uk
Feedback
Science and Religion

Science and Religion

Відкрити в Telegram

در این کانال هدف ما نقد و بررسی علمی الحاد مدرن (نئوآتئیسم) و بررسی همزیستی-همگرایی‌های علم و دین است. ادمین ها: @Soheil21444 @Sajjad_S_M @mathematicalscience110 @Scientific_Theism @Hos26248 @mahdi16s

Показати більше
3 066
Підписники
-624 години
-227 днів
+5030 день
Архів дописів
🦁☀️🏅 اولین ایرانی برنده مدال اباکوس ۲۰۲۶ بعضی از مهم‌ترین دستاوردهای علمی دنیا، نه در آزمایشگاه‌های بزرگ، بلکه با حل یک مسئله روی کاغذ آغاز می‌شوند. دکتر شایان اویس‌قَرَن، دانشمند علوم کامپیوتر نظری در دانشگاه واشنگتن و متولد اصفهان-ایران، با دستاوردهایش در طراحی و تحلیل الگوریتم‌ها، موفق شد مدال Abacus 2026 را دریافت کند؛ یکی از معتبرترین جوایز جهان در مرز میان ریاضیات و علوم کامپیوتر. اما اهمیت این خبر فقط یک مدال نیست. او و همکارانش توانستند از محدودیتی عبور کنند که نزدیک به ۵۰ سال پابرجا مانده بود؛ پیشرفتی که نگاه پژوهشگران را به یکی از بنیادی‌ترین مسائل بهینه‌سازی تغییر داد. شاید این سؤال پیش بیاید: این کشف چه کاربردی در زندگی ما دارد؟ پاسخ در بسیاری از فناوری‌هایی است که هر روز از آن‌ها استفاده می‌کنیم: 📦 ارسال مرسولات با کمترین هزینه 🚚 بهینه‌سازی مسیر کامیون‌ها و ناوگان حمل‌ونقل 🤖 ربات‌های انبار و مراکز لجستیک ✈️ برنامه‌ریزی مسیر هواپیماها، قطارها و کشتی‌ها وقتی یک الگوریتم بتواند مسیر بهتری پیدا کند، میلیون‌ها لیتر سوخت، هزاران ساعت زمان و هزینه‌های بسیار زیادی در مقیاس جهانی صرفه‌جویی می‌شود. این همان جایی است که ریاضیات و علوم کامپیوتر، مستقیماً وارد زندگی روزمره ما می‌شوند. اگر روزی کسی به شما گفت: «این فرمول‌ها چه فایده‌ای دارند؟» شاید بهترین پاسخ این باشد: گاهی یک ایده ریاضی، می‌تواند مسیر حرکت یک جهان را کوتاه‌تر کند. ========== ❓به نظر شما، مهم‌ترین کاربرد الگوریتم‌های بهینه‌سازی در آینده چه خواهد بود؟

photo content
+1

🎥آیا آگاهی و هوش بدون بدن ممکن است؟ 🔻 گفتگو با دکتر عبدالرحمن نجل رحیم، پزشک، متخصص مغز و اعصاب و پژوهشگر علوم اعصاب. ایشان
🎥آیا آگاهی و هوش بدون بدن ممکن است؟ 🔻 گفتگو با دکتر عبدالرحمن نجل رحیم، پزشک، متخصص مغز و اعصاب و پژوهشگر علوم اعصاب. ایشان پس از تحصیل پزشکی و تخصص در ایران، برای ادامه پژوهش‌های نوروساینس به انگلستان رفت و در سال ۱۹۷۱ دکتری نوروساینس خود را از دانشگاه شفیلد دریافت کرد. 🔻در این گفت‌وگو، از تفاوت نگاه نوروساینس و روانکاوی به ذهن و آگاهی آغاز می‌کنیم و به نقش بدن، زبان، روابط انسانی و بستر اجتماعی در شکل‌گیری ذهن می‌پردازیم. سپس درباره نسبت زیست‌شناسی و آزادی، معنای اراده آزاد و تأثیر شناخت سازوکارهای مغز بر فهم ما از آزادی پرسش می‌کنیم و در نهایت به یکی از پرسش‌های بنیادین عصر هوش مصنوعی می‌رسیم: آیا هوش و آگاهی بدون بدن و تجربه زیسته ممکن است؟ 🎞 فیلم کامل این گفت‌وگو در یوتیوب «سرشت»: https://youtu.be/YZkqmnnU7Jc ✅ حمایت مالی از سرشت: https://donito.me/seresht_podcast مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی 🆔 @The_Science_and_Theology_Center

