مسیح علینژاد
ارسال ويديو، عكس و گزارش به اين آي دي @MasihMedia 📱دریافت عکس و ویدیو در تلگرام و واتساپ: 0019176554910 توییتر: https://twitter.com/AlinejadMasih اینستاگرام: https://www.instagram.com/masih.alinejad/
Больше📈 Аналитический обзор Telegram-канала مسیح علینژاد
Канал مسیح علینژاد (@masih_alinejad) языкового сегмента Фарси является активным участником. Сейчас сообщество объединяет 58 693 подписчиков, занимая 1 036 место в категории Политика и 5 650 место в регионе Иран.
📊 Показатели аудитории и динамика
С момента создания невідомо проект демонстрирует стремительный рост, собрав аудиторию из 58 693 подписчиков.
Согласно последним данным от 30 июня, 2026, канал показывает стабильную активность. За последние 30 дней изменение числа участников составило -1 369, а за последние 24 часа — -42, при этом общий охват остаётся высоким.
- Статус верификации: Не верифицирован
- Уровень вовлечённости (ER): Средний показатель вовлечённости аудитории составляет 10.43%. В первые 24 часа после публикации контент обычно набирает 4.96% реакций от общего числа подписчиков.
- Охват публикаций: В среднем каждый пост получает 6 120 просмотров. В течение первых суток публикация набирает 2 912 просмотров.
- Реакции и взаимодействия: Аудитория активно поддерживает контент: среднее количество реакций на один пост — 152.
- Тематические интересы: Контент сосредоточен на ключевых темах, таких как شلیک, پیکر, خامنهای, تروریست, دیماه.
📝 Описание и контентная политика
Автор описывает ресурс как площадку для выражения субъективного мнения:
“ارسال ويديو، عكس و گزارش به اين آي دي
@MasihMedia
📱دریافت عکس و ویدیو در تلگرام و واتساپ:
0019176554910
توییتر: https://twitter.com/AlinejadMasih
اینستاگرام: https://www.instagram.com/masih.alinejad/”
Благодаря высокой частоте обновлений (последние данные получены 01 июля, 2026) канал поддерживает актуальность и высокий уровень охвата публикаций. Аналитика показывает, что аудитория активно взаимодействует с контентом, что делает его важной точкой влияния в категории Политика.
Загрузка данных...
| Дата | Привлечение подписчиков | Упоминания | Каналы | |
| 01 июля | 0 |
| 2 | در مصاحبه با CBS News سعی کردم بخشی از آنچه میلیونها ایرانی در دل و ذهن خود دارند را بیان کنم.
تفاهمنامهای که آمریکا با جمهوری اسلامی امضا کرده، برای مردم ایران نیست. برای بقای رژیمی آیتالله است.
از روز اول اجرای این تفاهمنامه، تحریمها برداشته میشود. پول کجا میرود؟
به سپاه. به حماس. به حوثیها. به حزبالله. نه به معلمهایی که حقوقشان پرداخت نمیشود. نه به کارگرانی که از سر استیصال به خیابان میآیند.
وحشتناکترین بخش این سند ماده ۱۴ آن است جایی که آمریکا متعهد میشود در «امور داخلی» ایران دخالت نکند. یعنی دیگر نه حمایتی از جنبش آزادیخواهی، نه صدایی برای زنانی که زیر سرکوب رژیم هستند.
این همان فیلمی است که در برجام هم دیدیم. فقط اعداد بزرگتر شده!
من از آیتاللهها نمیترسم. از این دولت آمریکا هم نمیترسم.
مردم ایران این کمک را نخواستند که آمریکا برایشان سویا و ذرت بخرد. آنها کرامت دارند.
البته که امید من هیچوقت به یک رئیسجمهور نبود. امید من به آمریکا بود و به ارزشهای نهادینه شده در کشورهای مهد دموکراسی.
مردم ایران با کمک و یا بدون کمک قدرتهای غربی به زودی سرنوشت خود را به دست خواهند گرفت. | 2 356 |
| 3 | شامگاه ۱۸ دی، میدان استقلال پرند شاهد یکی از وحشیانهترین جنایات جمهوری اسلامی بود. ریحانه سیدمشهور تنها ۱۸ سال داشت. او را با گلوله زدند. در حالی که روی زمین افتاده بود بر سرش ریختند و پیکر نحیفش را زیر مشت و لگد گرفتند.
