🔎 @CE7EN فلسفه،ادبیات،هنر،روانشناسی
Відкрити в Telegram
کانال @CE7EN شامل : علوم انسانی، فلسفه، تاریخ و ادبیات، روانشناسی، جامعهشناسی, فرهنگ و هنر، موسیقی، سینما، اقتصاد، علومسیاسی، سلامت، ورزش، علم و تکنولوژی است. ▫️هدف این کانال صرفا افزایش آگاهی است ، و هیچ گونه گرایش خاصی ندارد.
Показати більше7 108
Підписники
+424 години
+207 днів
+9730 день
Архів дописів
حقیقت_عدالت_و_روح_انسان_گزیدهای_ناب_از_جمهور_افلاطون.mp313.50 MB
🔎عادیسازی فقر
و توهم موفقیت فردی
✔️ یکی از پدیدههای قابل تأمل در جوامع توسعهنیافته و بحرانزده، عادیشدن فقر و تبدیل مشکلات ساختاری به مسئلهای فردی است؛ پدیدهای که در بسیاری از رسانهها و شبکههای اجتماعی معاصر بهوضوح دیده میشود. در این فضا، انبوهی از آموزههای روانشناسی عامهپسند و ادبیات انگیزشی رواج یافته است که معمولاً مخاطب آنها افرادی هستند که در شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی زندگی میکنند.
مشکل این گفتمانها آن نیست که همیشه در تشخیص آسیبها اشتباه میکنند؛ بسیاری از آنها بر اهمیت نظم شخصی، یادگیری، سلامت و تلاش فردی تأکیدهای قابل قبولی دارند. مسئله اصلی آنجاست که هنگام ارائه راهحل، عوامل تاریخی، اقتصادی و اجتماعی را نادیده میگیرند و همهچیز را به اراده فردی تقلیل میدهند.
توصیههایی مانند «صبح زود بیدار شوید، ورزش کنید، مطالعه کنید و موفق شوید» زمانی معنا دارند که با واقعیت زندگی افراد سازگار باشند. در جامعهای که میلیونها نفر ساعات طولانی کار میکنند، با فشار اقتصادی، ناامنی شغلی و کمبود فرصت مواجهاند، بسیاری از مردم نه به دلیل فقدان انگیزه، بلکه به دلیل محدودیت زمان، انرژی و امکانات نمیتوانند به این نسخهها عمل کنند. آنان نیز ممکن است آرزوی رشد، یادگیری و زندگی بهتر داشته باشند، اما شرایط عینی، دامنه انتخابهایشان را محدود کرده است.
📌 مسئله اصلی این نیست که پیشرفت فردی ممکن است یا نه؛ بلکه این است که هر فرد در چه شرایط تاریخی و اجتماعی، چه امکاناتی برای پیشرفت در اختیار دارد. انسان را نمیتوان صرفاً محصول اراده شخصی دانست؛ زیرا توانایی انتخاب و ساختن خویشتن همیشه در رابطه با ساختارهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شکل میگیرد.
میشل فوکو نیز با نقد آنچه «برداشت کالیفرنیایی از خویشتن» مینامد، نشان میدهد که چگونه برخی گفتمانهای معاصر، انسان را به پروژهای صرفاً فردی برای کشف «خویشتن حقیقی» تبدیل میکنند. از نگاه فوکو، انسان چیزی ثابت و از پیش آماده نیست که باید آن را کشف کند؛ بلکه موجودی است که در فرآیندی تاریخی و اجتماعی، خود را میسازد. آزادی نه در یافتن یک هویت پنهان، بلکه در امکان آفرینش شیوههای تازه زیستن معنا مییابد.
بنابراین، رهایی نه از طریق نسخههای یکسان موفقیت و نه با انکار مسئولیت فردی حاصل میشود؛ بلکه نیازمند شناخت همزمان دو حقیقت است: انسان باید برای تغییر خود تلاش کند، اما هیچ تغییری بدون درک و اصلاح شرایطی که انسانها در آن زندگی میکنند پایدار نخواهد بود.
📚 منابع پیشنهادی:
Michel Foucault, Technologies of the Self, 1988.
Pierre Bourdieu, The Forms of Capital, 1986.
Amartya Sen, Development as Freedom, 1999.
