uk
Feedback
اتاقی از آن خود

اتاقی از آن خود

Закритий канал
2 682
Підписники
Немає даних24 години
-87 днів
-4430 день
Архів дописів
Repost from ساقی
زندگی که همیشه تو «تونستن» خلاصه نمیشه، بعضی وقتا «نتونستن»م داره. مثل همین الان که نتونستم غم بزرگ رو به معنای بزرگ تبدیل کنم، اونم زیر پاش له‌م کرد.

da268d65_5485_477f_ba7a_d1cafc68e86cBooks_on_the_Table_140_aud.m4a3.01 MB

Repost from Just A Chill Guy
تابستون فنا فتیش عرق دارن؟ بابا هرچقدر هم کوفت و زهرمار بزنی و خوش‌بو باشی، بازم این عرق کسشر رو بدنت حس کثافت بودن بهت میده.

Dekamond-Zadam-Biroon-(Ft-Xaniar).mp38.47 MB

آنفالو کردن دموکرات‌ترین کار دنیاست. من از سر فضولی، از سر خوش اومدن، از سر اعتقاد مشترک، از سر نیاز کسی رو فالو می‌کنم. یه روزی می‌بینم عقایدم دیگه مشترک نیست، طرف هنرمندیه که دزدی کرده و نباید در فهرست هنرمندان محبوب من باشه، پستی ضدزن منتشر می‌کنه، بد دهن شده، سقوط اخلاقی کرده، جبهه‌ی سیاسیش تغییر کرده و مورد پسند من نیست و.... من نوعی بدون اینکه هی تهدید کنم که آنفالوت می‌کنما، یا نصیحت کنم طرف رو، یا در نگاه خودم وظیفه داشته باشم طرف رو به راه راست مورد تایید خودم هدایت کنم می‌تونم آنفالوش کنم. و طرف مقابل هم نمی‌تونه ادعا کنه دموکراسی یعنی اینکه به زور و کتک بشینیم عقاید هم رو تحمل کنیم.

❤️‍🩹
❤️‍🩹

photo content

Mani Boro Boro.mp35.86 MB

Adam Ahani.mp39.73 MB

Mani-Tunes-Male-Man-Nemishi-320.mp38.07 MB

photo content

Repost from PlaylistMa
من آدم خودساخته ای هستم ، تمام مشکلاتمو خودم ایجاد کردم

امیدِ واهی به بهتر شدن ارتباطت با یک آدم، خیلی غمگینه. انگار هم خودت می‌دونی قرار نیست چیزی درست بشه، هم نمی‌تونی بپذیری که به پایان نزدیکه.

گذشته‌ها اینجوری بوده که مردا کار میکردن و امکانات زندگی رو جور می‌کردن و میگفتن فقط یه زن نجیب پیدا کنیم چراغ خونمون روشن بمونه خوبه. الان برعکس شده. خانما داریم صبح تا شب جون میکنیم پول جمع میکنیم و تنها انتظاری که از مرد داریم تعهد و‌ نجابتشه که متاسفانه ناامیدمون می‌کنن.

photo content

‏Trust issues منو اگر تونستی درست کنی یه جاییزه داری اقا پسر @TweetFrsi

Repost from Just A Chill Guy
میتونم ناراحت‌ترین آدم دنیا باشم و جوری رفتار کنم و بخندم و بخندونم که بقیه فکر کنن تو پوست خودم نمی‌گنجم. نمیدونم نفرینه یا موهبت؛ هر چی که هست، هست.

طول کشید تا بفهمم این سکوت‌های ناگهانی که یه‌وقت‌هایی وسط زندگی آدم رخنه می‌کنه، زاویه‌ی تنهایی نیست، بلکه فرصت برگشتنه. هربار که این سکوت می‌شینه رو خلوتم، به خودم میام و می‌بینم لابه‌لای دویدن‌های مداوم، چقدر خودم رو گم کرده بودم. ذهن نیاز داره قاب عکس‌های خاک‌گرفته‌ی درونش رو بازبینی کنه؛ چیزهایی رو ببینه که توو شلوغی‌ها کورسوی امید بودن و دیده نشدن. من دیگه ازشون فرار نمی‌کنم؛ چون فهمیدم بخش بزرگی از اصالت و تغییرات واقعی ما، توی همین آرامش قبل از تولد دوباره شکل می‌گیره.