مسیح علینژاد
ارسال ويديو، عكس و گزارش به اين آي دي @MasihMedia 📱دریافت عکس و ویدیو در تلگرام و واتساپ: 0019176554910 توییتر: https://twitter.com/AlinejadMasih اینستاگرام: https://www.instagram.com/masih.alinejad/
Показати більше📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу مسیح علینژاد
Канал مسیح علینژاد (@masih_alinejad) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 55 083 підписників, посідаючи 1 097 місце в категорії Політика та 6 296 місце у регіоні Іран.
📊 Показники аудиторії та динаміка
З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 55 083 підписників.
За останніми даними від 24 жовтня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -991, а за останні 24 години на -39, загальне охоплення залишається високим.
- Статус верифікації: Не верифікований
- Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 6.77%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 3.94% реакцій від загальної кількості підписників.
- Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 3 727 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 2 169 переглядів.
- Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 110.
- Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як شلیک, پیکر, خامنهای, تروریست, دیماه.
📝 Опис та контентна політика
Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
“ارسال ويديو، عكس و گزارش به اين آي دي
@MasihMedia
📱دریافت عکس و ویدیو در تلگرام و واتساپ:
0019176554910
توییتر: https://twitter.com/AlinejadMasih
اینستاگرام: https://www.instagram.com/masih.alinejad/”
Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 25 жовтня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Політика.
Завантажуємо дані
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 24 жовтня | 0 | |||
| 23 жовтня | +2 | |||
| 22 жовтня | 0 | |||
| 21 жовтня | 0 | |||
| 20 жовтня | +1 | |||
| 19 жовтня | +2 | |||
| 18 жовтня | 0 | |||
| 17 жовтня | 0 | |||
| 16 жовтня | +1 | |||
| 15 жовтня | 0 | |||
| 14 жовтня | +1 | |||
| 13 жовтня | +1 | |||
| 12 жовтня | 0 | |||
| 11 жовтня | 0 | |||
| 10 жовтня | 0 | |||
| 09 жовтня | +2 | |||
| 08 жовтня | +4 | |||
| 07 жовтня | 0 | |||
| 06 жовтня | +1 | |||
| 05 жовтня | 0 | |||
| 04 жовтня | 0 | |||
| 03 жовтня | 0 | |||
| 02 жовтня | +2 | |||
| 01 жовтня | +3 |
| 2 | ادامه👆
او در واکنش به ناپدید شدن عکس و کتیبه مزار فرزندش همراه با انتشار این ویدیو نوشته است:
«امروز پنجشنبهست، اومدم سر مزار دخترم، دیدم عکس بچم و کتیبه بچم رو بردن. بهت افتخار میکنم دخترم، که حتی از سنگ قبرتم میترسن. ولی عیب نداره، نوبت ما هم میشه، قهرمان مامان.»
چه رنجی بالاتر از اینکه مادری نهتنها باید با جای خالی دختر جوانش زندگی کند، بلکه برای نگه داشتن عکس او بر سنگ مزارش هم ناچار به جنگیدن باشد؟
عکس را میتوان برداشت، کتیبه را میتوان ناپدید کرد، سنگ مزار را میتوان شکست؛ اما چگونه میتوان نام یک دختر را از حافظه مادرش و از یاد مردمی که داستانش را شنیدهاند پاک کرد؟
#مائده_مرادی_کیان #مادران_دادخواه #علیه_فراموشی #دادخواهی | 2 705 |
| 3 | «زندگی منو گرفتید، دنیای منو گرفتید، حالا به عکس روی مزار بچهم هم رحم نمیکنید؟»
این صدای مادری است که دخترش را با گلوله از او گرفتند و حالا حتی نمیگذارند تصویری از فرزندش بر مزارش باقی بماند.
مائده مرادیکیان، نوعروس ۲۲ ساله اهل تهران، روز ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در جریان خیزش سراسری در قائمشهر، بر اثر شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای جمهوری اسلامی جان باخت. دختری جوان که تازه زندگی مشترکش را آغاز کرده بود، اما فرصت زندگی کردن از او گرفته شد.
حالا مادر داغدارش با انتشار ویدیویی از حضور بر مزار دخترش خبر داده که عکس و کتیبه مزار مائده را برداشتهاند.
او با بغض و ناباوری کنار مزار دخترش میپرسد: «چی میخواین از جون ما؟ زندگی منو گرفتید، دنیای منو گرفتید، حالا به عکس مزار بچهم هم رحم نمیکنید؟ کجای دنیا با مردم خودشون این کار رو میکنن؟»
این مادر پیشتر نیز با روشن کردن شمع بر مزار دخترش گفته بود: «دختر من قهرمان بود و من راهش رو ادامه میدم.»