سه روز خانوادهاش به دنبال دخترشان میگشتند و در نهایت او را در بخش مراقبتهای ویژه یک بیمارستان پیدا کردند.
بیست روز با مرگ جنگید.
بدنی که از گلوله و ضربات مشت و باتوم چنان آسیب دیده بود، که طاقت نیاورد و پس از ۲۰ روز جاودانه شد.
فقط هجده سال داشت.
قاتلانش این روزها مقابل ترامپ تا کمر خم شدهاند و در تدارک دفن کردن رهبر جنایتکارشان هستند.
تا یاد و داغ این جوانان در دل ماست، هیچگاه هیچ چیزی در این کشور عادی نخواهد شد حتی اگر قاتلان جوانان این سرزمین روابط خود را با تمام جهان عادی کنند. | 2 707 |
| 4 | آبروی ایران را چه کسی میبرد؟ چه کسی سیاهنمایی میکند؟
اون زنی که روی صحنه میخواند؟ مایی که صدایش را بازتاب میدهیم؟
یا قانونی که برای پرستو احمدی و دستاندرکاران کنسرتش حکم شلاق صادر میکند؟
در استادیومهای صد هزار پسری اگر زنی باشد و فوتبال تماشا کند آبروی ایران را میبرد، یا قانونی که ورود زن را ممنوع کرده است؟
در مهمانیهای خصوصی و یا در کوچه و خیابان زنی که میرقصد آبرو میبرد، یا حکم شلاقی که صادر میشود؟
موی زن باعث آبرو ریزیست یا مردی که میگویند با دیدن این مو تحریک میشود و دیگر غلیانات جنسیاش قابل کنترل نیست؟
صدای زن ممنوع.
حضور زن ممنوع.
نفَس زن ممنوع.
هر مردی که همراه زنش نشه؛ همراه خواهرش نشه؛ همراه مادرش نشه علیه این خشونت و این وضعیت تحقیرآمیز همدست مطلق این وضعیته.
این چیزها فقط دغدغه و نقض حقوق زنان نیست.
توهین به شعور تمام مردان ایرانی هم هست.
#زن_زندگی_آزادی | 2 751 |
| 5 | در مصاحبه با سی ان ان گفتم وقتی شما غربیها به ایران سفر میکنید، حکومت جمهوری اسلامی میگوید: «کشور ماست، قوانین ما.» باید حجاب داشته باشید، موهایتان را بپوشانید و با کسی دست ندهید.
اما وقتی خودشان به کشورهای غربی میآیند، انگار باز هم قوانین، قوانینِ آنهاست!
مجسمههای برهنه را بپوشانید، شراب را از دید پنهان کنید، سنتهای خودتان را تعدیل کنید و مبادا به اسلام بیاحترامی شود.
گفتوگوی من با جیک تپر را ببینید تا متوجه شوید چرا جمهوری اسلامی حالا از آمریکا میخواهد که در خاک آمریکا به ارزشهای اسلامی احترام بگذارد. | 3 684 |
| 6 | محمد پارسا امینی فقط ۱۷ سال داشت. اهل فردیس کرج. آن شب پنجشنبه، ۱۸ دی، وقتی مردم به خیابان آمدند، ماموران جمهوری اسلامی در فردیس قتلعام کردند و سهم محمدپارسای نوجوان یک گلوله جنگی در کمرش بود..
حالا هنرمندی به یاد او با شنهای ساحل به این شکل یادش را گرامی میدارد.
جمهوری اسلامی فکر میکند اگر کسی را بکشد، تمام میشود، فراموش میشود اما اشتباه میکند. در قلب و ذهن میلیونها نفر تکثیر و تثبیت میشود.
ما هر نام را، هر چهره را، یک به یک به خاطر میسپاریم تا روزی که قاتلانشان را پشت میز محاکمه ببینیم. | 3 300 |
| 7 | جمهوری اسلامی، اینبار میخواهد یک مادر و کودک زیر دو سال او را روانهی زندان اوین کند.
