مسیح علینژاد
ارسال ويديو، عكس و گزارش به اين آي دي @MasihMedia 📱دریافت عکس و ویدیو در تلگرام و واتساپ: 0019176554910 توییتر: https://twitter.com/AlinejadMasih اینستاگرام: https://www.instagram.com/masih.alinejad/
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram مسیح علینژاد
El canal مسیح علینژاد (@masih_alinejad) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 59 041 suscriptores, ocupando la posición 1 033 en la categoría Política y el puesto 5 573 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 59 041 suscriptores.
Según los últimos datos del 22 junio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -1 803, y en las últimas 24 horas de -39, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 11.04%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 5.45% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 6 522 visualizaciones. En el primer día suele acumular 3 218 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 135.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como شلیک, پیکر, خامنهای, تروریست, دیماه.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“ارسال ويديو، عكس و گزارش به اين آي دي
@MasihMedia
📱دریافت عکس و ویدیو در تلگرام و واتساپ:
0019176554910
توییتر: https://twitter.com/AlinejadMasih
اینستاگرام: https://www.instagram.com/masih.alinejad/”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 23 junio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Política.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 23 junio | +1 | |||
| 22 junio | 0 | |||
| 21 junio | +1 | |||
| 20 junio | 0 | |||
| 19 junio | 0 | |||
| 18 junio | +1 | |||
| 17 junio | 0 | |||
| 16 junio | +1 | |||
| 15 junio | +1 | |||
| 14 junio | +5 | |||
| 13 junio | +33 | |||
| 12 junio | +9 | |||
| 11 junio | +23 | |||
| 10 junio | +57 | |||
| 09 junio | +1 | |||
| 08 junio | 0 | |||
| 07 junio | +1 | |||
| 06 junio | 0 | |||
| 05 junio | 0 | |||
| 04 junio | +1 | |||
| 03 junio | 0 | |||
| 02 junio | 0 | |||
| 01 junio | +1 |
| 2 | پرستو احمدی، خواننده ۲۹ساله ایرانی، توسط دادگاه کیفری استان قم به ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد. هشت نفر از اعضای تیم تولیدش نیز همین حکم را گرفتند.
جرم؟ در دسامبر ۲۰۲۴ یک کنسرت مجازی روی یوتیوب برگزار کرد — بدون حجاب. اتهام رسمی: انتشار «محتوای مبتذل و غیراخلاقی».
علاوه بر شلاق، ممنوعیت دوساله از خروج از ایران و فعالیت هنری نیز صادر شده.
حکم بلافاصله پس از توافق هستهای آمریکا-ایران صادر شد:
«مرکّب توافق هنوز خشک نشده بود که جمهوری اسلامی چهره واقعیاش را نشان داد.»
«این رژیمی است که آمریکا را شیطان بزرگ مینامد اما صدای یک زن بیشتر از هر ابرقدرتی ترساندشان.»
لینک خواندن مقاله به زبان انگلیسی:👇
https://www.thefp.com/p/i-know-what-iran-does-to-women-who | 521 |
| 3 | باز هم خبر مفقود شدن یک زن جوان و باز هم خانوادهای که مستاصل و نگران منتظر خبری از عزیزشان هستند.
مبینا محمدعلی پورثانی دختر ۱۹ سالهای بود که یک سال پیش از قوچان به تهران آمد تا کنار مادرش زندگی کند. ظهر روز ۲۳ خرداد از خانهشان در نسیمشهر خارج شد تا پیاده به سر کار برود.
یک مسیر ۱۵ دقیقهای. به مادرش گفت دارم میروم سرِ کار.
اما هرگز نرسید.
گوشیاش خاموش شد.
همکارانش به خاطر تأخیر در رسیدنش فهمیدند مشکلی پیش آمده و به خانواده اطلاع دادند.از آن لحظه تا امروز بیش از ده روز است که هیچ خبری از مبینا نیست.
مبینا آرایشگاه زنانه کار میکرد. دختری آرام و سادهپوش بود و حتی آرایش نمیکرد. تنها فرزند خانواده است و پدر و مادرش سالهاست از هم جدا شدهاند.