Paulo Freire, Pedagogy of the Oppressed, 1970.
✍️@CE7EN
🎓💎🌐 https://telegram.me/ce7en
🔎اسپینوزا و رهایی انسان از پشیمانی، ترس و اسارت احساسات
اسپینوزا، همانند نیچه، شکستنفسی و پشیمانیِ بیمارگونه را نشانه ضعف انسان میداند. از نظر او، فرد پشیمان دو بار رنج میبرد: نخست آنکه در لحظهای از زندگی تحت تأثیر یک میل یا عاطفهی ناآگاهانه قرار گرفته و عملی زیانبار انجام داده است؛ و دوم آنکه پس از آن، با سرزنش دائمی خود، نیروی حیاتی و توان حرکت خویش را کاهش میدهد.
از نگاه اسپینوزا، پشیمانی نه گذشته را تغییر میدهد و نه قدرتی برای اصلاح آینده ایجاد میکند. انسان خردمند به جای غرق شدن در احساس گناه، علت خطای خود را میشناسد، از آن میآموزد و با افزایش شناخت و توانایی، مسیر خود را اصلاح میکند.
عقل و عواطف
در نگاه اسپینوزا، عقل دشمن احساسات نیست. عواطف بخشی طبیعی از وجود انساناند و بدون آنها زندگی ممکن نیست؛ اما مشکل زمانی آغاز میشود که انسان تحت سلطهی عواطف منفعل قرار گیرد؛ یعنی امیالی که بدون شناخت کافی از پیامدها، او را به حرکت وامیدارند.
میلهای آنی معمولاً تنها بخشی از واقعیت را میبینند؛ لذت فوری را دنبال میکنند و پیامدهای آینده را نادیده میگیرند. عقل اما نگاهی گستردهتر دارد و میان خواستهی لحظهای و خیر پایدار انسان تفاوت میگذارد. عقل نمیگوید «احساس نداشته باش»، بلکه میآموزد چگونه احساسات را با شناخت بهتر هدایت کنیم.
چگونه بر احساسات غلبه کنیم؟
یکی از مهمترین بینشهای اسپینوزا این است که یک عاطفه را نمیتوان صرفاً با استدلال خشک از بین برد. انسان با دانستنِ یک حقیقت، لزوماً تغییر نمیکند؛ زیرا قدرت یک احساس، تنها با قدرت احساسی دیگر مهار میشود.
بنابراین عقل باید از یک محاسبهی سرد فراتر رود و به یک نیروی درونی تبدیل شود؛ یعنی شناختِ بهتر جهان و خود، باید چنان شوق و علاقهای ایجاد کند که بتواند بر امیال مخرب غلبه کند. آزادی انسان در نابودی احساسات نیست، بلکه در تبدیل شدن از بردهی عواطف به هدایتکنندهی آنهاست.
جبرگرایی و آرامش در نگاه اسپینوزا
اسپینوزا معتقد است جهان بر اساس زنجیرهای از علتها و قوانین ضروری طبیعت حرکت میکند. انسان معمولاً رویدادها را از زاویهای محدود و شخصی میبیند؛ اما خردمند میکوشد جهان را «از منظر ابدیت» (Sub specie aeternitatis) مشاهده کند.
از این دیدگاه، بسیاری از اتفاقات ناخوشایند دیگر صرفاً «بدشانسی» یا «بیعدالتی شخصی» نیستند، بلکه بخشی از شبکهی پیچیدهی علت و معلولهای طبیعتاند. حتی دربارهی خطاکاران نیز نباید تنها با نفرت و انتقام نگاه کرد؛ زیرا آنها نیز محصول شرایط، طبیعت و زنجیرهای از علل هستند. البته جامعه برای حفظ نظم و امنیت، حق دارد با جرم مقابله کند؛ اما هدف آن باید اصلاح و حفاظت باشد، نه کینهجویی.
جاودانگی خرد
اسپینوزا باور رایج دربارهی زندگی پس از مرگ را نمیپذیرد؛ او معتقد نیست که انسان با همان شخصیت، خاطرات و بدن فعلی دوباره زنده خواهد شد. از نظر او، آنچه از انسان باقی میماند، نه شخصیت فردی، بلکه سهمی از عقل و شناخت او از حقیقت است.