تحلیل جامع برهان کیهان‌شناختی کلام: دفاعیات ویلیام لین کریگ در برابر فیزیک مدرن برهان کلام که در دهه‌های اخیر توسط اندیشمند معاصر، ویلیام لین کریگ احیا شده، یکی از پربحث‌ترین و مستحکم‌ترین براهین اثبات وجود خداوند در فلسفه دین است. اساس این برهان بر این است که جهان هستی آغاز یافته است، پس حتماً نیازمند یک علت است. کریگ برای اثبات «آغازمندی جهان» در برابر چالش‌های علمی، دفاعیاتی چندلایه ارائه می‌دهد: 🔹 ۱. امتناع بی‌نهایت در فیزیک (چالش ریاضیاتی): کریگ با کمک آزمایش فکری «هتل هیلبرت» توضیح می‌دهد که اگرچه مفهوم «بی‌نهایت» در ریاضیات سازگار است، اما پیاده‌سازی فیزیکی آن در جهان واقعی منجر به تناقضات و محالات متافیزیکی می‌شود. همچنین از آنجا که نمی‌توان بی‌نهایت رویداد را در گذشته یکی پس از دیگری طی کرد تا به زمان حال رسید، زمانِ گذشته نمی‌تواند ازلی باشد و حتماً مبدائی دارد. 🔹 ۲. شواهد کیهان‌شناسی مدرن (چالش علمی): فیزیک مدرن به کمک این برهان می‌آید. قانون دوم ترمودینامیک و دستاوردهای انقلابی مانند «قضیه بورد-گوت-ویلنکین» (BGV در سال ۲۰۰۳) به لحاظ ریاضی و هندسی اثبات می‌کنند که هر جهانِ در حال انبساطی (حتی مدل‌های تورمی و چندجهانی)، الزاماً مرزی در گذشته و یک «آغاز مطلق» دارد. 🔹 ۳. اثبات اراده آزاد برای خالق (چالش الهیاتی): علتِ پدیدآورنده جهان ماده و زمان، باید خود غیرمادی، فرازمانی و بدون علت باشد. کریگ استدلال می‌کند تنها راهی که یک علتِ بی‌تغییر و ازلی بتواند ناگهان یک معلولِ زمان‌مند (جهان) را ایجاد کند، این است که آن علت دارای «اراده آزاد» (موجودی شخص‌وار و آگاه) باشد. 🔹 ۴. سازگاری با نسبیت اینشتین (چالش ماهیت زمان): برهان کلام وابسته به واقعی بودن جریان زمان و «زمان حال» (نظریه زمان A) است. در برابر فیزیک‌دانانی که با اتکا به نظریه نسبیت، زمان را یکپارچه و بلوکی می‌دانند (نظریه زمان B)، کریگ با دفاع از «تفسیر نئو-لورنتزی از نسبیت» و تکیه بر «زمان کیهانی»، نشان می‌دهد که ضمن حفظ دستاوردهای تجربیِ نسبیت، می‌توان زمانِ مطلق، پویا و جریان‌دار را به لحاظ متافیزیکی اثبات کرد. 📌 نتیجه‌گیری: برهان کلام با خوانشِ آکادمیک کریگ، نه تنها در برابر هجمه‌های فیزیک کوانتوم، نسبیت و ریاضیات فرو نمی‌ریزد، بلکه با ایجاد پیوندی شگفت‌انگیز میان فلسفه تحلیلی و اخترفیزیک نظری، به طور فزاینده‌ای تقویت شده است. فایل WORD زیر که در بخش کامنت‌ها ارسال می‌گردد، توضیحات مفصل‌تر جهت پاسخگویی به سؤالات خوبِ یکی از کاربران و دنبال‌کنندگان کانال هست:👇🏻 مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی 🆔 @The_Science_and_Theology_Center