رضوانه خانبیگی، فعال مدنی و زندانی سیاسی که حدود دو سال پیش تا آخرین ماه بارداریاش را در حبس گذرانده بود، امروز به همراه دختر خردسالش، «مهفر لالهزاری»، برای تحمل باقیماندهی حکم ناعادلانه ۲۰ ماه حبس خود راهی اوین خواهد شد؛ آن هم در حالی که همسرش، بهفر لالهزاری، نیز هماکنون در زندان است.
رضوانه در پیام خود با ابراز نگرانی شدید از وضعیت رشد و سلامت روحی دخترش در محیط آلودهی زندان، تأکید کرده که آزادی حق این خانوادهی سهنفره است و آنها هرگز دست از تلاش برنخواهند داشت.
این خانواده بارها مورد هجوم، تفتیش و تهدید بازجویان قرار گرفته و حتی در این پرونده از حق داشتن وکیل و حمایت حقوقی محروم بودهاند. زندانی کردن یک کودک خردسال مصداق بارز شکنجه و نقض آشکار حقوق بشر و حقوق کودک است. اجازه ندهیم صدای رضوانه، همسر و حق و حقوق کودک بیگناهش در پشت دیوارهای اوین گم شود.
صدای این خانواده باشیم. | 3 403 |
| 8 | دکتر صدف ابراهیمی ثابت یکی از اساتید دانشگاه گیلان است. او را دیماه سال گذشته بازداشت کردند و پس از یک ماه و نیم حبس در زندان لاکان رشت به قید وثیقه آزاد شد. حالا و در شرایطی که او منتظر صدور رای دادگاهش است به او اعلام شده است که از کلیه فعالیتها و کارهایش تعلیق شده است.
اتهامات او اقدام رسانهای برخلاف امنیت ملی، اهانت به رهبری و اهانت به مقدسات بوده است.
جمهوری اسلامی حالا عملا زندگی و معیشت یک استاد دانشگاه و یک شهروند نخبه را با این پروندهسازی و ممنوعالکار کردن او گروگان گرفته است و این در شرایطیست که حکم دادگاه هم هنوز اعلام نشده است و صدور حکم بیدادگاههای جمهوری اسلامی میتواند شرایط را برای دکتر صدف ابراهیمی ثابت دشوارتر کند. | 3 556 |
| 9 | در گفتگو با سیانان اشاره کردم که ترامپ با وعده حمایت از مردم و شعار «ایران را دوباره بزرگ میکنیم» روی کار آمد، اما نتیجه نهایی، بزرگ شدن آیتاللههای تروریست حاکم بر ایران بود.
صراحتاً گفتم مردم ایران به دنبال آزادی و کرامت انسانی خود هستند. ما با یک ملت گرسنه روبرو نیستیم که جی.دی. ونس پیشنهاد ایجاد صندوق صادرات ذرت و سویا را برایشان مطرح کند. مردم ایران همانهایی هستند که کیسههای برنج اهدایی سپاه را پاره کردند و برنجها را به هوا پاشیدند تا عزت نفسشان را فریاد بزنند.
این مردمِ شریف، لایق و سزاوار آزادیاند و به زودی آن را به دست خواهند آورد.. | 3 919 |
| 10 | خوشحالیم باختیم
بدون شرح
#مهران_سماک | 5 464 |
| 11 | روبینا امینیان ۲۳ ساله بود. دختر کُرد، اهل نودشه کرمانشاه، دانشجوی طراحی لباس در تهران. زنی که رویاهایش به رنگارنگی پارچههایی بود که از آنها لباس میدوخت.
شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴، از دانشکده شریعتی بیرون آمد، دید مردم در خیابانند، و پیوست. همین. یک گلوله از پشت سر، از فاصله نزدیک، مستقیم. این جمهوری اسلامی است. به دختری پر از امید و آرزو شلیک کردند. به کسی که دارد راه میرود، از پشت سر!
