سایه ها
前往频道在 Telegram
وبسایت ادبی سایهها |خانه ادبیات معاصر| آدرس وبسایت: www.sayeha.org اینستاگرام: https://instagram.com/saaayehaaa توئیتر: https://twitter.com/saaayehaaa ارسال اثر و ارتباط با ادمین: @Sayeha_Admin
显示更多1 689
订阅者
+324 小时
+67 天
+930 天
帖子存档
1 689
در شورِ کوچه، خانه نمیمانم
در امن آشیانه نمیمانم!
من شعر عاشقانه نمیگویم
در شعرِ عاشقانه نمیمانم
در خشم باد، لَخت و گریزانم
من موی توی شانه نمیمانم
توی قفس پرندهی زندانی
در التماسِ دانه نمیمانم
در انتظار لحظهی آزادی
بی تخم، توی لانه نمیمانم
یک قصهی بدون تماشاچی
توی کتابخانه نمیمانم
هر عاشقی ترانهی خونین داشت
تا مرگ، بی ترانه نمیمانم
رو به نقابهای رفیقانم
از درد تازیانه نمیمانم
از خاطرات خوب نشانی نیست
دنبال این نشانه نمیمانم
خورشید بود و گریه مشخص بود
در روز عامدانه نمیمانم
در انتظار جوابی که
غرق است در بهانه نمیمانم
هر دوست مثل تیزیِ پنهان است
من توی این زمانه نمیمانم
خورشید را ربود عبورِ شب
من میروم شبانه، نمیمانم
📎دسترسی در وبسایت:
https://sayeha.org/abbas-asgharpour-poem/
✏️سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 689
به ساحل میکشونه موج دریا رو
نسیمی که پی عطر نفسهاته
خیال هر شب یه مرد غمگینی
که دستش توی خوابم لای دستاته
کبودی نگاهت سرمهی چشمِ
شبای سرد و تاریک زمستونه
شبیه حس اون گلبرگ خشکی که
تماشاچی رقص باد و بارونه
تو قلبت سرزمینی تحت اشغاله
که خاکش طعم خون نوجوون میده
فریدونای قصهت توی زندونن
درفش کاوه رو ضحاک دزدیده
کنار قامت بغضت یه شوخیه
دماوندی که میراث غمو داره
پر دردی و دنیا واسه زیباییش
هنوز از روی ماهت مایه میذاره
غروب خنده پشت کوه لبهامی
بلیط رفت و بیبرگشت یک رؤیا
یه ویرونه که اسم میهنو داره
شده جاموندهی کوچ پرستوها
غبار کینه رو از آینه بردار
نگو این فاصله اجبار تقدیره
قفس یه مانع ذهنی پوچه تا
دلامون تا ابد وصل یه زنجیره
نگاه مهربونت رو نگیر از من
وجود من هوای پاک تهرانه
پرنده مردنی و عمرمون کوتاست
ولی من تا همیشه عشقم ایرانه
📎دسترسی در وبسایت:
https://sayeha.org/ali-rezaeian-poem/
@saaayehaaa
1 689
📚سایهها، خانهی ادبیات معاصر، منتشر کرد:
ستارههای ایوب
داستان بلندی از ارسلان چلبی
روایتی آمیخته به طنز سیاه، زبانی بیپروا و تصاویری سوررئال دربارهی هویت و رؤیای رهایی. چلبی سیاست و مذهب را به خصوصیترین ترسها و آرزوهای شخصیتهایش پیوند میزند؛ جهانی که در آن، خاطرهی جنگ با زندگی روزمره پیوند میخورد و مرز واقعیت و هذیان مدام جابهجا میشود. بازی با منطق روایت، خواننده را در تردیدهای شخصیتها و جستوجوی آنها برای یافتن راه نجات، شریک میکند.
این کتاب را به رایگان از وبسایت سایهها دانلود کنید:
https://sayeha.org/arsalan-chalabi-book/
@saaayehaaa
1 689
عاشقان (The Lovers) اثر رنه ماگریت، نقاش سوررئالیست بلژیکی، در سال ۱۹۲۸ خلق شد. در این نقاشی، زن و مردی یکدیگر را میبوسند، درحالیکه سر هر دو با پارچهای سفید پوشانده شده است. صمیمیترین شکل نزدیکی، به این ترتیب، همزمان به تصویری از فاصله و ناتوانی در دسترسی کامل به دیگری تبدیل میشود.