#پیام_موقت دوستان عزیز، از همه‌ی شما می‌خواهیم که اگر این کاربر "کاربر یاور" را در هر گروهی دیدید، به جای گفتمان آکادمیک فلسفی‌علمی که آخرش به تحقیر و بن شدن توسط یاور می‌انجامد، ایشان را بلاک کرده و خارج شوید.🙏🌷🌹 به امید روزی که چنین کاربرانی از فضای مجازی حذف شوند.

دوستان عزیز منطق آتئیست رو ببینید که حتی ادب اولیه را در بحث علمی ندارد ایشون تایتل فلسفه علم رو داره در گروهی با 4000 عضو که همانجور که مستحضرید ادبیاتش رو میبینید☝️ البته این آخر بحث ما بود بقیه بی حرمتی ها و بی ادبی هاش به کنار به قول خودش n سال از من بزرگتر هست ولی ادب رو ببینید؛)

Голосове повідомлення02:39

Голосове повідомлення02:26

Голосове повідомлення00:43

من توی وویس بالا و روی تابلو همراه با ریاضیات کامل توضیح دادم اصل BGV رو و تناقض رو هم با حل انتگرال و خواص ln گفتم چجوریه درباره زمان بحث فرق میکنه عزیز احتمالا میدونی زمان تعریف واحدی ندارد و ماهیت مشخصی نیز ندارد ولی نمیشه گفت موهومی و وجود ندارد ولی حالا من زمان رو از جهات مختلف توضیحش میدم حداقل بعنوان یک کمیت توی si هست بین 7 کمیت اصلی توی مدل نیوتونی فضا جدای از زمان و زمان مطلق بود مکانیک کلاسیکی که خوب البته شرودینگر هم توی معادله موج، زمان رو جدای از مکان میدونست مثل نیوتون توی نسبیت بسته به تعریف مخروط های نوری و توالی علت و معلول و گسترش رو به جلو زمان رو یک بستر سوار بر مخروط رو به جلو در نظر میگیره و البته در نسبیت عام زمان، وابسته به مکان و جرم است و میتونه خمیده بشه نسبت به جرم که کند شدنش هم بستگی به جرمی که فضا_ زمان رو خمیده کرده داره و توی سیاهچاله ها تا اونجایی که میگن بخاطر چگالی بالا فضا_ زمان در هم میشکنه که جای فضا_ زمان عوض میشه توی LQG بجای یک توالی و یک یکپارچگی مقیاس کوچک فضا_ زمانی میاد فضا_ زمان رو حلقه حلقه ای در نظر میگیره کوانتای فضا_ زمان خود مدل LQG  در اصل برای آشتی دادن نسبیت عام general relativity و مکانیک کوانتوم مطرح شد مثل نظریه ریسمان که میاد میگه ما خمیدگی ژئودزیک هارو  یکپارچه  در نظر نمیگیریم و بجاش (کوانتا) شمال حلقه های کوانتونی در نظر میگیریم در این خمیدگی کوانتای زمان بعنوان پیکسل های که کوچکترین اندازه ممکن زمانی(نه پارامتری و کمیتی بلکه فیزیکی چون جنبش هست) میتونن باشند، تشکیل شده که اندازش 10-⁴³است یک جنبش کوانتومی درون حلقه ها. گفتی:
شما مدام بین یک رخداد و یک نظریه شارح یک رخداد خلط میکنی. تورم و انساط و BGV و خود رخ دادن بیگ بنگ رو با انواع و اقسام مدلها میشه سازگار کرد یعنی نظریه هایی ارائه کرد که هیچ تعارضی با اون شواهد نداشته باشن ولی جهان در اونها ازلی باشد که چند مدل ارائه شد و خودتون میدونید ده ها مدل دیگر هم وجود دارند.
خوب من هم که گفتم مدل هایی هست مثل CCC و بیگ باونس و... ولی در حد ریاضیاتن مثل اینکه متوجه نشدید من گفتم مدل فعلی مورد نظر فیزیکدانان بیگ بنگ جورج گاموف هست ده ها رفرنس و کتاب هم آوردم!! اگرم بخای در رابطه با خدا صحبت کنیم اول باید قبول کنی خودت شخصا که جهان شروعی داره بعد برای بحث خدا میریم وادی تئولوژی اوکی؟ همچنین شما موفق باشید.