ادامه👇 | 2 456 |
| 4 | ادامه👆
ترانه که پیش از بازداشت به اسبها علاقه داشت و سالها در زمینه تربیت اسب فعالیت کرده بود، بر اثر آسیبهای جسمی در زندان حتی توان راهرفتن را از دست داده بود. به گفته بستگانش، هنگامی که خواستار درمان شد، مسئولان زندان با یادآوری حکم اعدامش او را تحقیر کردند و گفتند تو که بالاخره اعدام میشوی چرا باید پایت را درمان کنی؟
او پس از پیگیری زیاد فقط یک بار برای امآرآی به بیمارستان اعزام شده و با استفاده از زانوبند طبی وضعیت راهرفتنش اندکی بهتر شده است.
این دو خواهر در ارتباط با اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و پرونده موسوم به «میدان شهدای اصفهان» بازداشت شدند. هر دو اعلام کردهاند اعترافات منتسب به آنها تحت شکنجه و اجبار گرفته شده است.
حکم اعدام ترانه هنوز لغو نشده است. وکلای دو خواهر به احکام صادرشده اعتراض کردهاند و پرونده در دیوان عالی کشور در مرحله رسیدگی به اعتراض قرار دارد.
ترانه و رومینا باید زنده بمانند. حق دارند به درمان مناسب، دادرسی عادلانه و وکیل دسترسی داشته باشند. گزارشهای شکنجه و تهدید به تعرض جنسی علیه آنها باید مستقلاً بررسی شود و مسئولان پاسخگو باشند.
نام این دو خواهر را فراموش نکنیم. سکوت درباره سرنوشت آنها نباید به عادیشدن این خشونتها کمک کند.
#رومینا_رحیمی #ترانه_رحیمی | 2 384 |
| 5 | مادرشان وقتی آنها را دید، نشناخت؛ آنقدر شکنجه شده بودند و از موهای سرشان آنها رو بین اتاقهای بازجویی کشیده بودند که خیلی از موهایشان کنده شده بود.
ترانه و رومینا رحیمی، دو خواهر دوقلوی ۲۰ ساله، ماههاست در زندان دولتآباد اصفهان محبوساند. ترانه به اعدام و ۱۱ سال زندان و رومینا، به ۳۶ سال زندان محکوم شده است.
اما آنچه بستگان این دو خواهر از روزهای بازداشت و بازجویی آنها روایت میکنند، ابعاد هولناک دیگری از این پرونده را آشکار میکند.
مسعود نورمحمدی، پسرخاله این دو دختر، شرح داده که مادر ترانه و رومینا پس از چند ماه بیخبری، وقتی سرانجام اجازه ملاقات با دخترانش را پیدا کرد، نتوانست آنها را بشناسد. صورتهایشان کبود و متورم بود و بخش زیادی از موهایشان بر اثر کشیدهشدن از مو هنگام انتقال میان سلولها کنده شده بود. مادر تنها از صدای دخترانش فهمید که آن دو، فرزندان خودش هستند.
بر اساس روایت خانواده، بازجویان برای گرفتن اعتراف از ترانه، او را تهدید کرده بودند که اگر برگههای اعتراف را امضا نکند، به خواهرش تعرض جنسی خواهند کرد. ترانه در سلول انفرادی صدای فریادهای خواهرش را هنگام شکنجه میشنیده است.
ادامه👇 | 2 480 |
| 6 | ادامه👆
دیروز در آشویتس، میان اندوه جانهای بیشماری که فدای جنونِ فاشیسم شدند، مدام به ایران فکر میکردم؛ به حکومتی که هولوکاست را مسخره میکند، اما خودش در خیابان قتلعام میکند. به چشم زنان شلیک میکند و میکوشد حقیقت را با پیکر جوانانمان دفن کند. ما باید نامها را تکرار کنیم و شاهد باشیم، تا فردا هیچکس نتواند بگوید: «نمیدانستیم.»
از لهستان، سرزمینی که زخم استبداد و فاشیسم را میشناسد، ممنونم که پناه صدای این زنان شجاع شد. آرزوی من این است که این زنان را به دانشگاههای اروپا و آمریکا ببرم تا دانشجویان، به حقیقتِ زندگی زیر سلطهٔ حکومتهای وحشی و زنستیز پی ببرند و بهای سنگینی که مبارزان راه آزادی دادهاند و همچنان میدهند را بیواسطه ببینند و بشنوند.