پوشاندن چهرهها یکی از عناصر تکرارشونده در آثار ماگریت است. در «عاشقان»، پارچهی سفید هویت دو شخصیت را پنهان میکند و بوسهای که معمولاً نشانهی پیوند و صمیمیت است، به عملی ناممکن و رازآلود بدل میشود. اثر را به شکلهای مختلفی تفسیر کردهاند: از عشق ناکام و تنهایی تا میل انسان به شناخت دیگری و فاصلهای که حتی در نزدیکترین روابط باقی میماند. بااینحال، خود ماگریت معمولاً در برابر تعیین معنایی قطعی برای آثارش مقاومت میکرد.
«عاشقان» نمونهای شاخص از شیوهی ماگریت در آشنازدایی از اشیاء و موقعیتهای روزمره است: قرار دادن عناصر کاملاً معمولی در ترکیبی ناممکن که واقعیت را ناگهان غریب و پرسشبرانگیز میکند. این نقاشی امروز در موزهی هنر مدرن نیویورک (MoMA) نگهداری میشود.
🎨خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 689
اینجا چراغی روشنه: اپیزود دوازدهم
دفنوازی هانی نژادمقدم
تصنیف بیدلان
صدا: حسامالدین سراج
موسیقی: جلال ذوالفنون
شعر: ساعد باقری
🎧خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 689
این هفته چی بخونیم؟ (۸۲)
در فرشتههای کاغذی این هفته، با «رگتایم» همراه هستیم؛ اثری از ادگار لورنس دکتروف، روایتی چندصدایی از آمریکای ابتدای قرن بیستم؛ دوران مهاجرت، نژادپرستی، جنبشهای کارگری و شکلگیری صنعت سرگرمی. دکتروف سرنوشت سه خانوادهی خیالی را با زندگی چهرههایی واقعی مثل هری هودینی، اما گلدمن، فروید و یونگ پیوند میزند و مرز میان تاریخ و داستان را به بازی میگیرد.
📎متن کامل معرفی عاطفه اسدی از این رمان را در سایهها بخوانید:
https://sayeha.org/what-to-read-82/
📚سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 689
آخر هفته چی ببینیم؟ (۸۳)
در سینماسایههای این هفته، عاطفه اسدی ضمن معرفی فیلم «شکار»، به سینمای توماس وینتربرگ، شکلگیری جنبش دگما ۹۵ و تأثیر ماندگار آن بر آثار این فیلمساز پرداخته است. متن کامل را میتوانید در وبسایت بخوانید:
https://sayeha.org/weekend-watch-83/
🎬سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 689
نیمهشب در پاریس مرز میان گذشته و حال را برمیدارد و قهرمانش را به پاریس رؤیایی دههی ۱۹۲۰ میفرستد؛ به «عصر طلایی»ای که گمان میکند در آن زندگی بهتری در انتظارش است.
روپشا موکرجی در این مقاله با نگاهی به پستمدرنیسم و مفهوم «هتروتوپیا»ی میشل فوکو، بازی روایی وودی آلن با زمان، فضا و گذشته را بررسی کرده و این پرسش را مطرح میکند: آیا استفاده از تکنیکهای پستمدرن، برای پستمدرن دانستن یک فیلم کافی است؟
📎ترجمهی فارسی عاطفه اسدی از این مقاله را در وبسایت سایهها بخوانید:
https://sayeha.org/woody-allen-midnight-in-paris/
📚خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 689
دست و دلم به کار نمیآید
کز کردهام درون قفس گویی
نه خانه خانه است، نه این دل، دل
من زندهام بدون نفس گویی
یک بازمانده از شب بمباران...
📎متن کامل این شعر بلند را در وبسایت سایهها بخوانید:
https://sayeha.org/anisa-moazemi-poem/
📚خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 689
کاش میشد بهجای دلتنگی
مرگ یک شب مرا بغل میکرد
گور تاریک، آرزوها را...