تا امروز کسانی که خود را حافظ امنیت میدانند، هیچ اقدام موثری برای پیدا شدن این زن انجام ندادهاند.
مادرش میگوید:
«۹ روزه که نه خواب داریم، نه آرامش. هر تلفنی که زنگ میخوره، امیدوار میشیم. فقط میخوام بدونم دخترم کجاست.»
شاید توجه افکار عمومی باعث شود پلیس و سیستم امنیتی به صرافت بیفتد که اقدام موثری کند و ردپایی از این دختر پیدا کند. | 1 057 |
| 4 | ادامه👆
«بازجویان مرا پدری سنگدل توصیف میکردند که بهخاطر استقامت در اصول و باورهایم در حال آسیب زدن به تو هستم. اما تو فرزند عزیزم، از پیش هزینه این آینده را پرداخت کردی. ۹۲ روز است که از حضور پدر محروم بودهای.»
این است جمهوری اسلامی. کسی را زندانی میکنند چون بهایی است. وقتی نمیشکند، به فرزندش حمله میکنند.
بهاییان دهههاست که دد جمهوری اسلامی حقوقشان نقض و زندانی میشوند. نه بهخاطر ارتکاب جرم، بلکه فقط بهخاطر اینکه بهایی هستند.
پژمان زارع باید آزاد شود. | 1 375 |
| 5 | پژمان زارع ۱۰۰ روز است در زندان است. حالا فرزندش یک ساله شده و پدرش در سالروز تولد یک سالگی فرزندش کنار خانوادهاش نبود.
در اولین سالگرد تولد رادوین، پدرش از بند عادلآباد شیراز برایش نوشت:
«امروز تولد توست و اولین سالگرد زندگیات... امروز ۹۲ امین روزی است که ناعادلانه بهدلیل اعتقاد به آیین بهائی و تلاش برای پیشرفت کشورم، کشور مقدس ایران، در زندان بهسر میبرم.»
پژمان زارع، شهروند بهایی ساکن شیراز، بامداد ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ وقتی فرزندش ۹ ماهه بود، با یورش مأموران اطلاعات از خانهاش ربوده شد. وسایل شخصی، لپتاپ، کتابها و همهچیز ضبط شد.
۵۷ روز در بازداشتگاه اطلاعات و زیر فشار بازجویی بود. بعد از انتقال به زندان تنها یک تماس تلفنی کوتاه توانست با همسرش بگیرد و یک ملاقات کابینی. همین!
خانواده وثیقه فراهم کرده بود اما آزادش نکردند. بعد از وثیقه، اتهامات جدید اضافه کردند. خانوادهاش را تهدید کردند که اگر پیگیری کنند، عواقب امنیتی دارد.
بازجوها به او گفتند: داری به پسرت آسیب میزنی. پژمان در نامهاش نوشت:
ادامه👇 | 1 297 |
| 6 | ادامه👆
امید و امیر را مخفیانه و نیمه شب از بیمارستان پیکرشان را خارج کردند و روز ۲۲ دیماه به خاک سپردند. آرمین یک روز بعد به خاک سپرده شد.
این جنایت یک «کشتار خانوادگی» بود که ابعاد هولناکش امروز مشخص شده است.
رژیمی که در یک شب پدر، عمو، و پسر یک خانواده را میکشد و مادر داغدیده را با گلوله بر زمین میاندازد، این رژیم تروریست است. نه یک حکومت صرفاً سرکوبگر. تروریست!
اسمشان را فراموش نکنید:
امید تیموریراد
امیر تیموریراد
آرمین تیموریراد
فردیس. دیماه ۱۴۰۴ | 1 718 |
| 7 | شامگاه جمعه ۱۹ دیماه، در فردیس کرج، امید تیموریراد ۴۷ ساله، امیر تیموریراد ۴۲ ساله، و آرمین تیموریراد ۱۹ ساله ( پدر، عمو، و پسر) با گلولههای جنگی نیروهای جمهوری اسلامی کشته شدند. همسر امید، مادر آرمین، هم در همانجا و همان لحظه به شدت زخمی شد.