این زنان راویانِ زنده و بازماندهاند. روایتشان را بشنوید و نگذارید صدایشان تنها بماند. | 2 954 |
| 7 | موهایش را صاف میکند و زیر لب ترانهای میخواند تا به دیدار زنانی برود که بنیادگرایی و توحش، نور چشمانشان را گرفت، اما نتوانست ارادهشان را بشکند.
فریده صلواتی در خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سنندج، با شلیک صدها ساچمه به صورتش توسط سپاه بینایی هر دو چشمش را از دست داد . او به خیابان رفته بود تا آیندهای روشن بسازد، اما دشمنان روشنایی، نور چشمانش را گرفتند.
حالا او در کنار فهیمه سرفراز و کوثر افتخاری است. هر سه قربانی خشونت و زنستیزی. فهیمه از افغانستان که همسرش با قساوت به رویش اسید پاشید، و کوثرِ ۲۲ ساله که او هم پس از قتل مهسا امینی برای آزادی به خیابان رفت و هدف شلیک قرار گرفت.
بهای آنها برای ابتداییترین حق زندگی چشمهایشان بود، اما حالا شانه به شانه ایستادهاند تا راوی حقیقت باشند.
ادامه👇 | 2 767 |
| 8 | .
۲۲ سال دارد؛ سنی برای ساختن زندگی، نه انتظار مرگ پشت دیوارهای زندان.
ایلیا بنرشید، از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ و ساکن شاهینشهر اصفهان، به اعدام محکوم شده است. شعبه پنجم دادگاه انقلاب اصفهان این حکم را با عنوان «محاربه از طریق مشارکت در تخریب اموال عمومی» صادر کرده و روز ۲۸ مهر به او ابلاغ شده است.
ایلیا دوم بهمن ۱۴۰۴ بازداشت شد و اکنون در زندان دستگرد اصفهان محبوس است. همین دادگاه، علاوه بر اعدام، برای او بابت اتهامات اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام، مجموعاً چهار سال و سه ماه و دو روز زندان و دو سال ممنوعیت خروج از کشور تعیین کرده است. او پیشتر نیز در بخش دیگری از پروندهاش، در شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری دو شاهینشهر به شش ماه زندان و ۲۰ ضربه شلاق محکوم شده بود.
پشت نام ایلیا، زندگی یک جوان است؛ آیندهای که نباید با حکم دادگاه به طناب دار ختم شود. هیچ اتهامی حق زندگی و حق برخورداری از دادرسی عادلانه را از انسان نمیگیرد.
نامش را منتشر کنیم و خواهان لغو حکم اعدامش باشیم. نگذاریم نام ایلیا بنرشید زمانی شنیده شود که دیگر فرصتی برای نجاتش باقی نمانده است. | 2 698 |
| 9 | ادامه👆
عاطفه میخواست وکیل شود و از حق انسانها دفاع کند؛ حالا مادری که دخترش را از دست داده، خود به صدای دادخواهی او تبدیل شده است.
عاطفه عابد فقط ۲۳ سال فرصت زندگی داشت. اما نامش، رؤیاهای ناتمامش و فریاد مادرش نباید در هیاهوی خبرها فراموش شود.
#عاطفه_عابد #علیه_فراموشی | 2 331 |
| 10 | عاطفه عابد، ۲۳ ساله، فارغالتحصیل رشته حقوق از مشهد، تازه زندگی مشترکش را آغاز کرده بود. کمی بیش از یک ماه از عروسیاش میگذشت و رؤیای وکیل شدن در سر داشت. قرار بود بهار سال آینده در آزمون وکالت شرکت کند؛ اما پیش از آنکه فرصت کند از حقوق دیگران دفاع کند، حق زندگی را از خودش گرفتند.
عاطفه شامگاه ۱۹ دیماه، در جریان اعتراضات مردمی در میدان معراج مشهد، با شلیک مستقیم گلوله به سرش کشته شد. ازدحام خیابانها اجازه نداد او را بهموقع به بیمارستان برسانند. عاطفه همانجا جان باخت و پیکرش در روستای احمدآباد گلمکان به خاک سپرده شد.
حالا مادرش کنار مزار دختری ایستاده که همین چند هفته پیش لباس عروسی بر تنش دیده بود. مادری که قرار بود شاهد آغاز زندگی دخترش باشد، حالا باید بر سر مزار او از آرزوهای ناتمامش بگوید.
