uk
Feedback
سیمرغ ما

سیمرغ ما

Відкрити в Telegram

روزها گر رفت گو رو باک نیست تو بمان ای آنکه جز تو پاک نیست

Показати більше
548
Підписники
+224 години
Немає даних7 днів
+630 днів
Архів дописів
⭐ به اولین روزاز فصل پاییز ⭐ خوش آمدین ⭐ ان شاءالله🍃🌷 ⭐ ماه جدید براتون ⭐ خوش یمن باشه ⭐ پرازخبرهای خوب🍃🌷 ⭐ پرازاتفاق های شیرین ⭐پرازخیروبرکت و ⭐ پرازنگاه خداباشه🍃🌷

🍁🌷خدایا در اولین روز 🍂🌷فصل پاییز و 🍁🌷شروع ماه مهر توشه 🍂🌷دوستانم را پرکن از 🍁🌷30روز شادی 🍂🌷30روز آرامش 🍁🌷30روز موفقیت 🍂🌷30روز سلامتی و 🍁🌷30روز پراز خیرو برکت

🌷چهارشنبه تون بی نظیر 🍃امروزتون پر از عطر دعا 🌸خــدایا 🍃امروز سبد زندگی 🌷دوستانم را پـر کن 🍃از سلامتی، جاودانگی 🌸موفقیت و خـوشبختی 🍃روزتون پر از انرژی های مثبت

سلام🍃🌷 به چهارشنبه خوش آمدین برای اینکه حالتون خوب باشه 🌷🍃امروز را با داشته هایتان شروع کنید وبه نداشته هایتان بگویید به زودی می بینمتون 🌷🍃امروزتون عالی

سلام دوستان ارجمندم 🌷🍃 لحظه لحظه زندگيتون مثل بهار زیبا🌷🍃 مثل قناری عاشق مثل سبزه امیدوار🌷🍃 مثل شکوفه شادی بخش ومثل روز روشن باشه روزگارتون شاد شاد🌷🍃

برخیز و سلامی کن و لبخند بزن که این صبح نشانی ز غم و غصـه ندارد لبخند خدا در نفس صبح عیان است بگذار خدا دست به قلبت بگذارد ! سلام ، صبح چهارشنبه تون بخیر 🌷

دوستان امروزتان🌷🍃 پرازبهترینها زندگیتان پرازباران برکت دلتان پرازنغمه‌های🌷🍃 شادی وخنده های بلند وجاده زندگيتان پراز شکوفه
دوستان امروزتان🌷🍃 پرازبهترینها زندگیتان پرازباران برکت دلتان پرازنغمه‌های🌷🍃 شادی وخنده های بلند وجاده زندگيتان پراز شکوفه های سلامتی وتندرستی🌷🍃

🦚در این صبح زیبا 🍁هم خدا هست 🦚هم نور و زیبایی و عشق 🦚آفتابِ مهربانی، ارزانی 🍁پلک گشوده‌تون 🦚همهمۀ پرندگانِ نیکبختی 🍁شادی ‌بخش بامدادتون

دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌گشت باز مشتاق کمانخانه ابروی تو بود هم عفاالله صبا کز تو پیامی می‌داد ور نه در کس نرسیدیم که از کوی تو بود عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو بود من سرگشته هم از اهل سلامت بودم دام راهم شکن طره هندوی تو بود بگشا بند قبا تا بگشاید دل من که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر کز جهان می‌شد و در آرزوی روی تو بود #حضرت_حافظ🍃

قیدیست قید عشق که ذوقش کسیکه یافت هرگز طلب نکـــــرد دل باز رسته‌ای عشرت در آن سر است که آید برون از او هر بامداد چهره به خونابه شسته‌ای وحشی خموش باش که آتش زبان نشد الا دلی چو شعله بر آتش نشسته‌ای #وحشی_بافقی 🍃