آرمین ۱۹ سال داشت و میخواست از بهمنماه مهندسی برق بخواند. قبل از رفتن به خیابان گفته بود: «اونها برای وطن رفتند، من هم دوست دارم برای وطن برم تا همه به آرامش برسند. فرق من با بقیه جوانها چیه؟»
بر سر عهدش ماند و مثل بسیاری دیگر از بهترین جوانان این سرزمین جانفدای راه آزادی ایران شد.
پدرش امید گلوله جنگی به قلبش برخورد کرده بود و همانجا در خیابان جان داد.
مادر آرمین که خودش هم هدف گلولههای ساچمهای قرار گرفته بود خود را روی پیکر شوهرش انداخت و پایش را روی بدن پسرش گذاشت تا بلکه مانع اصابت گلولههای بیشتری شود. نیروهایشان بعد از تیراندازی، با باتون و لگد به مجروحان کف خیابان میزدند.
آرمین گلوله به سر و پهلویش خورده بود.
عمویش از راه رسید و پیکر نیمهجان برادر زاده را میخواست به درمانگاه ببرد. اما در راه جنایتکاران م
خامنهای خودرو را به رگبار بستند
ادامه👇 | 1 695 |
| 8 | در ورزشگاه محل برگزاری بازی ایران و بلژیک، یک ایرانی پلاکاردی را بالای سر نگه داشته بود با یک جمله روی آن: «رشید مظاهری کجاست؟»
این نامیست که دنیا باید ببیند و بداند.
رشید مظاهری، دروازهبان پیشین تیم ملی، استقلال و سپاهان کسی که سالها پیراهن تیمهای باشگاهی و ملی ایران را پوشید بعد از اینکه مستقیم به خامنهای گفت مسئول کشتار معترضان دی ۱۴۰۴ است و تقاص خواهد داد، در بامداد روز ۶ اسفند بازداشت شد.
نیروهای امنیتی به خانهاش هجوم بردند و وسایل و تلفنش را به همراه خودش بردند.
خانوادهاش تا ماهها نمیدانستند او کجاست.
حالا گفته شده در در زندان مرکزی ارومیه است با اتهام «تبلیغ علیه امنیت ملی».
در همین حال، تیم فوتبال در جام جهانی دارد بازی میکند. پیراهن ایران به تن دارد. اما ستارههای واقعی این سرزمین کسانی که پای مردم خود ایستادند و هزینه دادند حالا یا در زندانند، یا خاموش شدند.
رشید مظاهری کجاست؟ رشید مظاهری باید آزاد شود.
نام او را تا آزادیش تکرار میکنیم.
ستاره واقعی برای میلیونها ایرانی اوست.
#رشید_مظاهری | 4 373 |
| 9 | حسین علیزاده، یکی از بزرگترین آهنگسازان ایران، در مراسم بزرگداشت استیون بلام با شجاعت تمام از پرستو احمدی و عوامل «کنسرت کاروانسرا» دفاع کرد.
دادگاه کیفری قم پرستو احمدی و ۸ هنرمند دیگر را تنها به خاطر اجرای موسیقی به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعالخروجی و دو سال محرومیت از فعالیت هنری محکوم کرده است.
این هنرمند نامدار موسیقی ایران گفت همه این هنرمندان را میشناسد و آنها را هنزمندانی برجسته و بااستعداد دانست و افزود:
«شجاعت یکی از چیزهایی است که هنر به آدم میدهد.»
او گفت که عصر حجر مقابل چشمان ماست و سپس با طنزی تلخ اعلام کرد:
«پیشنهاد میکنم تعداد شلاقها را بین ما تقسیم کنند. من هفتاد تا را قبول میکنم.»
هنرمندان واقعی و دلسوزان هنر در برابر این احکام قرون وسطایی و تبعیض آمیز سکوت نمیکنند و این همان کاری است که باید انجام شود.
جمهوری اسلامی برای دههها سعی کرده هنرمندان زن را با زندان، شلاق و ممنوعیت خاموش کند. اما هر بار که یک هنرمند با نام خودش بلند میایستد، ثابت میشود که این رژیم شکست خورده است.