مادر عاطفه میگوید:
«از روزی که عاطفه لباس عروس پوشید تا شبی که جاویدنام شد، فقط سیوچند روز گذشت. عاطفه با دست خالی به خیابان رفته بود، برای اعتراض به آیندهای که از او گرفته بودند. من تا جان دارم و نفس میکشم، نامش را فریاد میزنم.»
ادامه👇 | 2 670 |
| 11 | ادامه👆
این در حالی است که یکی از شعب دیوان عالی کشور پیشتر استدلال حقوقی دادگاه برای صدور حکم اعدام را نپذیرفته بود.
آیا آسیب به درِ یک ساختمان، آن هم بدون حتی یک مجروح، میتواند مجازات مرگ داشته باشد؟
منوچهر فلاح بیش از سه سال است که در زندان به سر میبرد. اکنون با ارسال پرونده به اجرای احکام، خطر گرفتن جان او جدیتر از همیشه شده است.
صدای منوچهر فلاح باشیم. سکوت در برابر احکام اعدام، نباید به عادی شدن گرفتن جان انسانها منجر شود.
#منوچهر_فلاح #نه_به_اعدام #زندانیان_سیاسی | 2 933 |
| 12 | با تایید دوباره حکم اعدام منوچهر فلاح در دیوان عالی ؛ پرونده به اجرای احکام ارسال شده است و او در خطر جدی اعدام قرار دارد.
حکم اعدام آن هم برای خسارت ۱۵ میلیون تومانی به درِ یک ساختمان؛ آن هم نه یک بار، بلکه دو بار!
منوچهر فلاح، زندانی سیاسی ۴۲ ساله و پدر یک دختر، از سال ۱۴۰۲ در زندان لاکان رشت محبوس است.
بر اساس اسناد قضایی، اتهام منجر به صدور حکم اعدام برای او، انفجار یک بمب صوتی کوچک در مقابل ساختمان دادگستری گیلان است؛ حادثهای که هیچ کشته یا مجروحی نداشته و خسارت آن به در و نمای ساختمان، تنها ۱۵ میلیون تومان برآورد شده است.
با این حال، دادگاه انقلاب رشت با استناد به اتهام «محاربه» برای او حکم اعدام صادر کرد.
نکته تکاندهنده این پرونده آن است که نخستین حکم اعدام را محمدعلی درویشگفتار، قاضی شعبه دوم دادگاه انقلاب رشت، صادر کرد. پس از نقض حکم در دیوان عالی کشور، پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه اول فرستاده شد؛ شعبهای که ریاست آن بر عهده احمد درویشگفتار، پدر همان قاضی صادرکننده حکم نخست بود!
پدر نیز بار دیگر حکم اعدام صادر کرد و اکنون دیوان عالی کشور این حکم را تأیید کرده است.
ادامه👇 | 2 890 |
| 13 | ادامه👆
۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در جریان کشتار مردم گرگان، گلوله نیروهای تروریست جمهوری اسلامی به زندگی او پایان داد.
آرنیکا فقط ۱۵ سال فرصت زندگی داشت.
حالا از آن دختر پرانرژی، اتاقی مانده با وسایلش، لباسهایی که خواهرش در آغوش میگیرد، مادری که دلتنگ اوست و پدری که بر سر مزارش از دخترش میخواهد فقط یک بار به خوابش بیاید.
آرنیکا دباغ را فراموش نکنیم و کنار خانوادهای باشیم که هر شب و روز با دلتنگی و جای خالی او زندگی میکنند.
#آرنیکا_دباغ #علیه_فراموشی #دادخواهی | 2 450 |
| 14 | .
خواهرش شبها لباسهای آرنیکا را در آغوش میگیرد و میخوابد؛ شاید خواهرش به خوابش بیاید. شاید بتواند یک بار دیگر او را ببیند، حتی برای چند لحظه، حتی در خواب...
امروز مهدی دباغ، پدر جاویدنام آرنیکا دباغ، ویدیویی از حضورش بر مزار دخترش منتشر کرده است. پدری که بر سر مزار فرزندش نشسته و با او درد دل میکند:
«چرا به خواب همه میای، به خواب من نمیای؟»
میگوید آرنیکا به خواب دیگران رفته و گفته حالش و جایش خوب است. اما پدر هنوز منتظر است. دلتنگی دارد از پا درمیآوردش.