ای دیر به دست آمده بس زود برفتی آتش زدی اندر من و چون دود برفتی آهنگ به جان من دلسوخته کردی چون در دل من عشق بیفزود برفتی #انوری🍃

نرگسِ بیمارِ تو گشته پرستار من تا چه کند این طبیب با دلِ بیمار من خفتهٔ بیدار گیر گر چه ندیدے ببین چشمِ پر از خواب خویش دیدهٔ بیدار من.....!! #فروغی_بسطامی🍃

گه خیال روی او گاهی خیال خوی او در سر شوریده عشق بهشت و نار هست هم دل و هم جان فداکن یار هم جان و دلست جان بر جانان فراوان دل بر دلدار هست.....!! #فیض_کاشانی🍃

خواهی که شود دل تو چون آئینه ده چیز برون کن از میانِ سینه حرص و دغل و بُخل و حرام و غیبت بغض و حسد و کِبر و ریا و کینه... #خاقانی🍃

‌ زهــی در کوی عشقت مسکن دل چه می‌خواهی ازین خون خوردن دل چــکیده خــون دل بــر دامـن جـان گــرفته جــان پــرخــون دامـن دل #جناب_عطار🍃

شد ز غمت خانه سودا دلم در طلبت رفت به هر جا دلم در طلب زهره رخ ماه رو می نگرد جانب بالا دلم فرش غمش گشتم و آخر ز بخت رفت بر این سقف مصفا دلم آه که امروز دلم را چه شد دوش چه گفته است کسی با دلم از طلب گوهر گویای عشق موج زند موج چو دریا دلم روز شد و چادر شب می درد در پی آن عیش و تماشا دلم از دل تو در دل من نکته‌هاست آه چه ره است از دل تو تا دلم گر نکنی بر دل من رحمتی وای دلم وای دلم وا دلم ای تبریز از هوس شمس دین چند رود سوی ثریا دلم #حضرت_مولانا🍃

همه عالم تو را و او ما را طلب او کن و بجو ما را سر زلفش به دست ما افتاد می نمایند مو به مو ما را غرق بحریم تا نپنداری تشنه جویای آب جو ما را ما خراباتیان سر مستیم جام می آن تو سبو ما را نعمت الله رند سرمست است می کشد باز سو به سو ما را حضرت شاه نعمت‌الله ولی🍃

از در خویشم مران کاین نه طریق وفاست در همه شهری غریب در همه ملکی گداست با همه جرمم امید با همه خوفم رجاست گر درم ما مس است لطف شما کیمیاست #حضرت_سعدی🍃

آن بندۀ آواره باز آمد و باز آمد چون شمع به پیشِ تو در سوز و گُداز آمد چون عَبهَر و قند ای جان، در روش بخند ای جان در را بِمَبَند ای جان زیرا به نیاز آمد ور زان‌که ببندی در، بر حُکمِ تو بِنْهَد سَر بر بنده نیاز آمد، شه را همه ناز آمد هر شمعِ گدازیده، شد روشنیِ دیده کان را که گُداز آمد، او مَحرمِ راز آمد زهراب ز دستِ وی گر فرق کنم از میْ پس در رهِ جانْ جانم واللَّه به مَجاز آمد آبِ حَیَوانش را حیوان ز کجا نوشد؟ کَی بیند رویش را چشمی که فراز آمد؟ من تَرکِ سفر کردم، با یار شدم ساکن وز مرگ شدم ایمن، کان عمرِ دراز آمد ای دل چو در این جویی، پس آب چه می‌جویی؟ تا چند صَلا گویی؟ هنگامِ نماز آمد دیوان شمس🍃

💠از آغاز که او عدم بود به وجودش آورد و از طویله وجود به جمادی اش و از طویله جمادی به نباتی و از نباتی به حیوانی و از حیوانی به انسانی و از انسانی به ملِکی، الا مالا نهایه. پس این همه برای آن نمود تا مقر شوی که او را از این جنس طویله ها بسیار است، عالی تر از همدیگر. 💠 فيه ما فيه