مادرش آمنه نوری برای پیدا کردن پیکر دخترش بین صدها پیکر گشت تا عاقبت جسم بیجان فرزند دلبندش روبینا را پیدا کرد و به شهر خود آورد.
وقتی به کرمانشاه رسیدند، خانه محاصره بود. اجازه عزاداری ندادند، اجازه خداحافظی ندادند. روبینا را کنار یک جاده خاکی، در روستایی دور، بیمراسم و بیسنگ دفن کردند. جمهوری اسلامی حتی از پیکر بیجان این جوانان میترسد.
یادش گرامی و نامش تا همیشه زنده خواهد بود. | 6 864 |
| 12 | ویدیو و پیام دریافتی:
«سلام و خسته نباشید
ساکن استان کردستان هستم و امروز در جاده حسینی - جاده محوری مابین سنندج و همدان - این بنر اعتراضی رو نصب کردم. به مناسبت عاشورا در بنر نوشتم "علی خامنه ای یزید دوره نابود شد و مجتبی نفر بعدیست". این حکومت شرور و مستبد دیگه همه چیز رو باخته و در حال فنا و نابودیست و به زودی به آرزوی دیرینه آزادی وطنمون از دست این حکومت فانی خواهیم رسید!» | 6 075 |
| 13 | این روزها، فصل تجسمِ حقارت و استیصال جمهوری اسلامی است؛ حکومتی که برای بقای خود، دهها هزار شهروند بیگناه را به گلوله بست و مرتکب جنایت علیه بشریت شد، و اکنون در فاصلهای کوتاه از آن خونریزیها، به دامن ترامپ آویخته است.
همان ترامپی که تا چند ماه پیش، مذاکره با او را عینِ «بیشرافتی» میخواندند؛ چرا که بیش از هر رئیسجمهور دیگری در تاریخ آمریکا، آنها را تحقیر کرده بود. همو که قاسم سلیمانیشان را حذف کرد و با اقتدار، خبر پایان علی خامنهای را به جهان مخابره نمود.
امروز اما نه تنها به مذاکره و تسلیم در برابر شروط ترامپ تن دادهاند، بلکه تعهد دادهاند زبان و شعارهایشان را هم مهار کنند؛ دیگر خبری از فغانِ نابودی برای آمریکا نخواهد بود، چرا که این فریادها، حالا از سوی برخی از آنها ناقض تفاهمنامهی بقایشان است!
در این میان، دیگر توفیری ندارد که مجتبی زنده باشد یا مرده، یا تصمیمگیرندهی نهایی وحیدی باشد یا قالیباف؛ حقیقتِ عریان این است که جمهوری اسلامی برای چند صباحی بیشتر باقی ماندن، از هیچ رذالت و خفتی رویگردان نیست.
مبارکتان باد این چند روزِ بیشتر بر اریکهی قدرت ماندن، آن هم به بهای بیحیثیتیِ مطلق! | 6 006 |
| 14 | مهدی کربلایی محمدی فارغالتحصیل روانشناسی است. بیمار است و از افسردگی و برخی مشکلات روحی رنج میبرد. او به خاطر شرکت در اعتراضات دیماه در شاهرود بازداشت شده و از داشتن وکیل محروم بوده است.
حکمی که برایش صادر شده پنج سال زندان و دو سال تبعید به میناب است.
گزارش پزشکان میگوید او تاب تحمل زندان را ندارد. قوه قضاییه جمهوری اسلامی میگوید: مهم نیست.
مهدی جرمی نداشت جز اینکه اعتراض داشت. همین کافی بود برای اینکه حالا اینچنین زندگیاش بازیچه احکام صادر شده از سوی جنایتکاران حاکم بر ایران باشد. | 5 144 |
| 15 | آیدا عقیلی ۳۴ ساله بود.
هنرمند بود و شمعسازی میکرد. عکاس بود. یوگا کار میکرد و در رشته دارت مقام قهرمانی داشت. او دلبستهی جنگل و طبیعت بود. در یک کلام یک زن شیفته زندگی، موفق و خودساخته بود.
او در آخرین پست تولدش نوشته بود:
«تولدت مبارک به من... که هنوز باور دارم آزادی میآید.»