از مادر آرنیکا میگوید که او هم بیتاب دخترش است. از اینکه وقتی از آرنیکا خواستهاند به خواب مادرش برود، گفته است: «هر جا مادرم بره، من هم باهاشم.»
و از خواهری میگوید که شبها لباسهای آرنیکا را کنار خودش میگذارد، شاید عطر و خاطره خواهرش او را به خوابش بیاورد.
آرنیکا دباغ، دختر ۱۵ ساله اهل گرگان و از قهرمانان شنای کشور بود. نوجوانی پرشور و سرشار از آرزو که مدالهای نقره و برنز مسابقات کشوری را در کارنامه داشت.
ادامه👇 | 2 364 |
| 15 | ادامه👆
شامگاه جمعه ۱۹ دیماه ۱۴۰۴، محمد در جریان اعتراضات خمینیشهر هدف شلیک نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی قرار گرفت. دو گلوله به بدنش اصابت کرد؛ یکی به ران پا و دیگری به پهلویش.
خانوادهاش تا چهار صبح در خیابانها و مراکز مختلف دنبالش میگشتند. تصور میکردند بازداشت شده است. دو روز بعد خبر مرگش را به آنها دادند. بر اساس مدارک پزشکی، محمد روز ۲۰ دی جان باخته بود، اما پیکرش را تا ۲۵ دی به خانواده تحویل ندادند.
روی پیکر محمد، علاوه بر آثار اصابت گلوله، نشانههایی از ضربوجرح نیز دیده میشد.
محمد تکپسر خانواده بود؛ برادر کوچک دو خواهر و فرزند پدر و مادری که حالا باید جای خالی او را برای همیشه تحمل کنند.
حالا در زادروز محمد، پدر و مادرش با تصویر او بر سینه، به یادش میان نیازمندان خوراکی توزیع میکنند.
جمهوری اسلامی محمد را از این خانواده گرفت، اما نتوانست عشق و مهربانی او را از زندگیشان بگیرد.
این تصویر فقط روایت یک کار خیر نیست؛ روایت پدر و مادری است که میخواهند نام فرزندشان همچنان با زندگی، بخشندگی و انسانیت گره خورده باشد. میخواهند یاد فرزندشان زنده باشد.
زادروزت گرامی، محمد.
#محمد_جعفرپور #علیه_فراموشی #دادخواهی | 2 336 |
| 16 | این دو پدر و مادر جاوید نام محمد جعفرپور هستند که برای زادروز پسرشان به خرید رفتهاند؛ اما نه برای برگزاری جشن تولد، نه برای خرید کیک و هدیه.
آنها مواد غذایی تهیه کردهاند تا به مناسبت تولد فرزندشان میان نیازمندان توزیع کنند. تصویر پسرشان را هم به سینه زدهاند؛ انگار محمد هنوز همراهشان است.
محمد جعفرپور، جوان ۲۵ ساله اهل خمینیشهر اصفهان، یکی از جانباختگان سرکوب خونین اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ بود.
محمد دانشجوی ترم آخر کارشناسی ارشد مهندسی کامپیوتر دانشگاه علم و صنعت تهران و از جوانان مستعد حوزه هوش مصنوعی و علم داده بود. به سه زبان انگلیسی، آلمانی و چینی تسلط داشت، حرفهای سنتور مینواخت و شناگر ماهری بود. از آلمان دعوتنامه داشت، اما علاقه به ایران و وابستگی به خانواده، تصمیم مهاجرت را برایش دشوار کرده بود.
ادامه👇 | 2 164 |
| 17 | در تازهترین گزارش ایرانوایر، به نقل از یک منبع نزدیک به خانواده مهشاد آمده است که قرار است یک رسانه حکومتی از خانواده او مصاحبه تصویری بگیرد تا آنها را به تأیید روایت دادستانی و تکذیب ازدواج دخترشان وادار کند.
امیرسالار داوودی، وکیلی که فایل صوتی خطبه عقد این دو جوان را منتشر کرده بود، نیز روز ۱۹ مهر، هنگام پیگیری پرونده مهشاد در دادگاه انقلاب اصفهان بازداشت شد.
این فشارها در حالی ادامه دارد که پیشتر گزارشهایی از انتقال مهشاد به سلول انفرادی، آسیب شدید روانی، اقدام به خودآسیبی و انتقال او به بیمارستان اعصاب و روان منتشر شده بود.
یک جوان را اعدام کردند، همسرش را زندانی نگه داشتهاند، وکیلش را بازداشت کردهاند و حالا خانوادهاش را تحت فشار گذاشتهاند تا حتی خاطره ازدواج این دو جوان را هم انکار کنند.
