uk
Feedback
بزرگراهِ راه شیری؛

بزرگراهِ راه شیری؛

Відкрити в Telegram

بیا شعر بشیم، برقصیم.

Показати більше
377
Підписники
Немає даних24 години
+17 днів
-130 день
Архів дописів
01 I am The Spirit Moon.mp34.60 MB

photo content

عادل فردوسی‌پور هم نمی‌ذاره یک هفته از ضجه زدنش بگذره بعد بشینه دست‌بوسی کنه و فیلمش دربیاد. تا یچیزی به ضرر خودش می‌شه شروع می‌کنه به ناله کردن و اشک ریختن و از اونور تظاهر می‌کنه به مردمی بودن. دیگه گذشت اون موقع‌ که ملت این چیزها رو نمی‌فهمیدن آقای فردوسی‌پور. آقای فردوسی‌پور من صداتونو ندارممم!

بیناموسا پیج افشین فدا رو چرا بستید آخه

از این آدمایی که تو این وضعیت می‌خوان بگن کار ما خیلی قیمت مناسبه بیا از ما بگیر، گرون نگیر خیلییی بدم میاد. هیچوقت هیچ ارزونی‌ای بی‌دلیل نیست. همیشه یه چیزی از اون کم شده، تا اون آدم سودشو ببره.

photo content

مردی وقتی همسن من بوده یک کشور رو تحویل گرفته و به رشد رسونده. اخه یعنی چی.

Repost from Kooye_store
لطفا اگه چنل دارید و دوستایی دارید که فکر میکنید ممکنه خوششون بیاد بفرستید براشون چنل مارو 💔 خیلی ممبر از دست دادیم 🌱 @kooyestore @pichaastore

غربت ما دیار ماست خونین‌ترین ویرونه!

Hamkhooneh (feat. Hayedeh).m4a4.43 MB

یه جمله‌ی توی کتاب "چرا گورخرها زخم‌معده نمی‌گیرند" هست که نوشته بود:« اگر می‌خواهید خطر بیماری‌های مرتبط با استرس را کاهش دهید، مطمئن شوید که ناخواسته فقیر به دنیا نیایید.» یا بهتره بگیم مطمئن شوید که ناخواسته در ایران به دنیا نیایید. چون اینجا فقط فقر نیست که استرس‌زاست و سال‌ها سرکوب، تحریم، جنگ و گرونی و ناامیدی داره دنبالمون می‌کنه و از یه بحران به بحران دیگه می‌پریم و هیچوقت رهامون نمی‌کنه. نتیجه‌ش هم می‌شه این خستگی‌ها و استرس‌های همیشگی که هرروز ما رو فرسوده‌تر می‌کنه و تموم بیماری‌های جسمی و روانی که خیلی‌‌ها از همین سن پایین درگیرن باهاش و تا آخر عمر هرجا باشن ولشون نمی‌کنه!

سرم از شدت گریه درد می‌کنه، نفسم توی باشگاه بالا نمیومد و چشمام سیاهی می‌رفت. پاهام جون نداشت حرکتی که همیشه می‌زدم رو انجام بدم. هرلحظه حس می‌کردم ممکنه پس بیفتم و توی هر حرکت به جوون ۲۴ ساله ای که پای چوبه سکته کرد، به جوون های ۲۰ و چند ساله ای که حلق‌آویز شدن، به طفل های معصومی که قراره در روزهای اخیر اعدام بشن فکر می‌کردم. بیزارم از دین و اذان و هرچیزِ شما.

انگار آدم هرروز جونش رو گرفته دستش تا اینا بیان نشون بدن تو یه لحظه همه چیو می‌تونن ازت بگیرن. تو ماشین به رگبار می‌بندن. اعدام می‌کنن. تو خیابون می‌کشن.

میدونید به مادرش چی گفت؟! «بلندتر گریه کن.»

از صبح که بیدار شدم دارم گریه میکنم. هر ویدیویی که میبینم و هر تکستی که میخونم ذره ذره وجودم و آب میکنه. صدای گریه ها از ذهنم بیرون نمیرن، آرزوهام توی سرم میچرخن و حالا که فهمیدن چقدر به واقعیت پیوستنشون قراره غیرممکن و دور باشه دستاشون و دور مغزم حلقه میکنن و میخوان خفه ام کنن. نمیتونم حتی برای فردای خودم برنامه بریزم و تمام تلاشم روی زنده موندنمه. به هرچیزی چنگ میزنم، به هر چیزی.

استوری یکی از دوستای غیر ایرانیم رو داشتم می‌دیدم که جمع شده بودن تو خیابون و یکی داشت ساز می‌زد و بقیه می‌رقصیدن و استوری بعدی مردم اصفهان بودن که جمع شده بودن نذارن اعدام کنن.

کشور رو به گای سگ دادن و ملت و جوونا نه زندگی‌ای، نه نونی، نه حال و آینده‌ای دارن و نه دیگه حتی یه ذره امید براشون مونده؛ همه یا زیر خط فقر دارن جون می‌دن یا با هزار بدبختی فرار می‌کنن و یا کشته می‌شن؛ خودشون تا مغز استخون توی فساد و خرابین و روی خون دارن راه می‌رن؛ همه‌ی اموال مملکت رو خرج سوریه و لبنان و فلسطین و یمن و کوفت و زهر مار کردن و مردم جنوب کشورِ خودشون دارن کنار دریای پر از نفت و گاز، توی بدبختی و بی‌آبی و بی‌برقی و جنگ و موشک و فقر روزاشونو می‌گذرونن؛ همه‌ی اینا رو به تخمشون گرفتن ولی یادشون نمی‌ره صبح به صبح قبل از اذان چوبه‌‌ی دار رو آماده کنن و جوونا رو یکی یکی آویزون کنن. واقعا حروم‌زاده‌اید!

دوتا جوون دیگه هم اعدام شدن. این گه خوری تاریخ رند و اینا برای ما نیست، کیر توی روز به روز ایرانی بودن.

خدایا خیلی ارزوهای بزرگ و سلیقه گرونی دارم، همونقدر جیبم تنگ و خالیه. به دادم برس.😭😭😭😭