شب ۱۸ دی ۱۴۰۴، آیدا مثل هزاران ایرانی دیگر به خیابان آمد. برای آنکه ایمان داشت که برای رسیدن به آزادی باید کاری کرد. باید خطر کرد.
نیروهای جمهوری اسلامی با دو گلوله به سرش پاسخ او را دادند.
تصویر پیکر او در حیاط پشتی بیمارستان الغدیر در شرق تهران جهانی شد. با صورتی چون قرص ماه، آرام، انگار خوابیده است.
خواهرش میترا، تصویر او را در شبکههای اجتماعی دید و شناخت.
این رژیم حتی به خانوادهی شهدای جنگ رحم نکرد. عمویش علی عقیلی در جنگ ایران و عراق کشته شده بود.
دیروز سوم تیرماه، سالروز تولد آیدا بود.
زنی که به آزادی ایمان و تعهد داشت.
و حالا ما علاوه بر آرمان مشترکمان به دادخواهیاش نیز تعهد داریم.
تولدت مبارک زیبای خفته. | 4 777 |
| 16 | ملیکا ملکمحمدی نویسنده و دستیار کارگردان تئاتر است.
دیماه ۱۴۰۴، مأموران امنیتی با خشونت به خانهاش یورش بردند. گفتند در اعتراضات شرکت داشته و به رهبر توهین کرده است.
او ماهها در زندان ماند. حالا ویدیویی از لحظه آزادی خود را در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده است که سراسر عشق و زیبایی ست.
این تصاویر و این لحظات همیشه اشک به چشمانمان میآورد.
شاید چون لحظه آزادی فقط یک لحظه عادی نیست. بلکه تمام روزهای اسارت و در بند بودن، تمام شبهای بیخبری، تمام اشکهای خانوادهای که پشت درهای بسته نگران عزیزشان بودند، همه با هم در آن یک لحظه تمام میشود.
امروز هزاران نفر همچنان پشت آن میلهها هستند.
جمهوری اسلامی نزدیک نیم قرن است که این مردم را هر روز زجرکش میکند. زندان میسازد، شکنجه میکند، اعدام میکند، خانوادهها را در اضطراب نگه میدارد، هنر را خفه میکند، زندگی را مسموم میکند.
این رژیم تنها حاصلش برای مردم درد و رنج بوده است.
آزادی هر زندانی سیاسی موجب مسرت است.
اما تا آخرین زندانی سیاسی آزاد نشده و تا آخرین حکم اعدام لغو نشده و تا این دستگاه جنایت پابرجاست؛ این شادی ناتمام است. | 5 350 |
| 17 | علی صفری، ۲۳ ساله بازیگر تئاتر و دانشجوی هنر در خطر اعدام قرار دارد.
کانون فیلمسازان مستقل ایران در بیانیهای فوری در این مورد هشدار داده است. این جوان در جریان اعتراضات سراسری ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در کرج بازداشت شد. ۹ بهمن همان سال، اتهام «محاربه» به او تفهیم شد. اتهامی که مستقیم به اعدام ختم میشود.
تاکنون هیچ اطلاعات شفافی درباره روند دادرسی او منتشر نشده و هیچکس نمیداند پروندهاش کجاست و حکم چه زمانی صادر میشود.
چیزی که میدانیم اینقدر است:
از ۲۸ اسفند ۱۴۰۴ تا ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ فقط در همین یک بازه سهماهه جمهوری اسلامی دستکم ۴۰ نفر را پس از محاکماتی بدون هیچ معیار عادلانه اعدام کرده است.
کانون فیلمسازان مستقل ایران هشدار فوری خود را به رسانهها، مراکز سینمایی و نهادهای بینالمللی فرستاده و خواسته فشار بینالمللی بر جمهوری اسلامی را بالا ببرند.
این رژیم به سادگی شهروندان عادی، ورزشکاران و هنرمندان را میکشد. آنها همیشه برای طناب دار خود به دنبال گردن میگردند.
اگر سکوت کنیم، فردا ممکن است خیلی دیر باشد.