مهشاد کشانی امروز بیش از هر زمان دیگری به توجه افکار عمومی نیاز دارد. نگرانی درباره سلامت جسمی و روانی او جدی است و مسئولیت حفظ جان و سلامت این زندانی بر عهده دستگاه قضایی و مسئولان زندان است.
مهشاد کشانی را فراموش نکنیم. صدای او باشیم. | 2 517 |
| 18 | همسرش را اعدام کردند؛ حالا میخواهند حتی ازدواجشان را هم انکار کند!
مهشاد کشانی، دانشجوی ۲۲ ساله و زندانی سیاسی محبوس در زندان دولتآباد اصفهان، این روزها زیر فشار شدید دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی قرار دارد؛ تنها به این دلیل که حکومت میخواهد او ازدواجش با علیرضا سپاهی، معترض اعدامشده، را تکذیب کند.
مهشاد و علیرضا پیش از بازداشت نامزد بودند. روز ۱۲ مهر، در حالی که هر دو در زندانهای جداگانه محبوس بودند، خطبه عقدشان بهصورت وکالتی خوانده شد. آنها امیدوار بودند شاید این ازدواج فرصتی برای آخرین دیدارشان فراهم کند. اما این ملاقات هرگز اتفاق نیفتاد. جمهوری اسلامی فردای آن روز، ۱۳ مهر، علیرضای ۲۵ ساله را اعدام کرد.
حالا حکومت حتی به این پایان تلخ هم رضایت نداده است.
بر اساس گزارش ایراناینترنشنال، مهشاد در زندان تحت بازجوییهای شدید قرار گرفته و تماسهای تلفنی او با بیرون قطع شده است. خانوادههای این دو جوان نیز برای انکار ازدواجشان تحت فشار قرار دارند.
ادامه👇 | 2 222 |
| 19 | ادامه👆
در ۱۸ و ۱۹ دیماه چه گذشت؟ چه کسانی فرمان شلیک دادند؟ چه کسانی ماشه را کشیدند؟ شمار واقعی جانباختگان چقدر است؟ و چرا خانوادهها هنوز باید برای دانستن حقیقت و دادخواهی هزینه بدهند؟
اسماعیل شکری در این ویدیو از سکوت دولتهای جهان نیز انتقاد میکند؛ از کشورهایی که به گفته او چشم بر کشتار فرزندان ایران بستهاند.
سپهر شکری دیگر به خانه بازنمیگردد. اما پرسش پدرش همچنان پابرجاست.
«سپهر بابا کجایی؟» فقط فریاد یک پدر در کهریزک نبود؛ پرسشی است که تا روشنشدن حقیقت این کشتار، نباید فراموش شود.
#سپهر_شکری #اسماعیل_شکری #علیه_فراموشی #دادخواهی | 2 321 |
| 20 | «وقتی فیلمهای اعتراضات فرانسه را نگاه میکردم، جگرم کباب شد و خیلی دلم به حال پسرم و تمام جاویدنامان ایران سوخت.»
این صدای اسماعیل شکری است؛ پدر سپهر شکری، جوانی که شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در خیابان نبرد تهران با شلیک گلوله جان باخت.
همان پدری که تصویر فریادهایش در کهریزک، وقتی میان پیکرهای جانباختگان به دنبال فرزندش میگشت و فریاد میزد «سپهر بابا کجایی؟»، به یکی از دردناکترین تصاویر کشتار دیماه تبدیل شد.
حالا او تصاویر اعتراضات فرانسه را تماشا میکند و از تفاوت برخورد با معترضان میگوید. از کشوری که جمهوری اسلامی آن را «غرب وحشی» مینامد و از حکومتی که ادعای رأفت اسلامی دارد، اما در خیابانهای ایران به سوی معترضان شلیک میکند.
اسماعیل شکری خطاب به مقامهای جمهوری اسلامی میپرسد:
«در آن دو شب چه کار کردید و چرا مخفیکاری میکنید؟ چطور دلتان آمد شمایی که ادعای رأفت اسلامی دارید، بچههای دستخالی، زیبا و باادب ما را با گلوله جنگی بکشید؟»
این پرسش فقط پرسش پدر سپهر نیست. پرسش خانوادههایی است که فرزندانشان را از دست دادهاند و هنوز در انتظار حقیقت و عدالتاند.
ادامه👇 | 2 639 |