اونا رو گفتم تا در جریان کلی بحث قرار بگیرید و ببینید دوستانتون بیهوده به مطالب علمی و رفرنس ها گیر دادند خوب یعنی شما نمیدونید که در فلسفه علم(خود تعریف علم مثل پوپریسم و...) یا مثل فلسفه مکانیک کوانتومی و فلسفه کیهان شناسی از داده های علمی استفاده میکنند برای تبیینات فلسفی؟ تابع موج و فروپاشی اون ازش ده ها تفسیر اومد بیرون خود BGV که کریگ ازش برای اثبات خدا استفاده کرد از اینکامپلیتنس گودل دو گسست فلسفی godel disjunction بیرون اومد حتی فیزیکدان هایی مثل پنروز از اون در فلسفه ذهن استفاده کردند ! از دستاورد های نوروساینس استفاده میشه مثلا یکی مثل پاتریشیا چرچلند به نوروفلسفه میرسه و... پس اگه از بیگ بنگ به علت العلل قائم بالذات رسیدیم نگید اشتباه هست چون توی فلسفه میتونیم از علوم تجربی هم استفاده کنیم برای تفاسیر مختلف(نقطه پرگار اختلاف من و شمام همینه) شما متهم میکنید به بازی با واژگان که خوب من چیزایی رو بیان کردم که توی زبان تخصصی فیزیک یاد گرفتم اگه در این گروه خلاف قوانین هست دیگه استفاده نمیکنم. حالا خوب گوش کن تا دلایلم رو بگم یکی یکی فقط لطفا با دقت ببیتید من چی میگم اصلا چرا گفتم باید فراتر از این قوانین وجود داشته باشه تا بشه توجیهاتی آورد(جدای از مدل های فرضی فیزیکی) میدونیم که مقدار چشمداشتی انرژی VEV داریم که غیر صفر هست و اصل عدم قطعیت اجازه نمیده انرژی 0 باشد. و مقدار چشمداشتی خلاء برای هر میدان <0|ϕ|0> هست. Casimir effect Spontaneous emission توی لیزر ها lamb shift Collapse revival در اپتیک کوانتومی و انرژی پس زمینه 1/2hf و اثرات مشهودشون در رمبش و احیاء collapse revival و اثر کاسیمیر و lamb shift و ... اینها اثرشون معلوم هست و و و... اما، اینکه کمینه f چقدره یا مثلا، چرا تهِ هرچیز این مقدار چشمداشتی انرژی باید باشه و... این ابهام داره ما نمیدانیم چطور از دل ZPE بیگ بنگ حالا یا inflation درست شد اینو هیچ دانشمندی نمیداند اگر شما و دوستاتتون با رفرنس این رو به من نشون دادید ، من لفت میدم! منظورم چیه؟ میگم این هم یکی از اون مدل های فرضیه دیگه درسته؟ که از fluctuation اولیه در کت صفر بتونه تورم ایجاد بشه و جهان ساخته بشه نه؟ همون مبحث خلاء کوانتومی که در QFT کنفرانسش رو ارائه دادم از کتب دیوید تونگ و پسکین اشرودر و میچیو کاکو و گرینر و زوبر و ریدر و آشوک داس ووو... درباره مدل های بیگ بنگ و قبل از بیگ بنگ و.. فرموید مداخله میکنم. ببینید: ما میدونیم طبق قوانین ترمودینامیک خصوصا اصل دوم S =kb ln Ω ثابت بولتزمن در لگاریتم طبیعی میکرواستیت های سازگار با میکرواستیت یا تنظیمات میکروسکوپی در سیستم و... کاری نداریم به این مباحث پایه...! جهان در یک ماشین ترمودینامیکی روبه گسترشه بهمراه افزایش آنتروپی درست؟ خوب سوالاتی که در نقطه سینگولاریتی پیش میاد اینه: چطور اونجا آنتروپی در یک نقطه تجمع کرده بود و میزان آنتروپی پایین بود؟ پس شروعی داشته جهان و حتی از نظر ترمودینامیکی هم ایزوله است درسته؟ حالا سوال اینجاست: علت تجمع ماده و انرژی در اولین پتانسیل لحظات اول بیگ بنگ حالا در tp چی بوده؟ چه چیزی چه عاملی باعث تجمع انرژی در اون نقطه از فضا بوده؟ اصلا فضایی بوده؟ اگه فضا بوده، چطور در این پهنه بیکرانی فضا یک گوشه ای از اون تجمع ماده و انرژی داشتیم؟ مگر دما خودبخودی در یک فضا بالا میره؟ حالا به فرض اصلا فضایی نبوده، اون موقع دیگه بدتر چطور و طی چه فرآیندی فضا ساخته شده؟ آیا تورم inflation فضا رو ساخته بعد در اون تورم پیدا کرده؟ و یا نه در یک گوشه ای از جهان باز خودبخودی تورم اتفاق افتاده؟! بگذریم... و اما درمورد علتش گفتید نمیدانیم که خوب منطقیه و درسته موافقم اما اما دقت کنید آیا خودبخودی بالا رفتن دما در یک فضای بیکران(در صورت ازلی بودن فضا_ زمان ) طبیعیست؟ وجود فضا و فرآیند برگشت پذیر شدن اون موقع آنتروپی خود دلالت بر غیرطبیعی بودن داره چون تراکم خودبخودی محاله در یک قسمت! اگر فضایی بوده، قوانین ترمودینامیک میره زیر سوال که چرا انرژی تراکم پیدا کرده در فضای بیکران؟ چون برای تراکم، باید کارw انجام بشه. چرا ربط میدیم به تراکم؟ یخچال خود به خودی یه قسمت رو سرد میکنه؟ یا مولکول های گاز بصورت خود به خودی جایی تجمع میکنن که تراکم شدید رخ بده؟ یا قسمتی از جهان بی دلیل دارای سطح بالایی از انرژی میشه؟ یا فرضا ما توی اتاق نشستیم، یک قسمتی الکی گرم و داغ میشه؟ منظور از خود به خودی اینه.. اگر شما نقض قانون دوم ترمودینامیک رو در tp طبیعی میدونید من دیگه حرفی ندارم اگر طبیعی نیست، پس یک عاملی دارد که از دسترس علوم طبیعی خارج است چون نقض قانون دوم ترمودینامیک خودبخودی و طبیعی نیست. از این رو میگم جایی که طبیعت و قوانینش شکست میخوره دست تئولوژی میتونه باز باشه البته مدل های فرضی فیزیکی و...