در هجوم سکوت حل میکرد
چکچک قطرههای بارانم
سیل غم را بگو کجا ببرم؟
اشکهایم به وسعت دریا
وقت رفتن چه آمده به سرم؟
میخورَد بغضها، گلویم را
لب گشوده دهانِ خاموشم
زندهام لابهلای خاطرهها
بدتر از مردهها، فراموشم
اسلحه روی گیجگاه اما
در سرم انتخابها دشوار
آه از لحظهلحظه جان دادن
لختهخونِ چکیده بر دیوار
کاش میشد به قصه برگردم
فصل پایانِ داستان باشم
راوی خندههای تلخ زنی
پشت دروازهی زمان باشم
📎دسترسی در وبسایت:
https://sayeha.org/somaye-fakhrodin-poem/
@saaayehaaa
1 689
بر بام شهر
مه
و ضجّههای گمشده
پیچیده در گلوی شبِ بیستاره
فانوسهای شکستهی بیاباننشینان
آوارگان باد
خاکستر نامهای فروریخته
بر سنگفرش حافظه
خاموش منشینید و برآیید
از پرتگاههای کبود سحر بنگرید
از پرتگاههای کبود سحر بنگرید
آنجا
که باغبانان کور
ریشه را به تیغ سپردند
و بر شاخههای سترون
پرندگان آهنین نشاندند
آنجا
که رودها
با زنجیر سدهای نامرئی
به خواب اجباری فرو رفتند
و ماهیهای تبعیدی
در مرداب انتظار
پوسیدند
من
نالهی درختی را شنیدهام
که سالها
در میدان مترسکها
به جرم سبز بودن
ایستاده بود
من
گریهی پنجرهای را دیدهام
که هر سپیده
پردهای از غبار
بر چشمانش میکشیدند
تا طلوع را نبیند
ای همسفران فراموششده
وحشت را
به کلاغهای گرسنه واگذارید
و فراز آیید
بر فراز تپههای خاموش
بنگرید
که چگونه
در زیرِ پوستِ زمین
هزاران بذر سرگردان
هنوز
رؤیای جنگل شدن دارند
با دستهای ترکخورده
با نگاههای بیپناه
بر لبهی این زمستان بلند
بایستید
که از اعماق تاریکی
آهسته
آهسته
بیشهای از سروهای زخمی
سر بر میآورد
📎دسترسی در وبسایت:
https://sayeha.org/artin-zakeri-poem/
@saaayehaaa
1 689
این هفته چی بخونیم؟ (۸۱)
در فرشتههای کاغذی این هفته، همراه شما هستیم با معرفی کتابهای:
• تخممرغهای شوم، نوشتهی میخائیل بولگاکف/ هانی نژادمقدم
• نامه به پدر، فرانتس کافکا/ محبوبه عموشاهی
📎 شما میتوانید متن کامل معرفیها را در وبسایت بخوانید:
https://sayeha.org/what-to-read-81/
📚سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 689
آخر هفته چی ببینیم؟ (۸۲)
در سینماسایههای این هفته، همراه شما هستیم با معرفی فیلمهای:
• داستان پاییزی، ساختهی اریک رومر/ مهدی نیکنژاد
• فروشگاه خودکشی، ساختهی پاتریس لوکونت/ محمد مهدیزاده
📎میتوانید متن کامل این معرفیها را از طریق لینک زیر در وبسایت بخوانید:
https://sayeha.org/weekend-watch-82/
🎬سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 689
اینجا چراغی روشنه: اپیزود یازدهم
شعری از کورت توخولسکی
دکلمه: دوروتی گلوگ
کورت توخولسکی (۱۸۹۰–۱۹۳۵) نویسنده، شاعر، روزنامهنگار و طنزپرداز آلمانی و از چهرههای مهم جمهوری وایمار بود. او با طنزی تند به ملیگرایی، نظامیگری و اقتدارگرایی میتاخت و بخش مهمی از آثارش را در هفتهنامهی Die Weltbühne منتشر میکرد.