ذهن انسان زمانی به جاودانگی نزدیک میشود که حقایق ضروری و قوانین ابدی طبیعت را درک کند. شناخت علمی، ریاضیات و فهم نظم جهان، انسان را از محدودیتهای زمان و نگاه صرفاً شخصی فراتر میبرد. پاداش خردمند، وعدهی جهانی دیگر نیست؛ بلکه خودِ فهمیدن، رهایی از ترس و رسیدن به آرامش عقلانی، بالاترین سعادت است.
فلسفه سیاسی اسپینوزا
از دید اسپینوزا، پیش از شکلگیری جامعهی مدنی، انسانها در وضعیتی زندگی میکردند که قدرت، معیار اصلی تعیین حق بود. مفاهیمی مانند جرم و عدالت، بدون وجود قانون اجتماعی معنای مشخصی نداشتند.
انسانها به دلیل نیاز به امنیت و همکاری، جامعه و حکومت را ایجاد کردند. بنابراین اخلاق و قانون، نه صرفاً اموری طبیعی و ذاتی، بلکه محصول زندگی جمعی و نیاز انسانها به بقا و نظم هستند.
در طبیعت، چه میان حیوانات و چه در روابط میان دولتها، قدرت و توانایی نقش اساسی دارند. تمدن تلاش انسان برای تبدیل این وضعیت طبیعی به نظمی مبتنی بر قانون، عقل و همکاری است.
📚 منابع:
ویل دورانت، تاریخ فلسفه
باروخ اسپینوزا، اخلاق (Ethics)
عباس زریاب خویی، تاریخ فلسفه
Steven Nadler, Spinoza: A Life
Gilles Deleuze, Spinoza: Practical Philosophy
✍️@CE7EN
🎓💎🌐 https://telegram.me/ce7en
🔎داستان سلیمان
📖 مثنوی مولانا
🎙️: دکتر امیرحسین ماحوزی
🎙💎🌐 https://telegram.me/ce7en
کلیسایی که بر پایهٔ اطاعت بنا شده باشد،
به ایمان نیاز ندارد؛
تنها احساس گناه کافی است.
داستایفسکیخدا زمانی بیشترین سود را دارد که مردم بیشترین ترس را دارند.
نیچه🎓💎🌐 https://telegram.me/ce7en
عظمت ما
در توانایی
اندیشیدن
دربارهٔ خودمان
نهفته است
«راه رسیدن به زندگی بهتر، نیازمند نگاهی باز به بدترین جنبههاست»، این را رواندرمانگر و نویسنده اروین یالوم میگوید.
او از اسپینوزا الهام گرفته است؛ فیلسوفی که از جامعهٔ خود طرد شد. اسپینوزا چگونه با درد تنهاییاش کنار آمد؟
✍ آنتو فاندر اِلسْت
این یک پارادوکس است، میگوید رواندرمانگر اروین یالوم، نویسندهٔ کتابهای پرفروشی چون گریههای نیچه و معمای اسپینوزا، وقتی دربارهٔ ذهن انسان سخن میگوییم.
«عظمت ذهن انسان در توانایی خوداندیشی نهفته است. انسانها به خودآگاهی مجهز هستند؛ ما نسبت به خودمان کنجکاویم
این یک کارکرد درونی و ذاتی مغز ماست.
این کنجکاوی به شناخت خودمان و دنیای پیرامونمان منجر میشود.
اما به گفتهٔ یالوم، خودآگاهی همچنین ترس ایجاد میکند؛ ترسی که مانع ادامهٔ خودشناسی میشود و این خود سد راه یک زندگی خوب است.»
مردم ناخشنودتر از آن چیزی هستند که تصور میکنیم. وقتی با مشکلات روبهرو میشویم، اغلب به این دلیل است که بخشهایی از خودمان را بهخوبی نمیشناسیم. راه رسیدن به زندگی بهتر، مستلزم نگاهی باز و صریح به بدترین جنبههاست؛ همانطور که توماس هاردی نوشته است.
دوست داشتن
یعنی چنان زیستن
که دیگری
اندکی بیشتر
به زندگی
نزدیک شود
ماموریت یالوم این است که به مردم کمک کند به بینشی عمیق دربارهٔ خودشان دست یابند؛ نوعی «تجربهٔ بیداری».