صدای زن و صدای هنر را نمیشود شلاق زد و زندانی کرد.
#کنسرت_کاروانسرا
#پرستو_احمدی | 4 207 |
| 10 | جمهوری اسلامی از حقیقت میترسد؛ از وکلایی که به جای کرنش در برابر بیدادگاهها، مدافع حقوق ملت و خانوادههای دادخواه میشوند، هراس دارد. آخرین نمونه از انتقامجویی کور، صدور حکم سنگین و تکاندهنده علیه جواد علیکردی، وکیل دادگستری و استاد دانشگاه است.
شعبه اول دادگاه انقلاب مشهد، این وکیل شجاع را به اتهام واهی «اجتماع و تبانی» و «تبلیغ علیه نظام» به ۱۸ سال حبس تعزیری، انفصال دائم از حرفه وکالت، ۲ سال تبعید به سراوان و ۲ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم کرده است.
جرم واقعی جواد علیکردی چه بود؟
او برادر خسرو علیکردی است؛ وکیل خوشنامی که آذرماه ۱۴۰۴ به طرز مشکوکی در دفتر کارش جان باخت. جواد علیکردی تسلیم روایت دروغین «ایست قلبی» حکومت نشد. او علناً اعلام کرد که نیروهای امنیتی دوربینهای مداربسته دفتر برادرش را ضبط کردهاند، دست به افشاگری زد و خواستار روشن شدن حقیقت شد. پاسخ حکومت به این دادخواهی، تهدید و اسارت و دیوارهای زندان بود.
جواد پیش از بازداشت در پیامی نوشته بود: «اگر روزی بر من این خاموشی تحمیل شد، از همه میخواهم حقیقت را فراموش نکنند و پیگیر روشن شدن مسیر سرنوشت من و برادرم خسرو باشند.» | 3 356 |
| 11 | این فریادها و اشکهای جانسوز مادر جاویدنام صهبا رشتیان است؛ مادری که درست در روز تولد دخترش، بر سر مزار او ایستاده و با پیکر بیجان پرندهاش دردِدل میکند. او دختر جوانش را «گیسوپریشان» و «گیسو گلابتون» صدا میزند و آوارِ این سوال را بر سر آسمان خراب میکند: «از چه کسی باید خونخواهی تو را بکنم؟»
در این مراسم، پدر صهبا نیز با رها کردن کبوتر سپیدی به یاد دخترش، بغضِ خفته در گلوی خود را فریاد میزند:
«ای کبوتر سفید! ای پیامآور صلح! سلام مرا به صهبا برسان. بگو تا زندهام، اگر زنده ماندم، انتقام ترا خواهم گرفت.»
جمعه ۲۹ خردادماه، بهشت رضوان اصفهان میزبان خانواده و نزدیکانی بود که به جای جشن تولد ۲۴ سالگی صهبا، شمعهای حسرت را روی مزار او روشن کردند.
صهبایی که همیشه ۲۳ ساله خواهد ماند.
صهبا رشتیان، کمکداور فوتبال زنان، زنی سرشار از شور، انگیزه و شوق زندگی بود. زنی که جرمش فریاد آزادی بود و در جریان اعتراضات ۱۹ دی ۱۴۰۴ در اصفهان، با شلیک مستقیم و بیرحمانه نیروهای حکومتی، به قتل رسید.
یادش جاودان و نامش ماندگار باد. | 3 478 |
| 12 | ادامه👆
بگذارید صریح بگویم: کسی که از زنانِ مقابل اسلحه و شکنجه دفاع میکند، باعث اسلام هراسی نمی شود این خود قوانین اعدام و شکنجه است که ترسهای حقیقی ما از شریعت واسلام
گرایی را رقم زده. کسی که در برابر این جنایت سکوت میکند، شریک جرم است.
حجاب اجباری فرهنگ ایران و افغانستان و خاورمیانه نیست. فرهنگ ایران هزاران سال پیش از این حکومت وجود داشته. حجاب اجباری نماد اشغال یک حکومت اسلامی واپسگرای ضد حقوق بشر است؛ این حجاب شده پرچم یک رژیم تروریستی که تن زنان را به میدان نبرد بدل کرده تا قدرتش را به رخ بکشد و ایدئولوژی خود را جهانی کند.
