گنجشک قرمز
Відкрити в Telegram
1 563
Підписники
+124 години
+37 днів
+1630 днів
Архів дописів
1 563
+1
موزیک ویدیوی Draculaشونو ندیده بودم تا حالا. خیلی شروع باحالی داره. یادش بخیر. بابام یه دونه از این اینترناشها داشت. بهش میگفتن اینترناش دماغدراز یا همچین چیزی. هر بار سوارش میشدم حس میکردم بازیگرای یه فیلمیم که داره تو تگزاسی جایی فیلمبرداری میشه.
1 563
توی هر بار تجربه قطعی نت، تنها چیزی که دلم براش تنگ میشه، موزیک ویدیو و لایو موزیک دیدنه. هر بار که حس میکنم داریم به قطعی نزدیک میشیم، هرکاری دارم ول میکنم و میرم یوتیوب. این بهترین ویدیویی که میتونم ببینم؟ قطعا نه. ولی خب نمیخوام شبیه آدمای تو جاده، دستم روی دکمه Next باشه. پس امشب زنده باد Tame Impala!
https://youtu.be/WY-rLL_W03s?is=t4aqei4pdELikczv
1 563
My mother wears a burka
My father does it too
I have to wear a burka
The burka, it is blue
The sky over Kabul is also very blue
The blue is from the burka
Burka, burka blue
Blue, blue
Burka blue
My auntie wears a burka
My uncle does it too
My sister doesn't like it
But she wears it too
Blue, blue
Burka blue
Blue, blue
Burka blue
My grandma wears a burka
And my grandpa does it too
I will wear this burka
But only just for you
Blue, blue
Burka blue
You give me all your love
You give me all your kisses
And then you touch my burka
And do not know who is it
Blue, blue
Burka blue
Blue, blue
Burka blue
My mother wears blue jeans now
And I am so suprised
The dents are changing faster
I don't know if it's right
Blue, blue
Burka blue
Blue, blue
Burka blue
Blue, blue
Burka blue
Blue, blue
Burka blue
متن ترانهشون هم در عین سادگی واقعا جالبه. مثلا تقابل جین آبی و برقع آبی یا اونجاش که داره به معشوقش میگه تو برقع من رو لمس میکنی درحالی که نمیدونی اون زیر کیه.
1 563
اصلاً چرا برقعها آبیاند؟
همهچیز در سال ۲۰۰۲ با همین سؤال شروع شد.
سفری به افغانستان و کارگاهی در مؤسسه آموزش موسیقی آنجا. به دعوت انستیتو گوته، فرانک فِنسترماخر و کورت دالکه از گروه Fehlfarben و گروه «A Certain Frank»، به همراه ساسکیا فون کلیتسینگ، درامر گروه Fehlfarben، قرار بود مبانی موسیقی پاپ را آموزش دهند. اما تقریباً هیچکس علاقهای به یادگیری درام نداشت؛ بهجز تنها زنی که در آن جمع حضور داشت: نرگس.
چند ضربه به درام کافی بود تا او متولد شود: نخستین گروه موسیقی دخترانه افغانستان، Burka Band. کلیتسینگ، فنسترماخر و دالکه هم نقش ماماهای این تولد را داشتند.
متن ترانه نخستین تکآهنگ گروه، «Burka Blue»، در جریان سفری به مناطق روستایی نوشته شد. پرسشهای مهمانان آلمانی کمکم قطعیتهای ذهنی نرگس را به لرزه انداخت. او میگوید:
«خیلی چیزها را همانطور که هستند میپذیری، اما دیگر از خودت نمیپرسی چرا.»
چرا برقع آبی است؟ از کجا میفهمی چه کسی زیر آن پنهان شده؟ و اصلاً چرا باید آن را بپوشی؟
وقتی به کابل برگشتند، متن ترانه نوشته شد و خیلی زود یک موزیکویدئو ساختند. ویدئویی که به پدیدهای جهانی تبدیل شد؛ از پخش در شبکههای بزرگ موسیقی تلویزیونی گرفته تا اجرای گروه در رویداد Popkomm، پیش از اجراهای Fehlfarben و Blumfeld. رسانههای سراسر جهان نیز درباره Burka Band گزارش نوشتند.
1 563
سفری به افغانستان و کارگاهی در مؤسسه آموزش موسیقی آنجا. به دعوت انستیتو گوته، فرانک فِنسترماخر و کورت دالکه از گروه Fehlfarben و گروه «A Certain Frank»، به همراه ساسکیا فون کلیتسینگ، درامر گروه Fehlfarben، قرار بود مبانی موسیقی پاپ را آموزش دهند. اما تقریباً هیچکس علاقهای به یادگیری درام نداشت؛ بهجز تنها زنی که در آن جمع حضور داشت: نرگس.