توخولسکی از چند نام مستعار استفاده میکرد که هرکدام به صدایی متفاوت در آثارش بدل شدند. شعرها و نوشتههای طنزآمیزش اغلب با نام تئوبالد تیگر منتشر میشدند. پس از به قدرت رسیدن نازیها، آثارش ممنوع و در کتابسوزان ۱۹۳۳ سوزانده شدند و تابعیت آلمانیاش نیز از او گرفته شد. او در سال ۱۹۳۵ در سوئد درگذشت.
شعر «?Also wat nu – ja oder ja» اولین بار با نام تئوبالد تیگر در Die Weltbühne منتشر شد. این شعر به گویش محاورهای برلینی نوشته شده و تقابل آن با پرسشی فلسفی، هستهی طنزش را میسازد. روایت با خاطرهی معلمی آغاز میشود که وقتی شاگرد پاسخ را نمیداند، میگوید: «خب، پس نمیدونی!»
سالها بعد راوی همین جمله را در برابر پرسش بزرگتری میگذارد: بعد از مرگ چه میشود؟
🎧خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 689
دوشیزگان آوینیون (Les Demoiselles d’Avignon) اثر پابلو پیکاسو، در سال ۱۹۰۷ خلق شد و یکی از مهمترین نقاط عطف هنر مدرن و زمینهساز شکلگیری کوبیسم به شمار میرود. این نقاشی پنج زن برهنه را نشان میدهد که بدنها و چهرههایشان با خطوط تیز، شکسته و هندسی ترسیم شدهاند؛ پیکاسو در این اثر از پرسپکتیو و تناسبات سنتی فاصله میگیرد و فضایی میسازد که در آن پیکر و پسزمینه تقریباً در هم ادغام میشوند.
عنوان تابلو به خیابان آوینیو در بارسلون اشاره دارد؛ خیابانی که در آن زمان به حضور تنفروشها شهرت داشت. چهرههای نقابگونهی برخی از زنان نیز از هنر ایبری و نقابهای آفریقایی تأثیر گرفتهاند. مواجههی مستقیم و بیپردهی زنان با تماشاگر، در کنار فرم رادیکال اثر، هنگام خلق تابلو برای بسیاری تکاندهنده بود.
«دوشیزگان آوینیون» با شکستن قواعد بازنمایی واقعگرایانه، راه را برای تجربههای بعدی پیکاسو و ژرژ براک و پیدایش کوبیسم هموار کرد و به یکی از آثار تعیینکنندهی هنر قرن بیستم بدل شد. این نقاشی امروز در موزهی هنر مدرن نیویورک (MoMA) نگهداری میشود.
🎨خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 689
ساتوشی کن، کارگردان، انیماتور و مانگاکای ژاپنی، از مهمترین هنرمندان انیمیشن معاصر بود. او با آثاری چون «پرفکت بلو»، «بازیگر هزاره»، «پدرخواندههای توکیو»، «پاپریکا» و مجموعهی «عامل پارانویا»، مرز میان واقعیت، رؤیا و خاطره را به شیوهای منحصربهفرد درهم میشکست. تأثیر زبان تصویری و روایتهای پیچیدهی او را میتوان فراتر از انیمیشن، در سینمای زندهی جهان نیز دید.
کن در ۴۶سالگی، بر اثر سرطان لوزالمعده درگذشت. او این نامه را در آخرین روزهای زندگیاش نوشت؛ نامهای صمیمی و بیپرده دربارهی بیماری، مرگ، خانواده، دوستان و جهانی که ناگزیر باید ترک میکرد.
یک روز پس از مرگ او، در ۲۵ آگوست ۲۰۱۰، این نامه برای نخستینبار در وبسایت رسمیاش منتشر شد.
📎ترجمهی فارسی عاطفه اسدی از این نامه را در وبسایت سایهها بخوانید:
https://sayeha.org/satoshi-kon-letter/
📚خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
1 689
اینجا چراغی روشنه، اپیزود دهم:
🎼سپهرم کجایی؟!
ترانهای از ابراهیم خوشبخت
موسیقی و اجرای محبوبه عموشاهی
🎧سایهها، خانهی ادبیات معاصر
@saaayehaaa
