سایه ها
Відкрити в Telegram
وبسایت ادبی سایهها |خانه ادبیات معاصر| آدرس وبسایت: www.sayeha.org اینستاگرام: https://instagram.com/saaayehaaa توئیتر: https://twitter.com/saaayehaaa ارسال اثر و ارتباط با ادمین: @Sayeha_Admin
Показати більше1 672
Підписники
Немає даних24 години
-17 днів
+730 день
Архів дописів
1 672
قایق مدوسا (۱۸۱۹) از مشهورترین کارهای تئودور ژریکو، نقاش فرانسوی است؛ اثری که در آن امید بیش از آنکه نجاتبخش باشد، واهی و رو به خاموشی است. دستهایی که به سوی افق بلند شدهاند، در برابر آسمان طوفانی و دریای تیره، بیشتر به آخرین تقلای انسانهایی میمانند که در آستانهی سقوط ایستادهاند.
در میان آشوب، مردی که پشت به دیگران و بیاعتنا نشسته، نقطهای تلخ و تکاندهنده است؛ گویی دیگر امید جمعی برایش معنایی ندارد. این بیاعتنایی نشان میدهد فاجعه فقط جسمها را از پا نینداخته، بلکه اراده و ایمان را نیز شکسته است.
عریانی پیکرهای مرده، خشونت واقعیت را بیپرده آشکار میکند. چوبهای شکسته مثل بقایای امیدی فروریخته بین امواج دیده میشوند. ژریکو با درهمریختگی بدنها، طوفان و نگاههای خاموش، تصویری از انسان میآفریند که بین تمنای نجات و سقوط قطعی معلق مانده است.
این اثر بر اساس یک فاجعهی دریایی در سال ۱۸۱۶ خلق شده است. ژریکو برای پژوهش با بازماندگان حادثه دیدار کرد، ماکتی از قایق ساخت و اجساد و بیماران در حال مرگ را نیز مطالعه کرد. این اثر در موزهی لوور پاریس نگهداری میشود.
📚🎨سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 672
اینجا چراغی روشنه، اپیزود هشتم
بافندگان سیلزی
شعری از هاینریش هاینه
اجرا: هارالد کروزه
این شعر در سال ۱۸۴۴ در واکنش به قیام سرکوبشدهی بافندگان فقیرِ سیلزی نوشته شد. سیلزی منطقهای تاریخی در اروپای مرکزی است که امروز بخش بزرگی از آن در لهستان قرار دارد. در زمان هاینه، این منطقه بخشی از پادشاهی پروس بود و صنعت نساجی در آنجا بسیار گسترده بود.
در این شعر، بافندگان هنگام کار اعلام میکنند که «کفن آلمان» را میبافند؛ استعارهای از مرگ یک نظم ستمگر.
این اثر بهدلیل لحن تندِ ضدسلطنتی و ضدکلیساییاش ممنوع شد و به یکی از مهمترین اشعار سیاسی قرن نوزدهم آلمان تبدیل گشت.
📎دسترسی در وبسایت:
https://sayeha.org/inja-cheraghi-roshane-8/
🎧سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 672
پیک آخر را سر میکشد. چند صباح دیگر خورشید از پشت کوهها قد میکشد، گرچه که برای او فرقی ندارد. در آخرین یادداشتها نوشته بود که: «دیگر میان شب و روز چه تفاوتیست؟… رخت دل من مدتهاست که سیاه است.»
📎متن کامل داستانک آخرینها از سینا صداقتکیش را در سایهها بخوانید:
https://sayeha.org/sina-sedaghatkish-short-story/
📚سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 672
ای رؤیای آزادی!
آن روزی که سوی ما بیایی
ما با چشمهای غرق خون
شکوه آمدنت را میبینیم
ما با ستمهای دیرین
ما با دردهای اندوهگین
آنهمه دلسوز را
از برای تو فدا کردیم
هنگامی که سکوت بر لبها بود
هنگامی که زبان از گفتن هراس داشت
ما شعلهی تو را
در دلهای خونینمان
روشن نگاه داشتیم
آن لحظه در این حریم شبانه
که تاریکی از پی تاریکی میرفت
و سوز سرد ستم
بر دریچههای اسارت میپیچید
ما نام تو را
با نقش خون بر دیوارها نوشتیم...
