uk
Feedback
کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

کافه‌ مستاجر پلاک ۱۲

Відкрити в Telegram

سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه می‌نویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلم‌ها، شب‌های طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشته‌ها، پلی‌لیست‌ها، و هر چیزی رو پیدا می‌کنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.

Показати більше
Країна не вказанаКатегорія не вказана
1 815
Підписники
+3524 години
+507 днів
+9130 день
Архів дописів
Cactus ep3.mp39.06 MB

خاطراتِ یک کاکتوس - قسمتِ دوم.pdf1.20 KB

Cactus ep 2.mp39.06 MB

خاطراتِ یک کاکتوس - قسمتِ اول.pdf1.33 KB

Cactus ep 1.mp310.31 MB

بعد از آلبوم‌های #پادشاه_تاریکی و #داستان_لوسیفر، #خاطرات_یک_کاکتوس سومین آلبومِ داستانیِ این مجموعه‌س. این یکی رو هم مثلِ قب
بعد از آلبوم‌های #پادشاه_تاریکی و #داستان_لوسیفر، #خاطرات_یک_کاکتوس سومین آلبومِ داستانیِ این مجموعه‌س. این یکی رو هم مثلِ قبلیا به همراهِ متن و ترجمه‌ش براتون منتشر می‌کنم و امیدوارم همون‌طوری که قبلیا رو‌ دوست داشتید، این یکی رو هم دوست داشته باشید.

باید به فکرِ پرسپکتیو‌های‌ بیشتری برای کاراکترهام باشم.
باید به فکرِ پرسپکتیو‌های‌ بیشتری برای کاراکترهام باشم.

هفته‌ی‌ دیگه این فصلِ House of Dragon هم به پایان می‌رسه و دوشنبه‌هام بدونِ سریال می‌مونه. آخرین بار این حس رو نسبت به From داشتم. خدافظی با حسی که یک روز در هفته رو منتظرِ سریالت بودی و مجبور شی باهاش بای‌بای کنی تا سالِ دیگه که معلوم نیست مُرده‌ام یا زنده رو اصلاً دوست دارم. آخه سالی یه‌بار، فقط هشت قسمت لعنتیا؟

فعلاً این سینگل ترک رو گوش بدید تا فردا آلبومِ "خاطراتِ یک‌ کاکتوس " رو منتشر کنم. راستی، هر آهنگی رو دیدید که خواننده‌ش اسمی نداره و به‌جاش اون پایین فقط اسمِ کانال نوشته، بدونید که تمامش با هوش مصنوعی ساخته شده و متن و تنظیماتِ پرامتش رو خودم نوشتم :))

you-were-home.mp36.60 MB

کم‌کم‌ باید بگردم پاتوق‌های جدید پیدا کنم توی این خراب شده.

لعنتی تو چرا انقدر خوب منو می‌شناسی آخه.
لعنتی تو چرا انقدر خوب منو می‌شناسی آخه.

.

+5
47242766.mp32.80 MB

شنیدین می‌گن طرف دچارِ Ptsd شده؟ انگار رفتنم از تهران و خدافظی با دوستام رو‌ تا الان باور نکرده بودم و صرفاً در شوکِ ماجرا بودم، تازه کم‌کم دارم با حقیقت، و عمقِ ماجرا و سوگش مواجه می‌شم و هرلحظه بیشتر سمتِ فروپاشی می‌رم.

تاحالا انقدر دلم برای دوستام تنگ نشده بود.

کاش یه نوع پول درآوردنی وجود داشت که می‌گفت بمون خونه، بیرون نیا، بهت حقوق می‌دم، هرچند از کار نکردن و کار کردن، یک اندازه متنفرم.

نمی‌دونم. قسمتِ جدیدِ House of dragons رو‌ دیدم‌ و عمیقاً نیاز دارم با یکی درموردش حرف بزنم. عاشق تک‌به‌تکِ سکانس‌های اژدها دارِ این سریالم. گریه.

این شرایط، همیشه تصویری بود که از آینده‌ام توی ذهنِ خودم تصور داشتم، یک خونه‌ی دنج، دختری که عاشقشم، و یک گربه. اون موقع‌ها ه
این شرایط، همیشه تصویری بود که از آینده‌ام توی ذهنِ خودم تصور داشتم، یک خونه‌ی دنج، دختری که عاشقشم، و یک گربه. اون موقع‌ها همچین چیزی انقدر دور از ذهن نبود برام، ولی هیچ‌‌وقت اتفاق نیوفتاد. زندگی باهام نامهربون‌تر از این حرفا بود.

+5
Playlivst.mp312.81 MB