مصدع اوقات
Відкрити в Telegram
893
Підписники
Немає даних24 години
+97 днів
+5930 день
Архів дописів
893
Repost from SUT Twitter
چه جالب که دوست پسراتون اصلا برندهایی مثل kiko و rhode و Dior میشناسن
این شانسی که من دارم فکر کنم پارتنر آیندم فقط رژ مکه ای رو بشناسه
^Sadaf^
@sut_tw
893
Repost from نکبت
الکی با مطالعه و رفتن به دانشگاه انباشت دانش نکنید و ادای خردمندها رو در نیارید و مثل همون حیوان بیباکی که هستید حیات احمقانهتون رو ادامه بدید.
893
ملت یا خیلی بیکار هستن یا کودک که دنبال کوچیکترین مسئله میگردن برای کسگویی به همدیگه. یکسری سر آزاد و دولتی بودن دانشگاه با هم دعواشون میشه، یکسری دیگه میگن دخترها اینجور پسرها اونجور، برخی بندگان خدا هم صرفا سر علاقهی آدمها به فصلهای مختلف افتادن به جون هم. چتونه بچهها؟ آروم باشید لطفا. شما مشکلی ندارید، فقط هوا خیلی گرمه، برق قطع میشه، تو ایران زندگی میکنیم، همهچیز گرونه، اکثرمون مشکلات روانی داریم، زندگیامون هم که کیریه و آیندهای هم احتمالا نداریم. حالا اینچیزها که اعصابخردی نداره عزیزان من.
893
به نظرم سلامت روان آدمهایی که پوست لبشون رو میکنن میشه از روی لباشون حدس زد. برای مثال من پوست لب ندارم
893
https://t.me/uttweet/80146
بچهها یک سوال جدی؛ ده سالتونه؟ نه جدی؟ من پشمام ریخته واقعا. این چه کل کل کسشریه؟ دارید با زندگیهاتون چه کار میکنید؟ به چه نوع زوال عقلی مبتلا شدید؟ دعوا سر "دانشگاه"؟ نه یعنی واقعا حاضرید وقتتون رو بذارید و بشینید سر اینکه دانشگاه کی بهتره و کی پولدارتر و باهوشتره(اون هم بر اساس دانشگاه😭) بحث کنید؟ خدای من. واقعا در این مملکت برای هر کانسپتی خایمال وجود داره و هیچ چیز باورکردنی نیست.
893
فصل دوم house of the dragon باعث میشه آدم دوباره دلش بخواد game of thrones رو ببینه. انقدر که کسشره و برای از بین بردن این میزان از کسشر باید به گات پناه ببری.
893
به عنوان کسی که چندسالِ ابتداییِ زندگیش رو در ترس از جن و اینجور موجودات گذرونده میگم ای کاش جنزده بودم حداقل ولی آدمزده نه.
893
بنده و دو شخصیت دیگرم درحال کلنجار برای فریاد نزدن سر فردی که وقتی در صندوق پول خرد ندارم تراول صد تومنی میده(فاکتورش شده ۲۶ هزار و پونصد تومن)
893
بدنساز بودن هم خیلی سخته فکر کن همش مجبور باشی کلی ژست بگیری و عکس بازوت رو با کپشنهای گندهگوزانه استوری کنی تا دشمنهای فرضیت ازت بترسن ولی احتمالا خودت هم میدونی که درواقعیت کسی گوزش هم حسابت نمیکنه
893
چهار پنج سالم بود یه بچهگربهی سیاه و سفید داشتم، تو حیاط خونهی بابابزرگ با خانوادهش زندگی میکرد. از روزی که تازه به دنیا اومده بود و به زور راه میرفت تا بزرگ شدنش مراقبش بودم. یه روز رفتم دنبالش، گفتن گربهت نیست، رفته. گربهی پدرسگ، من هنوز به تو فکر میکنم. تو اولین دوستم بودی کسکش. هنوز وقتی یکی درمورد بچهگربه حرف میزنه، اولین تصویری که توی ذهنم میاد یه بچهگربهی سیاه و سفیده که نمیتونه راه بره.
893
آدم ممکنه فکر کنه این سریالهای ایرانی خیلی کسشرن ولی مخاطباش رو که میبینه تازه مطمئن میشه که قطعا کسشرن
893
بدون مبالغه عاشق ثانیه به ثانیهی این soundtrack هستم. از لحظهی شروعش تا آخرین لحظهاش، هرجا که ریتم تغییر میکنه و هرجا که ادامه پیدا میکنه، از تکتک لحظاتش لذت میبرم. شبیه غروب آفتابیه که آسمون صورتی و نارنجی شده، خورشید کمکم داره پشت کوه قایم میشه و تصمیم میگیره آخرین پرتوهای اون روزش رو بندازه روی درختها، تا با لمسش اونا هم نارنجی و طلایی بشن.