📎متن کامل این شعر از مهرداد نقیبی را در وبسایت سایهها بخوانید:
https://sayeha.org/mehrdad-naghibi-poem/
📚سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 672
پشت دیوار
من آن برفم که میآویزم از شاخهها
در بهارِ دره
مثل چشمهای خنک میگردم بر باد
نمناک میافتم بر شکوفهها
به سان قطرهای
که گِردش میگندند،
چنانکه گرد مردابی.
من آن همواره به مرگ اندیشیدنم...
📎متن کامل این شعر با ترجمهی امین حدادی را در وبسایت سایهها بخوانید:
https://sayeha.org/ingeborg-bachmann-poem/
🔻🔻🔻🔻🔻🔻
اینگهبورگ باخمان، شاعر و نویسندهٔ اتریشی، در سال ۱۹۲۶ به دنیا آمد و در سال ۱۹۷۳ در رم درگذشت. او از مهمترین چهرههای ادبیات آلمانیزبان پس از جنگ جهانی دوم به شمار میرود.
باخمان ابتدا با شعرهایش شناخته شد و بعدها در زمینهٔ رمان، داستان کوتاه و مقاله نیز آثاری مهم خلق کرد. نوشتههای او اغلب به موضوعاتی چون زبان، قدرت، خشونت، عشق، هویت و جایگاه زنان میپردازند. رمان «مالینا» از مشهورترین آثار اوست.
امروزه اینگهبورگ باخمان یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان زن ادبیات آلمانیزبان محسوب میشود و جایزهٔ ادبی معتبری نیز به نام او برگزار میشود.
📚سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 672
گشتوگذار
گردشگری هستم
در زندگی خود
زل زدهام به شکل غریب گلها
انگار نه انگار
خودم آنها را کاشتهام؛
طنابی مخملین و نامرئی
منعم میکند
از ورود به اتاق نیمهروشن بچهها.
پیراهنهای آویخته در کمد لباس من
از آن زن دیگری است،
گرچه این منم که پنهان میشوم
در پس تار و پود ابریشمیشان.
مرد خفته در بسترم هم
در تاریکی
مرا بهتر میشناسد.
برگردان: آزاده کامیار
📎لینک دسترسی به شعر در وبسایت:
https://sayeha.org/linda-pastan-poem/
🔻🔻🔻🔻🔻🔻
لیندا پاستان (۲۰۲۳ - ۱۹۳۲) شاعر آمریکایی بود که بیشتر به خاطر شعرهای کوتاهش دربارهی زندگی روزمره، خانواده، عشق، پیری و فقدان شناخته میشود. او بین سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۵ به عنوان نمایندهٔ رسمی شعر ایالت مریلند فعالیت کرد؛ سمتی افتخاری که به شاعران برجسته برای ترویج شعر و مشارکت در فعالیتهای فرهنگی داده میشود. شعرهای او با زبانی ساده اضطرابها و احساسات پنهان در زندگی عادی را روایت میکنند. از مهمترین مجموعههایش میتوان به «پنج مرحلهٔ سوگ»، «بیخوابی» و «سبکبار سفر کردن» اشاره کرد.
📚سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 672
این هفته چی بخونیم؟ (۷۵)
در فرشتههای کاغذی این هفته، همراه شما هستیم با:
• یادداشتی بر رمان شبح اپراتور نوشتهی هادی کیکاووسی/ زینب اطهری
• معرفی اولین رمان ریچارد براتیگان: ژنرال جنوبی اهل بیگ سور/ محبوبه عموشاهی
📎میتوانید متن کامل این یادداشتها را در وبسایت سایهها بخوانید:
https://sayeha.org/what-to-read-75/
همچنین پیش از این کتابهای در قند هندوانه، در رویای بابل و لطفاً این کتاب را بکارید از براتیگان در این ستون معرفی شدهاند.