Голосове повідомлення04:20

Голосове повідомлення00:18

یه لبخند دیگه بزن حالا @Sajjad_S_M
یه لبخند دیگه بزن حالا @Sajjad_S_M

Голосове повідомлення00:25

@WOLF_3md 𝓨𝓪𝓿𝓪𝓻 @Erfanpaul1 الان هم توی وویس توضیح میدم👇

آخر مجبور شدم بنویسمش برای جا افتادن منبع مقاله خود BGV و کتاب نسبیت عام کارول که تصویرش رو گذاشتم☝️ و کتاب فیزیک جدید کنت کر
+3
آخر مجبور شدم بنویسمش برای جا افتادن منبع مقاله خود BGV و کتاب نسبیت عام کارول که تصویرش رو گذاشتم☝️ و کتاب فیزیک جدید کنت کرین فصل آخر

#پیام_حاشیه‌ای #پیام_موقت #نه_به_آتئیست_بیشرف #درود_بر_آتئیست_مؤدب #تفکر_نقاد_حقیقی گفت‌و‌گوی پرقدرت یکی از ادمین‌های تحصیل‌کرده فیزیک ما (آقا سجاد عزیز) با یک آتئیست فحاش (معروف‌ترین، بی‌وجدان‌ترین و بی‌سوادترین اما از پرفالوورترین آتئیست‌های فضای مجازی که سال‌هاست در حال نفرت‌پراکنی است، کاربر یاور در گرو اتو.... که پس از کم‌اوردن واضح شروع به بی‌ادبی کرد اما همچنان جناب سجاد بزرگوارانه گفتمان را خاتمه داد) 👇🏻👇🏻👇🏻

🔺 توهم جبرگرایی و آزمایش کلاسیک لیبت🔺 در سال ۱۹۸۳، بنجامین لیبت آزمایشی انجام داد که نشان می‌داد پیش از آنکه انسان به طور آگاهانه تصمیم به انجام یک حرکت بگیرد، مغز فرآیند فعال‌سازی عصبی (معروف به پتانسیل آمادگی یا RP) را آغاز کرده است. در این آزمایش مشخص شد که آغاز فعالیت مغزی حدود ۳۵۰ میلی‌ثانیه پیش از آگاهی ذهنی فرد از تصمیم خود رخ می‌دهد. این کشف باعث شد تا بسیاری از دانشمندان نتیجه بگیرند که اراده آزاد تنها یک توهم است و مغز ما پیش از ما تصمیم می‌گیرد. گسترش این دیدگاه جبرگرایانه خطرات اجتماعی زیادی داشت؛ تحقیقات نشان داد القای این باور که انسان اراده‌ای ندارد، منجر به کاهش کمک به دیگران، تضعیف خودکنترلی و افزایش تقلب در افراد می‌شود، زیرا مبنای نیت مجرمانه و سرزنش اخلاقی را از بین می‌برد. 📌 انقلاب علمی شورگر: پایان جبرگرایی عصب‌شناختی در سال ۲۰۱۲، دانشمندی به نام آرون شورگر با ارائه «مدل انباشتگر تصادفی نشتی» (LSA) تفسیر آزمایش لیبت را از اساس باطل کرد. شورگر ثابت کرد که مغز پر از نوسانات تصادفی و نویزهای پس‌زمینه (با طیف فرکانسی 1/f) است. بر اساس کشف او، آنچه لیبت به عنوان «تصمیم ناخودآگاه مغز» تفسیر کرده بود، در واقع انباشته شدن تصادفی همین نویزهای عصبی بوده است که به تدریج به یک آستانه حرکتی نزدیک می‌شوند. موج صعودی پیش از حرکت در دستگاه‌های ثبت مغزی، نشانه برنامه‌ریزی قبلی مغز نیست، بلکه یک «خطای آماری» (آرتیفکت) است که به دلیل روش میانگین‌گیری داده‌ها از لحظه حرکت به سمت عقب ایجاد شده است. شورگر با طراحی آزمایش «لیبت قطع شده»، نشان داد که مغز دائماً در حالت نوسان است و زمان‌بندی دقیق حرکت، تابع تصادف و این نوسانات است، نه یک تصمیم قطعی پنهان پیش از آگاهی. 