من به دانشگاههای آمریکا نیامدهام تا محبوب باشم. می توانید از من و حرفهایم خوشتان نیاید اما آمدهام تا یک آینه جلوی صورتتان بگیرم:
آزادیخواهیِ گزینشی، آزادیخواهی نیست. تسلیم شدن در برابر قوانین بردهداری و عادی سازی تبعیض و کشتار زیر سایه حکومتهای اسلامی است.
اگر برخی از چپها میتوانند فاشیسم مذهبی را نادیده بگیرند، باید از خودش بپرسد دقیقاً چه چیزی را دارد محافظت میکند؟
اگر بخشی از راستها میگویند «آمریکا اول» است و نمیخواهند با آخوند و طالب و اسلامگرایان این رژیمهای اسلامی که دست به قتلعام مردم خودش میزند وارد جنگ شوند، نمیدانند که با عادی سازی دیکتاتورها، و مشروعیت بخشیدن به طالبان و جمهوری اسلامی، فردا بادید در خاک خودشان با این تروریستها بجنگند. سکوت راه چاره نیست.
نسل جوان آمریکا باید انتخاب کند: یا با زنانی که جانشان را برای آزادی میدهند ایستادهاند، یا پشت واژهها پنهان میشوند و تاریخ، قضاوتشان خواهد کرد. | 5 529 |
| 13 | «میترسیم برچسب اسلاموفوبیا بخوریم!»
این پاسخِ دانشجویان آمریکایی است وقتی میپرسم: چرا صدای زنان ایران وافغانستان نیستید؟
برای فلسطین خیابان را بند میآورید. برای اوکراین گلو پاره میکنید. اما وقتی نوبت به زنی میرسد که به خاطر یک تار موی آزاد، شلاق خورده یا کشته شده، ناگهان همه چیز پیچیده میشود. این پیچیدگی نیست. این ترس نیست. این انتخاب است.
باید روایتها را تغییر دهیم تا نسل جوان دست از حمایت از حماس و حزبالله وجمهوری اسلامی بردارد. برای این کار ترجیح میدهم سفر کنم و با تک تک دانشجویان از نزدیک حرف بزنم. بدون قضاوت اول گوش کنم و بعد تجربههای زیستهمان زیر قوانین شریعت را به آنها منتقل کنم.
ادامه👇 | 4 736 |
| 14 | پرستو احمدی و هشت نفر از موسیقیدانها و دستاندرکاران کنسرت کاروانسرا، به خاطر اجرای یک کنسرت زیبا بدون حجاب اجباری، به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت از فعالیت هنری و دو سال ممنوعیت از خروج از کشور محکوم شدند.
تهمینه منزوی، عکاس این پروژه، از دادگاه نوشت: «نتیجه آن همه زیبایی شد، ۲ سال ممنوعیت از هنر و خروج از کشور و ۷۴ ضربه شلاق برای همهمان.»
بله اینجا جمهوری اسلامیست و صدای این زنان را از عمق تباهی حکومتی میشنوید که در آنوهنر و ترانه مجازاتش شلاق و ممنوعیت است. آنها یک کنسرت موسیقی بدون تماشاگر در کاروانسرایی تاریخی برگزار کردند. در حالی که موهایشان آزاد بود. صدایشان آزاد بود و ویدیوی کنسرت را گذاشتند روی یوتیوب. جایی که در چند ساعت بیش از صد هزار نفر آن را دیدند و این شد جرم!
دادگاهشان در قم سه ساعت طول کشید. وکیلها با ادله و استدلال دفاع کردند. حتی معنی کلمه «ابتذال» از فرهنگ لغت دهخدا خوانده شد. اما حکم از قبل معلوم بود. همه محکوم شدند!
این رژیم با هنر، با صدا، با زیبایی و با زن سر جنگ دارد. شلاق زدن به یک هنرمند زن به خاطر اجرای موسیقی، عین بربریت و وحشیگری است. | 5 437 |
| 15 | مایسا (فاطمه) اکبری، فعال مدنی جوان و از مخالفان حجاب اجباری از رشت، پس از بازگشت اجباری از ترکیه، بار دیگر توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت شد.