📚سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 672
آخر هفته چی ببینیم؟ (۷۶)
در سینماسایههای این هفته، با معرفی دو فیلم محصول ۲۰۲۵ همراه شما هستیم:
• حادثهی پیانو، کوئنتین دوپیو/ عاطفه اسدی
• آینهها، شمارهی ۳، کریستین پتزولد/ محبوبه عموشاهی
🎞 متن کامل معرفیها را در وبسایت بخوانید:
https://sayeha.org/weekend-watch-76/
📒سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 672
«ستون شکسته» (۱۹۴۴) از مشهورترین خودنگارههای فریدا کالو، نقاش مکزیکی است؛ اثری که فریدا آن را پس از یکی از جراحیهای سخت ستون فقرات خلق کرد و بازتابی مستقیم از درد مزمن جسمانی و روحی اوست. در این نقاشی، بدن هنرمند از میانه شکافته شده و بهجای ستون فقرات، ستونی ترکخورده و در حال فروپاشی دیده میشود؛ میخهایی که سراسر تن را پوشاندهاند، رنج مداوم را به تصویر میکشند، و کرستِ پزشکی بدن را بهزور سرپا نگه داشته است. این اثر که اکنون در Museo Dolores Olmedo در مکزیکوسیتی نگهداری میشود، یکی از صریحترین بیانهای بصری از مواجههی انسان با درد، تنهایی و بقا به شمار میآید؛ جایی که بدن، خود به زبان روایت تبدیل شده است.
📚🎨سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 672
ماهی آزاد
دلتنگی
نام دیگر ماهی آزاد است
که در عمیقترین دریا هم
خواب رودخانه میبیند
روی تخت دراز میکشی
خیالت گیر میکند به سنجاقی
که برای رام کردن موهایت گرفته بودم
زمان نخکش میشود
ماهی آزاد کوچکی
سُر میخورد بین گیسوانت
در پی یافتن رودهایی که یک روز
از نوک انگشتهایم شانه میشدند
خلسهای تو را فرا میگیرد
با خاطراتی دردناک
از گوشهی چشمت به راه میافتم...
بلند میشوی
ذهنت را مرتب میکنی
باد را رها در موهایت
و از پنجره
سنجاق را به کوچه میبخشی
-پیداست بسیار دلتنگ منی
که اینطور بیرحمانه
قضاوتم میکنی-
من اما
متلاشی نمیشوم
برخلاف افکارت شنا میکنم
و فکر میکنم این بار
با جای خالیام
در خلوت کافه
زمینگیرت کنم؟
یا در ازدحام پیادهرو
با بوی ادکلنی که همیشه میزدم؟
از دست دلتنگی گریزی نیست
دریا هرقدر هم عمیق باشد
عاقبت ماهی آزاد
تو را به رودخانهات
باز خواهد گرداند!
📎دسترسی به شعر در وبسایت:
https://sayeha.org/rasoul-taheri-poem/
✏️سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 672
فکر میکنی سبز
ممکن است به زیبایی
و مثل برف به معنی سرو میخندی!
برایت مهم نیست این پارچ
نیمهی خالی کدام لیوان را پر کند
به مستیت پایبندی
به نوشیدن از نیمهی خالی جهان
علیه سرابهای احتمالی مردم جهان
درگیرم
درگیر بالا رفتن از قسمت سُر خوردنی این سرسره
مشغولم
مشغول عقبنشینی دماغم
از زشتی تحمیلی وراثت
و در صف جراحی
به این فکر میکنم که آیا:
«پلههای بیشتر
منجر به مرگی لذتبخشتر میشود؟»
من
به بالا رفتن از قسمت سر خوردنی جهان ادامه میدهم
تو
پس از فتح پله، صعود به قله و تجربهی سر خوردن از زندگی
میخندی
میخندی
میخندیم!
📎دسترسی به شعر در وبسایت:
https://sayeha.org/alireza-nikpasand/
✏️سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 672
تبعید
خورشید خودش را
پشت این دیوارها پنهان کرد
و هیچکس
نفهمید
چراغ را
چراغ را از کجا باید روشن کرد
پدرم را که بردند
ما
بچههای همان تاریکی بودیم
که با دستهایمان
به هم نور تعارف میکردیم
و هر بار
تاریکی بزرگتر میشد
حالا
این تبعید سهم ماست
ما به گذشته برگشتیم
و تنها چیزی که آنجا بود
خانهای بود
که در آن هرگز متولد نشده بودیم
و این جاده
فقط برای رفتن است
ما
سالها بود که برگشته بودیم
و تمام درها
به سمت ما بسته بودند
📎لینک دسترسی به شعر در وبسایت:
https://sayeha.org/behnam-alami-poem/
✏️سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