📌 نقد سایر شواهد جبرگرایانه (آزمایش fMRI) در سال ۲۰۰۸، جان دیلن هاینز آزمایشی با fMRI انجام داد و ادعا کرد می‌تواند تصمیم بین انتخاب دست چپ یا راست را تا ۱۰ ثانیه پیش از آگاهی فرد پیش‌بینی کند. نقد مهم به این آزمایش این بود که دقت الگوریتم‌ها تنها حدود ۶۰ درصد بود (کمی بیشتر از شانس ۵۰ درصدی). این دقت پایین نشان می‌دهد که فعالیت مغز در آن لحظه صرفاً یک «سوگیری» خفیف ایجاد می‌کند، اما به هیچ وجه خروجی نهایی را به صورت جبری دیکته و قفل نمی‌کند. همچنین پژوهش‌های بعدی ثابت کرد که پتانسیل آمادگیِ مغز بیشتر در تصمیمات بی‌اهمیت (مثل فشردن بی‌دلیل یک دکمه) ظاهر می‌شود و در تصمیمات مهم و عامدانه (مثل اهدای پول به خیریه واقعی) این سیگنال‌ها به شدت کاهش یافته یا ناپدید می‌شوند. 📌پیامدهای فلسفی: نبرد دنت و هریس 🔷 دیدگاه دنیل دنت: این فیلسوف ایده «تئاتر دکارتی» (تصور وجود یک اتاق فرمان متمرکز در مغز که آگاهی در آنجا تصمیم می‌گیرد) را رد می‌کند. دنت معتقد است آگاهی یک نقطه زمانی دقیق نیست، بلکه جریانی توزیع‌شده است. از نظر او انسان‌ها دارای «درجات آزادی» هستند و اراده آزاد به معنای توانایی کنترل داشتن بر این درجات است، که با مدل تصادفی شورگر کاملاً همخوانی دارد. 🔷 شکست استدلال‌های سم هریس: سم هریس با تکیه بر آزمایش‌های لیبت و هاینز، با قاطعیت اراده آزاد را توهم می‌خواند و معتقد بود انسان کنترلی بر اعمالش ندارد. با کشفیات شورگر، پایه‌های علمی استدلال او فرو ریخت. منتقدان به پارادوکس رفتاری هریس نیز اشاره کردند: اگر انسان‌ها اراده‌ای ندارند و همه‌چیز از پیش تعیین شده است، تلاش هریس برای نوشتن کتاب و مناظره جهت تغییر باور مردم، کاملاً بی‌معنا و متناقض است. او بعدها خودش از تفاسیر جبرگرایانه‌اش از آزمایش لیبت، تغییر رویکرد داد. 📌 نتیجه‌گیری مقاله مروری سال ۲۰۲۱ نشان داد که تفسیر کلاسیک لیبت دیگر نماینده اجماع علمی نیست. مغز یک سیستم پویا، منعطف و تصادفی است. آگاهیِ انسان، استراتژی‌های کلان را تعیین می‌کند و واگذاری زمان‌بندیِ دقیق حرکات به نویزهای تصادفی، صرفاً برای بهینه‌سازی مصرف انرژی در مغز است. در نهایت، علوم اعصاب مدرن اراده آزاد را رد نمی‌کند و انسان‌ها همچنان دلایل مستحکمی برای پذیرش استقلال و مسئولیت اخلاقی خود دارند. مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی 🆔 @The_Science_and_Theology_Center