۱۶ خرداد ۱۴۰۴ به محض ورود به فرودگاه امام خمینی، پاسپورت و گوشیاش ضبط شد.
او شب ۱۸ خرداد در میانه راه تهران به رشت، در اتوبوس دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شد.
از آن شب تاکنون هیچ تماسی با خانوادهاش نداشته. نه وکیلی، نه خبری، نه نشانی از وضعیتش.
مایسا اکبری را از آذر ۱۴۰۲ میشناسیم؛ وقتی که در مراسم چهلم آرمیتا گراوند دختر ۱۷ سالهای که به خاطر حجاب اجباری جانش را از دست داد دستگیر شد.
ده روز انفرادی در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات ماند. چند ماه بعد دوباره احضار شد و اینبار مستقیم به اوین رفت.
بعد از آزادی، متوجه شد به سرطان پستان دچار شده است.
فشارها و تهدیدها ادامه داشت و در نهایت با پروندهای باز و بیماری درماننشده از ایران به ترکیه رفت. اما پس از چندماه دولت ترکیه با درخواست پناهندگی او مخالفت کرد و آن را رد کرد. مانیسا مجبور به بازگشت شد.
و حالا دوباره زندانیست. اینبار بیهیچ خبری از جا و مکان و شرایطش.
جان او در خطر است. صدایش باشیم. | 4 485 |
| 16 | در روزهایی که حکومت اینترنت را قطع کرده و ایران را در تاریکی مطلق فرو برده بود، همسر و خانواده بهنام امیرافشاری در بیم و امید برای نجات جان او پس از جراحتهایش بودند.
۱۸ دی ۱۴۰۴ در فردیس کرج نیروهای سرکوبگر با گلوله جنگی مستقیم به لگن و پای پدر چهلسالهی دو فرزند شلیک کردند.
او همان شب به بیمارستانی در ملارد منتقل شد. اما پزشک جراح برای پیوند رگ نبود و در نهایت شریان پا قابل ترمیم نبود. برای جلوگیری از خونریزی، شریان اصلی را قطع کردند.
به خانواده اجازه انتقال به تهران داده نشد.
روز بعد که وضع او بدتر شد، آمدند و دیدند که پا سیاه شده است. ۲۴ ساعت بعد پای راست او را از بالای ران قطع کردند.
روز بعد دوباره در اتاق عمل بود و این بار برای خارج کردن گلولهای که ۳۶ ساعت در لگنش مانده بود.
بهنام ۷۲ روز در بیمارستان طالقانی با مرگ جنگید. با درد. با داروهای کمیاب. با بدنی که تکهتکه داشت تسلیم میشد.
۲۸ اسفند آخرین روز سال پزشکان اصرار کردند که مرخص شود. همسرش مخالف بود. اما بهنام را به خانه بردند.
او فقط سه ساعت ماند و در آغوش همسرش، جاودانه شد.
اینترنت را قطع کرده بودند تا دنیا نبیند.
میگوییم تا فراموش نشود. | 4 076 |
| 17 | فاطمه سپهری، زندانی سیاسی در زندان وکیلآباد مشهد، دست به اعتصاب غذا و دارو زده است.
پوران ناظمی، زندانی سیاسی سابق، یک فایل صوتی از تماس تلفنی فاطمه از زندان منتشر کرده و خواستار رسیدگی فوری به وضعیت او شده است.
فاطمه سپهری زنیست که جرمش نوشتن نامهای بود خطاب به خامنهای که از او خواسته بود کنار برود.
حالا خامنهای مُرده است اما فاطمه سپهری هنوز در زندان است. در شرایطی که هر دو دست او به شدت دچار درد شده و مشکل قلبی دارد، این زن از درمان محروم است.
جمهوری اسلامی میخواهد او را آرام آرام در زندان از پا دربیاورد.
صدای فاطمه سپهری باشیم.
#فاطمه_سپهری #زن_زندگی_آزادی | 4 295 |
| 18 | احسان خدادادی شهروند اهل روستای یوزباشکندی ملکان در تاریخ ۷ خرداد ۱۴۰۴ توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و به مکان نامعلومی منتقل گردید.
