسایت موسسه! شما فکر کنید بچه‌های ایران که می‌خوان تو آزمون CFA شرکت کنند، چندین ماه هست که به وبسایت موسسه دسترسی ندارند. نه تنها دسترسی به وبسایت موسسه قطعه، بلکه آزمونی در ایران برگزار نمی‌شه و برای آزمون باید به کشورهای دیگه برند که خودش هزینه اضافی تحمیل می‌کنه و عامل از دست رفتن تمرکزه! و باز هم معلوم نیست که نزدیک آزمون پروازی به کشورهای اطراف برقرار باشه! و تازه همه این‌ها بعد از گذشتن از هزار و یک مانع شرکت در آزمونه. (پرداخت، جعل کردن آدرس خارج از ایران و ...) انصاف نیست. @amuyesal

1404 واقعاً سال سختی بود. ولی شاید هرگز ما ملت به این اندازه از آینده هراسان و همزمان به آینده امیدوار نبودیم. امید که برای یک بار هم که شده به عنوان یک ملت جفت‌شش بیاریم. شادی‌هاتون پایدار و به امید موفقيت‌های بزرگتر و پایدار نوروزتون پیروز

اگر عمرمون به دنیا نبود این باشه خداحافظی من با شما. کم و زیاد هیچ‌وقت کلمه‌ای ننوشتم که بهش اعتقاد نداشتم. امید به اتفاق افتادن بهترین اتفاقات برای سرزمینمون ایران

I'm happy to announce در ادبیات دیپلماتیک و رسمی به معنی بالا و پائین پریدن گوینده نیست. عبارت مسطلح و معمولیه در کانتکست مثبت. همین. خوشحالی یه چیز دیگه‌ست. امیدوارم خوشحالی واقعی نصیب مردم ایران باشه و عروسی به کوچه ما هم بیاد. هر جا هستید بیشتر مواظب خودتون باشید.

Silence is so loud 🖤🖤

ترامپ گفت اونا می‌دونن تا کی وقت دارند. (اشاره به اولتیماتومش برای توافق). بزرگواران در دنیای اقتصاد تشخیص دادند اولتیماتوم رو توافق تفسیر کنند. امانت‌داری در انتقال خبر هم که خر کی باشه این وسط.

ادعای ترامپ: مسئولین ایرانی به حرف من گوش دادند / فقط آن‌ها زمان توافق را می‌دانند! 🔹اظهارات ترامپ در کاخ سفید: با ایران در ارتباط هستم و هنوز زمان و موعد برای آنها تعیین نکردیم 🔹ایرانی ها نیز به دنبال توافق هستند. من از آنها تشکر می‌کنم، چون به آنها گفتن افراد زندانی را اعدام نکنید و آنها نیز این کار را نکردند. ✔️کانال رسمی روزنامه دنیای اقتصاد👇 @den_ir

وطن‌ پرنده‌ی پر در خون تسلیت به مردمان شریف وطنم و به امید روزهای بهتر برای ایران عزیزمان 🖤🖤🖤

امروز به طور غریبی هوای اسکای فال ادل رو کردم و از سر زبونم نمی‌افته. از شروعش که با اون صدای پرطنین و شکوهمند ولی آروم می‌گه This is the end Hold your breath and count to ten Feel the Earth move and then Hear my heart burst again For this is the end که به آرومی داره صحنه رو برای موج‌های خروشان بعدی آمده می‌کنه و تمپویی که لحظه‌ به لحظه در حال رفتن به مرحله بعدیه. و بعد که به سراغ گذشته می‌ره و چه خیالها که گذشته تا چنین صحنه‌ای و روزی چیده بشه I've drowned and dreamt this moment So overdue, I owe them Swept away, I'm stolen و بعدتر که به حال برمی‌گرده و چیدن صحنه‌ی پایانی بگذار که آسمان به زمین بیاید و وقتی که هزارتکه شد ما راست‌ قامتان خواهیم بود، در مواجهه، دست در دست هم، در کنار هم و پشت و پناه هم بگذار که (یک‌بار و برای همیشه) آسمان به زمین بیاد و در آن آخر الزمان ما در کنار هم خواهیم بود راست قامتان تاریخ دست در دست هم در کنار هم و پشت و پناه هم در آن آخرالزمان Let the sky fall When it crumbles We will stand tall Face it all together Let the sky fall When it crumbles We will stand tall Face it all together At Skyfall At Skyfall

skyfall_full_length.mp3