«جیمز رندی»؛ شعبدهبازی غیرقابل‌اعتماد
✍️ احمد بهزادی
نه‌تنها دلیلی برای اعتماد به جیمز رندی و «جایزۀ یک‌میلیون‌دلاری» مؤسسه‌ش وجود نداره، بلکه شواهدی وجود داره که حتی صداقت رندی رو به‌شدت زیر سؤال می‌بره. ماجرایی که در ادامه می‌خونید، تنها یک نمونه از این شواهده و البته حتی همین یک مورد به‌تنهایی برای زیرسؤال‌بردن کارهای یک نفر کفایت می‌کنه. توانایی تله‌پاتیک سگ‌ها سال 1998، دکتر روپرت شلدریک، زیست‌شناس و محقق فراروان‌شناسی، مطالعه‌ای رو منتشر کرد که گویای توانایی تله‌پاتیک سگ‌ها بود؛ به‌طور خاص این مطالعه می‌گفت سگی به اسم «جایتی» به‌طور تله‌پاتیک متوجه می‌شد سرپرستش کِی به خونه برمی‌گرده و درست قبل‌از اومدن اون به استقبالش می‌رفت (از «این لینک» حتی می‌تونید ویدئوهای این تحقیق رو ببینید). [البته دکتر شلدریک، علاوه‌بر این کِیس، شواهد بسیار بیشتری هم در زمینۀ توانایی تله‌پاتیک حیوانات جمع‌آوری کرد؛ مثلاً نگاه کنید به «این ویدئو» که قبلاً زیرنویس کردم و دربارۀ توانایی ذهن‌خوانی یک طوطیه؛ همین‌طور «این پست» هم پیشنهاد می‌کنم.] اما واکنش جیمز رندی چی بود؟ جیمز رندی با مجلۀ «Dog World» مصاحبه کرد و گفت: «ما توی مؤسسه‌مون (مؤسسۀ جیمز رندی) این ادعا رو آزمایش کردیم و [توانایی تله‌پاتیک سگ‌ها] رد شد!» (این مصاحبه ژانویۀ سال 2000 منتشر شد). دکتر شلدریک که این مصاحبه رو می‌خونه، به رندی ایمیل می‌زنه و ازش دربارۀ این آزمایش سؤال می‌پرسه؛ «این آزمایش چطوری انجام شده؟ کجا و کِی منتشر شده؟ آیا فیلم‌برداری انجام شده؟ و ...»، اما جیمز رندی جواب نمی‌ده. شلدریک دوباره ایمیل می‌زنه و دوباره پاسخی دریافت نمی‌کنه. دکتر شلدریک با اعضای مؤسسۀ «جیمز رندی» تماس می‌گیره و ازشون می‌خواد که اطلاعات این آزمایش ادعایی رو براش بفرستن. واضحه که اون‌ها اطلاعی نداشتن! اما کمک می‌کنن که جیمز رندی جواب ایمیل شلدریک رو بده؛ رندی توی ایمیلش می‌گه:
...من این آزمایش رو توی مؤسسه انجام ندادم، بلکه سال‌ها قبل (!) انجام دادم... این یک آزمایش ”غیررسمی“ بود... داده‌های این آزمایش هم براثر سیل از بین رفته‌ن... سگ‌هایی که آزمایش کردم الان توی مکزیکن و سرپرستشون هم سال پیش در یک حادثۀ وحشتناک فوت شد... من زیاده‌روی کردم و براساس داده‌های اندک نسبت به توانایی فراحسی سگ‌ها اون مطالب رو گفتم. این کار ازجانب من عجولانه و نادرست بود و از این بابت صمیمانه عذرخواهی می‌کنم.
«ویل استور» (Wil Storr)، خبرنگار شناخته‌شدۀ بریتانیایی، این موضوع رو بررسی می‌کنه و توی گزارشش در سایت روزنامۀ مشهور «(دیلی) تلگراف» به این ماجرا اشاره می‌کنه (کل گزارش رو می‌تونید از «این لینک» بخونید). ویل استور با خود جیمز رندی هم مصاحبه می‌کنه و ایمیل‌های ردوبدل‌شده بین رندی و شلدریک رو بهش نشون می‌ده. رندی باز ادعا می‌کنه که داده‌های آزمایشش براثر سیل و طوفان از بین رفتن و می‌گه «طوفان ویلما» (Hurricane Wilma) باعث این اتفاق شده، اما ویل استور بعداز مصاحبه متوجه می‌شه این طوفان چهار سال قبل‌از زمانی که رندی ادعا می‌کرده داده‌ها دردسترس بودن، اتفاق افتاده! علاوه‌براین، جیمز رندی توی همین مصاحبه اعتراف می‌کنه که «بدون شک» گاهی «دروغ» گفته، هرچند ادعا می‌کنه که نمی‌دونه آیا «همیشه» این «دروغ‌گویی‌ها» آگاهانه بوده یا نه! [دکتر شلدریک هم مختصراً در «این لینک» دربارۀ این ماجرا توضیح داده.] جیمز رندی سال 2020 جسمش رو ترک کرد، اما افسانۀ جایزۀ یک‌میلیون‌دلاری‌ش کماکان ادامه داره. به‌هرحال، برای آرامش و شادی روحش دعا می‌کنیم. ➖➖➖➖ 🆔@near_death