uk
Feedback
𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞

𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞

Відкрити в Telegram

هنوز مطمئن نیستم. از زندگی، از خودم، از تو. از ما. اینجا "از من" می‌نویسم. _اینجام اگه دلت بود "از خودت" برام بنویسی. https://t.me/HarfChatBot?start=79de261b47f0

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 170
Підписники
+1124 години
+827 днів
+25130 день
Архів дописів
می‌گه اگه بچمون‌ به دنیا اومد بهش می‌گم مادرت کاری کرد جهنم زانو بزنه:))))
+1
می‌گه اگه بچمون‌ به دنیا اومد بهش می‌گم مادرت کاری کرد جهنم زانو بزنه:))))

من؟ من همیشه با دلم تصمیم گرفتم. دلم گفت برو، رفتم. دلم گفت نرو، موندم. دلم گفت زندگیت‌ رو داغون کن، کردم. دلم گفت حالا همه‌چی رو درست کن، درستش‌ هم کردم‌. حالا که به پشتِ مسیرم نگاه می‌کنم می‌بینم دلم همیشه بهترین تصمیم رو برام گرفته‌. نمی‌دونم الان توی چه وضعیتی هستی که اینو می‌خونی بچه ولی اینو می‌گم و اگه خواستی گوش کن. به حرف دلت گوش بده‌. اون همه‌چی رو می‌دونه، حتی چیزهایی که تو نمی‌دونی. ولی یادت هم باشه دل همیشه تمامِ نقشه نیست، جهت رو می‌ده ولی مسیر رو باید با دیدنِ زمین و خاطره‌ها و مقصد کامل کرد.

Repost from N/a
بیست سال دیگه بچم نگام میکنه بم میگه تو چی میفهمی از عشق اونجاست که ی دل سیر گریه می‌کنم بعد میزنم زیر گوشش

گفت: دلم می‌خواد جیغ بزنم ولی برازنده‌ی خودم نمی‌بینم. این همه سال تمام احساساتم‌ رو درونم تجربه کردم, تمام جیغ‌هام رو ریختم توی خودم.

بلند بخند. لبخند محوت را چه‌کسی باور کرد.

«یحیی جان، زن‌ها می‌توانند عاشقت بمانند، اما چیزی درون‌شان نسبت به تو عوض بشود.‌ آن‌ها می‌توانند در عین عشق و علاقه، هرگز تو و زندگی کنار‌ تو را نخواهند.»

یک‌چیزی که در مورد آدم‌‌‌ها جالبه اینه که گاهی‌اوقات چنان دچار تغییرات عظیمی توی خودت می‌شی که نمی‌تونی با روش‌های قبلی با خودت رفتار کنی. مثلا من همیشه وقتی گنگ بودم می‌دونستم باید برنامه بنویسم تا بیفتم روی روال، اما الآن هربار که می‌خوام برنامه بنویسم یادم می‌ره باید بنویسم و حتی بعد نوشتن هم یادم می‌ره برنامه نوشتم. مثلا دیروز می‌خواستم برم بیرون و نیم‌ساعت تمام داشتم دل‌دل می‌کردم خدایا چیکار می‌خواستم بکنم. حتی حین لباس پوشیدن هم فکرم درگیر این بود که انگاری یک‌کار نکرده دارم. واقعا هرروز با یک‌ کشف جدیدی از خودم دارم سورپرایز می‌شم و این واقعا خیلی جالبه.

سخت رها می‌کنی؛ چه آدم‌ها را، چه خاطره‌ها را و چه سوال‌هایی که جواب قطعی ندارند‌.

قلبم برات بابا

Repost from N/a
دنیا بعد از تو دیدن نداشت، باور کن. چیزی رو از دست ندادی. فقط تماشای من رو از دست دادی، که ببینی چقدر ماهر شدم بابا. چه بازیگ
دنیا بعد از تو دیدن نداشت، باور کن. چیزی رو از دست ندادی. فقط تماشای من رو از دست دادی، که ببینی چقدر ماهر شدم بابا. چه بازیگر درجه یکی شدم. همیشه نگران بودی که دروغ گفتن بلد نیستم، می گفتی خودتو لو میدی وقتی یه مرگت هست، نه دیگه یاد گرفتم، کاش بودی و می دیدی.. ولش کنیم این حرفا رو.ببخش، نشد اونی که دوست داشتی بشم. اون همه قول که بهت دادم، به یکیش هم عمل نکردم و تو هیچ وقت به روم نیاوردی. کادوی تولد امسالم این باشه یه شب رو دور بمونم از غم. هایده بذارم و تنهایی گوش کنم و به جاده چالوس فکر کنم و قر دادن های تو پشت فرمون...نه بابا، امشب گریه نمی کنم. برای تو؟ نه. برای نبودنت؟ نه. قوی شدم دیگه.. تولدم بعد تو غمگینه بابا, دنیا بعد از تو شده شبیه کوچه بازار شب عید، شلوغ و پرهیاهو و پر از غریبه. یادته دستمو می گرفتی و تندتند رد می شدیم تا برسیم به شرکت؟ توی راه می گفتم بابا اینو می خری برام؟ برا اونو می خری برام؟ می گفتی بیا بریم، اینجا واسه ما چیزی نیست باباجون... هنوز هم اینجا واسه ما چیزی نیست باباجون، کاش روز تولدم پیشت بودم، هرجا هستی بهشت همونجاست..

هر صبحی که می‌شه گول زدن خودمم باهاش شروع می‌شه. من کلهم فقط دارم خودمو گول می‌زنم. اصلا ادامه دادن بی‌ تو بی‌معنیه. هر کسی هم خلاف اینو بگه دروغه.

من دیگه نمی‌دونم امیدم رو از کدوم ویرانه جمع کنم. اصلا امید تو بودی بابا. زندگی تو بودی بابا. می‌باختم؟ می‌گفتم باشه دوباره شروع می‌کنم بخاطرِ بابا. نشد؟ من یه کاری می‌کنم بشه بخاطر بابا. بابا تو دلیل جنگیدنم‌ بودی خودتم اینو خوب می‌دونستی‌.

نمی‌دونم دردم چیه‌. ولی درمونش تویی بابا. خیلی زود تنهام گذاشتی. چطور دلت اومد بری بابا می‌دونستی من بدون تو دووم‌ میارم. من زندگی رو بلد نیستم بدون تو بابا

Farshid-Amin-Nastaran-320.mp310.05 MB

اون لحظه‌ای که فکر می‌کنی چیزی برای از دست‌دادن نداری می‌بینی آخرین چیزی که از دستت افتاد زمین خودت بودی‌.

پرایوت شیر می‌کنید برای فرد x ؟ خوشا

نجات‌دهنده ریحانه‌ست. امشب واقعا نجات‌دهنده ریحانه بود.
+3
نجات‌دهنده ریحانه‌ست. امشب واقعا نجات‌دهنده ریحانه بود.

خیلی برام دردناکه که چطور همیشه در آغوش من راهی برای بازگشت آدم‌ها و دوست‌داشته شدن هست، ولی کسی که هیچوقت بغلش نکردم، خودم بودم.

هرچقدر من می‌خوام بیام بنویسم تو چنل می‌بینم این دو نفر قشنگ‌تر می‌گن و من کم میارم کنارشون.

photo content
+2