#علی_صفری
#نه_به_اعدام | 2 053 |
| 18 | ادامه👆
این تنها گوشهای از ستم پنهانی است که بر مردم این سرزمین میرود؛ ظلمی که اغلب در سکوت خبری گم میشود.
کسانی که مجوز حمل سلاح دارند، ماشه را فقط رو به معترضان در خیابان نمیچکانند. صدمه زدن به مردم برای آنها به یک عادت تبدیل شده و جان و سلامتی شهروندان کمترین ارزشی برایشان ندارد. ماموری که در یک ماموریت جلبِ مهریه به این سادگی اسلحه میکشد، پیشاپیش مطمئن است که در چتر حمایتی سیستم، هیچگاه بازخواست نخواهد شد.
در ساختاری که یک سوی آن شهروند بیدفاع باشد و سوی دیگر مامور حکومتی، همواره حق با گلوله است! | 5 218 |
| 19 | ادریس نوری، شهروند اهل جوانرود، در تیرماه ۱۴۰۱ زمانی که ماموران حکومتی با حکم جلب ناشی از شکایت همسر سابقش برای مهریه به سراغش رفته بودند، اقدام به فرار کرد. در همان لحظه، مامور کلانتری با کلت کمری از پشت به او شلیک کرد؛ شلیکی که به قطع نخاع او منجر شد. او را پس از دورهای کوتاه و ناتمام از درمان، با همان وضعیت بحرانی به زندان منتقل کردند. محیط آلوده زندان و عدم رسیدگی پزشکی سبب شد او به زخم بستر شدید مبتلا شود، تا اینکه سرانجام با قید وثیقه آزادش کردند.
او در این ویدیو با بغض و اعتراض میپرسد: «کجای دنیا برای یک پرونده حقوقیِ عادی و ناتوانی در پرداخت مهریه، به متهم شلیک میکنند؟» ادریس میگوید ماموری که به او شلیک کرده بود، بعدها در دادسرای نظامی به سادگی تبرئه شد.
حالا این مرد مانده و دختر نوجوانش؛ دختری که مجبور به ترک تحصیل شده تا تماموقت از پدرش پرستاری کند و خود نیز در این سن کم، تحت تاثیر فشارهای جسمی ناشی از تر و خشک کردن پدرش به دیسک کمر مبتلا شده است. سرگذشت این شهروند جوانرودی، تصویری عریان از یک تراژدی دردناک است.
ادامه👇 | 4 974 |
| 20 | خانواده هومن کیانی مراسم سالگرد او را کنار مزارش با وجود فشارهای امنیتی برگزار کردند.
هومن کیانی ۲۲ ساله و تنها فرزند خانواده بود. او دانشجو و امدادگر و پسر یک تکنسین پزشکی بود که از کودکی یاد گرفته بود زندگیها را نجات بدهد، نه بگیرد.
شامگاه ۲۵ خرداد ۱۴۰۴ یعنی در روز دوم از جنگ ۱۲ روزه، هومن با دوستش از خیابان چهارباغ داشت به سمت خانه برمیگشت.
در محله مرداویج، خودروشان به ایست بازرسی بسیج رسید. راننده کمی دیر ترمز کرد. همین کافی بود که مأموران بدون هیچ هشداری شلیک کنند. دو گلوله یکی به ریه، یکی به کبد او خورد.
دوستش نیز از ناحیه پا زخمی شد. هومن را با دو گلوله در سینه، به بیمارستان الزهرا رساندند. اما ساعت ۳:۳۰ بامداد ۲۶ خرداد، جانش را از دست داد.
این رژیم در روزهایی که ادعا میکرد دارد از مردم ایران دفاع میکند، اینچنین مردم خودش را میکشت. شهروندانی که نه با بمب دشمن که با کلاشنیکف بسیجیهایی کشته میشدند که مدعی بودند مأموریتشان «حفاظت از مردم» است.
خانواده هومن ماههاست زیر فشارهای امنیتی سکوت کردهاند.
ما صدایشان را به جای آنها بلند میکنیم تا فراموش نشود جمهوری اسلامی چه جانهای عزیزی را گرفت. | 4 300 |
Уже доступно! Исследование Telegram 2025 — ключевые инсайты года 
