𝐧𝐚𝐢𝐯𝐞
رفتن به کانال در Telegram
هنوز مطمئن نیستم. از زندگی، از خودم، از تو. از ما. اینجا "از من" مینویسم. _اینجام اگه دلت بود "از خودت" برام بنویسی. https://t.me/HarfChatBot?start=79de261b47f0
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 170
مشترکین
+1124 ساعت
+827 روز
+25130 روز
آرشیو پست ها
1 174
تعارف ندارم که با خودم، دارم میبینم. رنج منو خیلی ساکت کرد. گاهی به خودم تو آیینه میخندم تا شاید اثری داشته باشه ولی ادم تو آیینه توی نگاهش یه احمق خیلی بزرگ خوابیده که میگه سعی نکن بیفایدهست. منم هرروز دارم تلاش میکنم بفهمونش آدمی که تلاش نکنه، آدمِ مردهست. من حداقل توی این دنیای کثیف دارم سعی میکنم که شاد باشم. تو چی؟ هیچچیزی بهم نمیگه. انگار چیزی که میدونه خیلی بزرگتر از تمام اینچیزهاست. بهش میگم بگو اون چیزی رو که نمیگی بهم. میگه یه بار تو زندگیت صبور باش، بهت قول میدم به تجربهش میارزه. بذار پایان غافلگیرت کنه. ولی احمق من نمیخوام صبر کنم. آدمی که صبوره میدونه چیزی در آینده منتظرشه. من چی؟ بهم میگه باور کن وقتی کسی یا چیزی در جایی منتظرت نباشه راحتتری. بهش نگاه میکنم و میگم تو الان یه آدمِ راحت میبینی؟ بهم میگه مغلطه نکن. آدمِ عجول هم مطمئنه یه چیزی جلوتر انتظارش رو میکشه. ولی تو، مطمئنم حتی نمیدونی منتظر چی هستی که این همه دیر کرده. راست میگه. نمیدونم. دنبال شادیام؟ مگه من میتونم بعد از بابام آدمِ شادی باشم؟ دنبالِ آرامشم؟ ذاتا وجود نداره. امشب هم آدمِ توی آیینه پیروز شد.
1 174
قطع امید کردی؟ صبح پاشدی هیج نگاه کردی؟ به آسمون نگاه کردی؟ نمیخوای اون دم صبح، اون طلوع آفتاب نمیخوای ببینی؟ سرخ و زرد آفتاب موقع غروب دیگه نمیخوای ببینی؟ ماه رو دیدی؟ نمیخوای این ستارهها رو ببینی؟ شب مهتاب اون قرصِ کامل ماه دیگه نمیخوای ببینی؟ چشمات میخوای ببندی؟ بابا اینا تماشایی داره! میخوان از اون ور دنیا بیان ببین اینجارو شما میخوای خودتو به اون دنیا بفرستی. همهی اینها رو قلم بزن. همهی اینها رو رد میشیم. از مزهی یه گیلاس میخوای بگذری؟
_طعم گیلاس.
1 174
من؟ من همیشه با دلم تصمیم گرفتم. دلم گفت برو، رفتم. دلم گفت نرو، موندم. دلم گفت زندگیت رو داغون کن، کردم. دلم گفت حالا همهچی رو درست کن، درستش هم کردم. حالا که به پشتِ مسیرم نگاه میکنم میبینم دلم همیشه بهترین تصمیم رو برام گرفته. نمیدونم الان توی چه وضعیتی هستی که اینو میخونی بچه ولی اینو میگم و اگه خواستی گوش کن. به حرف دلت گوش بده. اون همهچی رو میدونه، حتی چیزهایی که تو نمیدونی. ولی یادت هم باشه دل همیشه تمامِ نقشه نیست، جهت رو میده ولی مسیر رو باید با دیدنِ زمین و خاطرهها و مقصد کامل کرد.
1 174
Repost from N/a
بیست سال دیگه بچم نگام میکنه بم میگه تو چی میفهمی از عشق اونجاست که ی دل سیر گریه میکنم بعد میزنم زیر گوشش
1 174
گفت: دلم میخواد جیغ بزنم ولی برازندهی خودم نمیبینم. این همه سال تمام احساساتم رو درونم تجربه کردم, تمام جیغهام رو ریختم توی خودم.
1 174
«یحیی جان، زنها میتوانند عاشقت بمانند، اما چیزی درونشان نسبت به تو عوض بشود. آنها میتوانند در عین عشق و علاقه، هرگز تو و زندگی کنار تو را نخواهند.»
1 174
Repost from مَرد سانفرانسیسکویی
یکچیزی که در مورد آدمها جالبه اینه که گاهیاوقات چنان دچار تغییرات عظیمی توی خودت میشی که نمیتونی با روشهای قبلی با خودت رفتار کنی. مثلا من همیشه وقتی گنگ بودم میدونستم باید برنامه بنویسم تا بیفتم روی روال، اما الآن هربار که میخوام برنامه بنویسم یادم میره باید بنویسم و حتی بعد نوشتن هم یادم میره برنامه نوشتم. مثلا دیروز میخواستم برم بیرون و نیمساعت تمام داشتم دلدل میکردم خدایا چیکار میخواستم بکنم. حتی حین لباس پوشیدن هم فکرم درگیر این بود که انگاری یککار نکرده دارم. واقعا هرروز با یک کشف جدیدی از خودم دارم سورپرایز میشم و این واقعا خیلی جالبه.