بازداشت او بیش از یک سال طول کشید. شکنجه، اعترافات اجباری، بازجوییهای طولانی و در پایان: حکم اعدام به اتهام «افساد فیالارض» از شعبه اول دادگاه انقلاب تبریز.
حکم روز ۲۵ خرداد ۱۴۰۵ به او ابلاغ شد.
هنوز کسی نمیداند دقیقاً چرا. اتهام چیست؟ چه مدارکی؟ چطور محاکمه شد؟ پاسخی نیست.
این سیستم «قضایی» نیست. این آدمکشی است با لباس قانون.
#احسان_خدادادی #ملکان #اعدام | 5 203 |
| 19 | پرستو احمدی، به خاطر خواندن در «کنسرت کاروانسرا»، به همراه ۸ تن دیگر از نوازندگان و دستاندرکاران این اجرا، به ۷۴ ضربه شلاق، دو سال ممنوعیت از فعالیت هنری و دو سال ممنوعالخروجی محکوم شدهاند.
دادگاه قم علت این حکم قرونوسطایی را «جریحهدار شدن عفت عمومی» اعلام کرده است.
«عفت عمومی» از نظر ساختار سرکوب با فقر، فساد و نابودی حقوق شهروندان جریحهدار نمیشود؛ بلکه با طنینانداز شدن صدای زنی بدون حجاب اجباری جریحهدار میشود که در دل یک کاروانسرای تاریخی، از «مرا ببوس» و «از خون جوانان وطن» میخواند.
این حکم بدوی انتقامجویی آشکار سیستم از زنی است که با صدایش اقتدار پوشالی جمهوری اسلامی را به چالش کشید. این شلاق نه بر پیکر پرستو احمدی و همکارانش، بلکه بر پیکر هنر مستقل، آزادی بیان و حق نیمی از جمعیت این جامعه فرود میآید که دهههاست برای بدیهیترین حق خود _ یعنی حقِ بودن، خواندن و نفس کشیدن در فضای عمومی _ میجنگند.
پرستو احمدی ادامهدهنده راه قمرالملوک وزیریهاست؛ همانطور که تاریخ قمر را در آغوش کشید و حذفکنندگانش را به فراموشی سپرد، صدای پرستو نیز با هیچ حکمی خاموش نخواهد شد.
#پرستو_احمدی | 5 506 |
| 20 | جاوید نام احسان ابوالحسن بیگی قشقایی ۴۴ سال داشت.
روز ۱۸ دی، احسان یک استوری گذاشت: «دیگر در خانه ماندن جایز نیست. باید همگی غیرت به خرج دهیم و برای اعتراض به خیابانها بیاییم.» این جملهها نشان میداد احسان کیست. یک معترض آگاه که انتخابش را کرده بود.
بیست سال دور از خانواده بود. ترکیه، تهران، کارگاههای دوخت کیف چرم. تازه به شیراز برگشته بود، کارگاه کوچکی راه انداخته بود و سخت مشغول کار. اما وجدانش آرام نمیگرفت. به مادرش گفته بود: «من هم مثل بقیه اعتراض دارم. باید به جوانان بپیوندم.»
آن شب کار را تعطیل کرد و رفت به میدان قهرمانان میانرود شیراز رفت. همان ساعتی که به گفته شاهدان عینی میدان شبیه میدان جنگ بود؛ پر از مأمور، ساچمه، و تیر جنگی. احسان در صف اول بود، با مأموران درگیر شد، و گلولههای جنگی به گردن و کتفش خوردند. دست و پایش پر از ساچمه شد. او را به درمانگاه بردند اما مأموران به درمانگاه حمله کردند. یک نفر ناشناس، احسان را که غرق خون بود به کارگاهش رساند. احسان همانجا، در کارگاه دوخت و دوزش، از دنیا رفت.
عاشق شعر بود و صدای خوبی هم داشت.
احسان شرافتمندانه زندگی کرد و شجاعانه در میدان نبرد کشته شد. | 5 334 |
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