چند ضربه به درام کافی بود تا او متولد شود: نخستین گروه موسیقی دخترانه افغانستان، Burka Band. کلیتسینگ، فنسترماخر و دالکه هم نقش ماماهای این تولد را داشتند.
متن ترانه نخستین تکآهنگ گروه، «Burka Blue»، در جریان سفری به مناطق روستایی نوشته شد. پرسشهای مهمانان آلمانی کمکم قطعیتهای ذهنی نرگس را به لرزه انداخت. او میگوید:
«خیلی چیزها را همانطور که هستند میپذیری، اما دیگر از خودت نمیپرسی چرا.»
چرا برقع آبی است؟ از کجا میفهمی چه کسی زیر آن پنهان شده؟ و اصلاً چرا باید آن را بپوشی؟
وقتی به کابل برگشتند، متن ترانه نوشته شد و خیلی زود یک موزیکویدئو ساختند. ویدئویی که به پدیدهای جهانی تبدیل شد.
1 563
چند ضربه به درام کافی بود تا گروهی شکل بگیرد که نامش قرار بود در تاریخ موسیقی افغانستان ثبت شود: Burka Band، نخستین گروه موسیقی دخترانه افغانستان. ساسکیا، فرانک و کورت هم در شکلگیری این گروه نقش داشتند.
متن نخستین تکآهنگ گروه، «Burka Blue»، در جریان سفری به مناطق روستایی نوشته شد. پرسشهای مهمانان آلمانی باعث شد نرگس درباره چیزهایی که تا آن زمان بدیهی میدانست، دوباره فکر کند. او میگوید:
«خیلی چیزها را همانطور که هستند میپذیریم، اما دیگر از خودمان نمیپرسیم چرا.»
چرا برقع آبی است؟ از کجا میتوان فهمید چه کسی زیر آن پنهان شده؟ اصلاً چرا باید برقع پوشید؟
1 563
عجیبترین تجربهم از موسیقی و موزیک ویدیو رو بند «Burka» یا همون «برقع» برام ساخته. زنان برقعپوشی که درام و گیتار الکتریک میزنن و طالبان سالها دنبالشون بوده:
https://youtu.be/BQfF7yxElt0?is=qg5Hx1NkH8HVus-T
1 563
+2
جالبه که خیلیاشون، خودشونو به شکل خود جیمز جویس درمیارن. نزدیکترین تجربه من به همچین چیزی وقتی بود که شهر پر از بدل مرتضی پاشایی شده بود.
1 563
یه سایت هم دارن براش که برنامههای مخصوص بلومزدی توش اعلام میشه و میتونن ورکشاپها و ایونتهای مختلف برن. مثلا امسال یکیش این بوده که با دست غیرهمیشگیشون (دست غیر مسلط برای نوشتن)، رمان «بیداری فنیگانها» رو رونویسی کنن.
1 563
+2
در ایرلند، یک روزی وجود داره به اسم «بلومز دی» یا روز بلومها. تو اون روز (که ۱۶ ژوئنه)، ایرلندیها عین مردم زمانهی رمان «اولیس» جویس لباس میپوشن و کل روز به کافهها و جاهایی سر میزنن که توی رمان ازش یاد شده. «بلوم» شخصیت اصلی داستان اولیسه. نمونه اصیل مردم میانهحالی که زندگی روزمرهشون متوسط و بیخطر اما در عالم خیال بلندپروازن.
1 563
همکار کوهنوردم یکی دو هفته پیش رفته دماوند رو فتح کنه و کل حقوقش (که البته زیاد نیس) رو خرج کرده. جالب اینجاست که سنگینترین هزینهش، پول قاطرهایی بوده که وسایلشو تا یه جایی حمل میکردن. امروز که به تقویم خیره مونده بود و دعا میکرد تا آخر ماه جنگ نشه، بهم گفت: «کاش چند تا قاطر داشتم، میبردم دماوند بارکشی کنن. من میشستم خونه اونا پول درمیاوردن» »بهش گفتم: میدونی مدیرامونم دقیقا در مورد ما همچین فکری میکنن؟»
خندیدیم چون کار دیگهای نمیتونستیم بکنیم.
1 563
امروز موقع ناهار کاری، این بحث پیش اومد که «نام خانوادگی» یک فرد میتونه چقدر در مورد اون آدم اطلاعات بده. از نژاد و قومیتش بگیریم تا مذهب و شغل آبا و اجدادیش. یهو یکی از همکارام گفت: «فامیلی منم در مورد شغل اجدادیمون بوده: نعلبندی». همهمون گفتیم: «یعنی کارتون نعل زدن به پای اسب و قاطر بوده دیگه؟» که جواب داد: «نه. پدربزرگم یه ژاندارم خودخوانده بوده که گوش دزدهای روستا رو با میخ به درخت میکوبیده».
یک لحظه سکوت کردیم و بعد تصمیم گرفتیم گل یا پوچ بازی کنیم.