«هرچه خودشناسی بیشتر باشد، زندگی بهتر خواهد بود.» این اصل راهنمای تمام کارهای او بهعنوان رواندرمانگر و نویسنده است: کمک به انسانها برای بهتر زیستن.
خدا تاس نمیاندازد
یالوم از این فرض فروید پیروی میکند که اگر خودمان را بهدرستی درک نکنیم، غرایز ابتداییتر ما دست بالا را پیدا میکنند؛ امری که میتواند به خشونتهای فراوان و ماجراجوییهای جنسیِ ناخوشایند بینجامد. اما اگر به شناخت بیشتری از خود برسیم، اینگونه نشانههای رواننژندانه بهتدریج قدرت خود را از دست میدهند و کاهش مییابند.
او همچنین بهشدت از آثار فیلسوفان الهام میگیرد؛ فیلسوفانی «که دربارهٔ مسائل بنیادینی مینویسند که بسیاری از بیماران با آنها دستوپنجه نرم میکنند».
البته این مسائل فقط مختص مراجعان رواندرمانی نیست؛ در نهایت، به گفتهٔ او، همهٔ ما با پرسشها و ترسهای یکسانی روبهرو هستیم.
«همهٔ ما سوار یک قایق هستیم.»
همه دربارهٔ چیزهای مشابه نگراناند. یالوم معتقد است که در رواندرمانی، در نهایت همیشه پای تجربهها و ترسهای وجودی و جهانشمول در میان است، نه صرفاً (یا فقط) پردازش تروماهای پنهان.
به باور او، باید با این مسائل بنیادین روبهرو شویم.
اینها ترسهای وجودی و همگانی هستند که ذاتاً با هستی ما گره خوردهاند:
معنای زندگی ، معنای زندگیِ من ، دوگانگیها و مسئولیتهای آزادی، ترس از مرگِ گریزناپذیر («مرگ همیشه در کمین است») و ترس از احساس بنیادین تنهایی.
«همانند مرگ، ترس از تنهاییِ وجودی نیرویی مهم در زندگی هر انسان است.»
یالوم این تنهاییِ وجودی را بهزیبایی در رمان معمای اسپینوزا توصیف میکند. او این کتاب را «یک رمان آموزشی برای رواندرمانگران» مینامد.
«در قالب داستان میتوانم بسیار بیش از اینها دربارهٔ فرایند رواندرمانی بگویم و به هستهٔ پرسشهای وجودی نزدیکتر شوم. این موضوع را پس از نوشتن یک کتاب دانشگاهی دربارهٔ رواندرمانی وجودی درک کردم.»
پس از آن، یالوم به نوشتن رمانهایی روی آورد؛ آثاری که آمیزهای از واقعیت و خیالاند و در آنها فیلسوفان نقشی محوری دارند:
نیچه در گریههای نیچه، شوپنهاور در درمان شوپنهاور و اسپینوزا در معمای اسپینوزا.
یالوم میگوید:
«از نوجوانی به اسپینوزا علاقهٔ زیادی داشتم؛ به خاطر ایدههای بزرگش دربارهٔ سیاست، دموکراسی، آزادی فردی و ذهن انسان و نیز بهعنوان پیشگام عصر روشنگری.
او قهرمان اینشتین بود؛ کسی که جملهٔ مشهور “خدا تاس نمیاندازد” را بر پایهٔ تصور اسپینوزا از خدا بهعنوان قوانین طبیعت بیان کرد. این ایده برایم بسیار جذاب بود.»
اما فراتر از این، یالوم سالهاست شیفتهٔ زندگی خود اسپینوزاست؛ فیلسوفی که در ۲۳ سالگی از جامعهٔ رو به رشد یهودیان سفاردی در آمستردام طرد شد.
اروین دی. یالوم
(متولد ۱۹۳۱) نویسنده، رواندرمانگر و استاد بازنشستهٔ روانپزشکی در دانشگاه استنفورد است. او در حوزهٔ رواندرمانی وجودی تخصص دارد. علاوه بر کتابهای دانشگاهی در زمینهٔ رواندرمانی، چندین رمان دربارهٔ فیلسوفان نوشته است.
یالوم در کالیفرنیا زندگی و کار میکند.
🎓💎🌐 https://telegram.me/ce7en
