میخواهم زنده بمانم
Відкрити в Telegram
روزمرگیهای یک جنگجوی تنها و مغلوب. 🦋🍂🪷🪴🐋🥑🪐🌙🌧🌂🌊🪶🎧📚 http://t.me/BluChtBot?start=63a7aa03badbaa8c8d41
Показати більшеКраїна не вказанаКатегорія не вказана
547
Підписники
+424 години
+87 днів
+10830 днів
Архів дописів
بعضی وقتها سوزش زخمت انقدر عمیق و زیاده که فقط میخوای از اون درد رها بشی، شاید به هر قیمتی. اما خدا جور دیگهای کارو برات درمیاره. که هم دردت آروم بشه و هم از مسیر رشد خارج نشی. پس اگه دیدی به هر دری زدی و نمیشه سعی کن چیزی که نشست توی دامنت رو بپذیری، بشناسی، دوست داشته باشی و از زندگی کردنش لذت ببری.
امشب که داشتم بند کفشم رو میبسم، با خودم گفتم: هر اتفاقی قراره بیفته، باهمهی رنجها و خوبیهاش میپذیرم. من خیلی پوست کلفتتر از اینهام. هر تجربهی جدیدی که قراره رقم بخوره، میپذیرمش.
بییشترین تلاشِ من توی زندگی، صرف نگهداشتن آدمها میشده که خب همیشه نتیجهی عکس داشت. این روزها که خودمو گذاشتم زیر ذرهبین، فهمیدم زندگی تو همهی این سالها داشته بهم رها کردن، وابسته نبودن و زیادی نبودن رو یاد میداده. اینکه ارزشِ من صرفا به بودنمه. نه دوستداشتنی بودن، نه ترک نشدنی بودن و نه هیچکدوم از حسهای مشابه دیگه، که تنها و تنها بودنم. چون همهی این احساسها توی زندگی آدمها نسبیه و کم یا زیاد وجود داره. و پدیدههای فانی و گذرا، نمیتونن میزانی برای ارزشمندی ما باشن.
آبی خاکستری، شبیه رنگ گرگ و میش آسمون قبل از طلوع ماه.
https://t.me/beginningof18
اگه میخوای بهت بگم از نظر من وایب چه رنگی رو میدی(ممکنه بعضی رنگها عجیب و ساختگی باشن)، این پیامو ارسال کن کانالت.
قبلش چک کن که پیام خط نخورده باشه.
